آیا آزمایشات “شتاب‌دهنده” خطرناک است؟

بیگ بنگ: «مارتین ریس» کیهان‌شناس ِ بریتانیایی مورد احترام است که در کتاب جدیدش تحت عنوان «در آینده: چشم‌اندازهای انسانیت»، دیدگاه‌های نسبتأ غمناکی دربارۀ برخورد دهنده ارائه می‌دهد. البته وی احتمال واقعی این مصیبت را کم می بیند.

adbffefbceebبه گزارش بیگ بنگ، شتاب‌دهنده ذرات همانند برخورد دهندۀ هاردونی بزرگ(LHC) با سرعت زیادی ذرات را شلیک می کند؛ آنها با برخورد به هم، باران رادیواکتیو را ایجاد می کنند. این برخوردهای پرسرعت به ما کمک کردند تا تعداد زیادی از ذرات ِ جدید را کشف کنیم، اما به گفتۀ مارتین ریس، این کار بدون خطر نیست. وی نوشته: «شاید یک سیاهچاله تشکیل شود و سپس همه چیز را ببلعد. دومین احتمال ترسناک این است که کوارک‌ها خودشان را به اشیاء فشرده‌ای بنام «استرنجلت» مونتاژ کنند. در این فرایند هر چیزی که با آن برخورد کند به شکل ِ جدیدی از ماده تبدیل می‌شود و کل زمین را به یک کرۀ به شدت فشرده به طول تقریبی یک صد متر تبدیل می‌کند.»

به گفته‌ ریس، سومین راهی که شتاب دهنده ذرات می‌توانند زمین را تخریب کند از طریق فاجعه‌ای است که فضا را قورت می‌دهد. فضای توخالی – چیزی که فیزیکدانان خلأ می‌نامند – بیشتر از هیچ است. در این فرایند تمام نیروها و ذراتی که دنیای فیزیکی را کنترل می‌کنند، نقش دارند. در واقع خلأ حاضر می‌تواند ضعیف و ناپایدار باشد. اما برخی گمان می‌کنند انرژی متمرکزی که در زمان برخورد ذرات با هم ایجاد شده می‌تواند «گذار فاز» را به وجود آورد و تار و پود فضا را از هم باز کند. این یک فاجعۀ کیهانی است، نه فقط یک بلای آسمانی.»

این موارد خیلی وحشتناک است. اما آیا واقعأ باید نسبت به آن نگران باشیم؟ سرن در وب‌سایتش نوشته: «گروه ارزیابی امنیت شتاب دهنده» نتایج گزارش سال ۲۰۰۳ نشان می دهد که برخوردهای ذرات در این شتاب دهنده هیچ خطری را ایجاد نکردند و هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. هر کاری که محققان در برخورد دهنده انجام می دهند، طبیعت قبلأ بارها در طول عمر زمین و اجرام نجومی دیگر انجام داده است.» و این نکته‌ مهم است – پرتوهای کیهانی اساسأ نسخه‌های طبیعیِ کارهایی هستند که LHC و دیگر شتاب‌سنج‌های ذره‌ایی اکنون انجام می‌دهند و این پرتوها دائمأ با زمین برخورد می‌کنند.

تیمِ برخورد دهنده نیز پاسخی را برای ذرات “استرنجلت” ارائه داده است. آنها توضیح دادند: «آیا استرنجلت‌ها می‌توانند با یک مادۀ معمولی برخورد کنند و آن را به یک ماده‌ عجیب تبدیل کنند؟ این سئوال در زمان افتتاح برخورد دهنده‌ یون‌های سنگین نسبیتی(RHIC) در سال ۲۰۰۰ در ایالات متحده مطرح شد. یک مطالعه در آن زمان نشان داد که هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و این برخورد دهنده در حال حاضر به مدت هشت سال در حال کار است و به دنبال “استرنجلت‌ها” است، اما تاکنون چیزی کشف نکرده است.»

حتی مرحوم “استیون هاوکینگ” عنایت خود را نسبت به شتاب‎‌دهنده ذرات اعلام کرده بود: «وقتی برخورد دهنده روشن شود، دنیا به پایان نخواهد رسید. این دستگاه مطلقأ ایمن است… برخوردهایی که انرژی بیشتری را منتشر می‌کنند میلیون‌ها بار در روز در جو زمین رخ می‌دهند و هیچ اتفاق وحشتناکی رخ نمی‌دهد.» “ریس” به طریقی درست می‌گوید. ما ۱۰۰ درصد مطمئن نیستیم و ممکن است هرگز به اطمینان کامل نرسیم. اما همانطور که او توضیح می‌دهد، بسیاری از پیشرفت‌های علمی می‌توانند خطرناک باشند، اما نباید بگوییم که می‌خواهیم کل آنها را متوقف کنیم.

او در کتابش نوشت: «نوآوری اغلب خطرناک است، اما اگر از خطرات چشم‌پوشی نکنیم، از مزایا چشم‌پوشی خواهیم کرد. با این وجود، فیزیکدانان باید نسبت به اجرای آزمایشاتی که برخوردهایی بی‌سابقه ایجاد می‌کنند، احتیاط کنند. بسیاری از ما تمایل داریم این خطرات را بعنوان خطراتی علمی-تخیلی رد کنیم، اما خطراتی را ایجاد می‌کند که قابل انکار نیستند، حتی اگر به شدت غیرمحتمل باشند.» ما این کار عظیم‌ را به فیزیکدانان واگذار می‌کنیم و برایشان آرزوی موفقیت داریم!

ترجمه: سمیر  الله‌وردی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

بوزون هیگز از فروپاشی جهان جلوگیری ‌کرده است

بیگ بنگ: آیا جهان به انبساط خود ادامه می دهد یا در خود جمع شده و دچار فروپاشی می شود؟ مقاله­‌ای جدید نشان می دهد که به دلیل وجود نظریه‌­ای فیزیکی، انبساط بی­‌نهایت ِ کیهان غیرممکن است. اگرچه گمانه‌زنیدر این خصوص ادامه دارد و برخی فیزیکدانان نظر متفاوتی دارند.

dark appetite universeبه گزارش بیگ بنگ، «تیم راس»، فیزیکدان دانشگاه تکنولوژی وین در این باره گفت: «مردم در برابر این موضوع بسیار احساساتی می­ شوند، زیرا اگر درست باشد و به تایید برسد، بسیار جالب خواهد بود.» راس و همکارانش مقاله­‌ای مجزا را منتشر کردند که استدلال بالا را زیر سوال می­ برد و بدین معناست که فعلا نمی ­توان انبساط همیشگی جهان را رد کرد.

