تصاویر خیره کننده جدید هابل از سیاره زحل!

سیاره زحل

تلسکوپ فضایی سالانه عکس هایی جدید و جالب با اطلاعاتی تازه از زحل برای ما انسان ها ثبت کرده است که در ادامه جزئیات مربوط به این مجموعه جدید تصاویر و سیاره زحل خواهیم پرداخت. با ما در ادامه ی این مطلب همراه باشید.

هابل هر ساله و زمانی که زمین به نزدیک‌ترین فاصله خود با زحل یعنی حدود ۱.۳۶ میلیارد کیلومتری آن می‌رسد عکس برداری از این غول گازی را آغاز می‌کند. دانشمندان مشخصا به آب و هوای زحل و تغییرات این سیاره طی زمان علاقه‌مند هستند.

این تصویر یکی از بهتری تصاویر ثبت شده از زحل غول پیکر گازی است. جزئیات جالب توجهی از حلقه های زحل، اتمسفر گازی و ساختار شش ضلعی آن در نواحی قطب شمال مشاهده می‌شود.

سیاره زحل

علاوه بر این ناسا با ترکیب تعدادی از عکس‌های ثبت شده توسط هابل، ویدیوی کوتاهی ساخته که در آن ۵ قمر این سیاره را که در مدار آن می‌چرخند نشان می‌دهد. زحل علاوه بر این ۵ قمر، ۵۷ قمر دیگر هم دارد و تعداد زیادی قمر کوچک هم در حلقه‌های اطراف آن وجود دارند.

تقریبا دو سال پیش دانشمندان ماموریت فضاپیمای کاسینی را که برای بررسی این سیاره به سمت آن فرستاده شده بود خاتمه دادند. اما داده‌های به دست آمده از این فضاپیما اطلاعات زیادی در اختیار دانشمندان قرار داد. مثلا این احتمال که شاید حلقه های زحل تنها قدمتی در حدود ۱۰۰ میلیون سال داشته باشند و در هر ثانیه هزاران کیلوگرم ماده به سمت سطح سیاره پرتاب کنند از جمله دستاوردهای دانشمندان بوده که با بررسی داده‌های کاسینی به دست آمده است.

محققان مغزهای انسانی کوچکی را پرورش دادند!

بیگ بنگ: در ایستگاه فضایی بین‌المللی دسته‌هایی از سلول‌های عصبی به نام مغزهای کوچک، در حال توسعه است، به طوری که دانشمندان قبلاً تصور نمی‌کردند این امر امکان‌پذیر باشد.

scientists grew tellurian smarts robots xبه گزاش بیگ بنگ، این ارگانوئیدها قبل از اینکه بسته‌بندی شوند و به فضا فرستاده شوند، از سلول‌های بنیادی در آزمایشگاه زیست‌شناس “آلیسون موتری” در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو، پرورش یافته بودند. موتری در آزمایشگاهش به نیویورک تایمز گفت این ارگانوئیدها احتمالاً «به طرز دیوانه‌واری تکثیر می‌شوند». اکنون تیم موتری دریافته که این ارگانوئیدها، مانند نوزادهای نارس، امواج مغزی را تحریک می‌کنند. امواج مغزی الگوهای پیچیده‌ای از فعالیت ِ عصبی است. این یافته‌ای عجیب و غریب است که می‌تواند دانشمندان را وادار کند محدودیت‌های اندام‌های کوچک آزمایشگاهی و مسائل اخلاقی مربوط به آنها را دوباره بررسی کنند.

موتری این مغزهای کوچک را به روبات‌های عنکبوتی وصل کرد تا فعالیت عصبی آنها را بخواند. این یافته‌ها می‌تواند نشانۀ این باشد که دانشمندان در حال ِ نزدیک شدن به توانایی تولید حیاتی حداقل ناقص و جزئی در آزمایشگاه هستند- تحولی که مدت‌هاست چیزی بیش از یک داستان ترسناک پرخطر نبوده است. “کریستوف کوچ”، محقق ارشد و رئیس مؤسسه مغز آلن، گفت: «هرچه به این هدف نزدیک‌تر می‌شویم، احتمال اینکه مغزی با قابلیت احساس سستی و درد، رنج و اضطراب داشته باشیم نیز بیشتر می‌شود.»

