دانلود موزیک ویدیوی مرز از فرزاد فرزین


دانلود موزیک ویدیوی مرز از فرزاد فرزین

Download Music Video Farzad Farzin Called Marz

فرزاد فرزین مرز

دانلود موزیک ویدیوی بسیار زیبا و احساسی مرز از فرزاد فرزین

که برای ارواح بلند مرتبه ی شهدای مدافع حرم و شهدای آتش نشانی تقدیم شده

دانلود موزیک ویدیوی مرز از فرزاد فرزین با کیفیت ۴۸۰p

 

 

دانلود موزیک ویدیوی مرز از فرزاد فرزین با کیفیت ۷۲۰p

 

 

 

 

 

آیا چارچوب ثابت در کیهان وجود دارد؟

بیگ بنگ: زمانی که پای فهم کیهان به میان می‌آید فیزیکدان‌ها به فیلسوف شبیه می‌شوند. دکتر دونالد چانگ از دانشگاه علوم و تکنولوژی هنگ کنگ تلاش می‌کند تا توضیح دهد که آیا کیهان می‌تواند یک چارچوب ثابت داشته باشد یا نه.

به گزارش بیگ بنگ، بر اساس نظریه‌ی نسبیت خاص اینشتین، چارچوب ثابت (rest frame) نباید در کیهان وجود داشته باشد. از آنجایی که در چنین فرضی خلاء به عنوان یک فضای خالی در نظر گرفته نمی‌شود، می‌تواند با مدل استاندار کیهان‌شناسی در تضاد باشد. دکتر چانگ در مقاله‌ای توضیح می‌دهد: « در آزمایش معروفی که در قرن ۱۹ توسط مایکلسون و مورلی انجام شد مشخص شد که انتشار نور، مستقل از حرکات سیستم آزمایشگاهی است. این یافته توسط اینشتین به عنوان نشانگری از اینکه قوانین فیزیکی حاکم بر انتشار نور در تمامی دستگاه‌های لخت ثابت هستند، تعبیر شد.»

در سال ۱۹۰۵، آلبرت اینشتین در مقاله‌ای این یافته را به یک فرض تبدیل کرد و اظهار داشت که قوانین الکترودینامیک و اپتیک یکسانی برای تمامی دستگاه‌های مرجع معتبر است. این فرض به عنوان یک فرض مهم در نظریه‌ی نسبیت خاص شناخته می‌شود. این فرض از نظریه‌ی نسبیت ابتدا فقط در مورد اپتیک و الکترودینامیک به کار برده شد اما بعدا به تمام قوانین فیزیک عمومیت داده شد.

سوال بسیار مهمی که پیش می‌آید این است که آیا این عمومیت دادن قابل توجیه است؟ نتایج آزمایش مایکلسون-مورلی فقط مشخص می‌کرد که انتشار نور از قوانین نسبیت پیروی می‌کند. در مورد ذرات با جرم نامتغییر(rest mass) چه می‌توان گفت؟ آیا می‌توان گفت رفتار فیزیکی ذرات سنگین نیز از فرض اول نسبیت پیروی می‌کند؟ این اصل از نسبیت بر این دلالت دارد که دستگاه رِست در کیهان ما وجود ندارد. چرا که اگر وجود داشت قادر بودیم مشخص کنیم که کدام دستگاه ثابت و کدام دستگاه در حال حرکت است.

این بدان معناست که خلاء در کیهان ما باید یک فضای خالی باشد و نمی‌تواند به عنوان یک دستگاه مرجع مورد استفاده قرار گیرد. چنین التزامی با دیدگاه امروزی در مورد خلاء در تضاد است. خلاء در مدل استاندارد کیهان‌شناسی مدرن با خالی بودن بسیار فاصله دارد. در این مقاله دکتر چانگ پیشنهاد می‌دهد که جرم دو ذره‌ی باردار شده که در جهات مخالف حرکت می‌کنند را به صورت دقیق اندازه بگیرند.

تفکر مرسوم این است که دستگاه لخت به طور یکسان برای هر دو ذره اعمال می‌شود. اگر این درست باشد تفاوت قابل تشخیص جرم بین این دو ذره به وجود نخواهد آمد. با این وجود اگر مخالف این درست باشد و یک دستگاه رِست در کیهان وجود داشته باشد، محققان انتظار دارند تا تفاوت جرم که وابسته به جهت دستگاه آزمایشگاهی می‌باشد را مشاهده کنند.

این آزمایش که نسبتا از آزمایش مایکلسون- مورلی الهام گرفته شده است می‌تواند با استفاده از تکنیک‌های تجربی موجود انجام بگیرد. دکتر چانگ می‌گوید: «برای سادگی می‌توان از یک الکترون به عنوان ذره‌ی باردار در آزمایش استفاده کرد. البته می‌توان همین آزمایش را با پروتون نیز انجام داد که به دلیل جرم نامتغییر بیشتر پروتون، دقت بیشتری را نتیجه می‌دهد.» جزئیات بیشتر این پژوهش در  European Physical Journal Plus منتشر شده است.

ترجمه: معصومه رحیمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sci-news.com

image_pdfimage_print

مرکز پارسیان مهرپرور خدمات پرستار کودک ، سالمند و بیمار در منزل

مرکز پارسیان مهرپرور با مجوز از وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در زمینه ارائه کلیه خدمات مراقبتی و بالینی در منزل از جمله خدمات پرستاری در منزل ، پرستار سالمند ، پرستار کودک ، پرستار بیمار ، فیزیوتراپی در منزل ، مراقب کودک  ، مراقب سالمند  ، استخدام پرستار کودک  ، کودک بیش فعال اعزام پرستار تخصصی (جهت تزریقات، پانسمان، سونداژ و…) و ویزیت پزشک در منزل فعالیت می نماید.   و تلاش می نماید تا متناسب با نیاز و درخواست شهروندان محترم، با اعزام کادر تخصصی و باتجربه و متعهد، خدمات کیفی و مؤثر را در کمترین زمان ممکن ارایه نموده تا ضمن رفع مشکلات درمانی متقاضیان محترم، زمینه پیشگیری از بروز بیماریها، حوادث و عوارض ناشی از آنها نیز فراهم گردد.

بارش شهابی شلیاقی در آسمان شب

بیگ بنگ: بارش شهابی شلیاقی سالیانه در ۲۲ آوریل ۲۰۱۷ به اوج خود رسید زیرا سیاره مان از میان گرد و غبار ناشی از دنباله دار تاچر عبور کرد. از صحرای خشک، تاریک و مرتفعِ آتاکاما می توان دید که یک هلال ماه و سیارۀ درخشان ناهید به رگه های درخشان شهاب سنگ شلیاقی در این تصویر کامپوزیت ملحق می شوند.

