زمین تخت گرایان چگونه اعتدال بهاری و پاییزی را توجیه می‌کنند؟

زمین تخت گرایان چگونه اعتدال بهاری و پاییزی را توجیه می‌کنند؟

هستند افرادی که کروی بودن زمین را یک تئوری توطئه می‌دانند و به تخت بودن آن باور دارند. اما وقوع پدیده‌ اعتدال بهاری یا پاییزی، می‌تواند در تضاد با باور آن‌ها باشد. در ادامه به چگونگی مواجهه زمین تخت گرایان با این دو پدیده خواهیم پرداخت.

هر ساله در آغاز فصل بهار (تقریبا اول فروردین ماه در نیمکره شمالی)، پدیده‌ای موسوم به اعتدال بهاری رخ می‌دهد و با تابیدن خورشید درست از بالای خط استوا، طول روز و شب در کره زمین (یا صفحه زمین به قول زمین تخت گرایان) برابر می‌شود. در آغاز فصل پاییز نیز، خورشید در نقطه اعتدال پاییزی قرار گرفته و شرایطی مشابه با اعتدال بهاری به وجود می‌آورد؛ با این تفاوت که این‌بار به جای حرکت به سمت شمال، مسیر جنوب آسمان را در پیش می‌گیرد.

اما برای زمین تخت گرایان که دنیا را یک صفحه تخت قلمداد می‌کنند؛ توضیح دادن اعتدال بهاری و پاییزی مساله چالش‌برانگیزی است. چرا که اساسا بدون در نظر گفتن انحراف محوری کره زمین و چرخش آن که باعث دور و نزدیک شدن قطب‌ها به خورشید می‌شود، چه توضیحی برای تغییر فصل‌ها وجود دارد؟ اصلا چگونه طلوع و غروب خورشید ممکن خواهد بود؛ اگر همواره در حال تابش روی تمام سطح صاف زمین باشد؟ یا اگر به قول زمین تخت گرایان، قطب شمال در مرکز زمین قرار دارد؛ وجود جهات مختلف روی قطب‌نما چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟

افراد معتقد به تخت بودن زمین در طول سال‌ها و حتی قرن‌های گذشته، پاسخ‌هایی را برای این پرسش‌ها ارائه داده‌اند که در ادامه با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. اما در ابتدا باید این هشدار را بدهیم که برای درک توجیهات آن‌ها، باید دانسته‌های علمی خود را درباره کروی بودن زمین و گردش سیارات منظومه شمسی به دور خورشید، کنار بگذارید.

اعتدال بهاری و پاییزی از دیدگاه زمین تخت گرایان

خورشید بسیار کوچک است!

در مقبول‌ترین نقشه‌ی زمین تخت گرایان، قطب شمال در مرکز صفحه زمین قرار دارد و قاره جنوبگان (قطب جنوب) همانند یک دیوار یخی پهناور، دورتادور دنیا را احاطه کرده؛ خط استوا نیز حلقه‌ای را بین این دو شکل داده است.

حلقه استوا در زمین تخت

اکثر این افراد اتفاق نظر دارند که هنگام اعتدال بهاری و پاییزی، خورشید دقیقا روی حلقه استوا قرار گرفته و حول آن می‌چرخد. ولی مدل ارائه شده توسط آن‌ها، چرایی برابر بودن طول روز و شب را به خوبی تشریح نمی‌کند.

در حالی که ما خورشید را به عنوان یک گوی عظیم و مملو از گازهای انفجاری در فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری از خود می‌شناسیم، زمین تخت گرایان آن را یک جسم نورانی کوچک و شناور در نزدیکی زمین می‌پندارند. اما چقدر کوچک و تا چه اندازه نزدیک؟

«ساموئل بیرلی روبوتام» که یکی از نظریه پردازان قدیمی زمین تخت گرا بود با انتشار کتابی در سال ۱۸۸۱، قطر خورشید را تنها ۵۲ کیلومتر عنوان کرد. او همچنین گفت که بسته به ماه‌های مختلف، خورشید در فاصله ۶۴۰ الی ۱۱۳۰ کیلومتری بر فراز زمین حرکت می‌کند.

امروزه بسیاری از زمین تخت گرایان فاصله خورشید از ما را ۵۰۰۰ کیلومتر تخمین می‌زنند؛ اما اصل ایده‌ی روبوتام همچنان در بین این جماعت، پرطرفدار باقی مانده است. به اعتقاد آن‌ها:

خورشید در مسیرهای دایره‌ای شکل به دور قطب شمال حرکت می‌کند. وقتی که بالای سر شما باشد، روز و اگر نه شب است. نور آن منطقه محدودی را روشن کرده و همانند یک نورافکن بزرگ بر فراز زمین عمل می‌کند.

آن‌ها می‌گویند همین حرکت دورانی خورشید، تغییر فصول را موجب می‌شود. بر اساس یک نظریه پرطرفدار، خورشید در ماه ژوئن (ابتدای تابستان) به نزدیک‌ترین فاصله از قطب شمال می‌رسد و در شش ماه بعدی، به شکل مارپیچ به دیوار یخی در لبه دنیا نزدیک می‌شود. در ماه دسامبر (ابتدای زمستان)، خورشید مسیر معکوس را در پیش گرفته و با حرکت مارپیچ، بار دیگر به سمت قطب شمال می‌آید. هنگام اعتدال بهاری و پاییزی، حرکت خورشید دقیقا به دور حلقه استوا است و در چنین موقعیتی، نور خود را به نیمی از دنیا می‌تاباند.

آیا چنین چیزی ممکن است؟

این توضیح اشکالاتی دارد. نخست اینکه اگر خورشید در ارتفاع ۵۰۰۰ کیلومتری از زمین مسطح گردش کند، هرگز غروب نخواهد کرد؛ حتی در جنوبی‌ترین عرض‌های جغرافیایی. به عنوان مثال در جریان اعتدال بهاری، اگر خورشید هنگام حرکت در حلقه استوا درست بالای آمریکای جنوبی قرار گرفته باشد؛ باز هم از دورترین نقطه نسبت به آن یعنی استرالیا، قابل رویت خواهد بود. این موضوع با یک مدل‌سازی ویدیویی هم به تصویر کشیده شده است.

از طرفی آن‌طور که ما می‌دانیم در اعتدال بهاری و پاییزی، خورشید دقیقا از شرق طلوع و دقیقا در غرب غروب می‌کند (در زمان‌های دیگر، مقداری به شمال یا جنوب انحراف دارد). ولی در صورت تخت بودن زمین، این موضوع وقتی می‌تواند واقعیت داشته باشد که نور خورشید به طور همزمان، در صدها زوایه مختلف خم شود؛ زیرا همه شهرها در فاصله یکسانی از خورشید قرار ندارند. برخی مدل‌های کامپیوتری این را نیز به اثبات رسانده‌اند.

تاکنون هیچ‌یک از مدل‌های ارائه شده توسط زمین تخت گرایان، این اشکالات را برطرف نکرده است؛ اما آن‌ها همچنان به باور خود پایبند هستند و ظاهرا این داستان، سر دراز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *