آیا بی­‌نظمی در کیهان قاعده‌­ای دارد؟

بیگ بنگ: تبدیل املت به تخم­ مرغ، تبدیل آب خنک در لیوان به قطعات یخ یا آب گرم، تبدیل قطعات هیزم به درختی تنومند. همانطور که منطق می­ گوید، امکان وقوع این فرایندها وجود ندارد. به همین دلیل است که نمی ­توان یک بی ­نظمی را به نظم رساند. منظور ما آنتروپی یا همان حالت اشیاء است. حتی قانونی برای آن وجود دارد؛ قانون دوم ترمودینامیک. بر اساس این قانون، آنتروپی فرایندهای غیرقابل بازگشت، هیچگاه کاهش پیدا نمی­ کند بلکه ثابت مانده یا افزایش می یابد.

Chaosبه گزارش بیگ بنگ، منظور از آنتروپی چیست؟ بر اساس تصور عموم، آنتروپی به حالت بی­ نظمی و غیرقابل پیش‌­بینی می­ گویند. وقتی در گوشۀ اتاق عطر می­ زنیم، این عطر به تدریج در سراسر اتاق پراکنده می ­شود. بنابراین عطر از حالت نظم به بی ­نظمی می ­رود. از این سو آنتروپی آن افزایش یافته است. در واقع آنتروپی بر فرآیندهای طبیعی جهان حکفرما است. برخی بر این باورند آنتروپی ِ کیهان رو به افزایش است. اما افزایش آنتروپی به معنای افزایش آشوب یا بی ­نظمی است. این موضوع پرسشی را در ذهن­‌ها می­ پروراند که آیا بی­ نظمی بر کیهان حکمفرما است؟

کیهان اولیه

استیون هاوکینگ فیزیکدان و بسیاری از فیزیکدان­‌های دیگر معتقدند کیهان از هیچ مطلق به وجود آمده است. باور بر این است عامل اصلی شکل­ گرفتن جهان، نوسان کوانتومی بوده است. با اینکه “هیچ” مفهومی است که نمی ­توان به سادگی آن را درک کرد اما به نظر می­ رسد منظم‌­ترین حالت ممکن است! در واقع نظریه‌­ای به این مضمون وجود دارد که آنتروپی کیهان در زمان اتفاق ­افتادن بیگ بنگ بسیار کم بوده است.

نمایی شماتیک از تاریخ کیهانی

با وجود “سوپ” متشکل از الکترون، فوتون، کوارک، ماده و پادماده با انرژی میلیاردها برابر بیشتر از انرژی برخورددهنده­ هادرونی بزرگ، این باور کمی متناقض به نظر می­ رسد. به نوشته­ مجله­ فوربز، مقدار حدودی ۱۰۹۰ از محتویات این سوپ در فضایی به اندازۀ یک توپ فوتبال وجود داشته است! باور اینکه در آن زمان آنتروپی بالا نبوده کمی مشکل است. اما چه شد که آنتروپی افزایش یافت؟ می ­توانید علت آن را بردار ترمودینامیکی زمان و سیاه­چاله بدانید. اگر اینها نبودند آنتروپی کیهان در ۱۳٫۸ میلیارد سال گذشته تغییری نمی­ کرد.

واکنش زنجیره‌­ای کُنش‌ها

بهترین مثال برای توضیح این مسئله، دومینو است. به طور غریزی، بی ­نظمی تصویری از ویرانی و سردرگمی را برای ما تداعی می­ کند. ممکن است کسی به درستی تصور کند هر کُنش و فرایندی آینده را می­ سازد. هر تفکر و کنش انسانی، هر برگی که به زمین می ­افتد، هر مولکول آبی که همواره در دریا حرکت می­ کند، به بی­‌نظمی کمک می­ کند. به بیانی دیگر، هر علت کوچکی می­ تواند معلول و نتیجۀ بزرگی داشته باشد. نظریه­ نام آشنای اثر پروانه‌­ای در همین مورد است. طبق الگوی فراکتال، حرکت بال­‌های یک پروانه در ایالت نیومکزیکو می­ تواند موجب ِ وقوع طوفانی در کشور چین شود! گرچه ممکن است این فرایند زمان زیادی به طول بیانجامد اما غیرممکن نیست.

Dominosکیهان نیز در مقیاسی بسیار بسیار بزرگتر از این قانون پیروی می­ کند. طبق گفته­ محققان، موتر و کترین گلفرت، بی­‌نظمی ۳۶-۱۰ ثانیه بعد از بیگ بنگ اتفاق افتاد. از آن زمان کیهان شروع به منبسط­ شدن کرد. کوچکترین تغییری در انقباض یا الگوی کلی، می­توانست تفاوت بسیاری در شکل امروزی جهان­ ایجاد کند.

آیا روزی افزایش آنتروپی متوقف می­ شود؟

اگرچه آنتروپی تاکنون همواره رو به افزایش بوده است اما پیش­‌بینی می­ شود این روند روزی متوقف خواهد شد. سرنوشت نهایی کیهان را مرگ گرمایی دانسته­‌اند که در آن هیچ انرژی آزاد ترمودینامیکی وجود نخواهد داشت. در واقع هیچ فرایندی که به افزایش آنتروپی بیانجامد اتفاق نخواهد افتاد. آیا می­ توانیم از آن اجتناب کنیم؟ از لحاظ نظری، بله؛ البته اگر بتوانیم راهی برای بازتولید اتم‌­های هیدروژن از تشعشعات، ماده تاریک یا دیگر منابع پیدا کنیم. چه زمانی اتفاق می­ افتد؟ زمان لازم برای فروپاشی یک سیاه­چالۀ بسیار بزرگ، ۱۰۱۰۰ سال است. پس فعلا چمدان­­‌های خود را نبندید.

HeatDeathبرداشتی فلسفی از بی­‌نظمی

از کرایسیپوس فیلسوف یونانی نقل شده، یک علتی که معلول چیزی نباشد(کیهان) می­تواند کل جهان هستی را نابود کرده و به بی­ نظمی بکشاند. هر اتفاقی که می ­افتد به دنبال آن، چیز دیگری است که به لزوم عادی آن بستگی دارد. همچنین هر اتفاقی که می ­افتد، به دنبال چیزی اتفاق افتاده است که معمولا با آن مرتبط است. هیچ، وجود داشته است یا بدون علت به وجود آمده است. اگر جنبشی بدون علت در کیهان مداخله کند، آن وقت جهان­ تکه­‌تکه و خرد خواهد شد و پیوستگی خود به عنوان یک نظام واحد را از دست می دهد.

