ابرهای مواج مشتری

بیگ بنگ: ابرهای مشتری چگونه حرکت می کنند؟ برای پاسخ به این سوال، تصاویری که فضاپیمای جونو ناسا در حین آخرین عبورش از نزدیکی مشتری گرفته تجزیه و تحلیل شده و به طور دیجیتالی در یک ویدیوی تایم لپس برونیابی شدند.

این ویدیوی تایم لپس هشت ثانیه‌ای که بطور دیجیتالی بین دو عکسی که با فاصلۀ ۹ دقیقه از یکدیگر گرفته شده‌اند برونیابی شده، برآورد می کند که ابرهای مشتری چگونه ظرف مدت ۲۹ ساعت حرکت می کنند. این نتایج شبیه یک توهم است. هرچند، این انیمیشن کامپیوتری نشان می دهد که طوفان‌های دایره‌ای مارپیچی حرکت می کنند، در حالیکه نوارها و مناطق در جریان هستند. این حرکت کلی تعجب‌آور نیست و قبلأ نیز در ویدیوهای تایم‌لپس ِ مشتری دیده شده، اگرچه هرگز با جزئیات ارائه نشده است. این منطقۀ برجسته حدود چهار برابر مساحت نقطه سرخ بزرگ مشتری است. نتایج جونو به طور غیرمنتظره‌ای نشان می دهد که پدیده‌های آب و هوایی مشتری می توانند تا اعماق ابرها نفوذ کرده باشند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

هرشل تابش لیزری نادری را در سحابی مورچه شناسایی کرد

هرشل تابش لیزری نادری را در سحابی مورچه شناسایی کرد

ستارهشناسان به کمک تلسکوپ فضایی هرشل تابش لیزری نادری را از سحابی سیارهای مِنزِل ۳ (۳ Menzel) شناسایی کردند. ممکن است این تابش حاکی از وجود منظومۀ ستارهای دوتایی در مرکز این سحابی باشد.

سحابی سیاره‌ای مِنزل ۳ اغلب با نام سحابی مورچه شناخته میشود. سحابی مورچه، سحابی سیاره‌نمای دوقطبی در صورت فلکی گونیاست که حدود ۸ هزار سال نوری از زمین فاصله دارد. این سحابی نیز مانند سایر سحابی‌های سیاره‌نما ناشی از مرگ ستاره‌ای نسبتاً کم جرم است که با بیرون راندن لایه‌های خارجی خود، به صورت ستارۀ کوتوله سفیدی در آمده است. سحابی مورچه را نخستین‌بار دونالد مِنزِل، منجم امریکایی، در سال ۱۹۲۲/۱۳۰۱ رصد کرد. همچنین دکتر منزل از نخستین کسانی بود که، پیش از کشف لیزر در آزمایشگاه، معتقد بود در شرایطی خاص «نور تقویت شدۀ ناشی از گسیل القایی تابش» (به عبارتی Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation یا به اختصار LASER) میتواند در سحابیها نیز رخ دهد.

اکنون دادههای جدید هرشل تابش شدید لیزری را از مرکز سحابی مورچه نشان میدهد. این نوعِ نادر از تابش که فقط تحت شرایط فیزیکی خاصی رخ میدهد تابش لیزری بازترکیب هیدروژن (hydrogen recombination laser emission) نامیده میشود. این نوع انتشار لیزر نشان دهندۀ وجود گازی در نزدیکی ستاره است که ده هزار برابر گاز سحابیهای سیارهنما و بخش‌های قابل مشاهدۀ سحابی مورچه چگالی دارد. از طرفی، فضای نزدیک ستاره‌ای که به پایان عمر خود رسیده تقریباً خالی‌ است، چون همۀ مواد لایه‌های بیرونی ستاره به بیرون پرتاب شد‌ه‌اند (منظور از نزدیک فاصلۀ مثلاً خورشید تا زحل است). وجود قرصی چرخان تنها راهی است که امکان وجود چنین گاز چگالی را در اطراف ستاره‌ فراهم می‌کند. چنین قرصی نیز نشان دهندۀ وجود ستاره‌ای همدم است زیرا گازی را که در حال خروج است به‌سختی میتوان در مداری به دور ستاره به دام انداخت؛ مگر اینکه ستارۀ همدم مسیر گاز را منحرف و به سمت قرص هدایت کند. شایان ذکر است، ستاره‌شناسان هنوز ستارۀ دوم را که در قلب سحابی پنهان شده رصد نکردهاند.

شناسایی هلیوم در جو یک سیاره فراخورشیدی

بیگ بنگ: تیمی بین‌المللی از ستاره‌شناسان، در جوِ WASP-107b، هلیوم- دومین عنصر فراوان بعد از هیدروژن، در کیهان- شناسایی کردند. WASP-107b سیاره فراخورشیدی فرانپتونی، در فاصلۀ تقریبا ۲۰۰ سال نوری در صورت فلکی سنبله است. این اولین باری است که این گازِ بی‌اثر  در جو سیاره‌ای فراخورشیدی شناسایی شده است.

به گزارش بیگ بنگ، هلیوم برای اولین‌بار در سال ۱۸۶۸ به صورت نشانه خط طیفی زرد نامعلومی در نور خورشید کشف شد. ستاره‌شناس انگلیسی، نورمن لاک‌یر، اولین کسی بود که اعلام کرد این خط به علت عنصر جدیدی است و آن را، پس از تیتان یونانیِ خورشید، هلیوس نامید. این تیم تحقیقاتی، به سرپرستی ستاره‌شناس دانشگاه اکستر، “جسیکا اسپیک” با استفاده از دوربین ۳ میدان باز روی تلسکوپ فضایی هابل توانستند این عنصر را در جو سیارۀ WASP-107b کشف کنند.

اسپیک گفت: «بعد از هیدروژن، هلیوم دومین عنصر رایج در جهان است. همچنین یکی از اجزای اصلی سیاره‌های مشتری و زحل در منظومه شمسی ما است. با این حال تاکنون در سیارات فراخورشیدی هلیوم شناسایی نشده بود، علیرغم اینکه در جستجوی آن بودیم.» WASP-107b یکی از کم‌چگال‌ترین سیاراتِ شناخته‌شده است: در حالی که اندازۀ این سیاره مشابه با مشتری است اما جرم آن فقط ۱۲٪ جرم مشتری می‌باشد. این سیاره که هر شش روز یک بار به دور ستارۀ میزبان خود- ستاره بسیار فعال توالی اصلی نوع K به نام WASP-107 – می‌چرخد، یکی از سردترین جوهای سیارات فراخورشیدی‌ای که تاکنون کشف شده‌اند، را دارد؛ هر چند در دمای ۵۰۰ درجه سلسیوس هنوز بسیار داغ‌تر از زمین است.