انرژی تاریک و انبساط کیهانی

نیرویی گسترده و نامرئی که به نظر در تضاد با گرانش است، جهان ما را تسخیر کرده، فیزیکدان­ها این نیرو را «انرژی تاریک» می نامند. تصور بر این است که این نیرو همواره در حال هل ­دادن جهان ما به سمت بیرون است. اما گروهی از فیزیکدان­ها در ماه ژوئن مقاله‌­ای در arXiv منتشر کردند که به تغییر انرژی تاریک در طول زمان اشاره دارد. این یعنی جهان ما تا ابد به انبساط خود ادامه نخواهد داد و در نهایت به اندازه­‌ای که قبل از بیگ­ بنگ داشت فروپاشی خواهد کرد.

البته کمی بعد فیزیکدانان متوجه وجود نواقصی در این نظریه شدند. مقاله‌ای که در تاریخ ۲ اکتبر ۲۰۱۸ امسال در مجلۀ Physical Review D منتشر شد، نشان می­دهد گمان اولیه نمی­تواند درست باشد زیرا نمی­توان با آن وجود بوزون هیگز را توجیه کرد. ما به لطف برخورددهنده هادرونی بزرگ در مرز فرانسه و سوئیس از وجود این ذره اطمینان داریم. با این وجود راس در مقالۀ جدید خود اظهار داشت که می­توان این نظریه را با کمی تغییر معتبر دانست.

چگونه می­توانیم توضیحی بر آنچه تاکنون وجود داشته بیابیم؟

نظریۀ ریسمان، که گاهی آن را نظریۀ همه ­چیز می ­نامند، از نظر ریاضیاتی زیباست، اما از نظر تجربی موفق به یکی­ کردن نظریۀ نسبیت عام اینشتین با مکانیک کوانتوم نشده است. طبق نظریه­ ریسمان تمام ذرات سازندۀ کیهان، نقطه نبوده بلکه ریسمان­‌های یک بعدی لرزان هستند و تفاوت در لرزش آنها به ما اجازه می­ دهد که یک ذره را به شکل فوتون و ذرۀ دیگر را به شکل الکترون ببینیم.

گرچه به منظور اینکه نظریه­ ریسمان، به یک نظریۀ جامع تبدیل شود، باید انرژی تاریک را وارد ِ کار کرد. “راس” اظهار داشت که انرژی تاریک را مانند توپی در منظرۀ کوه‌­ها و دره‌­ها تصور کنید که انرژی پتانسیل خود را نشان می­دهد. اگر این توپ را در نوک یک قله قرار دهیم ممکن است ساکن بایستد؛ اما می­تواند با کوچکترین آشفتگی به پایین بغلتد، بنابراین این توپ ناپایدار است. اگر توپ در انتهای یک دره، در حال تغییر یا حرکت نباشد، انرژِی کمی داشته و در جهانی پایدار قرار دارد زیرا حتی اگر نیرویی آن را حرکت دهد، باز هم به انتهای دره باز می­گردد.

منظره­ مورد نظر سطح شیب‌دار ملایمی است و توپ انرژی تاریک همواره به سمت پایین غلت میخورد. راس در این باره گفت: «انرژی تاریک در خلال غلتیدن به سمت پایین، کوچکتر و کوچکتر می­ شود. ارتفاع توپ معادل میزان انرژِی تاریک در جهان ما است.» در این نظریه، ممکن است انرژی تاریک به پایین‌تر از سطح ِ دریا رسیده و شروع به انقباض کیهان کند و آن را به شکل قبل از بیگ­ بنگ برساند.

اما راس معتقد بود که مشکلی وجود دارد. او گفت: «ما نشان دادیم که چنین قله­‌های ناپایداری باید وجود داشته باشند. به این دلیل که ما از وجود ذرۀ هیگز آگاه هستیم و به صورت تجربی اثبات کردیم که ذرات هیگز می­توانند در این قله‌­ها یا “جهان­های ناپایدار” وجود داشته باشند و با کوچکترین تماسی شروع به توزیع­ شدن کنند.»

مشکلات پایداری جهان­‌ها

کامران وفا، نظریه‌­پرداز ریسمان در دانشگاه هاروارد و نویسنده­ ارشد مقالۀ منتشر شده در ماه ژوئن، اظهار داشت “مشکلاتی با جهان­‌های ناپایدار” دارد. او اضافه کرد این مقالۀ جدید و چند مقاله­ دیگر، وجود این مشکل را تایید می­ کنند، اما مقالات خوب نیز وجود دارند. راس در این باره گفت:«حتی پس از بازبینی، ما در یک جهان پایدار قرار نداریم بلکه برخی چیزها تغییر می­ کنند. او اضافه کرد بازبینی به ما می­گوید که قلۀ کوه می­تواند وجود داشته باشد اما دره نه (زین یک اسب را در نظر بگیرید). توپ بالاخره باید شروع به غلتیدن کرده و انرژی تاریک باید شروع به تغییر کند؛ اما اگر این نظر غلط باشد، پس انرژِی تاریک می­تواند پایدار باشد و ما در انتهای دره‌­ای میان دو کوه خواهیم بود و جهان به انبساط خود ادامه می­ دهد.

او امیدوار است تا ۱۰ الی ۱۵ سال دیگر، ماهواره‌­هایی که با دقت بالاتری انبساط جهان را اندازه­‌گیری می ­کنند، به ما در فهم پایدار یا متغیر بودن انرژی تاریک کمک کنند. دکتر وفا موافقت خود را با این موضوع اعلام کرد:«اینها موارد جالبی در کیهان­شناسی هستند و امید است در سال‌های نزدیک ما شواهد تجربی برای تغییر انرژی تاریک در جهان خود بیابیم.»