ترجمه: رضا کاظمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: yaabot.com

سایه خورشید گرفتگی کامل از یک بالن

بیگ بنگ: شما در زمان خورشید گرفتگی بزرگ آمریکا در سال ۲۰۱۷ کجا بودید؟ سال گذشته در همین روزها بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در آمریکای شمالی بیرون از منزل رفتند تا خورشید گرفتگی جزئی را تماشا کنند، درحالیکه بیش از ده میلیون نفر به بخش های مختلف ایالات متحده آمریکا رفتند تا پنهان شدن کامل خورشید پشت ماه را نظاره کنند – خورشید گرفتگی کامل.

EclipseBalloon Kuaray۸۸ درصد از بزرگسالان آمریکایی خورشید گرفتگی را شخصأ یا به طور الکترونیکی تماشا کردند. یکی از رویدادهایی که در تاریخ بشر بخوبی عکسبرداری شده تصاویری از خورشید گرفتگی شامل تعدادی چشم انداز غیرعادی مثل عبور بالن‌ها در استراتوسفر زمین است. حدود پنجاه بالن رباتیک بعنوان بخشی از پروژه هوا دادن بالن‌های ناسا پرتاب شدند. این تصویر برجسته یک ویدیوی پانورامای ۳۶۰ درجه ای را نشان می دهد که در یکی از این بالن‌ها در آیداهو توسط دانشجویانی در برزیل با همکاری ناسا و دانشگاه دولتی مونتانا گرفته شده است. سایه تاریک ماه در سراسر زمین مشاهده می شود. اگرچه خورشید گرفتگی کامل به مدت کمتر از سه دقیقه طول کشید، بسیاری از آنهایی که آن را مشاهده کردند برای تمام عمرشان آن را فراموش نخواهند کرد. بسیاری از آمریکای شمالی‌ها یک شانس دیگر خواهند داشت تا خورشید گرفتگی کامل را در سال ۲۰۲۴ تجربه کنند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

استخراج آب از ماه ماموریت‌های فضایی را متحول خواهد کرد

استخراج آب از ماه ماموریت‌های فضایی را متحول خواهد کرد

این روزها بحث استخراج آب از ماه با جدیت بیشتری نسبت به گذشته دنبال می‌شود. اما علاوه بر جنبه‌های آشکار اهمیت وجود آب در قمر زمین، این موضوع درهای تازه‌ای را برای انجام ماموریت‌های فضایی خواهد گشود؛ چرا که آب در فضا می‌تواند نقش نفت را در تامین انرژی ایفا کند.

ادعای اخیر دانشمندان مبنی بر به دست آوردن شواهد محکم دال بر وجود آب منجمد شده در سطح کره ماه، موجبات خرسندی شیفتگان علوم فضایی و به ویژه طرفداران حفاری در ماه را پدید آورد. ظاهرا میزان یخ موجود در این قمر، بیش از تصورات پیشین است و مهم‌تر آنکه محققان مدعی‌اند از مکان اختفای این منابع ارزشمند نیز باخبرند؛ موضوعی که می‌تواند سبب تسهیل استخراج آب از ماه در آینده شود.

وجود این مایه حیات، لازمه‌ی انجام ماموریت‌های بلند مدت در ماه است و می‌توان آن را در آینده برای مصارفی چون آشامیدن، شستشو و پرورش گیاهان خوراکی در اقامتگاه‌های فضانوردان مورد استفاده قرار داد. اما شاید مهم‌ترین و آنی‌ترین کاربرد استخراج آب از ماه ، استفاده از آن برای تامین سوخت راکت‌ها باشد.

هیدروژن و اکسیژن اجزای سازنده آب را تشکیل می‌دهند و در حال حاضر همین دو عنصر، تامین کننده‌ی اصلی نیروی پیشرانه‌ی موشک‌ها هستند. بنابراین با استخراج آب از ماه و تامین هیدروژن و اکسیژن از این طریق، راکت‌ها نیازی به حمل تمامی سوخت مورد نیاز خود از زمین نخواهند داشت و به این ترتیب، هزینه اجرای ماموریت‌های فضایی به طرز قابل توجهی کاهش خواهد یافت.

پرتاب یک راکت یا ماهواره از زمین به فضا، بسیار پر هزینه است؛ زیرا این امر مستلزم غلبه بر جاذبه‌ی سیاره‌ی ماست که نیروی پیشرانه‌ بسیاری را می‌طلبد. در واقع بخش اعظم وزن یک راکت را در زمان پرتاب، سوخت مورد نیاز آن برای رهایی از جاذبه‌ی زمین تشکیل می‌دهد. قاعدتا برای پیشروی هرچه بیشتر در عمق فضا نیز، پیشرانه‌ی افزون‌تر و صرف هزینه‌ی گزاف‌تری نیاز است.

اما اگر به جای حمل تمامی سوخت مورد نیاز، بتوان عمل سوخت‌گیری مجدد را در فضا و ایستگاه‌های احداث شده در آن انجام داد، چه تحولی ایجاد خواهد شد؟ پروفسور «جورج سوئرز» از دانشگاه معدن‌شناسی کلرادو موضوع را اینگونه تشبیه می‌کند که تصور کنید برای به جاده زدن و آغاز یک مسافرت طولانی؛ به دلیل عدم وجود پمپ بنزین در مسیر، نیاز به حمل تمامی سوخت مورد نیاز خود داشته باشید که قاعدتا چندان امکان‌پذیر نخواهد بود.

استخراج آب از ماه به همین دلیل بسیار اغواکننده است؛ چرا که این امر امکان احداث ایستگاه‌های سوخت‌رسانی فضایی در نزدیکی‌های این قمر یا مدار پایینی زمین را میسر می‌سازد.