ستاره‌شناسان گفتند: «میزان هلیوم کشف‌شده در جو WASP-107b آنقدر زیاد است که جو بالایی آن باید ده‌ها هزار مایل به سمت بیرون، در فضا، گسترش یابد. از آنجایی که جو WASP-107b بسیار گسترده شده است، مقدار قابل توجهی از گازهای جو خود را به فضا وارد می‌کند، یعنی آنها را از دست می‌دهد- بین ۰٫۱ تا ۴ درصد از کل جرم جو آن در هر یک میلیارد سال.»

اسپیک و همکارانش با تجزیه و تحلیل طیف نوری که از قسمت بالایی جو می‌گذرد، توانستند وجود هلیوم در کشف کنند. قدرت چشمگیر سیگنال اندازه‌گیری‌ شده، از تکنیک جدیدی استفاده کرد که بر اندازه‌گیری‌های فرابنفش که برای مطالعۀ جوهای بالایی سیارات فراخورشیدی به کار می‌روند، متکی نیست. این ستاره‌شناسان باور دارند که این تکنیک جدید، که از نور مادون قرمز استفاده می‌کند، می‌تواند مسیرهای جدیدی را برای بررسی جو سیارات فراخورشیدیِ اندازه زمین، که در قسمت‌های دورتر کیهان یافته شده‌اند، بگشاید.

اسپیک گفت: «این سیگنال قوی هلیوم که ما اندازه‌گیری کردیم، تکنیک جدیدی را برای مطالعۀ لایه‌های بالایی جوهای فراخورشیدی در طیف وسیع‌تری از سیارات، نشان می‌دهد. روش‌های فعلی، که از نور فرابنفش استفاده می‌کنند، به نزدیک‌ترین سیارات فراخورشیدی محدود هستند. می‌دانیم که در جو بالایی زمین هلیوم وجود دارد و این تکنیک جدید می‌تواند در تشخیص جوهای اطراف سیارات فراخورشیدیِ اندازۀ زمین به ما کمک کند- چیزی که با تکنولوژی فعلی بسیار دشوار است.»

یکی از اعضای تیم، دکتر دیوید سینگ از دانشگاه اکستر، گفت: «روش جدید ما، به همراه تلسکوپ‌های آینده مانند تلسپکوپ فضایی جیمز وب، به ما امکان تجزیه و تحلیل جوهای سیارات فراخورشیدی را به طور خیلی دقیق‌تر از قبل، می‌دهد.» یکی از اعضای تیم، دکتر تام اوانر از دانشگاه اکستر، گفت: «هلیومی که ما کشف کردیم به صورت ابر ناهمواری که سیاره را احاطه می‌کند، در فضا گسترش می‌یابد. اگر سیارات فراخورشیدی کوچکتر و به اندازه زمین نیز ابرهای هلیومی مشابهی داشته باشند، این تکنیک جدید، در آینده‌ای بسیار نزدیک وسیلۀ هیجان‌انگیزی را برای مطالعه جوهای بالایی فراهم می‌کند.» جزئیات بیشتر این پژوهش در مجلۀ Nature منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sci-news.com

راز “عمل شبح‌وار” چیست؟

به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، ۱۲ تیم از فیزیکدان در ۱۰ کشور، بیش از ۱۰۰ هزار داوطلب گیمر و بیش از ۹۷ میلیون واحد داده که همه آنها به صورت دستی و به صورت تصادفی تولید شده بودند را بررسی کردند. داوطلبان از مکان‌های مختلف در سراسر جهان یک بازی ویدئویی آنلاین را در ۳۰ نوامبر ۲۰۱۶ انجام دادند که میلیون‌ها بیت یا “رقم دودویی” -کوچکترین واحد داده‌های کامپیوتری- را تولید کردند.

سپس فیزیکدان‌ها از این بیت‌های تصادفی در آزمایش‌های موسوم به “زنگ”(Bell) استفاده کردند تا نشان دهند که ذرات درهم‌تنیده و یا ذراتی که حالت آنها به طور اسرارآمیزی باهم ارتباط دارد، می‌توانند به نحوی اطلاعات را سریع‌تر از آنچه نور می‌تواند سفر کند، منتقل کنند. ” مورگان میچل”، استاد کوانتوم‌شناسی در موسسه علوم فوتونی بارسلونا می‌گوید: یافته‌های اخیر با توصیف اینشتین با یک حالت شناخته شده به نام “واقع‌گرایی محلی” مخالف است.

وی افزود: ما نشان دادیم که دیدگاه اینشتین از واقع‌گرایی محلی، که در آن همه ذرات بعد از بر هم‌کنش، حتی با وجود چندین سال نوری فاصله، بازهم خواصشان باهم تغییر می‌کند و انتقال با سرعت بیشتر از سرعت نور ممکن نیست، نمی‌تواند درست باشد. حداقل یکی از این موارد نباید درست باشد. این مشاهدات، احتمال دو سناریوی پیچیده ذهنی را سبب می‌شود؛ یا نحوه مشاهدات ما از جهان در واقع آن را تغییر می‌دهد، یا ذرات به نحوی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند که ما نمی‌توانیم آن را ببینیم یا حس کنیم. یا احتمالا هر دو.

پدیده گره‌خوردگی یا برهم‌نهی کوانتومی می‌گوید برخی ذرات مثل ذرات فوتون‌ها و الکترون‌ها می‌توانند یک بار با هم تقابل کنند و روی هم اثر متقابل بگذارند ولی همچنان حتی پس از جدایی، کیفیت و ویژگی‌هایی مثل چرخش و اسپین و قطبیدگی و غیره مشترکی دارند، حتی اگر هزاران سال نوری از هم فاصله بگیرند. جالب است بدانید با تغییر یکی، دیگری نیز دچار تغییراتی می‌شود.

اینجاست که مرزهای کلاسیک شکسته می‌شود. اینشتین به این پدیده کوانتومی “عمل شبح‌وار” می‌گفت که نظر اینشتین را حوالی سال‌های ۱۹۳۵ جلب کرد. البته با این که اینشتین یکی از بنیانگذاران فیزیک کوانتومی بود، ولی هرگز کنش‌های بین ذرات کوانتومی را نمی‌توانست قبول کند. به خاطر همین مقاله‌ای مشترک با دو همکار دیگرش به نام روزن و پودولسکی داد که این نظریه با نام هر سه آنها مشهور شد.