مغز انسان آن‌قدر پیچیده است که محققان هنوز برای نحوۀ عملکرد آن حدس می‌زنند. این جذابیت مغزهای کوچک است. مغزهای کوچک، توپ‌های نسبتاً ساده‌ای از نورون‌ها هستند که برخی ویژگی‌های مغزهای کامل را شبیه‌سازی می‌کنند اما به سختی سطح قابلیت‌های خود را افزایش می‌دهند. اما این مطالعۀ جدید نشان می‌دهد که مغزهای کوچک می‌توانند پیچیده‌تر از آنچه که قبلاً تصور می‌شد، باشند.

موتری به نیویورک تایمز گفت: «برخی از همکاران من می‌گویند نه این چیزها هرگز آگاهانه نخواهد بود. اما اکنون من از نظر آنها زیاد مطمئن نیستم.» اگر این امواج مغزی نشانه‌ای برای این باشند که ارگانوئیدها می‌توانند آگاهی داشته باشند، دانشمندان علوم اعصاب باید با معضل اخلاقی بزرگی دست و پنجه نرم کنند، زیرا ادامۀ آزمایش به طور بالقوه‌ای به معنای ساخت و از بین بردن حیات خودآگاه و شبیه به انسان است. “جورجیا کوادراتو” زیست‌شناس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که در این مطالعه دخیل نبود، گفت:« ممکن است هنوز به آنجا نرسیده باشیم.»

کوادراتو قبل از اینکه روشن سازد که هنوز نتیجه‌ای گرفته نشده و مغزهای کوچک به سطح ِ فعالیت انسانی رسیده‌اند، افزود: «بسیار شگفت‌انگیز است، هیچکس واقعاً نمی‌دانست که این تحول امکان‌پذیر است. مردم می‌گویند آه این‌ها مانند مغز نوزادان نارس است. اما نه اینطور نیست.» جزئیات بیشتر این پژوهش در مجلۀ Cell منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: futurism.com

درون سحابی قلب

بیگ بنگ: چه چیزی انرژی سحابی قلب را تامین می کند؟ اول اینکه، سحابی نشری بزرگ IC 1805 به طور کلی شبیه ِ قلب انسان به نظر می رسد. این سحابی در رنگ قرمز ِ روشن می درخشد که علت آن هیدروژن است. این درخشش قرمز و شکل بزرگتر آن همگی از گروه کوچکی از ستارگان در نزدیکی مرکز سحابی انرژی کسب می کنند.

HeartNebula Fallsدر مرکز سحابی قلب، ستارگان جوان از خوشۀ ستاره‌ای باز Melotte 15 قرار دارند که با بادها و نور پرانرژی‌شان چندین ستون غباری خارق‌العاده را فرسایش می دهند. خوشۀ باز ستارگان شامل چند ستاره درخشان با جرم تقریبا ۵۰ برابر جرم خورشید ما، تعداد زیادی ستارگان کم نور که فقط کسری از جرم خورشید را به خود اختصاص می دهند و یک ریزاختروش غایب است که میلیون‌ها سال پیش طرد شده است. سحابی قلب حدود ۷۵۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد و در صورت فلکی ذات‌الکرسی واقع شده است. تصادفا، یک شهاب سنگ کوچک در حین عکسبرداری در پیش زمینه ثبت شده که در بالای ستون‌های غباری دیده می شود. در بالا سمت راست، سحابی سر ماهی قرار دارد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

معرفی کتاب: انسان بی نقص

بیگ بنگ: مایکل سندل در این کتاب می کوشد مبنایی برای پاسخگویی به پرسش‌هایی دربارۀ پیشرفت‌‌های علم ژنتیک یابد و توضیح دهد که چرا مهندسی ژنتیک و پیشرفت‌های شگفت انگیز آن چنین دغدغه‌هایی را بر انگیخته است.

photo xنام اصلی: The Case opposite Perfection: Ethics in a Age of Genetic Engineering
انسان بی نقص: اخلاق در عصر مهندسی ژنتیک
نوشته: مایکل سندل
ترجمه: افشین خاکباز
ناشر: فرهنگ نشرنو
موضوع: اخلاق – مهندسی ژنتیک
چاپ اول: ۱۳۹۶
تعداد صفحه: ۱۴۴