هزینه انتقال این منابع سوخت از ماه به نقاط دیگر فضا، به هیچ وجه با هزینه حمل و جابه‌جایی سوخت از زمین قابل قیاس نیست؛ چرا که جاذبه در سطح ماه، یک ششم زمین است و غلبه بر آن، هزینه‌ی کمتری را می‌طلبد. سوئرز اخیرا هزینه احتمالی این نقل و انتقال را برآورد کرده و به این نتیجه رسیده است که انتقال آب از ماه به مدار پایینی زمین، ۲۰ تا ۳۰ درصد ارزان‌تر از انتقال آب از زمین به این مدار تمام خواهد شد؛ حتی با وجود اینکه فاصله ماه تا مدار پایینی زمین بیشتر است.

البته داستان تبدیل آب موجود در ماه به سوخت راکت‌ها، سر دراز دارد و مدت‌هاست که دانشمندان درباره‌ی این موضوع رویاپردازی کرده‌اند. در سال ۱۹۹۴، ناسا و ارتش ایالات متحده ائتلافی تحقیقاتی موسوم به کلمنتاین (Clementine) تشکیل دادند که به شواهدی مبنی بر وجود آب در گودال‌های قطبی ماه دست یافت. این نقاط هرگز رنگ نور خورشید را به خود نمی‌بینند و بالاترین دمای ممکن در آن‌ها، منفی ۱۲۰ درجه سانتی‌گراد است.

پروژه‌های تحقیقاتی دیگری نیز به امکان استخراج آب از ماه اشاره داشته‌اند. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۹ فضاپیمای LCROSS با بررسی یکی از گودال‌های قطب جنوب این قمر، به وجود مقدار کمی آب در آن پی برد.

با این حال در مطالعه‌ی تازه‌ای که نتایج آن هفته گذشته به چاپ رسید، دانشمندان از کشف نقاط سرشار از آب در ماه خبر دادند. این نتیجه با آنالیز داده‌های ارسالی فضاپیمای چاندرایان ۱ که توسط سازمان فضایی هند در سال ۲۰۰۸ عازم ماموریت شد به دست آمد. البته داده‌های نور مادون قرمز حاکی از آن است که این آب نه به صورت مایع یا بخار، بلکه به شکل منجمد در برخی نقاط ماه وجود دارد.

نکته قابل توجه اینکه این توده‌های یخ در سطح یا نزدیکی‌های سطح ماه قرار دارند و وسعت آن‌ها به حدی است که در برخی مناطق، ۲۰ تا ۳۰ درصد سطح کره را پوشانده‌اند. بنابراین بسته به اینکه تا چه مقدار در عمق نفوذ کرده‌اند، می‌توان آن‌ها را منبع قابل توجهی برای تغذیه‌ی راکت‌ها درنظر گرفت.

احداث یک مرکز سوخت‌رسانی در مدار نزدیک به زمین، درهای تازه‌ای را برای اجرای ماموریت‌های فضایی خواهد گشود. به عنوان مثال می‌توان راکت‌هایی را در فضا مستقر کرد که با سوخت‌گیری‌های پیاپی، قادر به رساندن ماهواره‌ها به مقصد مورد نظرشان باشند؛ چیزی که از آن به عنوان «بکسل فضایی» یاد می‌شود. در حال حاضر ماهواره‌ها برای عزیمت به مدارهای فوقانی زمین، ابتدا وارد یک مدار انتقالی اولیه می‌شوند و سپس با موتور کنترل کننده‌ی آنبرد خود، به آهستگی و طی ۶ الی ۱۲ ماه به مدارهای بالاتر صعود می‌کنند.

در این مدت، ماهواره‌ها قادر به انجام وظیفه نیستند و در نتیجه درآمدزایی نخواهند داشت؛ اما با پیاده‌سازی طرح بکسل فضایی، می‌توان ابتدا ماهواره‌‌ها را با راکت‌های‌ کوچکتری به مدار پایینی زمین فرستاد، سپس با کمک یک راکت چند بار مصرف مستقر در فضا، در عرض چند روز به مقصد نهایی هدایت کرد و آغاز به کار آن‌ها را چندین ماه به جلو انداخت.

چالش‌های پیش رو در راه استخراج آب از ماه

علی‌رغم اینکه استخراج آب از ماه و استفاده از آن به عنوان سوخت می‌تواند امکان‌پذیر باشد؛ اما انجام پروژه‌های حفاری در فضا به این سادگی‌ها هم نیست و ابتدا باید راهکاری مجاب کننده برای این کار پیشنهاد شود.

در حال حاضر محققان به عنوان گام اول، با کمک نشریه آکادمی ملی علوم در امریکا نقشه‌ای از ماه تهیه کرده‌اند که مکان‌های بلقوه غنی از آب در قطب‌های این قمر را نشان می‌دهد. گام بعدی اعزام کاوشگرها به این مناطق برای انتخاب نقاط هدف و بررسی خصوصیات توده‌های یخ است؛ چرا که هنوز دانشمندان نمی‌دانند که این یخ‌ها، با خاک و سایر مواد مخلوط شده‌اند یا از خلوص بالایی برخوردار هستند.

به گفته‌‌ی متزگر، در مورد انتخاب و استفاده از تجهیزات مناسب برای حفاری هم هنوز تردید وجود دارد. یکی از ایده‌ها، به کارگیری ربات‌های حفاری است که توان مکش مواد و انتقال آن‌ها به یک دستگاه‌ تصفیه کننده را داشته باشند. این دستگاه باید به گونه‌ای طراحی شود که از طریق حرارت دادن، قادر به جداسازی یخ از خاک باشد و در ادامه بتواند آب را با جریان الکتریکی به اجزای سازنده‌اش (اکسیژن و هیدروژن) تفکیک نماید. از این طریق نه تنها سوخت تجهیزات فعال در ماه تامین خواهد شد؛ بلکه می‌توان سوخت مازاد را نیز به نقاط تعیین شده در فضا برای استفاده در راکت‌ها ارسال کرد.

البته تمام این‌ها بار مالی به دنبال خواهد داشت و باز هم بحث هزینه-فایده به میان می‌آید؛ اینکه حمل سوخت راکت‌ها از زمین به فضا ارزان‌تر خواهد بود یا ارسال تجهیزات به فضا و استخراج آب از ماه برای تامین سوخت مورد نیاز؟ بر اساس برآورد متزگر، بریست و سوئرز چیزی حدود یک دهه زمان می‌برد تا پروژه‌های حفاری در ماه به سوددهی برسند؛ اما از آنجایی که ریسک این کار بسیار بالاست، شاید در مقطع کنونی شرکت‌های زیادی مایل به سرمایه‌گذاری روی چنین عملیاتی نباشند.