در این مقاله ضمن این که گفتند در نظریات کوانتومی مشکلاتی وجود دارد، این ایده را مطرح کردند که متغیرهای پنهانی حلال مشکلات است. ظاهرا یکی از مهمترین علل مخالفت اینشتین با پدیده در هم‌تنیدگی کوانتومی این بود که نسبیت خاص را زیر سوال می‌برد. چون طبق نسبیت اعتقاد بر این بود که اطلاعات بیش از سرعت نور نمی‌توانند منتقل شوند.

در سال ۱۹۶۴ “جان بل” در آزمایشگاه خود یک رابطه ریاضی کشف کرد که به “نامساوی بل” مشهور شد و می‌توانست نظریات متغیرهای پنهانی اینشتین و همچنین نظریه کوانتومی را آزمایش کند. اگر نقض نامساوی بل در آزمایشاتش دیده می‌شد یعنی نظریه کوانتومی پیروز بود. اما این مساله تا دهه هشتاد میلادی طول کشید.

دو فیزیکدان به نام‌های “استوارت فریدمن” و “جان کلاورز” در دانشگاه برکلی آمریکا موفق شدند با اندازه‌گیری قطبش فوتون‌هایی که قبلا با یکدیگر برهم‌کنش داشته‌اند، نقض نامساوی بل و در نتیجه وجود پدیده اسرارآمیز درهم‌تنیدگی کوانتومی را برای اولین بار به طور تجربی مشاهده کنند. سال ۸۲ میلادی نیز یک فرانسوی به نام “الن اسپک” با افزایش دقت دوباره، پدیده درهم‌تنیدگی را تست کرد و پیروز شد.

سال ۲۰۰۸ نیز در دانشگاه ژنو این مساله مجدد آزمایش شد و نشان داده شد که سرعت انتقال اطلاعات به بیش از ۱۰ هزار برابر سرعت نور می‌رسد. برای انجام آزمایشات بل، فیزیکدانان از اندازه‌گیری‌های تصادفی انتخاب شده مانند قطبی شدن دو ذره درهم، مانند فوتون‌ها که در مکان‌های مختلف وجود دارند، مقایسه می‌کنند. اگر یک فوتون در یک جهت (به عنوان مثال بالا) قطبی شده باشد، دیگری تنها درصد مشخصی از زمان به سمت طرفین خواهد رفت.

اگر تعداد دفعاتی که اندازه‌گیری‌های ذره‌ای یکدیگر را تکرار و تایید می‌کنند بالاتر از میزان مشخصی باشد، بدون در نظر گرفتن ماهیت ذرات و یا مرتبه‌ای که در آن اندازه‌گیری‌ها انتخاب شده است، نشان می‌دهد که ذرات جدا شده حالت خود را در همان لحظه‌ای که اندازه‌گیری می‌شوند، “انتخاب” می‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که ذرات می‌توانند بلافاصله با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. یا به اصطلاح همان عمل شبح‌وار در یک فاصله که اینشتین را بسیار ناراحت کرده بود.

این واکنش‌های هماهنگ شده در نتیجه با مفهوم وجود مستقل مخالف است؛ دیدگاهی که پایه و اساس اصل واقع‌گرایی محلی را بر پایه قوانین مکانیک کلاسیک شکل می‌دهد. اما آزمایش‌ها نشان داد که ذرات گره‌خورده حالت‌های همبسته را نشان می‌دهند. موضوعی که نشان می‌دهد رفتار ذرات جهان واقعا شبح‌وار است و اینشتین اشتباه می‌کرده است.

با این حال، آزمایش‌های بل نیازمند انتخاب اندازه‌گیری به صورت واقعا تصادفی است و این سخت است. زیرا از آنجا که عوامل ناشناخته می‌تواند انتخاب محققان را تحت تاثیر قرار دهد، حتی تولید داده‌های تصادفی کامپیوتر نیز به طور کامل تصادفی نیست. دانشمندان گزارش دادند این یک نقص در آزمایش‌های بل است که به عنوان “گسست آزادی انتخاب” شناخته می‌شود. هر یک از آزمایشگاه‌ها، آزمایش‌های مختلف را با استفاده از ذرات مختلف از جمله اتم‌های تک، گروه‌های اتمی، فوتون‌ها و دستگاه‌های ابررسانا انجام دادند و نتایج آنها اختلاف شدیدی با واقع‌گرایی محلی نشان می‌دهد.

این آزمایش‌ها همچنین یک شباهت جذاب بین انسان و ذرات کوانتومی را در رابطه با تصادف و اراده آزاد نشان داد. “میچل” توضیح داد که اگر آزمایش‌های بل براساس اندازه‌گیری‌های تصادفی واقعی متاثر از انسان و نه متاثر از خود ذرات گره‌خورده انجام شود، آن زمان رفتارهای انسان و ذرات نیز به طور تصادفی بود. وی افزود: اگر ما آزاد باشیم، ذرات نیز چنین هستند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: Livescience.com

شواهدی از نخستین ستارگان کیهان مشاهده شد

بیگ بنگ: اخترشناسان با استفاده از قوی‌ترین تلسکوپ‌ها در زمین به شواهدی دست یافتند که نشان می دهد ستاره‌ها در ابتدای شکل‌گیری جهان در حال متولد شدن بودند؛ یعنی این فرایند تنها ۲۵۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ در حال انجام بوده است.

به گزارش بیگ بنگ، در آن زمان، جهان فقط دو درصد سنّ فعلی‌اش را داشت. بر اساس این یافته‌های جدید، رکورد قبلی برای شواهد زمان ایجاد ستاره شکسته شد! علاوه بر این، رکورد قدیمی‌ترین اکسیژن شناسایی شده هم با این یافته‌ها شکسته شد که قدمت آن به ۵۰۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ بر می گردد و در فاصله ۱۳٫۲۸ میلیارد سال نوری نسبت به ما قرار دارد. مطالعه سال‌های ابتدایی جهان با دشواری‌های بسیاری همراه است. ایدۀ روشنی نداریم که در آن زمان دقیقا چه اتفاقاتی روی داد و شناسایی هر نوع تابشی با دستگاه‌های موجود کاری بس دشوار و چالش‌برانگیز است.