پیشرفت‌های اخیر علم ژنتیک درمان بسیاری از بیماری‌ها را میسر ساخته و امیدواری‌هایی را برای درمان بسیاری از بیماری‌ها بی درمان ایجاد کرده است. از سوی دیگر، این پیشرفت‌ها دخالت انسان را در قلمروهایی میسر ساخته که تاکنون از دسترس او خارج بوده است: قلمروهای وسیعی که از تولید نوزادان آزمایشگاهی، درمان ناباروری، دستکاری‌های ژنتیک برای تقویت حافظه و عضلات گرفته تا انتخاب جنسیت و ویژگی‌های جسمی و ذهنی نوزادان و تراریخته‌سازی حیوانات و حتی انسان‌ها را در بر می گیرد. انسان از نظر اخلاقی تا چه حد می تواند در این گستره پیش برود؟ آیا برنامه‌ریزی کودکان پیش از تولد و حتی پس از تولد اشکال اخلاقی ندارد؟ آیا می توانیم با چنین دخالت‌هایی مسیر زندگی آینده آنها را تعیین کنیم و به جای آنها تصمیم بگیریم؟

آیا استفاده از ژن درمانی باید به درمان بیماری ها محدود باشد یا می توان از آن رای بهبود ویژگی‌های جسمی و ذهنی در افراد سالم نیز استفاده کرد؟ تکلیف جنین‌های اضافی که در آزمایشگاه‌های باروری تولید می شوند چیست؟ آیا می توان از جنین‌های اضافی در درمانگاه‌های باروری تولید می شوند برای پژوهش در سلول‌های بنیادی استفاده کرد، کاری که در نهایت به از بین رفتن این جنین‌ها منتهی می شود، و آیا چنین کاری با کشتن کودکی پنج ساله یا انسانی بالغ تفاوت دارد؟ آیا تراریخته‌سازی انسان برای استفاده از اندام‌های آن برای پیوند اعضا از نظر اخلاقی مجاز است؟ اکثر افراد به این پرسش ها بر اساس باورهای خود پاسخ می دهند. ولی تا چه حد می توان این پاسخ‌ها را بر اصول اخلاقی مبتنی ساخت؟

کتاب این‌گونه شروع می‌شود:

چند سال قبل، زوجی تصمیم گرفتند بچه‌دار شوند و ترجیح می‌دادند کودکشان ناشنوا باشد. این دو خود ناشنوا بودند و به این مسئله افتخار می‌کردند. شارن دوشینو و کندی مک‌کولاف، همچون سایر افرادی که به ناشنوایی می‌بالند، ناشنوایی را هویتی فرهنگی می‌دانستند نه معلولیتی نیازمند درمان. دوشینو می‌گفت: «ناشنوایی فقط یک شیوۀ زندگی است. ما افراد ناشنوا احساس می‌کنیم انسان کاملی هستیم و می‌خواهیم جنبه‌های شگفت‌انگیز و عالی جامعۀ ناشنوایان (نوعی احساس تعلق و دلبستگی) را با کودکانمان شریک شویم. واقعاً احساس می‌کنیم که ما ناشنواها زندگی غنی و سرشاری داریم». آن‌ها به امید این‌که بتوانند کودک ناشنوایی را باردار شوند، به دنبال اهداکنندۀ اسپرمی می‌گشتند که تا پنج پُشت ناشنوا باشد و موفق شدند. پسرشان گاوین ناشنوا متولد شد.

این والدین جدید از اینکه انتشار داستان آن‌ها در واشنگتن پست محکومیت گسترده‌ای را به همراه آورد متعجب شدند. بیش‌تر خشم و عصبانیت مردم ناشی از این اتهام بود که این دو عمداً کودک خود را معلول کرده‌اند. دوشینو و مک‌کولاف (که زوجی همجنس‌دوست هستند) نمی‌پذیرفتند که ناشنوایی معلولیت است و می‌گفتند که فقط خواسته‌اند کودکی مثل خودشان داشته باشند. دوشینو می‌گفت: «فکر نمی‌کنم کاری که ما کردیم، با کاری که بسیاری از زوج‌های عادی موقع بچه‌دار شدن می‌کنند تفاوت داشته باشد.»