به همین دلیل است که این محققان معتقدند ناسا خود باید تامین بخشی از سرمایه اولیه‌ی استخراج آب از ماه را برعهده بگیرد؛ چرا که با حضور یک نهاد معتبر دولتی، سرمایه‌گذاران بیشتری برای مشارکت در این پروژه علاقه نشان داده و بخشی از هزینه‌ها را تقبل خواهند کرد. صحبت از تولید سالیانه ۹۰۰ تن سوخت است که در صورت حمل این مقدار سوخت از زمین، می‌بایست ۳.۵ میلیارد دلار هزینه تقبل شود.

سوئرز اعتقاد دارد چنین پروژه‌ای هزینه‌ی اجرای ماموریت‌های اکتشافی در ماه، مریخ و سایر اجرام آسمانی را به طرز قابل توجهی کاهش خواهد داد؛ موضوعی که با توجه به عزم ناسا برای اعزام مجدد فضانوردان به ماه، بسیار حائز اهمیت است.

درک ما از واقعیت توسط انتظارات ما تحریف می‌شود!

بیگ بنگ: دنیای اطراف ما دقیقاً آنگونه که به نظر می‌رسد، نیست. احساس ما از واقعیت (با آن همه ارزشی که دارد)، همانند فرد زودباوری است که به راحتی فریب ترفندها، تعصبات، فرضیات و استثناها را می‌خورد.

extra vast cover imageبه گزارش بیگ بنگ، مطالعۀ شگفت‌انگیز جدیدی سعی کرده تا پی ببرد که چگونه درک ما از آنچه می‌بینیم با آن چیزی که انتظار داریم ببینیم، قابل تحریف است. محققان با استفاده از آزمایشی واقعی، کشف کردند که افراد، اعمال دیگران را همان‌گونه که انتظار دارند ببیند، می‌بینند؛ نه آنگونه که واقعا هست. به گفته محققان انسان‌ها، اعمال دیگران را بعنوان اعمالی هدفمند و معنی‌دار تفسیر می‌کنند. همچنین فرض می‌کنند این اعمال بهینه می‌شود تا در صورت امکان، کارآمد و منطقی باشد. به عبارت دیگر، اکثر رفتارها به دلایل منطقی، معمولا به ساده‌ترین شیوۀ ممکن، انجام می‌شود. با این حال در واقعیت، جهان همیشه بدین طریق کار نمی‌کند.

نویسندۀ ارشد، متیو هدسن، در بیانیه‌ای گفت: «پستانداران رفتارها را بعنوان اعمالی هدفمند تفسیر می‌کنند و از دیگران انتظار دارند که توسط کارآمدترین شیوه‌های ممکن به آن اهداف دست یابند. با اینکه روانشناسان این موضوع را پذیرفته‌اند، اما در مورد مکانیزم‌های اساسیِ آن، اطلاعات ِ کمی وجود دارد.» در این پژوهش روانشناسان با گردآوری ۸۵ نفر برای تماشای فیلمی در مورد فردی که به سادگی به میزی می‌رسد تا توپی را بگیرد، این ایده را آزمایش کردند. در بعضی از نمایش‌های این عمل، مانعی بین دست و توپ گذاشته شد. بعد از اینکه ویدئو نشان داده می‌شد، شرکت‌کنندگان باید تصور خود از مسیر حرکت دست را روی صفحه نمایش لمسی « می‌کشیدند».

content web

شرکت‌کنندگان این صحنه‌ها را روی کامپیوتری با صفحه نمایش لمسی تماشا کردند.

این یافته‌ها نشان می دهد که ادراک افراد از آنچه اتفاق افتاده، بر اساس آنچه که از حرکت دست‌ انتظار داشتند – یعنی به حداکثر رساندن کارآیی- طبق آنچه که واقعا رخ داده، نبوده است. محققان استدلال کردند که این امر، این ایده را که انتظارات و فرضیات ما می‌توانند به طور گسترده‌ای بر نگرش‌مان در مورد جهان تأثیر بگذارند، را تقویت می‌کند. هدسن افزود: «ابتدا این امر نشان می‌دهد که افراد وقتی اعمال دیگران را می‌بینند، پیش‌بینی‌هایی انجام می دهند. در واقع زمانی طولانی است که بحث‌هایی در این مورد انجام شده که افراد دائماً چنین پیش‌بینی‌هایی را می‌کنند و از آن پیش‌بینی‌ها برای قضاوت دیگران استفاده می‌کنند.»

وی در آخر گفت: «در نهایت، نتایج ما نشان می‌دهد که افراد، اعمال دیگران را با توجه به انتظاراتی که خودشان دارند، “می‌بینند”. اگر فردی را ببینید که با حالتی خنثی به چیزی نگاه می‌کند و فکر کنید که عصبانی است، شاید آن فرد واقعا فقط کمی عصبانی‌تر از شما باشد. این مسئله می‌تواند توضیح دهد که چرا افراد غالباً اعمال دیگران را اشتباه می‌پندارند و رفتارهای مبهم را معنی‌دار می‌بینند.» جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Proceedings of a Royal Society B منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: iflscience.com

بعید است که در امگا قنطورس حیات وجود داشته باشد

بیگ بنگ: جستجوی حیات در این جهان عظیم، کار دشواری است اما دانشمندان می‌توانند یک مرحله بیشتر پیش بروند. طبق مطالعه‌ای که توسط دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید و دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو انجام شده، بعید است که امگا قنطورس- خوشۀ بسیار متراکمی از ستاره‌ها در حیاط خلوت کهکشان راه شیری- دارای سیارات قابل سکونت باشد.

omegacentaur

در خوشه ستاره‌ای کرویِ امگا قنطورس، ستاره‌های رنگارنگ زیادی وجود دارد که احتمالاً هیچ سیارۀ قابل سکونتی وجود ندارد.