این عکس که در طول ۵ ساعت از شبِ ۲۱/۲۲ آوریل گرفته شده نشان می دهد که جریانات شهابی همانند دوش آب سرازیر می شوند، نقطه ای که از آسمان وگا (ستارۀ آلفای صورت فلکی شلیاق) چندان دور نیست. اثر درخشنده ی این بارش شهابی به این خاطر است که این شهاب سنگ یک رد موازی را از خود به جا گذاشته است. در پیش زمینه، گنبدهای رصدخانۀ لاس کامپاناس (از چپ به راست) و تلسکوپ ۲٫۵ متریِ du Pont و همچنین تلسکوپ ۱٫۳ متریِ آزمایش گرانشی- نوری (OGLE) را مشاهده می کنید.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

دانلود آهنگ جدید سون باند بنام دنیای بعد تو


دانلود اهنگ جدید سون باند بنام دنیای بعد تو 

Download New Music By ۷ Band Called Donyaye Bade To

7 باند دنیای بعد تو

متن آهنگ جدید ۷ باند بنام دنیای بعد تو :

کاری نمیشه کرد برای موندنت گذشته از منو گریه و التماس
قلبم واسه توئه هر جا اگه بری کاری نمیشه کرد قلبت منو نخواست

کاشکی یه جمله بود که معجزه میکرد میشد با گفتنش عوض بشه حالت
کاشکی میشد منو قانع میکردی تا وقتی داری میری نیام دنبالت

برایِ تو بمیرمو زنده بشم به پای تو گریه بشم خنده بشم
اصلا دیگه فایده نداره خواهشم تو داری میری

اسم تو رو فریاد بزنم یا نزنم از دیدنت دل بکنم یا نکنم
اصلا دیگه واست مهم نیست بودنم تو داری میری تو داری میری تو داری میری

******

آهنگ دنیای بعد تو از سون باند

******

احساسِ بینمون روزای خوبمون بی تو گذشتن از راه های بی نشون تعریفِ عشق تو برای دیگرون
تنهایی منو دنیای بعد تو فکر همشگیت اشکای بی هوام
وقتی که خستم از دستِ نبودنت چی از دنیا بخوام

برایِ تو بمیرمو زنده بشم به پای تو گریه بشم خنده بشم
اصلا دیگه فایده نداره خواهشم تو داری میری

اسم تو رو فریاد بزنم یا نزنم از دیدنت دل بکنم یا نکنم
اصلا دیگه واست مهم نیست بودنم تو داری میری تو داری میری تو داری میری

 

دانلود آهنگ جدید ۷ باند بنام دنیای بعد تو با کیفیت ۱۲۸

 

 

دانلود آهنگ جدید ۷ باند بنام دنیای بعد تو با کیفیت ۳۲۰

 

 

 

 

زمین بَعدی از آن چیزی که تصور می کردیم نزدیک‌تر است!

بیگ بنگ: سیاره‌ی پروکسیما بی که در نزدیک‌ترین سامانه‌ی سیاره‌ای نسبت به ما قرار دارد٬ با پروژه‌ی فضایی استارشات٬ به هدفی دست‌یافتنی تبدیل شده است. نمی‌دانیم این پروژه سیاره‌ای قابل سکونت را برای انسان‌ها به ارمغان خواهد آورد یا نه اما قطعا نیاز است بر سامانه‌ی خورشیدی خود تسلط کامل یابیم.

به گزارش بیگ بنگ، در ماه آگوست سال ۲۰۱۶ محققان٬ سیاره‌ی قابل سکونت بالقوه‌ای را کشف کردند که در حدود اندازه‌ی زمین است و به دور نزدیک‌ترین ستاره‌ی همسایه‌ی ما یعنی پروکسیما قنطورس می‌گردد. این سیاره که پروکسیما بی نام دارد در حدود ۴.۲ سال نوری از ما فاصله دارد. دانشمندان تلاش کرده‌اند جزئیات بیشتری را از سیاره به دست بیاورند و امیدواریم با حرکت رو به جلوی تلسکوپ جیمز وب٬ چشم‌انداز بهتری فراهم شود. اگرچه با فرستادن فضاپیمایی به این سیاره می‌توان داده‌های کافی برای نشان دادن امکان پشتیبانی از حیات( یا اینکه شاید از قبل پشتیبانی می‌کرده است) را نشان داد.

درست قبل از اینکه پروکسیما بی کشف شود٬ گروهی از دانشمندان و تجار برجسته با معرفی پروژه‌ی استارشات٬ اولین قدم را به سمت فرستادن انسان به سامانه‌ی آلفا قنطورس انجام دادند. هدف تلاش‌های جهانی که با کمک ۱۰۰ میلیون دلاری سرمایه‌گذار روسیه‌ای٬ یوری میلنر پشتیبانی می‌شد٬ سرعت بخشیدن به تحقیقات و توسعه‌ی یک فضاپیمای با دوام و مناسب برای سفرهای بین‌ستاره‌ای است. کشف پروکسیما بی٬ هدفی در دسترس ولی با این حال ترسناک و نیازمند مهندسی را فراهم کرد.

برای رسیدن به پروکسیما بی٬ در طول عمر متوسط یک دانشمند٬ فضاپیما باید با یک پنجم سرعت نور یا حتی سریع‌تر حرکت کرده و از درون گرد و خاک‌های نامرئی عبور کند. سپس باید با سرعت ۶۰ هزار کیلومتر بر ثانیه از نزدیکی منظومه ستاره ای پروکسیما عبور کرده٬ داده‌های مفید را جمع‌ آوری و سپس آن را به زمین ارسال کند. اولین قدم٬ افزایش سرعت فضاپیما به اندازه‌ی مطلوب است. موشک‌های فعلی نمی‌توانند آنقدر سوخت را ذخیره کنند تا به سرعت مورد نیاز برسند؛ به همین دلیل این پروژه تلاش می‌کند نور لیزرها را در اختیار خود بگیرد. یک آرایه‌ی ۱۰۰ گیگاواتی لیزری که روی زمین قرار گرفته است می‌تواند پرتویی تولید کند تا بعد از اینکه موشک‌های امروزی٬ کاوشگر کوچک بادبانی را از جو خارج کردند٬آن را به جلو حرکت بدهد.

بزرگ‌ترین خطر به برخورد با ذرات بین‌ستاره‌ای و پرتوهای کیهانی مربوط می‌شود. در این پروژه امید می‌رود تا با پوشاندن یک میلی‌متری قسمت جلویی یا استفاده از یک ماده با استقامت بالا مثل بریلیم-مس بتوان از فضاپیما محافظت کرد. برای اینکه مطمئن شویم با خارج شدن از مسیر٬ ماموریت به پایان نمی‌رسد٬ کاوشگر باید به خلبان‌هایی با هوش مصنوعی تجهیز شود. گروه این پروژه امید دارند بتوانند تا سال ۲۰۴۰ فضاپیما را به فضا پرتاب کرده و سپس ۲۰ سال بدون هیچ خبری منتظر بمانند. بعد در حدود سال ۲۰۶۰ کامپیوتر نصب شده بر روی فضاپیمای پروژه باید بیدار شده٬ با زمین ارتباط برقرار کند و بگوید که به پروکسیما قنطورس نزدیک شده و آماده‌ی پرواز از نزدیکی این سامانه است.