آیا برنامه‌ریزی بر‌ای به‌دنیا آوردن یک کودک ناشنوا اشتباه است؟ اگر چنین است، چه چیزی باعث می‌شود این کار اشتباه باشد؟ ناشنوایی یا برنامه‌ریزی؟ برای سهولت بحث فرض کنید که ناشنوایی معلولیت نیست، بلکه هویتی متمایز است. آیا باز هم اشکالی دارد والدین نوع کودکی را که قرار است به‌دنیا بیاورند انتخاب کنند؟ یا این‌که والدین با انتخاب زوج، و امروزه با استفاده از فنّاوری‌های تولیدمثل، همیشه این کار را انجام می‌دهند؟

کمی قبل از جنجال کودک ناشنوا، یک آگهی در روزنامۀ هاروارد کریمسون و سایر روزنامه‌های دانشجویی در دانشگاه‌های برجسته چاپ شد. زوج ناباروری به دنبال اهداکنندۀ تخمک می‌گشتند، ولی نه هر اهدا کننده‌ای. آن‌ها به دنبال خانم اهدا کننده‌ای با ۱۹۰ سانتی‌متر قد، ورزشکار، و بدون مشکلات خانوادگی عمده می‌گشتند که نمرۀ آزمون ورودی او به دانشگاه ۱۴۰۰ یا بیش‌تر باشد. این آگهی در ازای تخمکی از چنین اهداکننده‌ای ۵۰ هزار دلار پیشنهاد می‌کرد.

شاید والدینی که این مبلغ سخاوتمندانه را برای یک تخمک عالی پیشنهاد کردند فقط می‌خواستند کودکی داشته باشند که شبیه آن‌ها باشد. یا شاید امیدوار بودند با این بده‌بستان کودکی بلندقدتر یا باهوش‌تر از خودشان پیدا کنند. به هر تقدیر این پیشنهاد شگفت‌انگیز، برخلاف کار والدینی که می‌خواستند کودکی ناشنوا داشته باشند، کسی را عصبانی نکرد. هیچ کس اعتراض نکرد که قدبلندی، هوش، و مهارت ورزشی معلولیت‌هایی هستند که باید از کودکان در برابر آن‌ها محافظت کرد. با این همه، در این آگهی نیز چیزی بود که از نظر اخلاقی آزاردهنده به‌نظر می‌آمد. حتی اگر به کسی آسیبی نرسد نیز، آیا از نظر اخلاقی آزاردهنده نیست که والدینْ کودکی با ویژگی‌های ژنتیک خاصی را سفارش دهند؟

فهرست کوتاه کتاب

۱- اخلاق بهبود

۲- ورزشکاران بیونیک

۳- کودکان طراحی شده، والدین طراح

۴- اصلاح نژادی کهن و نوین

۵- مهارت و استعداد

سخن آخر: مسائل اخلاقی جنین: بحث سلول‌های بنیادی

 خرید کتاب از اینجا

سایت علمی بیگ بنگ: bigbangpage.com

کشف مادۀ معدنی نادر درون یک شهاب‌سنگ!

بیگ بنگ: محققان با بررسی شهاب سنگی که در استرالیا سقوط کرده یک ماده معدنی کشف کردند که تاکنون در طبیعت مشاهده نشده است. این سنگ در کنار جاده یکی از شهرهای دورافتاده استرالیا پیدا شد. در قدیم، شهر “ودربرن” یکی از نقاط ِ مورد علاقۀ کاشفان طلا بود، اما هیچکس تاکنون چنین چیزی را در این شهر کشف نکرده بود.

wedderburn meteorite edscottite mineralبه گزارش بیگ بنگ، سنگ آسمانی ودربرن، در سال ۱۹۵۱ در شمال شرقی این شهر یافت شد، این شهاب سنگ یک تکه سنگ کوچک ۲۱۰ گرمی عجیب است. ده‌ها سال است که دانشمندان در تلاشند رمز و رازهای نحوۀ کشف این شهاب سنگ را حل کنند، لکن به تازگی محققان با معمای تازه‌ای مواجه شدند.

دانشمندان در یکی از مطالعات جدیدی که به سرپرستی معدن‌شناس معروف، “چی ما” انجام شد، شهاب سنگ ودربرن را تجزیه و تحلیل کردند و اولین مادۀ طبیعی بدست آمده از آن را “ادسکاتیت” نامیدند که نوعی ماده طبیعی منتج شده از “کاربید آهن” است و تاکنون هرگز در طبیعت یافت نشده است. این یعنی محققان مادۀ معدنی ِ جدیدی را که قبلاً در طبیعت دیده نشده بود، را کشف کردند.