پس از آن، اجرام موجود در جهان به تدریج قابل مشاهده‌تر شدند. یکی از این اجرام مورد توجه تیمی بین‌المللی از اخترشناسان قرار گرفته است. رهبری این تیم بر عهده «تاکویا هاشیموتو» اخترشناس دانشگاه اوساکا سانیو و رصدخانه اخترشناسی ملی ژاپن می باشد. این محققان با بهره‌گیری از «آرایه تلسکوپ میلی متری بزرگ آتاکاما» یا همان «آلما» در شیلی توانستند یکی از دورترین اجرام شناخته شده در جهان به نام کهکشان «MACS1149-JD1» را مورد بررسی قرار بدهند. اگرچه این کهکشان کم فروغ است، اما محققان نشانه‌های اکسیژن را در طیف آن شناسایی کردند. بر طبق طول موج نور که از فروسرخ تا ریزموج می باشد، تیم به این نتیجه رسید که کهکشان «MACS1149-JD1» در فاصله ۱۳٫۲۸ میلیارد سال نوری نسبت به زمین واقع شده است.

تلسکوپ بسیار بزرگِ متعلق به رصدخانه جنوبی اروپا با شناسایی نشر هیدروژن خنثی از این کهکشان، مهر تاییدی بر یافته‌های فوق زد. هاشیتومو خاطر نشان کرد: «من از دیدن سیگنال اکسیژن در داده‌های تلسکوپ آلما به هیجان آمدم. این اکتشاف تاثیر شگرفی بر دیدگاه‌های ما نسبت به جهانِ قابلِ مشاهده می گذارد.»

چرا اکسیژن اهمیت زیادی دارد؟ زیرا در جهان ابتدایی، هیچ اکسیژنی وجود نداشت. باید ستاره ها در شکل گیری این عنصر ایفای نقش کنند. اکسیژن در ستاره ها به وجود می آید. وقتی ستاره ها می میرند، اکسیژن را به فضای پیرامون خود منتشر می سازند. اکسیژن در آنجا در اثر تابش ستاره های دیگر یونیزه می شود؛ ستاره هایی که به صورت فروسرخ می درخشند. برای این که اکسیژن بتواند تابش فروسرخ را در کهکشان «MACS1149-JD1» ایجاد کند، آن کهکشان باید نسلی از ستاره ها را تولید کرده باشد که وارد حیات شده و سپس مُرده اند.

«نیکولاس لاپورته» کیهان شناس و یکی از اعضای تیم تحقیق در دانشگاه کالج لندن بیان کرد: «این کهکشان زمانی دیده شد که جهان فقط ۵۰۰ میلیون سال قدمت داشت اما هنوز جمعیتی از ستاره‌های بالغ در آن حضور دارند. پس ما می توانیم با بهره‌گیری از این کهکشان به بررسی دوره‌ای کاملا ناشناخته از تاریخ کیهانی بپردازیم.»

گام بعدی، پی بردن به این نکته بود که کهکشان «MACS1149-JD1» چگونه توانست اکسیژنِ مشاهده شده را به وجود آورد. محققان از داده‌های فروسرخ متعلق به دو تلسکوپ فضایی موسوم به «تلسکوپ فضایی هابل» و «تلسکوپ فضایی اسپیتزر» استفاده کردند. آنان دریافتند که روشناییِ این کهکشان را می توان با یک مدل توضیح داد. بر اساس آن، ستاره‌ها ۲۵۰ میلیون سال پیش شکل گرفتند. این مدل می گوید که نخستین دوره پیدایش ستاره‌ها باعث شد گاز از کهکشان فاصله بگیرد. این عامل به احتمال زیاد فرایند ایجاد ستاره را سرکوب کرده است. اما سپس گاز مجددا به درون کهکشان راه پیدا کرده و فاز دوم ایجاد ستاره را در ۵۰۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ رقم زده است. در ویدئوی زیر زوم به این کهکشان را می توانید مشاهده کنید:

ستاره‌های عظیم تازه متولد شده از این فاز دومِ ایجاد ستاره، نقش اصلی را در یونیزه کردن اکسیژنِ بر جای مانده از نسل اول داشته‌اند. یعنی ستاره‌ها پیشتر از آنچه ما بتوانیم با تلسکوپ‌هایمان ببینیم، در حال ایجاد بوده اند. همچنین ما فاصله چندانی با یافتن سپیده دم کیهانی نداریم؛ یعنی زمانی که اولین ستاره‌ها شکل گرفتند. در ویدئوی زیر شبیه‌سازی شکل‌گیری نخستین ستارگان را می بینید:

«ریچارد الیس» اخترفیزیکدان در دانشگاه کالج لندن گفت: «تعیین زمان وقوع سپیده دم کیهانی به مثابه هدف غایی کیهان‌شناسی و ایجاد کهکشان می باشد. با شناسایی کهکشان فوق ما توانسته‌ایم تفاوتی در مرزهای تاریخ کیهان‌شناسی پدید آوریم. از آنجا که همه ما از مواد ستاره‌ای پردازش شده ساخته شده‌ایم، این یافته به منشا خود ما نیز کمک می کند.» این مقاله در مجله معتبر Nature منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

 

انعکاس ناهید و ماه

بیگ بنگ: در پنجشنبه گذشته پس از غروب خورشید، در نزدیکی افق غربی، سیارۀ ناهید درخشان و یک هلال بلند و باریک ماه در یک دریای آرام انعکاس پیدا کردند.

ترکیب آسمانی و دوست داشتنی این دو چراغ درخشان در آسمان شب که از ساحل اقیانوس اطلس در سانتا مارینلا در نزدیکی رم ایتالیا عکاسی شده، در سراسر دنیا نیز دیده می شد. سطوح نسبتأ افقی امواج آرام با انعکاس نور در کنار دریا ستون‌های سوسو زنندۀ آب را نمایش می دادند. انعکاس‌های مشابه با کریستال‌های یخ جوی می توانند گاهی اوقات ستون‌های اسرارآمیز نور را به وجود آورند. البته، نور زمین به خودی خود ماه کم نور را در شب هنگام روشن می کند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

اخترشناسان سیاهچاله‌ای با بیشترین سرعت رشد را کشف کردند

بیگ بنگ: اخترشناسان سیاهچاله‌ای با بیشترین سرعت رشد در جهان یافتند که هر دو روز جرمی معادل دو برابر خورشید ما را میخورد، این سیاهچاله که عصر تاریک کیهان مربوط می شود بیش از ۱۲ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد. زمانیکه تخمین زده می شود این سیاهچاله جرمی معادل ۲۰ میلیارد برابر خورشید و رشدی معادل یک درصد در هر یک میلیون سال را داشت.