ترجمه: رضا کاظمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: livescience.com

هاوکینگ در آخرین کتابش از امکان سفر در زمان صحبت کرد

بیگ بنگ: «استیون هاوکینگ» در کتاب خود با عنوان «پاسخ‌های کوتاه به پرسش‌های بزرگ» که پس از مرگش به چاپ رسید، نوشته: «اگر کسی درخواست کمک مالی برای انجام تحقیقات بر روی سفر در زمان کند، بلافاصله رد می شود.» حق با او بود. همچنین او حق داشت که سفر در زمان مسئله‌ای بسیار جدی است و هنوز میتوان به صورت علمی آن را بررسی کرد.

file fitgmyبه گزارش بیگ بنگ، هاوکینگ با گفتن اینکه هنوز علم نمی تواند این امکان را بطور کامل کنار بگذارد، دیدگاه خوش‌بینانه‌ای نسبت به این پدیده داشت. خب این گفته‌ها ما را به چه مقصدی هدایت می کند؟ در حال حاضر، امکان ساخت ماشین زمان وجود ندارد، اما آیا در آینده چنین امری میتواند تحقق پذیرد؟ بگذارید با تجربه روزمره‌مان بحث را شروع کنیم. ما این قابلیت را سهل می انگاریم که می توانیم همه جا به خانواده و دوستان خود زنگ بزنیم و از آنها بپرسیم که اوضاع زندگی‌شان چطور است و چه کاری انجام می دهند. اما این در واقع چیزی است که ما نمی توانیم هیچگاه از آن سر در بیاوریم. سیگنال‌هایی که صداها و تصاویر آنها را حمل می کنند، با سرعت غیرقابل تصوری حرکت می کنند، اما خوشبختانه آن سیگنال‌ها به زمان محدودی برای رسیدن به ما نیاز دارند. عدم توانایی ما در دسترسی به وضعیت کنونی افرادی که در دوردست قرار دارند، در مرکز نظریه‌های فضا و زمان آلبرت اینشتین نهفته است.

سرعت نور

اینشتین به ما گفت که فضا و زمان بخشی از یک چیز به نام «فضا-زمان» هستند. به همان میزان که به تفکر دربارۀ فاصله در زمان می اندیشیم، باید فاصله در فضا را هم مد نظر قرار دهیم. اگرچه این امر قدری عجیب به نظر می رسد، اما وقتی کسی از ما می پرسد بیرمنگام چقدر با لندن فاصله دارد، به سادگی می گوییم «تقریبا ۲٫۵ ساعت». منظورمان این است که این سفر با سرعت متوسط ۸۰ کیلومتر در ساعت، تقریبا ۲٫۵ ساعت به طول می انجامد. از دیدگاه ریاضی، گفته فوق را میتوان اینطور تفسیر کرد که بیرمنگام تقریبا ۲۰۱ کیلومتر با لندن فاصله دارد. «برایان کاکس» و «جف فورشا» در کتاب خود با عنوان «چرا E=mc2» نوشته‌اند که زمان و فاصله میتوانند مبادله شوند.

اینشتین بر این فرض بود که نرخ تبادل از زمان به فاصله در فضا-زمان امری کلی و جهانی است و سرعت نور نام دارد. هر سیگنال در بهترین حالت می تواند با سرعت نور حرکت کند و نمی تواند از آن سرعت تخطی کند؛ لذا محدودیتی بنیادی بر این مسئله اِعمال می شود که ما چقدر زود می توانیم از اتفاقات سایر نقاط جهان مطلع شویم. پس اینجا علیت وارد کار می شود؛ یعنی معلول باید پس از علتش نمایان شود. برای من، سفر به گذشته و چیدن رویدادهایی که از تولدم پیشگیری می کنند، به معنای قرار دادن معلول (من) قبل از علت (تولدم) می باشد.

حالا اگر سرعت نور جهانی باشد، باید آن را با مقدار ۲۹۹,۷۹۲,۴۵۸ متر بر ثانیه در خلاء اندازه بگیریم. ساعت‌های در حال حرکت باید سریع تر از ساعت‌های ثابت تیک تاک کنند. هر چه سریع تر حرکت کنید، ساعت‌تان نسبت به آنهایی که ثابت و ایستا هستند، کندتر عمل می کند. واژه «نسبی» اینجا اهمیت دوچندان پیدا می کند: در ظاهر، زمان به نظر شما عادی کار می کند. اما از دیدگاه افرادی که ثابت در یکجا هستند، حرکت کندتری خواهید داشت.

اگر می توانستید با سرعت نور حرکت کنید، به صورت منجمد در زمان بنظر می رسیدید. پس چه می شود اگر سریع‌تر از سرعت نور حرکت کنیم؟ آیا همان طور که در آثار علمی – تخیلی دیده‌ایم، به گذشته سفر می کنیم؟ متاسفانه، به بی‌نهایت انرژی نیاز هست تا انسان بتواند به سرعت نور دست یابد؛ چه برسد به آنکه از آن سرعت هم پای فراتر بگذارد. اما حتی اگر این امکان برای ما وجود داشت، زمان به این سادگی به عقب باز نمی گشت. در عوض، دیگر صحبت کردن درباره جلو و عقب منظقی نمی بود. قانون علیت نقض می شد و مفهوم علت و معلول دیگر بی‌معنی می شد.

کرمچاله‌ها

به گفته اینشتین، نیروی گرانش نتیجه خمش فضا و زمان توسط جرم است. هر چقدر میزان جرمی که در یک ناحیه از فضا قرار می دهیم، زیاد باشد، فضا-زمان بیشتری دچار خمش و انحراف می شود و ساعت‌های پیرامون آن به کندی عمل می کنند. اگر جرم کافی را در فضای مورد نظر وارد کنیم، فضا-زمان به قدری خم می شود که حتی نور هم نمی تواند از کشش گرانشی آن بگریزد و سیاهچاله شکل می گیرد.

file buysaاگر قرار باشد به لبه سیاهچاله (افق رویداد) نزدیک شوید، ساعت‌تان تا بی نهایت کندتر از آنهایی عمل می کند که با آن نقطه فاصله دارند. پس آیا می توانیم فضا-زمان را به شکل مناسبی خم کنیم تا روی خودش بسته شود و امکان سفر به گذشته فراهم آید؟ شاید. خمشی که به آن نیاز داریم، میتواند از طریق کرمچاله قابل عبور محقق گردد. اما به تولید چگالی انرژی منفی هم نیاز داریم تا آن را ثبات ببخشیم و فیزیک کلاسیک قرن نوزدهم میلادی مانع این کار می شود. اما نظریه مدرن مکانیک کوانتومی شاید شرایطی را برای تحقق آن مهیا سازد. بر اساس مکانیک کوانتومی، فضای خالی عملا خالی نیست. بلکه با جفت ذراتی پر شده است که پیوسته به وجود آمده و از بین می روند. اگر بتوانیم ناحیه‌ای درست کنیم که در آن، جفت ذرات کمتری در مقایسه با دیگر مکان‌ها به وجود آمده و از بین بروند، این ناحیه میتواند از چگالی انرژی منفی برخوردار باشد.