از زمانی که برای اولین‌بار شهاب سنگ ودربرن کشف شد، این سنگ ِ صخره‌ای مشکی و قرمز توسط تیم‌های تحقیقاتی متعددی مورد بررسی قرار گرفته؛ بنابراین هم اکنون تنها حدود یک سوم نمونۀ اصلی به صورت دست نخورده باقی مانده است، که در مجموعه زمین‌شناسی موزه ویکتوریا در استرالیا نگهداری می‌شود.

بقیۀ این شهاب سنگ به صورت برش‌های متعدد، استخراج شدند تا مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند. این تجزیه و تحلیل‌ها نشان دهندۀ وجود آثار طلا و آهن، همراه با مواد معدنی نادری از قبیل کاماکیت، شریبرسایت، تائینیت و ترولیت هستند. و اکنون می توانیم ادسکاتیت را هم به آن لیست آنها اضافه کنیم.

کشف ادسکاتیت که به افتخار کارشناس شهاب‌سنگ و شیمی‌دان “ادوارد اسکات” از دانشگاه هاوایی نامگذاری شده، یک کشف قابل توجه است، زیرا قبلا وجود چنین فرمولاسیون ِ اتمی متمایزی از کانی “کاربید آهن” در طبیعت تایید نشده بود. چنین تاییدی بسیار مهم است، زیرا این تاییدیه یک پیش شرط ِ لازم برای به رسمیت شناختن مواد معدنی توسط انجمن بین‌المللی کانی شناسی(IMA) میباشد.

AAGHnf.imgیک نسخه مصنوعی از مادۀ معدنی کاربید آهن ده‌ها سال قبل در فاز تولید ذوب آهن تولید می شد. اما به لطف تجزیه و تحلیل جدید اکنون عضو رسمی باشگاه مواد معدنی IMA است. “استوارت میلر”، رییس ارشد بخش علوم زمین‌شناسی ویکتوریا گفت: ما ۵۰۰،۰۰۰ تا ۶۰۰،۰۰۰ ماده معدنی را در آزمایشگاه کشف کردیم، اما کمتر از ۶۰۰۰ مورد از آنها در طبیعت یافت شده‌اند.

در مورد مادۀ طبیعی ادسکاتیت که در خارج از منطقه روستایی ودربرن کشف شده، نمی توان به طور قطع چیزی گفت، اما طبق گفتۀ “جفری بونینگ” دانشمند سیاره‌شناس از دانشگاه ملی استرالیا، که در این مطالعه شرکت نداشت، این ماده معدنی می توانست در هستۀ گرم و تحت ِ فشار یک سیاره باستانی شکل گرفته باشد.

بونینگ گفت: احتمالا مدتها پیش، این سیاره تولید کننده ادسکاتیت به نوعی یک برخورد کیهانی عظیم با سیارۀ دیگر یا سیارک را تجربه نموده و از هم پاشیده شده و تکه‌های جدا شده از آن در سراسر جهان پخش شده‌ است. میلیون‌ها سال بعد، قطعه‌ای از این سیاره به طور اتفاقی درست در زمین کشف شده تا درک ما از جهان هستی را افزایش دهد. جزئیات بیشتر این پژوهش در American Mineralogist منتشر شده است.

ترجمه: سهیلا دوست پژوه/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

رئیس ناسا: پلوتو یک “سیاره” است!

بیگ بنگ: ۲۴ آگوست برای طرفداران وفادار و لجوج “پلوتو” یک روز غم‌انگیز است. چرا که در سال ۲۰۰۶ و در چنین روزی، پلوتو از یک سیاره به یک سیاره کوتوله تنزل یافت. این رویداد بحث و گفتگوی زیادی را به راه انداخت که تا به امروز هم ادامه دارد. اما امسال در آستانه “روز تنزل رتبه پلوتو” ، مدیر ناسا «جیم برایدنستاین» امید تازه‌ای به طرفداران پلوتو داد و ادعا کرد که در واقع این جرم آسمانی مرموز و یخی یک “سیاره” است.

pluto reclassified world underline xبه گزارش بیگ بنگ، برایدنستاین در اولین رویداد رباتیک برگزار شده در اکلاهما، که از تلویزیون ناسا پخش شد، گفت: «به نظر من پلوتو یک سیاره است.» وی به شوخی گفت: «شما می توانید بگویید که رئیس ناسا دوباره پلوتو را بعنوان یک سیاره اعلام کرده  است. من به حرفی که می‌زنم اعتقاد دارم، این راهی است که آن را یاد گرفته‌ام و به آن متعهد هستم. من مدیر ناسا، جیم برایدنستاین خود را بعنوان یک حامی سیاره پلوتو اعلام می‌کنم.»