به گزارش بیگ بنگ، به گفتۀ “کریستین ولف” کیهان‌شناس دانشگاه ملی استرالیا: « اگر این غول در مرکز راه شیری قرار داشت، شکل‌گیری حیات بر روی زمین را به دلیل انتشار مقادیر زیادی از پرتو ایکس، غیر ممکن می کرد.» این سیاهچاله بسیار سریع رشد می کند و هزاران برابر بیشتر از یک کهکشان می درخشد و به دلیل گازهایی که روزانه می بلعد، سبب گرما و اصطکاک میشود، اگر این غول در مرکز کهکشان راه شیری قرار داشت ۱۰ برابر روشن‌تر از ماه کامل دیده می شد و از آن بعنوان یک نقطه فوق‌العاده درخشان که تقریبا دیدن تمام ستاره‌ها در آسمان را غیرممکن می کرد، یاد می شد.

انرژی آزاد شده از این سیاهچالۀ پرجرم که بعنوان اختروش نیز شناخته می شود بیشتر نور فرابنفش است و همچنین پرتو ایکس نیز ساطع می کند. زمانی که جهان در حال گسترش بود فضا این موج نورها را پخش کرد و آنها رنگش را عوض کردند، سیاهچاله‌هایی که سریع رشد می کنند بسیار نادر هستند و دانشمندان ماه‌ها در جست و جوی آنها بودند، تلسکوپ سازمان فضایی اروپا که حرکت‌های کوچک اجرام آسمانی را اندازه‌گیری می کند به دانشمندان برای این کار کمک کرد. تلکسوپ گایا تایید کرد که این جسم که آنها یافته‌اند نامزد یک سیاهچاله بسیار بزرگ است، همچنین کشف این سیاهچالۀ غول‌پیکر با استفاده از طیف نگار ۲٫۳ متری تلسکوپ ANU که رنگ‌ها را در چند طیف جدا می کرد، تایید کرد.

دکتر ولف مدیر این مطالعات گفت: «ما نمی دانیم که این سیاهچاله چگونه به این بزرگی و سرعت در نخستین دوران ِ جهان رشد کرده است. این نوع سیاهچاله‌ها بسیار درخشان هستند و می توانند بعنوان یک فانوس کیهانی برای مطالعه و شکل‌گیری عناصر در نخستین دوران کیهان مورد استفاده قرار گیرند. دانشمندا می توانند سایه اشیایی که در جلوی این سیاهچاله‌ غول‌پیکر قرار دارند را مشاهده کنند. سیاهچاله‌هایی که سریع رشد می کنند کمک می کنند که تیرگی اطراف سیاهچاله‌ها که با یون‌های گازی روشد می کنند، روشن شود که جهان را شفاف‌تر می کند. ابزارهایی که روی تلسکوپ‌های بسیار بزرگ زمینی ساخته می شوند در دهه‌های می توانند بطور مستقیم نحوۀ گسترش و انبساط ِ جهان را با کمک این سیاهچاله‌ها روشن سازند.»

ترجمه: رامین فخاری/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: dailygalaxy.com

سیاهچاله‌ها اجرامی اسرارآمیز

بیگ بنگ: اکثر مردم با شنیدن کلمه سیاهچاله، آنها را تونل‌هایی تاریک و طولانی تصور می کنند و عده‌ای ادعا می کنند که با ورود به سیاهچاله‌ها می توانیم به جهان‌های دیگری راه پیدا کنیم. به راستی ماهیت سیاهچاله‌ها چیست؟ چرا سیاهچاله‌ها رمزآلود هستند؟ در این مقاله قصد داریم حقایقی از سیاهچاله‌ها را برایتان آشکار کنیم.

به گزارش بیگ بنگ، هنگامی که یک ستاره بزرگ سوختش به اتمام می رسد جمع شده و کوچک می شود. مدتی بعد منفجر می شود و لایه‌های خارجی خود را از دست می دهد، سپس باز هم کوچک و کوچک‌تر می شود. در واقع ماده‌ای که ستاره از آن تشکیل شده آنقدر جمع می شود که به اندازه یک نقطه ریز در می آید، به بیانی دیگر ستارۀ پر جرم شروع به فروپاشی می کند و تا جایی ادامه می دهد و در خود جمع می شود که تبدیل به یک شی عجیب و غریب به نام “سیاهچاله” شود.

در حقیقت سیاهچاله‌ها به هیچ وجه چاله نیستند، در واقع اجرامی با جرم بسیار زیادی هستند که در یک محدوده چگالیده و فشرده، شده‌اند. آثار گرانشی سیاهچاله‌ها تا حدی است که حتی نور هم توان گریز از آنها را ندارد و بر اساس نظریه نسبیت اینشتین یک سیاهچاله تمام ماده و نور مجاور خود را می بلعد. یک سیاهچاله را هیچگاه نمی توان مشاهده کرد زیرا هیچگونه نوری نمی تواند از قدرت گرانش سیاهچاله‌ها فرار کند.

در همین حال نظریه نسبیت عام اینشتین پیش‌بینی می کند که یک جرم به اندازه کافی فشرده شده، می تواند سبب تغییر شکل و خمیدگی فضا-زمان و تشکیل سیاهچاله شود. در مرکز سیاهچاله یک نقطه تکینگی گرانشی است، ناحیه‌ای که در آن خمیدگی فضا-زمان بی نهایت می شود. مرز یک سیاهچاله یا مرزی که نور دیگر نمی تواند از آن به بیرون فرار کند را افق رویداد سیاهچاله می نامند.

آلبرت اینشتین وجود سیاهچاله‌ها را کشف نکرد بلکه این تئوری نسبیت او بود که تشکیل سیاهچاله‌ها را پیش‌بینی می کرد. در واقع این کارل شوارتزشیلد بود که اولین بار با استفاده از تئوری انقلابی اینشتین نشان داد که سیاهچاله ها می توانند شکل بگیرند. او دقیقا در سال ۱۹۱۵ درست همان سال که اینشتین تئوری نسبیت عام را ارائه کرد به این موفقیت بزرگ دست پیدا نمود.

تصویری از کارل شوارتزشیلد

تصویری از کارل شوارتزشیلد

از کارهای انجام شده توسط شوارتزشیلد عبارتی بنام شعاع شوارتزشیلد ابداء گردید که در واقع یک مقیاس اندازگیری بود از این که برای به وجود آوردن یک سیاهچاله چقدر نیاز است تا یک جسم را کوچک و فشرده نمود. مدت ها قبل از آن دانشمند انگلیسی جان میشل وجود “ستاره های سیاه” را بصورت اجرامی با چگالی و گرانش بسیار بالا که حتی نور نمی تواند از آن فرار کند، پیش بینی کرده بود. ولی در هر حال عنوان سیاهچاله در سال ۱۹۶۷ بصورت جهانی مورد پذیرش قرار گرفت.