با این حال، یافتن نظریه‌ای سازگار که بتواند مکانیک کوانتومی را با نظریه گرانش اینشتین ادغام کند، هنوز بعنوان یکی از بزرگترین چالش‌ها در فیزیک نظری باقی مانده است. البته نظریۀ ریسمان شاید احتمال دیگری را عرضه کند. این نظریه اعلام میدارد که فضا-زمان باید ۱۱ بُعد یا بیشتر داشته باشد. آیا میتوان از این ابعاد فضایی بیشتر برای ایجاد میانبر در فضا و زمان استفاده کرد؟ حداقل هاوکینگ به این مسئله امیدوار بود.

پس آیا سفر در زمان امکان دارد؟ درک فعلی ما نمی تواند این امکان را به طور کامل رد کند، اما احتمالا پاسخ آن، خیر است. نظریه‌های اینشتین نمی توانند ساختار فضا-زمان را در مقیاس‌های بسیار کوچک توصیف کنند. و اگرچه قوانین طبیعت غالبا می توانند متناقض با تجربه‌های روزمره ما باشند، اما همیشه از خودسازگاری بهره می برند. پس اجازه نمی دهند پارادوکس‌های زیادی در محیط پیرامون ما به وقوع بپیوندند. علی‌رغم دیدگاه خوش‌بینانه‌ای که هاوکینگ در پیش گرفته بود، وی دریافت که قوانین کشف نشده فیزیک که روزی از نظریات اینشتین پیشی خواهند گرفت، شاید اجازه ندهند اشیای بزرگی مثل من و شما به گذشته و آینده سفر کنیم. البته همچنان جای امیدواری وجود دارد.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: theconversation.com

ماموریت فضاپیمای سپیده‌دم به اتمام رسید

بیگ بنگ: فضاپیمای سپیده‌دم ناسا در یک عملیات تاریخی که به بررسی کمربند سیارکی منظومه شمسی پرداخت، اکنون به پایان کار خود رسیده است. این فضاپیما در روز چهارشنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۱۸، ارتباط برنامه‌ریزی شده‌اش با شبکه فضایی عمیق ناسا را از دست داد و به ماموریت خود پایان داد.

legacyofnasa به گزارش بیگ بنگ، تیم پرواز پس از بررسی دلایل احتمالیِ از دست رفتن ارتباط با این فضاپیما دریافت که سوخت هیدرازین فضاپیمای سپیده دم به اتمام رسیده است؛ در این شرایط، سپیده دم دیگر نمی توانست آنتن خود را به سمت زمین نشانه بگیرد تا با کنترل عملیات به برقراری ارتباط بپردازد یا صفحات خورشیدی اش را برای شارژ دوباره به خورشید بچرخاند. فضاپیمای سپیده دم عملیاتش را یازده سال پیش آغاز کرد تا دو نمونه از بزرگترین اجرام در کمربند سیارکی اصلی را بررسی کند. در حال حاضر، در مداری پیرامون سیاره کوتوله سرس حضور دارد و برای چندین دهه در آنجا خواهد ماند.

«توماس زوربوچن» مدیر اجرایی بخش عملیات علوم ناسا در واشنگتن گفت: «اکنون باید پایان عملیات فضاپیمای سپیده‌دم را جشن بگیریم؛ این فضاپیما دستاوردهای فنی خیلی مهمی برای ما به ارمغان آورد و توانست با به اکتشافات مهمی نائل آید. عکس‌ها و داده‌های شگفت‌انگیزی که فضاپیمای سپیده دم از وِستا و سرس جمع کرد، نقش مهمی در درک ما از تاریخچه و تکامل منظومه شمسی ما داشته است.»

dawnmissiont

این عکس از سرس و مناطق درخشان دهانۀ اوکاتور یکی از آخرین چشم اندازهایی بود که فضاپیمای سپیده دم«Dawn» ناسا قبل از اتمام عملیاتش به ما مخابره کرد. همزمان که فضاپیما در مدار بیضوی خود در حال صعود بود، این چشم انداز که سمت جنوب را نشان می دهد در ارتفاع ۳۳۷۰ کیلومتری سرس در اول سپتامبر گرفته شد.

فضاپیمای سپیده‌دم ناسا ماموریتش را در سال ۲۰۰۷ آغاز کرد. این فضاپیما با استفاده از موتورهای یونی، به دستاوردهای مهمی در مسیر حرکتش رسید. در سال ۲۰۱۱ که فضاپیمای سپیده‌دم به وستا (دومین جرم به لحاظ بزرگی در کمربند سیارک اصلی) رسید، به اولین فضاپیمایی تبدیل شد که در ناحیه‌ای بین مریخ و مشتری به دور یک جرم سماوی می چرخد. در سال ۲۰۱۵ که سپیده‌دم به مدار پیرامون سرس (دومین سیاره کوتوله در کمربند سیارکی) عازم شد، به اولین فضاپیمایی تبدیل شد که از یک سیاره کوتوله دیدن می کند و به مداری پیرامون دو مقصد در ورای زمین عازم می شود.

«مارک ریمن» مدیر عملیات و مهندس ارشد در آزمایشگاه پیشران جت ناسا بیان کرد: «چالش‌هایی که ما پیش روی فضاپیمای سپیده‌دم گذاشتیم خیلی سخت بودند، اما این فضاپیما هر دفعه این چالش‌ها را با موفقیت پشت سر گذاشت. وداع با این فضاپیمای شگفت‌انگیز خیلی سخت است، اما زمان آن فرا رسیده است.»

داده‌هایی که سپیده‎دم از چهار آزمایش علمی‌اش به زمین مخابره کرد، این امکان را به دانشمندان داد تا دو جرم سیاره مانندی را که به شکل متفاوتی تکامل یافته بودند، مورد مقایسه قرار بدهند. از میان چندین دستاورد مهم، سپیده دم نشان داد که موقعیت چقدر در تشکیل و تکامل منظومه شمسی موثر بوده است. بر اساس داده های مخابره شده از جانب سپیده دم، سیاره های کوتوله شاید در طول بازه های طولانی در تاریخ میزبان اقیانوس ها بوده اند و بطرز بالقوه ای همچنان از این قابلیت برخوردارند.

این عکسها را فضاپیمای سپیده دم در روز ۱۹ فوریه ۲۰۱۵، از فاصله ی حدود ۴۹۰۰۰ کیلومتری از سرس گرفته است.