نیازی به گفتن نیست که اعلام چنین موضوعی توسط رئیس ناسا بحث‌های موجود در این زمینه را حل و فصل نمی کند. هنگامی که پلوتو توسط کلاید تامبا در سال ۱۹۳۰ برای اولین‌بار کشف شد، تیتر روزنامه‌های سرتاسر جهان به این موضوع اختصاص پیدا کرد و سریعاً پلوتو بعنوان نهمین سیاره منظومه شمسی نامگذاری شد. بنا بر برخی دلایل دیگر، پلوتو به یکی از محبوب‌ترین اجرام موجود در کل منظومه‌شمسی نیز تبدیل شد، از این رو دلیل تنزل آن به یک سیاره کوتوله برای برخی بسیار ناراحت کننده بود.

در سال ۲۰۰۶، انجمن بین‌المللی اخترشناسی(IAU) تعریف جدیدی را برای سیارات ارائه نمود و پلوتو با این تعریف مطابقت نداشت. بر اساس تعریفی که عنوان شد، یک جرم آسمانی باید قبل از اینکه بعنوان یک سیاره در نظر گرفته می شد شامل سه معیار اصلی بود. ۱- اینکه باید به دور خورشید می چرخید. ۲-باید از گرانش کافی برای داشتن یک شکل گرد (یا مدور). برخوردار می بود. ۳- این جرم آسمانی نباید همسایگان زیادی در اطراف مدار خود میداشت.

از آنجایی که پلوتو با مجموعۀ بزرگی از اجرام یخی دیگر که در اطراف کمربند کویپر قرار دارند، احاطه شده، با تعریف فوق مطابقت نداشت و نمی توانست یک سیاره واقعی باشد؛ بنابراین صرفاً یک سیاره کوتوله نامیده شد. علاوه بر این، بسیاری از اجرام فرانپتونی دیگر در منظومه‌شمسی وجود دارند که قابل مقایسه با پلوتو هستند و ما آنها را سیاره نمی دانیم. اریس، فقط یکی از آنهاست که یک پیکر یخی تقریباً کروی دارد و جرم آن اندکی از پلوتو کمتر است.

این مباحث پس از بررسی یافته‌های فضاپیمای افق‌های نو در سال ۲۰۱۵ دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. در  میان بسیاری از بررسی‌های انجام شده در مورد پلوتو، یافته‌های این کاوشگر نشان داد که پلوتو و مدارهای آن بسیار پیچیده‌تر از آنچه قبلاً تصور می شد، بودند. لکن بینش موجود در مورد سطح و جو پلوتو این بحث را متحول کرد. به همین ترتیب، آلن استرن، دانشمند سیاره‌شناس که سرپرستی مأموریت افق‌های نو را بر عهده داشت، مقاله‌ای را در این خصوص نوشت و خواستار تجدید نظر در مورد طبقه‌بندی پلوتو و در نظر گرفتن آن بعنوان یک “سیاره” شد.

استرن در سال ۲۰۱۷ گفت: «انجمن بین‌المللی اخترشناسی از افراد غیر متخصصی تشکیل شده که مشغول ِ مطالعۀ سیاهچاله‌ها و کهکشان‌ها و … هستند.» البته این بحث همچنان به قوت خود باقی است و گرچه اظهارات اخیر مدیر ناسا برای بسیاری از طرفداران پلوتو رضایت‌بخش بوده، اما بعید است که تغییر زیادی در نظر ِ انجمن بین‌المللی اخترشناسی ایجاد نماید.

ترجمه: سهیلا دوست پژوه/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: iflscience.com

درون زحل مانند عسل جریان دارد!