به گزارش بیگ بنگ، این مطالعه، توسط “استفان کین”، استادیار اخترفیزیک سیاره‌ای در گروه علوم زمین دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید و یکی از پیشگامان جستجوی سیارات قابل سکونت فراخورشیدی، انجام شده است. سارا دونی، دانشجوی کارشناسی ارشد در ایالت سان فرانسیسکو نیز در این مقاله و تحقیق با کین همکاری کرده است.

در جستجوی سیارات فراخورشیدی قابل سکونت، امگا قنطورس که بزرگ‌ترین خوشۀ کروی در کهکشان راه شیری است، مکان مناسبی برای این جستجو به نظر می‌رسد. این خوشه که تقریباً از ۱۰ میلیون ستاره تشکیل شده است، ۱۶ هزار سال نوری از زمین فاصله دارد و با چشم غیرمسلح هم می‌توان آن را مشاهده کرد و هدف نسبتاً نزدیکی برای رصدهای تلسکوپ فضایی هابل محسوب می شود.

کین گفت: «علیرغم تعداد زیاد ستاره‌های متمرکز در هستۀ امگا قنطورس، رواج سیارات فراخورشیدی همچنان تا حدی نامعلوم است. با این حال از آنجایی که این نوع خوشه فشرده در سراسر جهان وجود دارد، بنابراین محل جالبی برای جستجوی حیات در آن است.» این محققان که کار خود را با مجموعه‌ای رنگی از ۴۷۰ هزار ستاره در هستۀ امگا قنطورس آغاز کردند، ۳۵۰ هزار ستاره که رنگ آنها – نشانه‌ای از دما و سن آنها- نشان می‌دهد آیا می‌توانند سیارات بالقوه قابل سکونتی باشند یا خیر، را بررسی کردند.

سپس برای هر ستاره، منطقه قابل سکونت را محاسبه کردند- منطقۀ مدور اطراف هر ستاره که سیارۀ سنگی می‌تواند در آن منطقه آب مایع داشته باشد، یعنی عنصری کلیدی که تا به حال می‌دانیم برای حیات ضروری است. از آنجایی که اکثر ستاره‌ها در هستۀ امگا قنطورس کوتوله‌های سرخ هستند، در نتیجه مناطق قابل سکونت آنها بسیار نزدیک‌تر از مناطق قابل سکونت در اطراف خورشید بزرگ‌ترِ ما است.

کین بیان داشت: «هسته امگا قنطورس به طور بالقوه‌ای می‌تواند میزبان مجموعه‌ای از منظومه‌های سیاره‌ایِ فشرده‌ای که حاوی سیاراتِ دارای مناطق قابل سکونت در نزدیکیِ ستاره میزبان هستند، باشد. نمونه‌ای از چنین منظومه‌ای، تراپیست-۱ است. تراپیست-۱ نسخۀ مینیاتوری از منظومه شمسیِ ما است که ۴۰ سال نوری از ما فاصله دارد و در حال حاضر یکی از امیدبخش‌ترین مکان‌ها برای جستجوی حیات ِ بیگانه تلقی می‌شود.»

px Omega Centauri by ESO

نمایی از خوشه ستاره‌ای امگا قنطورس

در نهایت، ماهیت مطلوب ستارگان در امگا قنطورس محققان را مجبور کرد تا نتیجه بگیرند که این منظومه‌های سیاره‌ای، گرچه فشرده هستند، اما نمی‌توانند در مرکز خوشه وجود داشته باشند. در حالی که خورشیدِ ما ۴٫۲۲ سال نوری از نزدیک‌ترین ستاره مجاور خود فاصله دارد، میانگین فاصله بین ستاره‌ها در هستۀ امگا قنطورس ۰٫۱۶ سال نوری است، بدین معنی که هر یک میلیون سال یک بار با ستاره‌های مجاور خود برخورد می‌کنند.

دونی گفت: «این سرعتی که ستاره‌ها به صورت گرانشی با یکدیگر برخورد می‌کنند آنقدر زیاد است که نمی‌تواند امکان سکونت و حیات در سیارات آنها را به همراه داشته باشد. بررسی خوشه‌هایی با این سرعت‌های برخورد مشابه یا سرعت‌های بالاتر از این در امگا قنطورس می‌تواند منجر به همین نتیجه‌گیری مشابه شود. بنابراین مطالعۀ خوشه‌های کروی با سرعت‌های برخورد پایین‌تر، با احتمال بیشتر برای یافتن سیارات قابل سکونت همراه است.» عنوان این مقاله، «قابلیت سکونت در خوشۀ امگا قنطورس» است. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Forthcoming in The Astrophysical Journal منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: phys.org

اخترشناسان دورترین کهکشان رادیویی را کشف کردند

بیگ بنگ: اخترشناسان هلندی موفق به کشف دورترین کهکشان رادیویی شدند. کهکشان TGSS J1530+1049 در فاصلۀ ۱۲ میلیارد سال نوری از زمین واقع شده است. سیگنال رادیویی ثبت شده از این کهکشان نشان می دهد که تنها ۸۴۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ، متولد شده است.

Astronomers learn many apart radio galaxyبه گزارش بیگ بنگ، دانشمندان دانشگاه لیدن با کمک تلسکوپ رادیویی غول‌پیکر Meter-Wave که در هند قرار دارد توانستند این کهکشان را مکان‌یابی نمایند. تلسکوپ تلسکوپ جمنای-شمالی در هاوایی و تلسکوپ بزرگ دو چشمی آریزونا نیز به دانشمندان در سنجش فاصلۀ بسیار دور این کهکشان، کمک کردند. محققان فاصله این کهکشان را از طریق سنجش انتقال به سرخ کهکشان اندازه‌گیری کردند. زمانی که یک کهکشان از زمین دور می شود، اثر دوپلر باعث می شود نور کهکشان از زمین سرخ‌تر به نظر برسد. هر چه این حرکت سریع‌تر باشد، انتقال به سرخ آن نیز بیشتر خواهد بود. چرا که هر چه کهکشان دورتر باشد، انتقال به سرخ آن کهکشان بعنوان یک ابزار برای سنجش فاصلۀ آن از زمین به کار می رود.