قدمی بسیار بزرگ

مهم‌ترین اولویت برای فضاپیما گرفتن عکس است تا نشان دهد آیا سیاره خشک٬ دارای آب و یا حتی سبز مثل زمین است. همچنین می‌تواند نشان دهنده‌ی خصوصیاتی در مقیاس بزرگ مثل دهانه‌های برخوردی و کوه‌ها باشد. یک طیف‌سنج می‌تواند به دنبال مولکول‌هایی مثل متان٬ اکسیژن و هیدروکربن‌های پیچیده‌تر باشد که نشان از وجود حیات دارند. تجهیزات فضاپیما می‌توانند جو سیاره را( اگر دارای جو باشد) هم بررسی کرده و میدان مغناطیسی سیاره را اندازه‌گیری کنند. احتمالا پروکسیما بی مثل تمام سیارات فراخورشیدی نزدیک حاوی شگفتی‌هایی است که تنها یک دیدار نزدیک از این سیاره می‌تواند آنها را آشکار کند.

حتی به غیر از آن٬ طرفداران این ماموریت٬ موفقیت بالقوه‌ی آن را به عنوان چیزی بیشتر از داده‌های یک جهان جدید می‌بینند٬ آنها می‌گویند این ماموریت نشان می‌دهد بشریت خود را به سمت سطح جدیدی از دستاوردها  می‌کشاند. کلوین لانگ٬ عضوی از گروه مشورتی پروژه به ساینتیفیک آمریکن گفت: « من این پروژه را به عنوان افزایش و توسعه‌ی ظرفیت‌ها می‌بینم. این کار مثل رفتن به ماه است.»

به عبارت دیگر٬ موفقیت پروژه‌ی استارشات باعث می‌شود سری جدیدی از ظرفیت‌هایی که می‌تواند اکتشافات سامانه‌ی خورشیدی را از رویاپردازی به امری عادی تغییر دهد در اختیار ما قرار بگیرد. برای مثال٬ آرایه‌ی لیزری که برای این پروژه طراحی شده، می‌تواند فضاپیماها را در عرض چند روز به هر کجای سامانه‌ی خورشیدی بفرستد و سفر به فضای بین‌ستاره‌ای را در عرض یک یا دو هفته ممکن سازد. «دلتان می‌خواهد محصولات سایت آمازون روز بعد در مریخ تحویلتان گردد؟» فیلیپ لوبین٬ اخترفیزیکدانی که او هم در گروه مشاوره‌ی پروژه است به ساینتیفیک آمریکن گفت:« این تغییری بزرگ در نحوه‌ی اکتشافات ما است.»

ترجمه: امیرحسین سلیمانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: futurism.com

image_pdfimage_print

رد ستارگان و فوران گدازۀ کوه اِتنا

بیگ بنگ: کوه اِتنا به مدت صدها هزار سال است که فوران می کند. این آتشفشان که در سیسیل، ایتالیا واقع شده فوران هایی از گدازه را به ارتفاع بیش از یک کیلومتر ایجاد می کند.

کوه اِتنا نه تنها یکی از فعالترین آتشفشان ها در روی زمین، بلکه یکی از بزرگترینِ آنها است که بیش از ۵۰ کیلومتر وسعت و تقریبأ ۳ کیلومتر ارتفاع دارد. این عکس که در میانۀ مارس ۲۰۱۷ گرفته شده، یک چشمۀ خارق العاده ای از گدازه را نشان می دهد که به سمت بالا در حال فوران است؛ بمب های آتشفشانی مذابِ خطرناک به اطراف پرواز می شوند، درحالیکه گدازه ی داغ در نمای بیرونی آتشفشان جاری می شود. چرخش زمین در این تصویرِ دقیق که به مدت طولانی در زیر نور ماه همراه با ردِ ستارگان گرفته شده، قابل تشخیص است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

منظومه شمسی چگونه شکل گرفت؟

بیگ بنگ: در این مقاله قصد داریم نگاهی بیندازیم به سیاراتی که به دور خورشید می گردند. سیارات از ابرهای گازی و گرد و غباری که به دور خورشید در گردش بودند تشکیل شدند. میلیارد ها سال قبل شرایط برای تولد زمین و دیگر سیارات منظومه شمسی مهیا شد.

تصویری از یک منظومه ستاره ای نوپا

به گزارش بیگ بنگ، منظومه شمسیِ ما از یک ستاره متوسط (خورشید) و هشت سیاره تشکیل شده است. سیارات بر دو نوع متفاوتِ سیارات دورنی و بیرونی تقسیم شده اند، چهار سیاره درونی که به خورشید نزدیک تر هستند با نام های، عطارد، ناهید، زمین و مریخ شناخته می شوند. این سیارات نسبتا کوچکتر و عمدتا متشکل از سنگ و فلط هستند. چهار سیاره بیرونی نیز با نام های مشتری، زحل، اورانوس و نپتون خوانده می شوند که اکثرا ماده اصلی تشکیل دهنده آنها گاز می باشد.

سیاره چیست؟ این اجرام از کجا آمده اند؟ چرا برخی سنگی و برخی گازی هستند؟ سیاره ما چگونه سیاره ای است؟ این مقاله سعی دارد به این پرسش ها پاسخ دهد.

هر کدام از سیارات منظومه شمسیِ ما منحصر به فردند. آنها در اندازه ها و مواد تشکیل دهنده ی متفاوتی تشکیل شده اند.

تولد خورشید

در این بخش نگاهی گذرا می اندازیم به چگونگی به وجود آمدن خورشید. پنج میلیارد سال پیش، در یکی از بازوهای مارپیچ کهکشان راه شیری ابری غول پیکر وجود داشت این گونه ابرها را ستاره شناسان سحابی می نامند. این ابر از گرد و غبار و گاز (که عمدتا گازهای هیدروژن و هلیم بودند) و همچنین درصد کمی از عناصر سنگین تر، ساخته شده بود. اتم های سنگین تر در واقع مواد باقی مانده از ستارگانی بودند که پیش از این عمرشان به پایان رسیده و مرده بودند.