«کارول ریموند» محقق ارشد در آزمایشگاه پیشران جت ناسا گفت: «به طُرُق مختلف، میتوان بیان داشت که میراث ارزشمند سپیده‌دم تازه در اختیار دانشمندان قرار گرفته است چرا که آنها میتوانند با واکاوی داده‌های تهیه شده توسط این فضاپیما دریابند که سیاره‌ها چگونه رشد کرده و از همدیگر متمایز می شوند. سرس و وستا دو نمونه از اجرام مهم برای مطالعه هستند چرا که شرایط آنها به گونه‌ای است که احتمال می رود در پیرامون ستاره‌های جوان وجود داشته باشد.»

چون شرایط سرس مورد توجه دانشمندانی قرار گرفته است که ویژگی‌های شیمیاییِ منجر به توسعه حیات را مطالعه می کنند، ناسا از پروتکل‌های محافظت سیاره‌ای سِفت و سختی برای انهدام فضاپیمای سپیده‌دم پیروی می کند. این فضاپیما دستکم به مدت ۲۰ سال در مدار باقی خواهد ماند و مهندسان با اطمینان بالای ۹۹ درصد اعلام کرده‌اند که چرخش فضاپیما حداقل ۵۰ سال به طول خواهد انجامید. پس سرنوشت فضاپیمای کاسینی ناسا که سال پیش به کار خود پایان داد، برای سپیده‌دم تکرار نخواهد شد. سپیده‌دم تا آخرین قطره سوخت هیدرازین خود برای مشاهده سرس و مخابره آن استفاده کرد تا ما محققان اطلاعات بیشتری درباره منظومه شمسی‌مان بدست بیاوریم.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: phys.org

ارسال پیام برای فرازمینی‌ها ممکن می‌شود؟!

MIT Alien Beaconبه گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا،  پژوهش دانشمندان دانشگاه “ام.آی.تی”(MIT) نشان می‌دهد که اگر لیزر با قدرت یک تا دو مگاوات و با استفاده از تلسکوپی به اندازه ۳۰ تا ۴۵ متر به فضا بتابد، پرتویی از پرتو فروسرخ ایجاد می‌کند و این پرتو آنقدر قوی است که می‌تواند در مقابل انرژی خورشید دوام بیاورد. اگر اخترشناسان بیگانه‌ای، به اکتشاف در راه شیری مشغول باشند و یا در منظومه‌های نزدیک به ما مانند “پروکسیما قنطورس” یا “تراپیست-۱” زندگی کنند، می‌توانند چنین سیگنالی را تشخیص دهند. اگر این سیگنال از منظومه‌های دیگر شناسایی شود، می‌توان همین لیزر را برای ارسال پیام‌هایی مانند کد مورس به کار برد.

“جیمز کلارک” دانشجوی فارغ‌التصیل دانشگاه ام.آی.تی و نویسنده این پژوهش گفت: «اگر بتوانیم ارتباط با بیگانگان را به سادگی آغاز کنیم، امکان ارسال پیام با سرعت ۱۰۰ بیت در ثانیه نیز وجود خواهد داشت.» اگرچه دسترسی به بیگانگان با چنین روشی، غیرممکن به نظر می‌رسد اما کلارک باور دارد که این کار با ترکیب فناوری‌های کنونی ممکن خواهد بود.

وی افزود: «این کار، یک پروژه چالش‌برانگیز است اما غیرممکن نیست. لیزرها و تلسکوپ‌های کنونی می‌توانند سیگنال‌های قابل تشخیصی تولید کنند؛ در نتیجه یک بیگانه با دیدن سیاره ما، وجود یک پرتو غیرمعمول و طیف آن را تشخیص می‌دهد. ما از وجود بیگانگان مطمئن نیستیم اما اگر چنین موجوداتی در کهکشان ساکن باشند، این فناوری توجه آنها را جلب خواهد کرد.»

کلارک، کار خود را با بررسی احتمال ساخت یک برج دیده‌بانی سیاره‌ای آغاز کرد. وی در این باره گفت: هدف من این بود که احتمال ساخت یک برج دیده‌بانی سیاره‌ای را با استفاده از تلسکوپ‌ها و لیزرهای کنونی بررسی کنم. او یک طراحی مفهومی را با استفاده از لیزر فروسرخ و یک تلسکوپ آغاز کرد تا بر شدت لیزر تمرکز بیشتری داشته باشد. هدف کلارک، تولید یک سیگنال فروسرخ بود که حداقل، ۱۰ برابر قوی‌تر از انتشار طبیعی پرتو فروسرخ خورشید باشد. دلیل او این بود که چنین سیگنال شدیدی به قدر کافی در مقابل سیگنال فروسرخ خورشید پایدار است.

کلارک، ترکیب لیزرها و تلسکوپ‌هایی در اندازه‌های گوناگون را بررسی کرد و دریافت یک لیزر دو مگاواتی که از یک تلسکوپ ۳۰ متری می‌تابد، می‌تواند سیگنالی تولید کند که برای شناسایی شدن از سیارۀ منظومه پروکسیما قنطورس، به اندازه کافی قوی است. همچنین، یک لیزر یک مگاواتی که از یک تلسکوپ ۴۵ متری می‌تابد، سیگنال واضحی تولید می‌کند که از منظومه تراپیست-۱، قابل تشخیص است. این پژوهش، در مجله  Astrophysical منتشر شده است.

سایت علمی بیگ بنگ/ منبع: news.mit.edu

احتمالا هستۀ داخلی زمین جامد است

بیگ بنگ: مطالعه‌ی جدید محققان در دانشگاه دولتی استرالیا(ANU) به ما کمک می‌کند چگونگی شکل‌گیری سیاره‌مان را بهتر درک کنیم. دانشیار آروج کاچیک و دکتر تان-سان فام مطمئن هستند که شواهد آنها جامد بودن هستۀ داخلی زمین را اثبات می‌کند.

xبه گزارش بیگ بنگ، محققان با استفاده از یک روش توانستند امواج برشی یا «امواج J» را در هستۀ داخلی زمین، شناسایی کنند – نوعی موج که فقط از اشیاء جامد عبور می‌کند. دانشیار کالچیک گفت: «ما کشف کردیم که هسته‌ داخلی زمین قطعأ جامد است، اما همچنین دریافتیم که نرم‌تر از آن چیزی است که قبلأ تصور می‌کردیم.»