کهکشان‌های رادیویی، کهکشان‌های عظیمی هستند که مشخصۀ اصلی‌شان وجود سیاهچاله‌های غول‌پیکر در مرکزشان است. زمانی که این سیاهچاله‌ها مقادیر زیادی گاز و غبار را به سمت خود می کشند، صفحات کهکشانی یک پارچگی اجزاء را با انرژی بسیار بالایی تسریع نموده و جریانات سریع و نسبی را پدید می آورند. این جریانات سریع جریانات خروجی رادیویی هستند که از میلیاردها سال نوری دورتر نیز قابل سنجش هستند.

وجود چنین کهکشان ِ عظیمی که کمتر از یک میلیارد سال پس از تولد کیهان، شکل گرفته امر قابل توجهی است. طبقه‌بندی تنوع و ترتیب کهکشانی در ابتدای کیهان، این توانایی را به دانشمندان می دهد که به درک درستی از نحوۀ شکل‌گیری و گسترش کهکشان‌ها دست یافته و همچنین مدل‌سازی دقیق‌تری از تکامل کیهان ارائه دهند.

“هاب روتنگرینگ” منجم رصدخانه لیدن در نشستی خبری عنوان کرد:« توانایی کهکشان‌ها در تولید ماده در دوره‌های زمانی کوتاه، شگفت‌انگیز است. کهکشان‌های رادیویی سیاهچاله‌های غول‌پیکر را در خود جای داده‌اند. یافتن چنین اجرامی بسیار شگفت‎انگیز است، چرا که دورۀ زمانی شکل‌گیری و رشد این سیاهچاله‌های غول‌پیکر در درون این کهکشان‌ها بسیار کوتاه بوده است.» جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Monthly Notices of a Royal Astronomical Society منتشر شده است.

ترجمه: مریم رفیعی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: upi.com

کهکشانی که از گاز تهی شده

بیگ بنگ: کهکشان مارپیچی ESO 137-001 در خوشۀ کهکشانی عظیم آبل ۳۶۲۷ قرار دارد و حدود ۲۲۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد. این کهکشان دوردست در این عکس کامپوزیت هابل/چاندرا در پیش زمینۀ ستارگان کهکشان راه شیری به سمت صورت فلکی مثلث جنوبی رویت می شود.

heicbهمانطور که این کهکشان مارپیچی با سرعت تقریبی ۷ میلیون کیلومتر بر ساعت حرکت می کند، گاز و غبارش از بین می روند و فشار برخورد با محیط درون خوشه‌ای داغ و ظریف این کهکشان بر گرانش آن غلبه می کند. خوشه‌های ستاره‌ای درخشان که در داده‌های نور مرئی هابل مشخص هستند در رگه‌های آبی رنگ ماده تشکیل شده‌اند. داده‌های پرتو ایکس تلسکوپ چاندرا میزان گازِ داغِ از بین رفته را به شکل دنباله‌هایی به رنگ آبی تیره و منتشر شده نشان می دهد که بیش از ۴۰۰ هزار سال نوری در سمت راست پایین عکس وسعت دارند. از بین رفتن غبار و گاز باعث می شود تشکیل ستارۀ جدید برای این کهکشان دشوار باشد. یک کهکشان بیضوی زرد رنگ که فاقد گاز و غبار تشکیل دهنده ستاره است نیز درست در سمت راست ِ کهکشان ESO 137-001 قرار دارد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع:apod

سحابی زیبای سه تکه و اجرام ستاره‌ای

بیگ بنگ: سحابی زیبای سه تکه با نام مسیه ۲۰ نیز شناخته می شود، این سحابی به آسانی با یک تلسکوپ کوچک در صورت فلکی غنی از سحابیِ قوس دیده می شود.

MMBobilloاین عکس رنگی با کنتراست کیهانی یک میدان گستردۀ ۱ درجه‌ای را به همراه خوشۀ ستاره‌ای باز مسیه ۲۱ (سمت راست پایین) نشان می دهد که حدود ۵۰۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارد. سحابی سه تکه با خطوط غبار به سه بخش تقسیم شده که خودش حدود ۴۰ سال نوری وسعت و ۳۰۰ هزار سال قدمت دارد. این باعث می شود که این سحابی با ستارگان جوان و نوزادی که در ابرهای غباری گازی‌اش نهفته شده‌اند به یکی از جوان‌ترین مناطق تشکیل ستاره در آسمان زمین تبدیل شود. گرچه مسیه ۲۰ و مسیه ۲۱ در این نمای تلسکوپی حیرت‌آور با یکدیگر مشترکند، ولی هیچ ارتباط واضحی بین آنها وجود ندارد. در واقع، ستارگان M21 خیلی قدیمی‌تر هستند و حدود ۸ میلیون سال قدمت دارند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

هسته‌های کهکشانی فعال

بیگ بنگ: اخترشناسان در دهه ۱۹۷۰ میلادی یک منبع رادیویی فشرده در مرکز کهکشان راه شیری شناسایی کردند و نامش را «کمان A» گذاشتند. پس از چندین دهه مشاهده و گرداوری شواهد، این نظریه مطرح شد که منبع این انتشارهای رادیویی یک سیاهچاله غول‌پیکر است. از آن زمان به بعد، اخترشناسان به این نظریه تاکید داشتند که سیاهچاله‌های غول‌پیکر در قلب هر کهکشان بزرگ در جهان وجود دارند.

A Colossal Explosion from Supermassive Black Holeبه گزارش بیگ بنگ، اکثر مواقع، این سیاهچاله‌ها آرام و نامرئی هستند و همین عامل مشاهدۀ مستقیم آنها را غیرممکن می سازد. اما در طی زمانی که موادی به درون این سیاهچاله‌ها نفوذ پیدا می کند، آنها تشعشعاتی ساطع کرده و می درخشند. ماحصل این کار، آزاد شدن نوری بیشتر از بقیه قسمت‌های کهکشان است. این مراکز درخشان را هسته‌های کهکشانی فعال نامگذاری کردند که قوی‌ترین مدرک برای وجود سیاهچاله‌های غول‌پیکر به شمار می روند. لازم به ذکر است که انفجارهای عظیم نوری مشاهده شده از هسته‌های کهکشانی فعال از خودِ سیاهچاله‌های غول‌پیکر نشات نمی گیرند.