تولد سیارات

موادی از سحابی که توسط خورشید جذب نشده بودند به شکل یک دیسک مسطح از گرد و غبار و گاز درآمده و تحت تاثیر گرانش خورشید به دور آن می چرخیدند. این صفحه دایره ای شکل در علم ستاره شناسی دیسک برافزایشی نامیده می شود، مواد در این دیسک انباشته شده و متراکم می گردند. هر سیاره از یک دانه میکروسکوپی گرد و غبار در دیسک برافزایشی آغاز شد. اتم ها و مولکول ها شروع کردند به چسبیدن به یکدیگر. برخی از ذره ها کم کم به بزرگی یک توپ شده و با برخوردهای آرام و ملایم این ذرات، اجرامی به قطر چند کیلومتر سر بر آوردند. کم کم گرانش آنها به حدی رسیده بود که می توانستند مواد بیشتری از دیسک برافزایشی را به سمت خود جذب کنند.

وقتی برخورد اجرام در سرعت های بالا رخ می داد، اجرام خورد می شدند و به ذرات کوچکتری تبدیل می گردیدند، اما زمانی که سرعت برخوردها به اندازه کافی آرام و ملایم بود، اجرام به جای تکه تکه شدن به یکدیگر پیوسته و بزرگ تر می شدند. در حدود ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون سال این سیارات اولیه به دور خورشید چرخیدند، برخی از آنها مدارهایی تخم مرغی شکل داشتند که موجبات برخوردهای زیادی را فراهم می کرد.

تصویری از یک دیسک برافزایشی به دور ستاره ای مشابه خورشید که می تواند چگونگی تشکیل سیارات از گاز و گرد و غبار اطراف آن را نشان دهد.

برخوردها ادامه پیدا کردند و در دوره ی قابل توجهی از تاریخ، چهره منظومه شمسی متحول گشت و از دل این پدیده ها هشت سیاره بیرون آمد که مدار خود را جاروب کرده بودند و به سیاراتی بزرگ تبدیل شده بودند. سیاره به جسمی اطلاق می شود که جرمش به حدی رسیده باشد که برای کروی شدن آن کافی باشد و اشیاء کوچکتر را به سمت خودش جذب کند. در سال ۲۰۰۷، محققان در دانشگاه کالیفرنیا دیویس، مشخص کردند که منظومه شمسی ما در حدود ۴٫۵۶۸ میلیارد سال پیش تکمیل شد. آنها این کار را با تعیین عمر مواد سنگی کمربند سیارکی انجام دادند.

خورشید در یک چرخۀ انرژی و ذرات بسیار زیادی را در فضا پخش می کند که به آن بادهای خورشیدی می گویند. این بادها آنقدر قوی هستند که موجب بیرون رانده شدن بیشتر گازها از نزدیکی خورشید شدند و به این ترتیب چهار سیاره نزدیک به خورشید تنها از سنگ و فلزات تشکیل شده اند. چهار سیاره بیرونی که فاصله شان از خورشید آنقدر زیاد است که بادهای خورشیدی نمیتوانست گازهای این مناطق را براند بیشتر از گاز تشکیل شده اند، آنها تنها هسته ی کوچکی از سنگ دارند و باقی لایه های اطراف هسته از گاز تشکیل شده است.

گازهای تشکیل دهنده ی این سیارات بیشتر از هیدروژن و هلیوم است، دلیلش هم این است که در زمان تشکیل این سیارات گرانش خورشید عناصر سنگین تر دیسک برافزایشی را به سمت خودش کشیده است و ذرات با جرم بیشتر توسط سیارات نزدیکتر جذب شدند. بین سیارات درونی و بیرونی یک منطقه پر از میلیون ها سیارک  وجود دارد ( اجرام سنگی، یخی و کوچک فلزی که پس مانده ای از دوران شکل گیری سیارات در منظومه شمسی می باشنُد) هیچ سیاره ای در این منطقه وجود ندارد.

ستاره شناسان معتقدند که تحت تاثیر گرانش عظیم مشتری در این منطقه هیچ سیاره ای نتوانسته است شکل بگیرد. مشتری قطری معادل ۱۱ برابر زمین دارد و جرمی به اندازه بیش از دو برابر تمام سیارات دیگر منظومه شمسی دارد. این جرم تقریبا برای تبدیل شدن به یک ستاره کافی به نظر می رسد. از چهار سیاره سنگی، عطارد کوچکترین آنها است، اندازه کلی آن دو پنجم زمین است، ناهید و زمین اندازه تقریبا مساوی دارند، در حالی که مریخ نصف اندازه آنهاست. دانشمندان تصور می کنند که عطارد به مرور بر اثر تابش شدید خورشید با تبخیر سطی روبه رو شده و در نهایت تنها هسته آهنی بزرگی از آن باقی خواهد ماند.

شرایط روی زمین

در آغاز تشکیل سیارات سنگی، آنها صخره های عظیم خمیری (به شکل مذاب) بودند، و بیش از صدها میلیون سال طول کشید تا آنها به آرامی سرد شدند. عطارد و مریخ به دلیل کوچک بودنشان، از پوسته تا هسته شان کاملا سفت و جامد شده است. تنها در زمین و احتمالا در زهره شرایط برای مذاب باقی ماندن بخشی از آنها وجود داشت. پوسته زمین جامد است، گوشته برای مدت کوتاهی سفت و سخت شده بود اما در طول زمان قسمت زیرین آن به آرامی خمیری گردید و که ناشی از جریانی از مواد است که از در تماس با محتویات درونی زمین به به این شکل در آمده است، به این جریان مواد مذاب ماگما می گویند.

برخی از دانشمندان و مورخان بزرگ، برای توضیح شرایط زمین از اصطلاح «شرایط گلدیلاکس»-سکونت پذیر- استفاده می کنند که برگرفته از داستان «گلدیلاکس و سه خرس» است. در این داستان یک دختر جوان به نام گلدیلاکس در حالی که سرگردان شده است به خانه سه خرس می رود، در آنجا سعی می کند که از غذا، تخت خواب، و صندلی آنها استفاده کند، اما بعضی از آنها یا بسیار گرمند یا بسیار سرد، یا بسیار سخت هستند یا بسیار نرم، یا بسیار بزرگ هستند یا بسیار کوچک، این در حالی است که از هر کدام فقط یکی از آنها درست و مناسب است. درباره سیاره ی زمین نیز باید بگوییم که نه خیلی به گرم است نه خیلی سرد، نه خیلی بزرگ است نه خیلی کوچک، نه از خورشید خیلی دور است و نه خیلی نزدیک، و تنها جایی است که برای حیات مناسب است.

ماه

نزدیک ترین جرم سنگی به ما در فضا، “ماه” است. اما ماه از کجا آمده است؟ سوال خوبی است! ماه به دور زمین می گردد، نه به دور خورشید، بنابراین سیاره نیست. اندازه ماه یک چهارم زمین است و بر روی منشاء اش اتفاق نظر وجود ندارد. البته از وقتی که فضانوردان در سال ۱۹۶۹ پا بر روی ماه گذاشتند و نمونه هایی از سنگ و خاک روی آن را با خود آوردند، اطلاعات ما نسبت به آن بیشتر شده است.