بیگ بنگ: در سال ۲۰۱۷ فضاپیمای کاسینی به درون زحل فرو رفت و مأموریتی اکتشافی که تقریباً بیست سال به طول انجامید را به پایان رساند. اما حتی این اقدام نهایی کاسینی هم برای دانشمندان بسیار مفید بود؛ اکنون برخی از دانشمندان از داده‌های نهایی کاسینی کشف قابل توجه‌ای کردند: احتمالا فضای داخلی مایع این غول گازی، چسبناک باشد و مانند عسل جریان داشته باشد.

saturn interior upsurge like sugar xبه گزارش بیگ بنگ، برخی چیزهایی که تا قبل از مرگ ِ کاسینی در مورد زحل می‌دانستیم به این شرح است. این غول گازی دارای هستۀ فلزی جامدی است که توسط لایه‌ای از مواد سنگی احاطه شده است. این لایه نیز به نوبه خود توسط لایه‌ای از هیدروژن فلزیِ مایع احاطه شده که پوشش آن لایه‌ای از هیدروژن ِ مایع می‌باشد. بیرونی‌ترین قسمت آن مربوط به لایه‌ای از گاز است که توسط بادهای قدرتمندی به نام جریان‌های فورانی در اتمسفر زحل می‌چرخند.

وقتی کاسینی به زحل رسید، میدان گرانشی زحل را اندازه‌گیری کرد. دانشمندان با استفاده از این اندازه‌گیری‌ها تشخیص دادند که جریان‌های فورانی زحل در ۸۵۰۰ کیلومتریِ درون زحل متوقف می‌شود- اما هیچکس نمی‌دانست چرا بادها در آن عمق ِ معین متوقف می‌شوند. اکنون گروهی بین‌المللی از محققان، با استفاده از مدلی نظری به این سؤال پاسخ دادند.

محقق “نوید کنستانتینو” در مصاحبه‌ای خبری بیان داشت: «در اعماق ِ زحل که فشار زیاد است، گاز به مایعی تبدیل می‌شود که الکتریسیته را هدایت می‌کند و به میزان بیشتری تحت تأثیر میدان مغناطیسی زحل قرار می‌گیرد. این مایع ِ در حال جریان و هدایت‌کنندۀ الکتریسیته، میدان مغناطیسی را خم یا منحرف می‌کند. ما نشان دادیم که اعوجاج میدان مغناطیسی باعث می‌شود سیالات چسبناک‌تر شوند و مثل عسل عمل کنند.»

Saturn Poster FullRezdمحققان باور دارند که این چسبندگی (ویسکوزیته) دلیلی برای این است که جریان‌های فورانی نمی‌توانند به بیش از عمق ۸۵۰۰ کیلومتر در زحل برسند. اگرچه این محققان می‌خواهند مطالعات بیشتری برای آزمون این نظریه انجام دهند، اما نتایجی که مشاهده کرده‌اند موجب دلگرمی و ترغیب آنها شده است.

کنستانتینو گفت: «اکنون رمز و رازهای مربوط به درون زحل و سایر غول‌های گازی منظومه‌شمسی به آرامی در حال ِ حل شدن است. یافته‌های ما راهی امیدوارکننده برای تفسیر داده‌های مأموریت‌های سیاره‌ای و درک بهتر سیارات منظومه‌شمسی و سیارات دوردست ارائه می‌دهد.» جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Physical Review Fluids منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: futurism.com

همه چیز دربارۀ تلسکوپ‌ها- قسمت اول

بیگ بنگ: تلسکوپ‌ها از زمان‌های قدیم تاکنون تحولات بسیاری زیادی به خود دیده‌اند، از اولین تلسکوپ ساخته شده توسط گالیله تا تلسکوپ جیمز وب که تحول و پیشرفت تکنولوژی را در طی این سال‌ها نشان می دهد. در این مقاله به بررسی انواع تلسکوپ‌ها می پردازیم.

abfbfecfebbبه گزارش بیگ بنگ، بیشتر اطلاعاتی که تا کنون از ستارگان و دیگر اجرام فضایی به دست آورده‌ایم، از نوری است که از آن بدست آمده و یا به زمین می رسد. در حقیقت ما برای آنکه چیزی را ببینیم ابتدا لازم است نور آن جسم به چشم ما برسد، آن موقع است که جسمی را می بینیم، در این حالت در واقع اگر شما با شخصی تنها ۳۰ سانتی‌متر فاصله داشته باشید، یعنی شما در حال مشاهده یک میلیاردم ثانیه پیش آن شخص هستید، زمان بسیار کوتاهی است اما زمانی که پای مقیاس‌های طولانی به میان می آید این زمان ِ بسیار کوتاه به عددی با تعداد صفرهای دیوانه کننده می رسد، در حالی که نور خورشید مدت ۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه طول می کشد تا به کره زمین برسد، نور ِ نزدیک‌ترین کهکشان به کهکشان راه شیری یعنی کهکشان آندرومدا ۲.۵ میلیون سال نوری طول می کشد تا به کره زمین برسد، این یعنی شما با رصد کهکشان آندرومدا در حقیقت در حال مشاهده گذشته این کهکشان هستید. برای همین است اگر ما از کره زمین فاصله زیادی بگیریم و با تلسکوپ پیشرفته ای به کره زمین نگاه کنیم شاهد حضور دایناسور ها هستیم.