در واقع دانشمندان به این نکته پی بردند که هیچ‌چیز، حتی نور، هم توان گریز از افق رویداد سیاهچاله را ندارد. اما انفجار عظیم تشعشعات که شامل نشر رادیویی، ریزموج، فروسرخ، فرابنفش، پرتو ایکس و پرتو گاما می شود، از مادۀ سردی سرچشمه می گیرند که سیاهچاله‌ها را احاطه می کند. اینها قرص‌های برافزایشی را پدید می آورند که به دور سیاهچاله‌های غول‌پیکر می چرخند و مواد لازم برای تغذیۀ سیاهچاله‌ها را فراهم می کنند. نیروی باورنکردنی گرانش در این ناحیه تا آنجایی مواد این قرص را متراکم می کند تا دمای آن به میلیون‌ها درجه کلوین برسد. این عامل باعث ایجاد تشعشعات درخشان شده و نوعی انرژی الکترومغناطیسی پدید می آورد. توده‌ای از مواد داغ هم در بالای قرص برافزایشی شکل می گیرد و می تواند فوتون‌ها را تا انرژی‌های پرتو ایکس پراکنده نماید.

احتمال دارد قسمت بزرگی از تابش ِ هسته‌های کهکشانی فعال در اثر گاز و گرد و غبار میان ستاره‌ای در نزدیکی قرص برافزایشی انسداد پیدا کند، اما این حجم از تابش در قالب نور فروسرخ بازتاب می یابد. بدین ترتیب، قسمت اعظم طیف الکترومغناطیسی از طریق برهمکنش ماده سرد با سیاهچاله‌های غول‌پیکر ایجاد می شود. برهمکنش میان میدان مغناطیسیِ در حالِ چرخش سیاهچاله غول‌پیکر و قرص برافزایشی منجر به تولید جت‌های مغناطیسی قدرتمندی می شود که مواد را با سرعت نور در بالا و پایین سیاهچاله منعکس می کنند. این جت‌ها می توانند صدها هزار سال نوری گستردگی یابند و دومین منبع بالقوۀ تابش مشاهده شده هستند.

blackhole optدانشمندان هسته‌های کهکشانی فعال را عمدتا به دو دسته تقسیم می کنند که از آنها با عناوین هسته‌های رادیویی آرام و هسته‌های رادیویی پر سروصدا یاد می شود. دسته رادیویی پر سروصدا به آن دسته از هسته‌های کهکشانی فعال اطلاق می شود که تابش‌های رادیویی آنها بر اثر جت‌ و قرص برافزایشی تولید می شود. هسته‌های کهکشانی رادیویی آرام ساده‌تر هستند؛ طوری که انتشار جت در آنها قابل اغماض و ناچیز است. «کارل سیفرت» نخستین دستۀ هسته‌های کهکشانی فعال را در سال ۱۹۴۳ مورد شناسایی قرار داد و نام او بر روی این اجرام گذاشته شد.

«کهکشان های سیفرت» نوعی از هسته‌های کهکشانی فعال هستند که به خاطر خطوط تابش‌شان شناخته شده و به دو دسته تقسیم می شوند. کهکشان‌های سیفرت نوع اول دارای خطوط تابش نوری باریک و پهن هستند که وجود ابرهایی از گاز چگال در آنها را اثبات می کند. سرعت گاز در نزدیکی هسته بین ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه تخمین زده می شود. کهکشان‌های سیفرت نوع دوم فقط خطوط تابش باریکی دارند. این خطوط باریک در اثر ابرهای گازی چگالی به وجود می آیند که در فاصله زیادی از هسته قرار دارند و سرعت گاز آنها به ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه می رسد. علاوه بر سیفرت، زیر مجموعه‌های دیگری از کهکشان‌های رادیویی آرام وجود دارد که از جمله آنها میتوان به اختروش‌ها و LINER ها اشاره کرد.

کهکشان‌های ناحیه خط تابش هسته یونش پایین(LINER ها) شباهت زیادی به کهکشان‌های سیفرت نوع دوم دارند و تنها تفاوت شان در خطوط یونش پایین آنهاست که قدری قوی هستند. این کهکشان‌ها کم فروغ‌ترین هسته‌های کهکشانی در جهان به شمار می آیند و یک سری مباحث بحث برانگیز در خصوص آنها وجود دارد.

AGN chandra

تصویری هنری از یک هستۀ کهکشانی فعال در مرکز کهکشان

کهکشانهای رادیویی پر سر و صدا نیز به دسته‌هایی نظیر کهکشان‌های رادیویی، اختروش‌ها و بلازارها تقسیم می شوند. همانطور که از نام کهکشان‌های رادیویی پیداست، آنها یک سری کهکشان‌های بیضوی هستند که امواج رادیویی قدرتمندی را منتشر می سازند. اختروش‌ها درخشان‌ترین نوع هسته‌های کهکشانی فعال می باشند که طیف‌هایی مشابه با کهکشان‌های سیفرت دارند. با این حال، تفاوت ِ عمده‌شان این است که ویژگی‌های جذب ستاره‌ای‌شان ضعیف است (یعنی احتمالا گازی با تراکم پایین دارند) و خطوط تابش باریک آنها ضعیف‌تر از خطوط وسیعِ مشاهده شده در کهکشان‌های سیفرت است.

بلازارها دستۀ متغیری از هسته‌های کهکشانی فعال هستند که منابع رادیویی تلقی می شوند، اما خطوط تابشی را در طیف‌هایشان نشان نمی دهند. از منظر تاریخی، ویژگی‌هایی در مراکز کهکشان‌ها مشاهده شده است که هسته‌های کهکشانی فعال نامگذاری شده‌اند. برای مثال، هر زمان بتوان قرص برافزایشی را به طور مستقیم مشاهده کرد، تابش‌های نوری – هسته ای را هم می توان دید. هر زمان قرص برافزایشی توسط گاز و گرد و غبار در نزدیکی هسته مسدود شود، امکان ِ شناسایی هسته کهکشانی فعال با انتشار فروسرخ آن فراهم می آید.

همچنین، خطوط تابش نوری پهن و باریکی وجود دارند که با انواع مختلفی از هسته‌های کهکشانی فعال مرتبط می باشند. در مورد اول، این خطوط زمانی تولید می شوند که ماده سرد به سیاهچاله نزدیک باشد و نتیجه مواد چرخنده به دور سیاهچاله با سرعت‌های بالا هستند.