مورد توافق ترین نظریه درباره منشاء ماه می گوید که احتمالا حدود ۴٫۴۵ میلیارد سال پیش، زمانی که زمین هنوز بسیار گرم بود و زیر پوسته خود مواد داغ و سوزان قرمز رنگ داشت، سیاره ای با اندازۀ حدود یک دهم زمین با آن برخورد کرده و مقدار زیادی از مواد درون آن را به فضا پرتاب کرد، این مواد به صورت یک قمر برای زمین در آمده و در مداری به دور آن به گردش افتاد. در ابتدا فاصله ماه از زمین کمتر بود، اما به تدریج این فاصله بیشتر شد، هنوز هم ماه با نرخ چهار سانتی متر در سال از زمین دور می شود. ماه به طور قابل توجهی بر شرایط روی زمین تاثیر می گذارد. ماه باعث انحراف بیشتر در محور زمین به دور خودش می گردد این انحراف خود باعث پدیده ای می شود که به حرکت تقدیمی مشهور است، در واقع علت وجود فصل ها حرکت تقدیمی زمین است.

پلوتو و پس از آن

تا قبل از سال ۲۰۰۶، دانش آموزان در کتاب های درسی خود در منظومه شمسی به جای ۸ سیاره می گفتند که ۹ سیاره وجود دارد. سیاره نهمی، سیاره پلوتو بود که دورترین سیارۀ خورشید بود. با این حال در سال ۲۰۰۶ اتحادیه بین المللی نجوم اعلام کرد، پلوتو یک سیاره به حساب نمی آید. بلکه این جرم که کوچکتر از ماه است، و در کمربند سیارکی ورای نپتون (کمربند کویپر) قرار دارد (البته در بخشی از مدار خود فاصله اش از خورشید به اندازه نپتون می گردد) و گرانش کافی برای قرار گرفتن اشیاء در کنارش را ندارد. بنابراین آن را در رده «سیاره کوتوله» قرار دادند.

ابرهای گرد و غبار و گاز که ستاره تازه متولد شده در سحابی جبار را احاطه کرده اند.

ستاره شناسان امروزه با اعتماد به نفس بیشتری از نظریه برافزایش برای تشکیل منظومه شمسی صحبت می کنند، زیرا با نگاهی اجمالی به سحابی جبار، روند مشابهی در آنجا مشاهده می کنند. این سحابی که در مرحله سیاره سازی است، در نزدیکی مجموعه ابرهای غول پیکر در صورت فلکی شکارچی، در ۱۵۰۰ سال نوری از ما قرار گرفته است. از سال ۱۹۹۳، ستاره شناسان چند ستاره که هنوز در مرحله شکل گیری هستند را کشف کردند، بسیاری از آنها توسط حلقه های گرد و غبار به صورت دیسک های برافزایشی احاطه شده اند، درست همانطوری که آنها باور دارند منظومه شمسی تشکیل شده است. ابرهای گاز و غبار اطراف ستاره های جدید در سحابی جبار ممکن است در آینده به منظومه های ستاره ای شبیه به منظومه شمسی تبدیل گردند.

در سال ۱۹۹۵، ستاره شناسان سوئیسی برای اولین بار موفق شدند سیاره ای خارج از منظومه شمسی را کشف کنند که به دور ستاره ای معمولی می چرخید. از آن زمان به بعد این سیارات به سیاره های فراخورشیدی نامیده شدند، تا ژوئن سال ۲۰۱۲ بیش از ۷۰۰ سیاره ی فراخورشیدی کشف شده بود.( تا سال ۲۰۱۷ بیشتر از ۴۰۰۰ سیارۀ فراخورشیدی را در کهکشان راه شیری کشف شده است) بسیاری از آنها به بزرگی مشتری بودند و این باعث می شد که پیدا کردن آنها در فاصله های چند صد سال نوری امکان پذیر باشد. برخی از آنها هم نه با تصویربرداری مستقیم، که با اندازه گیری اثر گرانشی که برا ستاره مادر خود یا با مشاهده تغییرات نور آن ستاره وقتی آنها در حال عبور از جلوی آن بودند کشف شدند.

در سال ۲۰۰۹، سازمان بین المللی هوا و فضا (ناسا) تلسکوپی به مدار اطراف خورشید فرستاد، تا سیارات فراخورشیدی قابل سکونت در منطقه ای در نزدیکی صورت فلکی ماکیان و شلیاق را بیابد. این تلسکوپ (که در واقع نوعی نور سنج است) تحت عنوان ماموریت کپلر شناخته می شود و ۱۰۰ هزار ستاره در فاصله چند صد تا چند هزار سال نوری را تحت نظر قرار می دهد. (یک سال نوری برابر با ۶ تریلیون مایل می باشد) این ماموریت قرار بود ۳ و نیم تا ۶ سال زمان ببرد که البته این تا این زمان هنوز هم این ماموریت به پایان نرسیده است.

به طور خلاصه سیارات اجرامی به دور یک ستاره می باشند، سیارات از برخورد و چسبیدن ذرات موجود در دیسکی که حاوی گاز و غبار بود تشکیل یافتند. سیارات نزدیک به خورشید صخره ای و سخت هستند، چون بادهای خورشیدی گازها را از نزدیکی خورشید دور می کرد و به این ترتیب این سیارات از مواد سنگین تر تشکیل شدند. در منظومه شمسی، زمین یکی از چهار سیاره ی سنگی، اما منحصر به فرد با لایه های سخت و نرم (مذاب) است.

ترجمه: امین میرزایی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: khanacademy.org

image_pdfimage_print

فیزیک کوانتومی: چه چیزی واقعی است؟

بیگ بنگ: اوون مارونی فیزیکدان دانشگاه آکسفورد انگلستان تاسف می خورد که فیزیکدانها سالهای زیادی را سرگرم مسائل بیهوده بودند. وی می گوید از زمانی که نظریۀ کوانتوم در اوایل سال ۱۹۰۰ میلادی شکل گرفت، فیزیکدانان مدام چنین حرف هایی میزدند: «نظریۀ کوانتوم چقدر عجیب است، چگونه باعث می شود ذرات در یک لحظه در بسیاری جهات حرکت کنند یا اینکه در یک لحظه در جهت و خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت بچرخند؟»

به گزارش بیگ بنگ، مارونی می گوید:« حرف زدن چیزی را ثابت نمی کند و اگر ما داریم به همه می گوییم که نظریۀ کوانتوم عجیب است بهتر این است، برویم و خودمان امتحان کنیم و ببینیم آیا واقعا اینطور هست یا خیر! در غیر این صورت ما کار علمی انجام نمی دهیم بلکه فقط داریم یک سری امواج با مزه روی یک تخته سیاه را توضیح می دهیم.»