ما در مورد مناطقی از فضا صحبت می کنیم که در آن ماده آنقدر به سبب تراکم فشرده شده است که تنها راه فرار از آن، حرکت با سرعتی بیش از سرعت نور است. و همانطور که می دانیم، شما نمی توانید سریع تر از سرعت نور حرکت کنید. بنابراین … هیچ راه فراری وجود ندارد. اگر بیش از اندازه به یک سیاهچاله نزدیک شوید بسیار بیش از آنچه بتوانید تصورش را کنید فشرده خواهید شد، شاید درون یک نقطه بی نهایت کوچک! یک سیاهچاله از طریق ردیابی آثار گرانشی‌اش قابل شناسایی است و اگر یکی از سیاهچاله‌های سرگردان بیش از حد به منظومه‌شمسی ما نزدیک شود، قدرت ویران کننده خود را بر تمامی سیارات گران بهای ما آشکار می کند.

طبقه‌بندی سیاهچاله‌ها براساس جرم

سیاهچاله‌ها از نظر جرم به چهار دسته تقسیم می شوند: ۱-سیاهچاله‌های کلان جرم، ۲-سیاهچاله‌های جرم متوسط، ۳-سیاهچاله‌های ستاره‌وار، ۴-ریز سیاهچاله‌ها

• سیاهچاله‌های کلان جرم در واقع جرمی تا میلیاردها برابر خورشید ما دارند و حدوداً در مرکز بیشتر کهکشان‌ها وجود دارند. برای مثال در مرکز کهکشان راه شیری، در فاصله ۲۷۰۰۰ سال نوری یک سیاهچاله کلان جرم وجود دارد یا در مرکز کهکشان آندرومدا، که ۲٫۵ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد، سیاهچاله‌ای بزرگ‌تر از سیاهچالۀ کهکشان ما وجود دارد.

• نوع دیگری از سیاهچاله‌ها، سیاهچاله های جرم متوسط هستند در واقع شکاف بین سیاهچاله‌های معمولی و سیاهچاله های کلان جرم، اخترشناسان را وادار به جست و جوی سیاهچاله هایی تا صد ها هزار برابر خورشید ما کرد. یکی از طریقه های مشاهده آن ها یافتن منابع اشعه با شدت زیاد است. منابع فوق درخشان پرتو ایکس در کهکشان های نزدیک ممکن است سیاهچاله ی جرم متوسطی باشد.

• نوع دیگر سیاهچاله‌ها، سیاهچاله‌های ستاره‌وار نام دارند، اینگونه سیاهچاله از رمبش گرانشی ستاره‌های بزرگ شکل می گیرد. جرم اینگونه از سیاهچاله‌ها بین سه تا چند ده برابر خورشید است.

• آخرین گروه سیاهچاله‌ها به ریز سیاهچاله‌ها تعلق دارد؛ این اجرام سیاهچاله‌های بسیار کوچکی هستند. جرم آنها به قدری کم است که در اثرات مکانیک کوانتومی اهمیت زیادی پیدا می کند و از این رو به نام سیاهچاله‌های مکانیک کوانتومی نیز شناخته می شوند. محاسبات هاوکینگ بر این اساس است که هر چه سیاهچاله کوچک‌تر باشد سرعت تبخیر آن بیشتر می شود و در نهایت منفجر می شوند. یعنی سیاهچاله‌ها در پایان عمر خود تبخیر می شوند.

تعداد سیاهچاله‌ها

به سختی می­توان گفت اما کشفیات اخیر نشان می دهد که تعداد سیاهچاله‌ها در کیهان به قدری زیاد است که شمردن آنها امکان پذیر نیست در همین حال کهکشان خود یعنی کهکشان راه شیری به تنهایی دارای صدها میلیارد ستاره است که از هر ۱۰۰۰ ستاره حداقل یکی از آنها قابلیت تبدیل شدن به سیاهچاله را دارند و این به این معناست که کهکشان ما میلیون‌ها میلیون سیاهچاله ستاره‌ای دارد.

در نگاهی دیگر می توان نظریه‌ای بر اساس اینکه سیاهچاله‌ها دروازه ورود به جهانی دیگر هستند نیز فکر کرد؛ در واقع اخترشناسان سیاهچاله‌ها را دنیایی ترسناک با مشخصاتی خاص توصیف می کنند که در آن گویی فضا خم شده است. با این وضعیت اگر شما وارد “افق رویداد” یک سیاهچاله شوید به دلیل خمیدگی فضا- زمان قادر به دیدن پشت سر خود خواهید بود. بنابراین نقاطی که به طور طبیعی فواصل بسیار زیادی در میان آنها وجود دارد از هر زمان دیگری به هم نزدیک‌تر می شوند مانند دو سر کاغذ که در واقع با تا کردن آن در وضعیت جدید دو سر کاغذ نزدیک‌ترین بخش‌های آن به هم هستند. بر این اساس بود که ایده سفر به جهان‌های دیگر از طریق ِ سیاهچاله‌ها مطرح شد.

چه می شود اگر به درون یک سیاهچاله سقوط کنیم یا وارد شویم؟

هنگامی که به درون سیاهچاله سقوط کنیم، فضا شروع به خم شدن می کند و در مرکز آن به اوج خود می رسد، فضا-زمان در فیزیک دو مفهوم تعریف شده هستند اما درون یک سیاهچاله کاملا معنای خود را از دست می دهند. حال فرض کنید در حال سقوط در یک سیاهچاله هستید، با وارد شدن به افق رویداد ِ یک سیاهچاله حرکت شما کند می شود یعنی صحنه آهسته می شود. وقتی به افق سیاهچاله برسید منجمد و بی حرکت می شوید تا هنگامی که گرما شما را به داخل بکشد. در همین حال است که شما از بین می روید و انحنای فضا، توقف زمان و گرانش فوق‌العادۀ سیاهچاله شما را از پا در بیاورد. و شما تا قبل از اینکه به مرکز سیاهچاله برسید تبدیل به خاکستر خواهید شد.