M jet

تصویر گرفته شده با تلسکوپ فضایی هابل از یک جت با گستردگی ۵۰۰۰ سال نوری که از کهکشان فعال M87 منتشر شده است.

اکنون نوبت به معرفی تابش‌های پیوستۀ رادیویی و پرتو ایکس است. تابش‌های رادیویی همواره توسط جت‌ها ایجاد می شوند، اما تابش‌های پرتو ایکس می توانند از توده داغ یا جت شکل بگیرند. در نهایت، یک سری تابش‌های خط پرتو ایکس وجود دارد که وقتی به وقوع می پیوندند که تابش‌های پرتو ایکس بتوانند مادۀ سنگین سرد را روشن کنند. در کهکشان راه شیری، مشاهده فعلی حاکی از آن بوده است که مقداری از مواد تجمع یافته در «کمان A» با یک هستۀ کهکشانی غیرفعال سازگاری دارد. این نظریه مطرح شده است که کهشکان در گذشته یک هسته فعال داشت اما وارد فاز رادیویی آرام شده است. شاید در چند میلیون سال آینده دوباره فعال شود.

زمانی که کهکشان آندرومدا در چند میلیارد سال آینده با کهکشان ما ادغام شود، سیاهچاله غول‌پیکر واقع در مرکز آن با سیاهچاله کهکشان ما ادغام می شود و یک سیاهچاله عظیم‌تر و قوی‌تر شکل می گیرد. کشف هسته‌های کهکشانی فعال این اجازه را به اخترشناسان داده است تا دسته های مختلفی از کهکشان‌ها را گروه‌بندی کند و همچنین زمینه را برای پی بردن به اندازه یک کهکشان با رفتار هسته آن مهیا کرده است. علاوه بر این، اخترشناسان توانسته‌اند دریابند کدام کهکشان‌ها در گذشته ادغام شده‌اند و چه اتفاقی در آینده‌ای دور برای کهکشان خودمان رخ می دهد.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: universetoday.com

هیجان دانشمندان در رابطه با ماهیت واقعی شفق قطبی بنفش استیو

هیجان دانشمندان در رابطه با ماهیت واقعی شفق قطبی بنفش استیو

شفق قطبی بنفش استیو (Steve) پدیده‌ای بسیار زیبا و نسبتا جدید است که در جریان تازه‌ترین بررسی‌های دانشمندان، سوالات زیادی در مورد ماهیت اصلی آن برای شیفتگان دنیای ستاره شناسی به وجود آمده است.

شفق قطبی بنفش رنگی که با نام استیو (Steve) شناخته می‌شود، پدیده‌ای است که از دهه‌ پیش در آسمان رویت شده و برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ مورد توجه ستاره شناسان و علاقه‌مند به شفق‌های قطبی قرار گرفته است؛ از آن زمان تاکنون ظاهر متفاوت استیو که برخلاف شفق‌های قطبی معمولی، به جای رنگ سبز به صورت روبان‌های عظیم بنفش در آسمان دیده می‌شود، مهم‌ترین وجه تمایز آن به حساب می‌آمد.

در اوایل سال جاری میلادی، محققان پس از بررسی‌های گوناگون گفته بودند که این پدیده نوع جدیدی از شفق‌های قطبی است، اما گروهی از پژوهشگران در نتیجه تحقیقات نسبتا طولانی خود رسما اعلام کرده‌اند که شفق قطبی بنفش استیو به هیچ وجه جزو پدیده‌های دسته‌بندی‌شده با نام شفق قطبی به حساب نمی‌آید!

به طور کلی شفق قطبی در اثر برخورد بادهای خورشیدی با ذرات باردار موجود در سپر مغناطیسی سیاره ما به وجود می‌آید که به صورت بارانی از ذرات در لایه یونوسفر جو زمین حرکت کرده و در نزدیکی قطب‌های کره، به شکل نورهای رقصانی فوق‌العاده زیبا و چشم‌نواز دیده می‌شود. این نورها که امواج رادیویی بسیار قوی را به وجود می‌آورند، در اکثر مواقع سبز رنگ هستند، اما گاهی اوقات پیش می‌آید که شفقی سرخ و یا آبی رنگ در آسمان ظاهر شود.

نمایی از پدیده‌ای که به اشتباه، با نام شفق قطبی بنفش استیو شناخته می‌شود.

با این تفاسیر، همانطور که اشاره شد به نظر می‌رسد که مکانیسم به وجود آمدن استیو با شفق‌های قطبی معمولی متفاوت باشد؛ بیا گالاردو لاکورت (Bea Gallardo-Lacourt)، فیزیکدانی از دانشگاه کلگری کانادا که یکی از محققان پژوهش اخیر در مورد این پدیده بوده، می‌گوید که تجهیزات فوق پیشرفته مورد استفاده توسط تیم او نشان داده‌اند که استیو ذرات باردار را به داخل یونوسفر زمین وارد نمی‌کند.

با این وجود عکاسان از مدت‌ها پیش استیو را با نام شفق قطبی بنفش می‌شناسند و تقریبا تمامی علاقه‌مندان هنوز از این نام برای توصیف روبان‌های بنفش استیو استفاده می‌کنند؛ دانشمندانی مانند لاکورت هم به تازگی متوجه شده‌اند که اطلاعات بسیار اندکی در مورد ماهیت واقعی این پدیده بصری در دست است و باید بررسی‌های بیشتری برای روشن شدن ماجرا انجام شود.

ستاره شناسان نام «درخشش آسمانی» (Skyglow) را به عنوان جایگزینی برای اسم استیو که مخفف «تقویت سرعت انتشار حرارتی شدید» (Strong Thermal Emission Velocity Enhancement) است، انتخاب کرده‌اند و گفته‌اند که در نظر گرفتن این پدیده به عنوان شفق قطبی کاملا اشتباه است؛ تیم لاکورت قصد دارد تا در قدم بعدی تحقیقات، جزئیات دقیق تاثیرات این درخشش آسمانی بنفش را در یونوسفر مشخص کند.

تازه‌ترین گزارش بررسی‌های انجام‌شده در این رابطه، در ژورنال “Geophysical Research Letters” چاپ شده است.