این اظهارات باعث شد “مارونی” و اعضایش به منظور یافتن  حقیقت ِ تابع موج، یک سری آزمایشات را طراحی کنند. یک اصل راز آلود (تابع موج) که در قلب اعجاب کوانتوم قرار دارد. تابع موج روی کاغذ یک مولفۀ ریاضی است که در فیزیک با حرف یونانیΨ ( بخوانید سای-psi) نشان داده می شود و برای توصیف رفتار کوانتومی ذرات استفاده می شود. بسته به آزمایش، تابع موج به فیزیکدانان اجازه می دهد که توسط ِ آن بتوانند احتمال حضور الکترون در هر نقطۀ خاص و یا جهت اسپین یا چرخش آن ( بالا یا پایین) را محاسبه کنند. اما ریاضیات به ما نمی گوید که تابع موج خودش چیست. آیا یک معیار فیزیکی است؟ یا یک ابزار محاسباتی که بخاطر جهل انسانها از جهان اطرافشان شکل گرفته است؟

آزمایشات بسیار ماهرانه ای در حال انجام است و این آزمایشات باید یک پاسخ منطقی، بدهند. اما محققان خیلی خوش شانس هستند، زیرا به پاسخ نزدیک هستند و اگر این اتفاق بیفتد آنها می توانند به سوالاتی پاسخ بدهند که دهه ها بی پاسخ مانده است. سوالاتی از این قبیل: آیا یک ذره می تواند در یک لحظه در مکان های مختلفی باشد؟ آیا جهان پیوسته خودش را به جهان های موازی تبدیل می کند که هر یک حاوی ورژن دیگری از ماست؟ آیا اصلا چنین چیزی واقعا وجود دارد؟ الساندرو فدریزی، فیزیکدان دانشگاه کویینزلند استرالیا می گوید: پرسش های مختلفی توسط افراد ِ مختلفی در جایی بیان شده، اما آنچه که واقعا واقعیت دارد، چیست؟

مباحثات پیرامون اصل واقعیت به روزهای اولیه ارائه نظریه کوانتوم برمی گردد که بیان شد موج ها و ذرات دو روی یک سکه هستند. مثال کلاسیک آن آزمایش دوشکاف است. در این آزمایش الکترون ها به طرف یک صفحه که دو شکاف طولی دارد شلیک می شوند و مشاهده می شود که الکترون ها از هر دو شکاف عبور کرده و دقیقا مثل اینکه یک موج نوری از شکاف ها گذشته باشد طرحی از تداخل امواج را در صفحه مقابلشان ایجاد می کنند. در سال ۱۹۲۶ اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی تابع موج را ابداع کرد تا چنین رفتاری را توصیف کند و برایش یک معادله تعریف کرد که فیزیکدانان توسط ِ آن بتوانند موقعیت ذره را محاسبه کنند.

جهالت، سعادت است

از جنبۀ عملکردی، ذات یا حقیقت ِ تابع موج اهمیتی ندارد. در سال ۱۹۲۰ میلادی کتاب مرجع کپنهاگی که تفسیر نظریۀ کوانتومی میباشد توسط ِ فیزیکدانانی چون نیلز بور و ورنر هایزنبرگ توسعه یافت و آنها در این کتاب، «تابع موج» را فقط یک ابزار برای پیش بینی نتایج خود تلقی کرده و به فیزیکدانان هشدار دادند که خودشان را نگران حقیقت واقعی نهفته در آن نکنند. جین بریکمونت، فیزیکدان آماری در دانشگاه لووین بلژیک می گوید: شما نمی توانید اکثر فیزیکدانان را بخاطر این جمله “ساکت شو و محاسبه کن” سرزنش کنید، زیرا تابع موج باعث پیشرفت های شگرفی در فیزیک هسته ای، فیزیک اتمی، فیزیک حالات جامد و فیزیک ذرات شده است. لذا مردم می گویند که نگران سوالات بزگ نباشید.

اما به هر حال برخی فیزیکدانان نگران این موضوع هستند. در سال ۱۹۳۰ آلبرت اینشتین تفسیر کپنهاگی را رد کرد نه تنها بخاطر اینکه به دو ذره اجازه می داد که تابع موجشان را درهم تنیده کنند، بلکه به این خاطر که موقعیتی را ایجاد می کرد تا اندازه گیری روی یک ذره به طور آنی خصوصیت ِ ذرۀ دیگر را با وجود فاصله ی بسیار زیاد آن دو، تعیین می کرد. اینشتین به جای اینکه “عمل شَبح‌وار در یک فاصله”(در هم تنیدگی ذرات) را بپذیرد ترجیح میداد این را باور کند که توابع موج ذرات ناکامل بوده است. او پیشنهاد داد که ذرات ممکن است متغیرهای پنهانی داشته باشند که پیامد نهایی اندازه گیری را تعیین می کنند، اما نظریه های کوانتومی آنها را به حساب نمی آورند.

آزمایشات پس از آن نشان دادند که عمل شبح‌وار در یک فاصله (منظور همان ذرات در هم تنیده ای که در فواصل دور از هم قرار دارند اما خواص مشابه از خود نشان می دهند) کاملا واقعی است و باعث شد فرضیه متغیرهای پنهانی اینشتین رد شود. اما این دستاورد، فیزیکدانان را از ارائه بیانیات خودشان باز نداشت. این بیانیات منجر به ایجاد دو گروه شد. گروهی که با اینشتین موافق بودند و می گفتند تابع موج نمادی از جهل ماست – فیزیکدانان به آن «مدل تابع موج- معرفت شناختی» می گویند- و گروه دوم گروهی بودند که تابع موج را یک اصل واقعی می دانند که به آن «مدل تابع موج-اونتیک یا هستی شناختی» می گویند.

برای درک اختلاف این دو، آزمایش ذهنی ای که شرودینگر در نامه ای به اینشتین ارائه داد را در نظر بگیرید. در یک جعبه در بسته گربه ای محصور شده است، در این جعبه یک ماده رادیواکتیو وجود دارد که احتمال تشعشع آن در عرض یک ساعت ۵۰% می باشد. در صورت تشعشع ماده رادیواکتیو چکش موجود در دستگاه حرکت کرده و شیشه حاوی سم را خواهد شکست و گربه مسموم شده و می میرد. شرودینگر نوشت: چون فروپاشی ماده رادیواکتیو یک حادثه کوانتومی می باشد، قوانین نظریه کوانتوم بر آن حاکم است. پس از گذشت یک ساعت، تابع موج داخل جعبه باید مخلوطی از گربۀ زنده و مرده باشد.