برای یک سیاهچاله ستاره ای پرجرم، نیروهای جزر و مدی در نزدیکی افق رویداد می توانند کاملأ بزرگ باشند، بنابراین قبل از عبور از افق رویداد شما را خواهند کشت. از آنجایی که افق رویداد کوچکتر است، بنابراین به تکینگی (مرکز سیاهچاله) نزدیکتر خواهید بود. اما برای یک سیاهچاله ی فوق پر جرم، نیروهای جزر و مدی اصلأ بزرگ نیستند زیرا قبل از رسیدن به تکینگی از افق رویداد عبور کرده اید. بنابراین، می توانید از این آستانه عبور کنید و بدون تجربۀ هیچ کششی زنده بمانید. در حقیقت، هرچه سیاهچاله بزرگتر باشد، نیروهای جزر و مدی در نزدیکی افق رویداد ضعیفتر خواهد بود.

دیگران چه می بینند؟

دوستی که سقوط شما به سمت سیاهچاله را مشاهده می کند، هرگز رسیدنِ شما به سیاهچاله را نمی بیند. همانطور که سقوط می کنید، گرانش باعث می شود هر نوری که از سمت شما ساتع می شود به رنگ قرمز تبدیل شود. بنابراین همانطور که به سیاهچاله نزدیک می شوید بیشتر و بیشتر به رنگ قرمز درمی آیید و تصویرتان تیره و تیره تر می شود. دوستتان می بیند که با نزدیک شدنتان به سیاهچاله قرمزتر و تیره تر می شوید، اما هرگز کاملأ به افق رویدادِ سیاهچاله نمی رسید. اگر او همچنان بتواند ببیند از این نقطه عبور کرده اید، یک نور قرمزِ اضافی از داخلتان بیرون می آید که جلوی دیدتان را می گیرد.

نزدیکترین سیاهچاله به زمین

کمی احساس ترس می کنید؟ نگران نباشد خوشبختانه نزدیک‌ترین سیاهچاله به زمین که ما می شناسیم V616 تکشاخ است، که بعنوان V616 تک نیز مشهور است. این سیاهچاله در فاصلۀ ۳۰۰۰ سال نوری از ما واقع شده است و بین ۹ تا ۱۳ برابر خورشید جرم دارد. ما می دانیم که این سیاهچاله در آنجا وجود دارد به دلیل آنکه در یک سیستم دوتایی به همراه یک ستاره که جرم آن در حدود نصف جرم خورشید است قرار گرفته است. زیرا فقط یک سیاهچاله می تواند موجب شود که همدمش در سیستم دوتایی به سرعت در اطراف خود وز وز(نوسان ناشی از انحراف گرانشی) ایجاد کند.

تکینگی سیاهچاله

بر اساس نسبیت عام، جرم یک سیاهچاله به طور کامل در داخل ناحیه ای با حجم صفر فشرده شده است. این ادعا بدین معناست که چگالی و گرانش این نقطه بینهایت است. علاوه بر این، خمیدگی فضا-زمان در این نقطه بینهایت خواهد بود. این مقادیر بینهایت باعث می شوند که بیشتر معادلات فیزیکی، از جمله معادلات نسبیت، کارایی خود را در میان مرکز سیاهچاله از دست بدهند. از اینرو فیزیکدانان این ناحیه، بی نهایت چگال با حجم صفر در مرکز سیاهچاله را “تگینگی” می نامند.

رمز و رازهایی که فیزیک تکینگی سیاه­چاله را فراگرفته، به یک سری حدس و گمان‌های بسیار در مورد اینکه چه چیزی آنجا رخ می دهد، منجر می­ شود. جالب توجه است که سیاه­چاله­‌ها تنها مکان هایی نیستند که تکینگی – جایی که گرانش به یک نقطه نامتناهی دست می یابد– در آنها یافت می­ شود. این اعتقاد وجود دارد که خود بیگ بنگ از یک تکینگی آغاز شده است. این ارتباط رایج بین بیگ بنگ و سیاه­چاله­ ها به یک سری نظریات گستاخانه و هراس‌­انگیز منجر شده، مانند ایده‌ای که می­ گوید سیاهچاله‌ها می توانند دروازه ی ورود به جهان های موازی دیگر باشند.

برخی از دانشمندان پیشنهاد کرده‌اند که جهان ما ممکن است از درون سیاه­چاله­‌ای مربوط به یک جهان بزرگتر شکل گرفته باشد. مکررا، از آنجایی که امکان نجات از سفر به تکینگی یک سیاه­چاله وجود ندارد، بنابراین ما در جهان خودمان یک طرفه گیر افتاده ­ایم، یا شاید رویداد دیگری در جریان باشد. با وجود تمام اطلاعاتی که دربارۀ سیاهچاله‌ها داریم می توان گفت اطلاعات ما دربارۀ این اجرام آنچنان هم زیاد نیست! در حال حاظر سیاهچاله‌ها برای ما اجرامی راز آلود محسوب می شوند، باید دید در آینده با پیشرفت علم و تکنولوژی چه رازهایی دربارۀ آنها، برایمان آشکار می شود.

نویسنده: امیرمهدی زمانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منابع بیشتر: Brian Cox – Wonders of a universe , Black hole

خودآموز نجوم- دنیل ال موشه ، futurism.com , mnn.com

دانلود کتاب: آشنایی با ستاره‌شناسی مقدماتی

بیگ بنگ: کتاب آشنایی با ستاره شناسی مقدماتی، کتابی مناسب برای تمامی اقشار جامعه اعم از افرادی که شناخت چندانی نسبت به علم ستاره شناسی ندارند و همچنین منجمان آماتور که در زمینه ی نجوم رصدی می خواهند فعالیت داشته باشند، می باشد.

آشنایی با ستاره شناسی مقدماتی
نام: Introduction to Astronomy‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
نویسنده: استیو لاریتسون
ترجمه: امیر علی توجه
موضوع: نجوم، ستاره شناسی
تاریخ انتشار: اردیبهشت ۱۳۹۷
تعداد صفحه: ۱۲۰
وب‌سایت منتشر کننده: bigbangpage.com
قیمت: ۴۰۰۰ تومان
نسخه PDF

دانلود بخش کوتاهی از کتاب

خـرید — دانـلود این کـتاب از لـینک زیـر

هدف این کتاب، آشنایی خوانندگان با دنیای بسیار زیبای ستاره شناسی می باشد. این کتاب فرض بر این دارد که خواننده دانش بسیار محدودی در زمینۀ ستاره شناسی دارد و قصد دارد با علم ستاره شناسی آشنا شود. این کتاب مقدمه ای بر علم ستاره شناسی می باشد. در این کتاب، سیارات منظومه شمسی همراه با تصاویر جذاب و رنگی به طور کامل بررسی شده اند و همچنین صورت های فلکی آسمان شب به شکلی توضیح داده شده اند و به تصویر کشیده شده اند که خوانندگان کتاب بتوانند به راحتی صورت های فلکی را در آسمان شب پیدا کنند و اجرام زیبایی که در این صورت های فلکی قرار دارند را با دوربین دوچشمی یا تلسکوپ رصد کنند و در این کتاب اطلاعات کاملی در خصوص این اجرام گفته شده است.