وی افزود: «به نظر می‌رسد که – اگر نتایج ما درست باشد – هستۀ داخلی زمین دارای برخی از خواص الاستیکیِ طلا و پلاتین است. این هستۀ داخلی شبیه یک کپسول زمان است و اگر آن را درک کنیم، متوجه خواهیم شد سیاره‌ی زمین چگونه شکل گرفته است و چگونه تکامل پیدا کرده است.» امواج برسی هستۀ داخلی به حدی کوچک و ضعیف هستند که مستقیمأ قابل مشاهده نیستند. در واقع، کشف آنها «جام مقدس» زلزله‌شناسی جهانی است زیرا دانشمندان در ابتدا در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ پیش‌بینی کردند که هستۀ داخلی جامد است.

بنابراین، محققان به یک رویکرد خلاقانه دست پیدا کرده‌اند. روشِ به اصطلاح میدان موج همبستگی، شباهت‌های ِ بین سیگنال‌ها در دو گیرنده را پس از یک زمین‌لرزۀ بزرگ بررسی می‌کند، نه رسیدن مستقیم موج. این تیم از یک تکنیک مشابه برای اندازه‌گیری ضخامت یخ در قطب جنوب استفاده کرده است. دکتر کالچیک گفت: «ما سه ساعت ِ نخستِ لرزه نگاشت را نادیده ‌گرفتیم و بین سه تا ۱۰ ساعت پس از یک زمین‌لرزۀ بزرگ را ملاحظه ‌کردیم. می‌خواهیم از شر سیگنال‌های بزرگ خلاص شویم.»

Beginnings .«با استفاده از یک شبکه‌ی جهانی سیگنال‌ها، هر جفت گیرنده‌ و هر زمین‌لرزه‌ی بزرگ را بررسی می‌کنیم – این یعنی ترکیبات خیلی زیادی – و شباهت بین لرزه نگاشت‌ها را اندازه می‌گیریم. این پدیده همبستگی یا مقیاس شباهت نامیده می‌شود. ما با استفاده از این شباهت‌ها یک correlogram ساختیم – نوعی اثر انگشت زمین. این مطالعه نشان می‌دهد که این نتایج برای اثبات وجود امواج J بکار می‌روند و سرعت موج برشی در هستۀ داخلی را اندازه‌گیری می‌کنند. در حالیکه این اطلاعات خاص درباره‌ امواج برشی مهم است، دکتر کالچیک می‌گوید اطلاعاتی که این تحقیق درباره‌ی هستۀ داخلی به ما می‌دهد هیجان‌انگیزتر است.

وی گفت: «مثلأ، هنوز نمی‌دانیم دمای دقیق هستۀ داخلی چیست، سن هسته‌ داخلی چند سال است یا با چه سرعتی جامد (سفت) می‌شود، اما با این پیشرفت‌های جدید در زلزله‌شناسی جهانی، به آرامی به آنجا می‌رسیم. درک هستۀ داخلی زمین پیامدهای مستقیمی برای تولید و حفظ میدان ژئومغناطیسی دارد و بدون میدان ژئومغناطیسی، حیات بر روی سطح زمین وجود نخواهد داشت.» جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Science منتشر شده است.

ترجمه: سحر  الله‌وردی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencedaily.com

سحابی مرداب در دل غبار

بیگ بنگ: سحابی باشکوه مرداب مملو از گاز ِ داغ و منزلگاه ستارگان جوان است. سحابی مرداب که ۱۰۰ هزار سال نوری گستردگی دارد، تنها ۵۰۰۰ سال نوری با زمین فاصله دارد به حدی بزرگ و درخشان است که بدون تلسکوپ نیز در سمت صورت فلکی کمان دیده می شود.

Lagoon Ortegaستارگان درخشان زیادی از NGC 6530 (خوشه ستاره‌ای باز که چند میلیون سال پیش در این سحابی شکل گرفت) دیده می شوند. سحابی بزرگتر که M8 و NGC 6523 نیز نامیده می شود به دلیل رشتۀ غبار در سمت چپ مرکز این خوشه باز، سحابی “مرداب” نامگذاری شده است. این عکس برجسته از سه رنگ در نورهای منتشر شدۀ هیدروژن تشکیل شده و جزئیاتی از تشکیل ستارگان و گویچه‌های غباری تاریک را در سحابی مرداب نشان می دهد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

جنبه‌های جدید ِ ادغام سیاهچاله‌های غول‌پیکر افشا شد

بیگ بنگ: برای نخستین‌بار، شبیه‌سازی کامپیوتری جدید که از اثرات فیزیکی نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین بهره می برد، نشان داد که گازهای موجود در سیستم‌های سیاهچاله‌های دوتایی غول‌پیکر در هنگام ادغام عمدتا به صورت نور فرابنفش و پرتوایکس خواهند درخشید.

image e Merging Supermassive Black Holes

گاز به روشنی در این شبیه‌سازی رایانه‌ای مربوط به سیاهچاله‌های غول‌پیکر می درخشد.

به گزارش بیگ بنگ، هر کهکشانی که به اندازه کهکشان راه شیری خودمان و یا از آن بزرگتر باشد، سیاهچالۀ غول‌پیکری در قلب خود جای داده است. بر طبق مشاهدات، ادغام کهکشان‌ها به طور مکرر در کیهان رخ می دهد، اما تا کنون هیچکس موفق به دیدن ادغام این سیاهچاله‌های غول پیکر نشده است. دکتر «اسکات نوبل» نویسنده، محقق و اخترفیزیکدان در مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا بیان کرد: «ما می دانیم که کهکشان‌هایِ دارایِ سیاهچاله‌های مرکزی همواره در جهان با هم ترکیب می شوند.»

اخیرا، رصدخانه موج گرانشی با تداخل‌سنج لیزری(LIGO) موفق به شناسایی سیاهچاله‌هایی با اندازۀ ستاره‌ها شد که در حال ادغام بودند. محققان گفتند: «منظومه‌های دوتایی غول‌پیکر از ادغام کهکشان‌ها نشات می گیرند. هر سیاهچالۀ عظیم حجم بالایی از گاز و ابرهای گرد و غبار، ستاره و سیاره به همراه دارد. به باور محققان، برخورد کهکشان‌ها به یکدیگر باعث می شود قسمت اعظم این مواد به سمت سیاهچاله‌های مرکزی رانده شوند و سیاهچاله‌ها آن مواد را سریعا به کام خود بکشند.» شبیه‌سازی ادغام سیاهچاله‌های عظیم را در ویدئوی زیر مشاهده کنید:

مدل‌سازی این رویدادهای کیهانی به ابزارهای محاسباتی پیچیده‌ای نیاز دارد که در آنها باید به اثرات فیزیکی ناشی از گردش دو سیاهچاله غول‌پیکر به دور یکدیگر با سرعت نور توجه شود. مدل‌سازی‌ها و مشاهدات می توانند مکمل هم باشند و به نتایج تازه‌ای منجر شوند؛ میتوان با بهره‌گیری از این نتایج، به شیوۀ بهتری درک کرد که چه اتفاقی در مرکز اکثر کهکشان‌ها رخ می دهد.» تجزیه و تحلیل این شبیه‌سازی در مجله Astrophysical منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sci-news.com

شی فضایی و مرموز نزدیک شده به زمین

شی فضایی و مرموز نزدیک شده به زمین، شاید کاوشگر خورشیدی بیگانگان بوده باشد!

دانشمندان هاروارد ظن این را دارند که شاید اومواموا (Oumuamua) کاوشگر خورشیدی بیگانگان بوده و از سوی تمدنی پیشرفته‌ و فرازمینی به سوی ما هدایت شده باشد. این جرم آسمانی که به یک سیگار عظیم‌الجثه شباهت دارد، نخستین شی میان ستاره‌ای رویت شده در منظومه شمسی است.

اومواموا به معنای «پیام‌رسانی از دوردست» برای اولین بار در اکتبر سال ۲۰۱۷ و از طریق یک تلسکوپ مستقر در هاوایی مشاهده  شد. این شی فضایی عمدتا فلزی، دارای ابعاد حدودا ۲۳۰ در ۳۵ متری و رنگی مایل به قرمز بود و با شتاب فراوانی حرکت می‌کرد؛ اما حول محور خورشید در حال گردش نبود. در عوض بین عطارد و خورشید قرار گرفت و در مسیر خروج از منظومه شمسی، به سرعت از کنار زمین نیز گذر کرد. مسیری پیمایشی که نشان می‌دهد اومواموا یک مسافر بین ستاره‌ای از ورای منظومه شمسی بوده است. اما آیا باید آن را کاوشگر خورشیدی بیگانگان بدانیم؟

دانشمندان در ابتدا آن را یک سیارک قلمداد کرده و اندکی بعد، آن را یک دنباله‌دار نسبتا فعال معرفی کردند. اما اومواموا ویژگی‌های متعارف دنباله‌دارها از جمله دم تشکیل یافته از گاز و گرد و غبار را نداشت.

محض اطمینان، اخترشناسان تلسکوپ‌های رادیویی قدرتمند را نیز به سوی این شی فضایی نشانه رفتند تا دریابند که آیا در حال ارسال امواج رادیویی بوده است یا خیر؛ ولی چیزی یافت نشد.

از بدو شناسایی اومواموا، این احتمال که شاید خاستگاه آن یک تمدن پیشرفته فضایی باشد مطرح شده بود و به تازگی دو دانشمند از دانشگاه هاروارد، مقاله‌ای را در همین رابطه به چاپ رسانده‌اند.

در این مقاله «شمول بیلی» و «آبراهام لوئب» خصوصیات حرکتی و سرعت این جسم را ناشی از قدرت گرفتن آن از خورشید دانسته‌اند؛ به این معنا که اومواموا از مواد نازکی ساخته شده و می‌تواند با جذب پرتوهای خورشیدی، انرژی لازم برای حرکت خود را تامین کند. حال اینکه یک جسم طبیعی بی‌نظیر بوده یا سازه‌ای متعلق به فرازمینی‌ها، بر ما پوشیده است.

یکی از احتمالاتی که نویسندگان مقاله به اومواموا  نسبت داده‌اند، بادبان نوری یا lightsail است. این عبارت به جسمی شناور در فضا اشاره دارد که از نور خورشید به عنوان نیروی محرکه خود استفاده می‌کند. بشر نیز آزمایش‌هایی را برای طراحی چنین سازه‌های به منظور استفاده در اکتشافات فضایی به انجام رسانده؛ اما این ایده‌ هنوز خام است و تا رسیدن به تکامل فاصله دارد.

هرچند مرتبط دانستن این شی فضایی با تکنولوژی پیشرفته‌ی بیگانگان، چندان باورپذیر به نظر نمی‌رسد، اما نویسندگان مقاله با طرح یک احتمال دیگر، پا را از این نیز فراتر نهاده‌اند:

این دو دانشمند اصرار دارند که اگر اومواموا یک جرم میان ستاره‌ای تصادفی بود، باید چنین اجسامی را بیش از این مشاهده می‌کردیم. به عقیده‌ی آن‌ها، هم این موضوع و هم مسیر حرکت نامتعارف اومواموا می‌تواند نمایانگر برخورداری آن از یک منبع انرژی، ورای کشش گرانشی باشد.

همان‌طور که گفته شد این شی در مسیر خروج از منظومه شمسی، به سرعت از کنار زمین گذشت و در حال حاضر آنچنان از ما فاصله گرفته که ادامه روند مطالعات ممکن نیست. بنابراین منشا، رفتار و ساختار آن همچنان یک راز باقی خواهد ماند و شاید بهتر است فعلا به همین فرضیات عجیب و غریب دانشمندان هاروارد بسنده کنیم.

لوئب این ایده که اومواموا ساخته‌ی دست فرازمینی ها یا کاوشگر خورشیدی بیگانگان است را دارای پشتوانه علمی می‌داند و می‌گوید:

ستاره‌های سرد و تاریک که در کیهان کمین کرده‌اند

بیگ بنگ: اجرام عجیب و غریب ستاره‌مانندی که مانند اتم‌های غول‌پیکر ِ واحد عمل می‌کنند، در سراسر کیهان پنهان شده‌اند، و پژوهشگران برای اولین‌بار نشان دادند که این ستارگان کوانتومی عجیب چگونه شکل می‌گیرند.

Universeبه گزارش بیگ بنگ، اگر این اجرام وجود داشته باشند، می‌توانند به توضیح مادۀ تاریک کمک کند، ماده تاریک هیچ نوری ساتع نمی‌کند و با این حال ۲۷٪ از کیهان را تشکیل داده است. این ستارگان تاریک و سرد می‌توانند ناشی از انفجارهای روشن و سریع ِ کیهانی باشند که اخترشناسان را متعجب کرده و حتی تفکر در مورد تمدن‌های بیگانه را بیشتر می‌کند.