“فردریزی” می گوید این یک حرف خام است. در واقع در مدل تابع موج- معرفت شناختی، گربه درون جعبه یا زنده است یا مرده و ما این را نمیدانیم چون در جعبه بسته است. اما اکثر مدل تابع موج- هستی شناختی با تفسیر کپنهاگی موافقند که می گوید: تا زمانی که مشاهده گر در جعبه را باز نکند و نگاه نکند گربه داخل جعبه هم مرده است و هم زنده. و این جایی است که مباحثات به بن بست میخورد. کدامیک از نظریات کوانتوم درست است؟ این سوال بسیار سختی است که بخواهیم بطور آزمایشگاهی به آن پاسخ دهیم چرا که اختلاف بین مدل ها اندک است. برای قابل استفاده بودن (کارا بودن) آنها باید پدیده های کوانتومی یکسان را پیش بینی کنند ( مانند تفسیر بسیار موفق کپنهاگی).

“اندرو وایت” فیزیکدان دانشگاه کوئینزلند این قضیه را اینگونه عنوان می کند: «یک کوه بزرگ یکنواخت رو در نظر بگیرید که نه جای گذاشتن پا دارد و نه راهی که بتوان به آن حمله کرد.» در سال ۲۰۱۱ با انتشار یک تئوری در مورد اندازه گیری های کوانتومی که به نظر می رسید تئوری تابع موج به عنوان ابزار نادیده گیری را رد کرده است، اوضاع تغییر کرد. به طور عمقی تر، اگرچه این تئوری فضای جستجو برای آنها گذاشت که نجات یابند اما آن به فیزیکدانان الهام کرد که به طور جدی تر در مورد تشکیل یک مباحثه پیرامون سنجش واقعیت ِ تابع موج بیندیشند. مارونی تا آن زمان یک آزمایش را طراحی کرده بود که به طور اصولی باید کار می کرد. چندی بعد او و دیگران روش هایی را یافتند که آزمایشش را در عمل نیز کارا کرد. آزمایش در سال گذشته توسط فردریزی، وایت و سایرین انجام شد.

برای اینکه ایدۀ پشت این تست رو واضح کنیم تصور کنید که دو بسته کارت بازی داریم که در یک بسته فقط کارت های قرمز وجود دارند و در بسته ی دیگر فقط تک خال ها هستند. مارتین رینگبور فیزیکدان دانشگاه کویینز لند می گوید: «به شما یک کارت داده می شود و از شما می پرسند این کارت از کدام بسته آمده؟ خب اگر کارتی که به شما داده اند قرمز-تک خال باشد چه؟ این یک همپوشانی است و شما قادر نیستید بگویید آن کارت از کدام بسته آمده، اما اگه این را بدانید که چه تعداد از هر نوع کارتی در هر بسته وجود دارد، میتوانید حساب کنید که هر چند وقت یک بار ممکن است، چنین پدیدۀ عجیبی رخ دهد.

قرارگیری در یک موقعیت خطرناک

در سیستم های کوانتومی یک ابهام مشابه این اتفاق می افتد. برای مثال، همیشه یک روش اندازه گیری منفرد ممکن نیست که تشخیص دهد یک فوتون چگونه قطبش(Polarization) می کند. وایت می گوید: در زندگی واقعی خیلی ساده است که بگوییم غرب کمی بالاتر از جنوب غرب است اما در سیستم های کوانتومی به این سادگی نیست. طبق تفسیر کپنهاگی، هیچ اهمیتی ندارد که بپرسیم قطبش ذره چیست؛ زیرا این سوال حداقل یک جواب ندارد، مگر تا زمانی که یک روش اندازه گیری دیگر بتواند دقیقا جوابش را بیابد. اما مطابق با تابع موج به عنوان “مدل های شناخته نشده”، سوال کاملا بامعنی تلقی می شود. علتش فقط آزمایش کننده ها هستند که اطلاعات کافی از روش اندازه گیری که به پاسخ برسد، ندارند.(مثل بازیکن کارت باز). مشابه کارت ها، این امکان وجود دارد که تخمین بزنیم چقدر ابهام میتواند توسط چنین نادیده گیری توضیح داده شود و آن را توسط مقادیر بیشتری از ابهام که توسط سیستم استاندارد داده می شود مقایسه کنیم.

این چیزی بود که تیم فردیزی تست کردند. گروه، قطبش و دیگر ویژگی های فوتون های یک پرتو نور را اندازه گیری کرده و پی بردند که سطحی از هم پوشانی وجود دارد که توسط ِ “مدل های شناخته نشده” قابل توضیح نمی باشد. نتایج از دید طرف مقابل حمایت می کنند، یعنی اگر واقعیت عینی وجود دارد پس تابع موج نیز حقیقی می باشد. آندریا آلبرتی فیزیکدان دانشگاه بون آلمان می گوید: این بسیار حیرت آور است که شما بتوانید با یک آزمایش واقعا ساده به یک حقیقت شگرف برسید.

نتیجه هنوز قطعی نیست. چون آشکارسازها فقط یک پنجم فوتون های موجود در آزمایش را شناسایی و استفاده کردند، لذا تیم مربوطه به ناچار فرض کردند که فوتون های شناسایی نشده رفتاری مشابه با سایر فوتون ها دارند. این یک فرض بزرگ محسوب می شود. در حال حاضر گروه در حال کارکردن روی بستن شکاف نمونه گیری می باشد تا یک نتیجۀ قطعی تر حاصل شود. در همین زمان تیم “مارونی” همرا با گروهی از دانشگاه ولز جنوبی در استرالیا در حال انجام آزمایشات مشابهی با یون ها (که آسان تر از فوتون ها مسیریابی می شوند) هستند.

حتی با وجود اینکه تلاش های آنها به موفقیت رسید و تابع موج به عنوان مدل واقعی مورد قبول واقع شد، با این حال آن مدل ها تنوعات زیادی دارند و آزمایشگران همچنان باید آنها را از هم جدا کنند. از نمونه اولین چنین تفسیرهایی، در سال ۱۹۲۰ میلادی توسط ِ فیزیکدان فرانسوی “لویی دو بروی” انجام شد و در سال ۱۹۵۰ توسط “دیوید بوهم” فیزیکدان امریکایی بسط داده شد. برحسب مدل های بوهم-بروی ذرات موقعیت ها و خصوصیات تعریف شده ای دارند که توسط نوعی موج راهنما که اغلب با تابع موج شناسایی می شود، هدایت می شوند. این تئوری آزمایش دو شکاف را توضیح می دهد به طوریکه که موج راهنما قادر است از هر دو شکاف گذشته و یک طرح از تداخل امواج را در صفحه مقابل ایجاد کند، اگرچه الکترونی که راهنمایی می کند تنها از یک شکاف می گذرد.