همچنین در این کتاب، روش هایی که ستاره شناسان برای تفکیک انواع ستارگان از یکدیگر بکار برده اند گفته شده است. این کتاب دارای اطلس آسمان شب و راهنمای آسمان شب برای تمامی ماه های سال می باشد. امیدواریم که بتوانیم خوانندگان این کتاب را با جهان زیبای هستی بیشتر آشنا کنیم. کتاب حیات فرازمینی از دیگر کتاب های ترجمه شده  امیر علی توجه، مترجم این کتاب می باشد.

خرید کتاب بصورت کاغذی از اینجا

فهرست کوتاه مطالب:

پیشگفتار

مقدمه

اجرام آسمانی

خورشید

سیارات

صورت‌های فلکی

وضعیت ستارگان در ماه های مختلف سال

اطلس آسمان

دوستان و همراهان گرامی در صورت بروز خطا در دانلود کتاب از طریق صفحه تماس با ما  مراتب را اطلاع دهید، حتما پیگیری می شود.

بررسی دی‌ان‌ای ستارگان برای یافتن خانواده خورشید

بیگ بنگ: آیا خورشید ما می‌تواند خانوادۀ کیهانی‌اش را پیدا کند؟ پیمایشی که روی ۱ میلیون ستارۀ کهکشان راه شیری انجام شده می‌تواند به اخترشناسان در یافتن اعضای خانواده‌ خورشید که دیرزمانی است از آنها جدا شده کمک کند.

عناصر درون ستارگان دوردست می‌توانند هم‌زاد بودن یا نبودن آنها با خورشید ما را روشن کنند

در این پیمایش (نقشه‌برداری)، “دی‌ان‌ای” ستارگان شناسایی خواهد شد: میزان عنصرهای شیمیایی -مانند آهن، آلومینیوم، و اکسیژن- در هر ستاره. سپس اخترشناسان می‌توانند با بهره از این داده‌ها، ستارگانی که خوشه‌ زادگاهشان در پرورشگاه‌های ستاره‌ای با هم یکی بوده را بیابند و از این راه “خانواده‌های ستاره‌ای” را شناسایی کنند.

در آغاز تاریخ کیهان پس از بیگ بنگ، تنها دو عنصر وجود داشت: هیدروژن و هلیوم. عنصرهایی که بعدها پدید آمدند به پیدایش ستارگان و سیاره‌ها کمک کردند و ریشه زدن زندگی در زمین را امکان‌پذیر کردند. شمار ستارگان درون این پیمایش بیش همۀ پیمایش‌های گذشته، و با دقتی بی‌سابقه است که به اخترشناسان در چگونگی شکل گرفتن و دگرگونی کهکشان‌ها در گذر زمان نیز کمک می‌کند.

روز چهارشنبه، ۱۸ آوریل نخستین داده‌های این پروژه‌ رصدی عظیم، که به نام “باستان‌شناسی کهکشانی با هرمس” (گالاه، GALAH) شناخته می‌شود منتشر شد. دستگاه هرمس (HERMES) روی تلسکوپ انگلیس-استرالیا (AAT) در نیوساوث ولز استرالیا نصب شده و در چهار طیف نور تصویر می‌گیرد: سرخ، آبی، سبز و فروسرخ.

دانشمندان در این داده‌های منتشرشده رصدهایشان از ۳۴۰ هزار ستارۀ کهکشان راه شیری را توصیف کرده و یافته‌هایشان را در ۱۱ پژوهشنامه که همزمان در ماهنامه‌ی انجمن سلطنتی اخترشناسی و Astronomy and Astrophysics منتشر شده گزارش کرده‌اند. در پروژۀ گالاه، تلسکوپ AAT نور ۳۶۰ ستاره را یکجا گرد آورد و دستگاه هرمس نورشان را به طیف‌های (طول موج‌های) گوناگون تجزیه کرد. نوارهای تاریک در این طیف‌ها نشانگر مقدار عنصرهای گوناگون در هر ستاره بود و هر عنصر الگوی طول موج ویژه‌ی خود را داشت.

طیف‌نگار هرمس(HERMES) به اخترشناسان امکان می‌دهد از ترکیب شیمیایی ستارگان نقشه‌برداری کرده و چگونگی پیدایش و فرگشت آنها را بررسی کنند.

نرم‌افزاری به نام “کانن” (Cannon) -که نامش برگرفته از نام آنی جامپ کانن، ستاره‌شناس آمریکایی است- این نوارهای درون طیف‌ها را موشکافی کرده و همخوانی‌ها میان ستارگان را در آنها جستجو می‌کند. خورشید ما هم مانند دیگر ستارگان در یک خوشه به دنیا آمده که به احتمال بسیار هزاران ستارۀ دیگر را نیز پدید آورده بوده. ولی از آنجایی که خوشه‌های درون راه شیری معمولا به سرعت از هم می‌پاشند و اعضایشان در گوشه و کنار کهکشان پراکنده می‌شوند، به سختی می‌توان ستارگان هم‌پرورشگاهی را شناسایی کرد. گردآوری “دی‌ان‌ای” ستارگان و مقایسه‌ “اثر انگشت‌ها” در طیف‌های نورشان می‌تواند به اخترشناسان در یافتن هم‌خانواده‌های خورشید که میلیاردها سال پیش با آن در یک پرورشگاه به دنیا آمده بودند کمک کند.

یکی از دانشمندان همراه این پروژه، گایاندی دسیلوا می‌گوید: «هیچ پیمایش دیگری نتوانسته به اندازه‌ی گالاه، این شمار از عنصرها را برای این همه ستاره بسنجد. این داده‌ها می‌توانند چیزهایی مانند یافتن نخستین خوشه‌های ستاره‌ایِ کهکشان، از جمله خوشه‌ی زادگاه خورشید و خانواده‌اش را امکان‌پذیر کنند.»

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: space.com ، برگردان: ۱star7sky.com

یک سایت برای دوست داران نجوم و سیارات