برخلاف ستارگان منظم، این ستاره‌های به اصطلاح «اکسیون» (اگر وجود داشته باشند)، درخشش ندارند. آنها تاریک هستند زیرا از ذراتی فرضی به نام اکسیون، که گزینۀ اصلی ماده تاریک است، ساخته شده‌اند. نظریه‌های مختلف پیش‌بینی می‌کنند که اکسیون‌ها طیف وسیعی از جرم‌ها دارند، اما به طور کلی انتظار می‌رود که بسیار سبک باشند- شاید به اندازۀ ده به توان ۳۱ برابر سبک‌تر از یک پروتون باشند.

ستاره‌های سرد و تاریک

اکسیون‌ها، اگر وجود داشته باشند، به سختی با یکدیگر تعامل می‌کنند؛ اما اگر گرانش بتواند آنها را با هم هماهنگ کند، می‌توانند کرۀ متراکمی با خواص عجیب و غریب، شکل دهد که بر خلاف خواص دیگر انواع ستارگان میباشد. بدین دلیل که اکسیون‌ها بوزون هستند. بوزون گروهی از ذرات است که شامل ذرات نور یا فوتون‌ها می‌باشد.

در فیزیک کوانتومی، ذرات مقادیر گسسته‌ای از انرژی دارند، یعنی ذرات در سطوح خاصی از انرژی وجود دارند. در بوزون‌ها، ذرات متعدد می‌توانند همزمان در یک سطح از انرژی باشند، برخلاف گروه متفاوتی از ذرات به نام فرمیون که شامل الکترون‌ها و پروتون‌ها است. در ستارۀ اکسیونی- یا به طور کلی‌تر، در ستارۀ بوزونی- هر اکسیون در پایین‌ترین سطح انرژی است، یعنی کل ستاره رفتار کوانتومی مشابهی خواهد داشت، به گونه‌ای که گویی یک ذره واحد غول‌پیکر است.

چنین جرم عجیب و غریبی، چگالش بوز- اینشتین هم نامیده می‌شود، که نوعی از ماده است که فیزیکدانان در آزمایشگاه‌های روی زمین، با سرد کردن اتم‌ها تا دمای نزدیک به صفر مطلق، آن را می‌سازند. در آزمایشگاه، این میعانات می‌توانند سوپرفلوئیدها، که بدون اصطکاک جریان دارند، را نیز تشکیل دهند. به گفتۀ یکی از نویسندگان این مطالعه، درمیتی لوکوف، فیزیکدان مؤسسه تحقیقات هسته‌ای آکادمی علوم روسیه، قبلاً برخی از دانشمندان گفته‌اند که گرانش بین اکسیون‌های سبک‌وزن آنقدر ضعیف است که نمی‌تواند ذرات را در یک ستاره احاطه کند.

تشکیل ستاره در فقدان زمان

اما شبیه‌سازی‌های کامپیوتری جدید، نشان می‌دهد که در واقع ستاره‌های اکسیونی می‌توانند با توجه به جرم آکسیون، کاملاً براحتی تشکیل شوند. تشکیل شدن ستارۀ اکسیونی مشتکل از اکسیون‌های نسبتاً سنگین، به نام اکسیون QCD، یک میلیارد سال طول می‌کشد. (از نظر برخی فیزیکدانان، اکسیون QCD گزینۀ مطلوبی برای ماده تاریک است، زیرا می‌تواند رازی مربوط به نیرویی قوی که هسته‌های اتمی را در کنار یکدیگر نگه می‌دارد، را حل کند.)

dark photonلوکوف گفت: «برای تشکیل شدن ستارۀ اکسیونی با اکسیون‌های سبک- تقریباً ۱۰۰ هیزا میلیارد بار سبک‌تر از آکسیون QCD، که «ماده تاریک فازی» نامیده می‌شود- فقط ۱۰ میلیون سال زمان لازم است.» بوپال دو، فیزیکدان دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، که در این تحقیق همکاری داشت، گفت: «واقعاً جالب است که اگر زمان به اندازۀ کافی باشد- و آن زمان کمتر از سن کیهان است- تنها گرانش می‌تواند به تشکیل چگالش بوز- اینشتین به شما کمک کند.»

به گفته لوکوف، شبیه‌سازی‌های قبلی با مقادیر کوچکتری از چگالش بوز- اینشتین آغاز شده بود، که سپس از طریق گرانش به یکدیگر متصل شدند تا ستاره‌های آکسیونی را تشکیل دهند. اما در شبیه‌سازی‌های جدید، محققان کار خود را با گازی از اکسیون‌ها شروع کردند و دریافتند که ستاره به خودی خود تشکیل شده است. لوکوف گفت: «وقتی ستارۀ بوز- اینشتین را دیدیم خیلی خوشحال و هیجان‌زده شدیم.» با گذشت زمان، چنین ستاره‌ای می‌تواند به انباشتن اکسیون‌ها ادامه دهد و بزرگ شود.

سباستین باوم، فیزیکدان دانشگاه استکهلم سوئد گفت: « کار خوبی است. این گام مهمی در درک قضیۀ چنین اجرامی، و به طور کلی ماده تاریک اکسیون، است. اگر ماده تاریک در این ستاره‌ها وجود داشته باشد، آن وقت اکسیون‌ها ممکن است در هرجای دیگری نادرتر باشند- و بنابراین یافتن آنها روی زمین با استفاده از آشکارسازهایی مانند آزمایش ماده تاریک آکسیون در دانشگاه واشنگتن در سیاتل، دشوارتر است.»

ستاره‌های آکسیونی خودشان می‌توانند سیگنال‌های قابل تشخیصی را نیز تولید کنند. اکسیون‌ها می‌توانند به فوتون‌ها تجزیه شوند؛ و مجموعه‌ای از واکنش‌های ذره‌ای یک ستارۀ اکسیونی می‌تواند تابش قابل تشخیصی تولید کند. و اگر ستاره اکسیونی به ستارۀ نوترونی برخورد کند، این برخورد می‌تواند انفجارهای قدرتمندی از تابش رادیویی- فرکانسی را ایجاد کند- که به طور بالقوه انفجارهای رادیویی سریع مرموزی که اخترشناسان را بهت‌زده کرده را توضیح می‌دهد. در طول چند سال گذشته، اخترشناسان ده‌ها سیگنال رادیویی کیهانی قوی از منشأ ناشناخته‌ای شناسایی کرده‌اند که موجب توضیحات فراوانی شده است، از جمله این احتمال که پرتوها از تمدن‌های بیگانه آمده‌اند. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Physical Review Letters منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: livescience.com

یک سایت برای دوست داران نجوم و سیارات