در سال ۲۰۰۵ مدل بوهم-بروی یک ارتقاء آزمایشگاهی را از یک منبع غیر منتظره دریافت کردند. فیزیکدانان امانوئل فورت که اکنون در انیستیتوی لانگوین پاریس است و یوس کودر از دانشگاه دیدروت پاریس به دانشجویان مقطع لیسانس آزمایشگاه یک کار منصفانه و راحت ( از نظر خودشان) انجام دادند: آزمایشی بسازید که در آن ببینیم چطور قطرات روغن وقتی در یک سینی پر روغن می افتند با لرزش سینی با هم مخلوط می شوند. در کمال تعجب همگان، وقتی که سینی با فرکانس مشخصی تکان میخورد موج ها اطراف قطرات روغن شروع یه ایجاد شدن می کنند. فروت می گوید: قطرات خود رو بودند. آنها روی موج خود موج سواری یا حرکت می کنند. آن یک شی ء دوگانه بود که داشتیم به آن نگاه می کردیم. یک ذره که توسط ِ یک موج حرکت داده می شود. پس از آن فورت و کودر نشان دادند که چنین امواجی می توانند ذرات را در آزمایش دوشکاف هدایت کنند( همانطور که با تئوری موج راهنما پیش بینی شده بود) و نیز می توانند دیگر اثرات کوانتومی را هم تقلید کنند. فروت تذکر میدهد که این آزمایش اثبات نمی کند که موج راهنما در حوزه ی کوانتوم وجود دارد. اما نشان می دهد که یک موج راهنما در مقیاس اتم چطور کار می کند« به ما گفته اند که چنین اثراتی به طور کلاسیک نمی توانند رخ دهند اما می بینیم که آنها واقعا رخ می دهند.»

بخش دیگر مدل های بر پایه واقعیت در سال ۱۹۸۰ انجام شد و سعی کرد تا خصوصیات متفاوت قابل توجه اشیاء کوچک و بزرگ را توضیح دهد. آنجلو باسی فیزیکدان دانشگاه تیست ایتالیا می گوید:« چرا الکترون ها و اتم ها می توانند در یک لحظه در دو مکان حضور داشته باشند، اما اشیایی چون میز، صندلی، گربه و مردم نمی توانند؟» مطابق با مدل های فروپاشی، تابع موج ذرات واقعی است اما می تواند به طور خود به خودی خصوصیات کوانتومی اش را از دست داده و ذره را به یک مکان منفرد بشکند. مدل ها ایجاد می شوند بنابراین احتمال این اتفاق برای یک ذره منفرد بسیار ناچیز است، لذا اثرات کوانتومی در مقیاس اتمی غالب است. اما احتمال فروپاشی در ذره هایی که باهم هستند ( در کنار هم قرار می گیرند) به طور چشمگیری افزایش می یابد. بنابراین اشیاء ماکروسکوپی خصوصیات کوانتومی شان را از دست داده و به طور کلاسیک رفتار می کنند.

یک روش امتحان این عقیده این است که به رفتار کوانتومی اشیاء بزرگ و بزرگتر نگاهی بیندازیم. اگر نظریه کوانتومی درست باشد، هیچ محدودیتی وجود ندارد. فیزیکدانان تا کنون آزمایش تداخل دو شکاف را با مولکولهای بزرگ انجام داده اند. اما اگر مدل های فروپاشی درست باشد، اثرات کوانتومی در بالاتر از یک جرم خاصی ظاهر نخواهند شد. گروه های مختلفی در حال برنامه ریزی برای جستو جوی این حد برش ( cut off ) در حال استفاده از اتم ها، مولکول ها، دسته های فلزی و ذرات نانو هستند. آنها امیدوارند که در یک دهه به نتیجه برسند. مارونی می گوید: آنچه که در مورد تمام این آزمایشات عالیست این است که ما نظریۀ کوانتوم را با دقیق ترین تست ها که قبلا هرگز انجام نشده، مورد آزمایش قرار می دهیم.

جهان های موازی

مدل تابع موج واقعی هم اکنون مشهور و مورد توجه نویسندگان علمی- تخیلی قرار دارد. بیانیه جهان های چندگانه در سال ۱۹۵۰ توسط هاگ اورت ( فارغ التحصیل دانشگاه پرینستون نیوجرسی) گسترش یافت. در تجسم جهان های چندگانه، تابع موج، سیر واقعیت را به قدری عمیق کنترل می کند که هر موقع اندازه گیری کوانتومی انجام می شود ،جهان به کپی های موازی می شکند. در مثال گربه شرودینگر وقتی در جعبه را باز می کنید جهان به دو جهان موازی تقسیم می شود، در یک جهان جعبه حاوی گربۀ زنده و در جهان دیگر جعبه حاوی گربۀ مرده وجود دارد.

تشخیص بین جهان های چند گانه ی اورت با مدل نظریه کوانتومی سخت است، زیرا پیش بینی های هر دو مشابه هم هستند. اما سال ۲۰۱۴ هاوارد وایزمن از دانشگاه گریفیت و همکارش مدل جهان های چندگانه قابل تست شدن را ارائه کردند. چارچوب آنها حاوی تابع موج نبود، ذرات موجود در آزمایش از قوانین کلاسیک مثل قانون حرکت نیوتن اطاعت می کردند. آثار عجیب روِیت شده در آزمایشات کوانتومی به علت وجود نیروی دافع بین ذرات و همزادهایشان در جهان های موازی هم است.

وایزمن میگوید: نیروی دافعه بین ذرات باعث ایجاد امواجی می شود که از طریق جهان های موازی گسترش می یابند. با استفاده از شبیه سازی های کامپیوتری با بیش از ۴۰ جهان متقابل، نشان داده اند که این مدل تقریبا تعدادی از اثرات کوانتومی را ایجاد می کند، از جمله مسیرهای ذره در آزمایش دو شکاف. با افزایش تعداد جهان ها، الگوی تداخلی بیشتر شبیه آن چیزی که نظریه کوانتومی پیش بینی کرده، می شود. وایزمن می گوید: از آنجا که نظریه پیش بینی می کند نتایج ِ مختلف بستگی به تعداد جهان ها دارد، باید روش هایی ایجاد شوند که ببینند آیا مدل چند جهانی درست هست یا خیر_ منظور این است که در این مدل تابع موج وجود ندارد و واقعیت تماما کلاسیک است.-

از آنجا که مدل وایزمن احتیاجی به تابع موج ندارد پایدار خواهد ماند، حتی اگر در آینده “مدل های شناخته نشده” رد شوند. از دیگر مدل های ماندنی می توان به تفسیر کپنهاگی اشاره کرد که در حقیقت هیچ واقعیت عینی در آن وجود ندارد و فقط محاسبات در آن موجود است. وایت: این یک چالش منحصر بفرد است. اگرچه هنوز هیچکس نمیداند چگونه آن را انجام دهد . آنچه واقعا حیرت آور است این است که آزمایشی را طراحی کنیم که ببنیم آیا واقعا واقعیت عینی ای آن بیرون هست یا خیر؟ نظر شما چیست؟

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: nature.com

image_pdfimage_print