با این عظمت جهان سرعت نور نیز بسیار سرعت کمی است، اما اگر خوب دقت کنید این سرعت در برابر عظمت جهان سرعت کمی است اما اگر با همین سرعت نور توانایی حرکت داشتیم قادر بودیم تقریبا هشت بار دور کره زمین را تنها در یک ثانیه طی کنیم. اطلاعاتی که از نور به دست می آوریم مربوط به مواد شیمیایی موجود در ستاره دمای سطحی آن و جز این ها را فراهم می آورد، از مطالعه‌ی دقیق این نور اطلاعاتی دربارۀ جرم و سرعت ستاره و مقدار زیادی آگاهی‌های دیگر به دست می آید. در این جست و جو وسیله‌ی مهمی به نام تلسکوپ به کار می آید.

در این جست و جو تلسکوپ سه کمک مهم به اخترشناسان می کند. اول آن که نوری که ستاره ساطع می شود را جمع می کند و باعث می شود ستاره پر نور تر به نظر آید این ویژگی تلسکوپ‌ها را توان جمع‌آوری نور می نامند. دوم آن که جزئیات را مشخص می کند به طور مثال مؤلفه‌های یک ستاره دوگانه را از هم جدا می سازد، این خاصیت را “توان تفکیک” می نامند. و سوم بخشی از آسمان که مورد مطالعه است بزرگ می کند و این توانایی تلسکوپ را نیز “توان بزرگنمایی” تلسکوپ می نامند.

به صورت کلی تلسکوپ‌ها به دو نوع اصلی تقسیم می شوند: تلسکوپ‌های شکستی و تلسکوپ‌های بازتابی. در اصل این دو نوع تلسکوپ از نظر ساختار با یک دیگر تفاوت دارند.

تلسکوپ‌های شکستی

ساده‌ترین نوع تلسکوپ شکستی فقط از دو عدسی تشکیل می شود. عدسی که به سمت شی است، شیئی نامیده می شود. کار آن ایجاد تصویری از شی مورد نظر است و عدسی که ناظر یا بیننده از آن تصویر را می بیند، چشمی نام دارد. اجرام فضایی مورد توجه در فواصل دوری قرار دارند. نوری که از نقاط جسم وارد شیئی می شود به صورت شعاع‌های متوازی است. تصویری که این شعاع‌های موازی ایجاد می کند بر صفحه‌ی کانونی ایجاد می شود. صفحه کانونی صفحه‌ای است که از کانون می گذرد و عمود بر محور عدسی است. تصویری که عدسی اول ایجاد می کند، تصویر اول نام دارد.

عمل چشمی بزرگ نمودن تصویر اول است. برای دست یافتن به بزرگ نمایی باید چشمی در جایی قرار گیرد که تصویر اول درست داخل کانون آن (یعنی بین چشمی و کانون ولی بسیار نزدیک به کانون) باشد. باید توجه داشت که تصویر نهایی در چشم ناظر مقابل به زاویه‌ای است که بزرگ‌تر از زاویه مربوطه به جسم است. بزرگ‌تر کردن این زاویه به بزرگ نمایی زاویه‌ای معروف است.

telescopeیکی از کارهای یک تلسکوپ ایجاد بزرگنمایی زاویه‌ای است. نوع تلسکوپ نجومی که شرح داده شد و از دو عدسی تشکیل شده است تنها برای بزرگنمایی های کم به کار می رود. چنین تلسکوپی را می توان تا ۱۰ مرتبه بزرگنمایی به ازای هر ۲.۵ سانتی‌متر گشودگی شیئی مورد استفاده قرار داد. به این ترتیب اگر قطر گشودگی عدسی شیئی برابر ۶ سانتی متر باشد تلسکوپ برای ۲۰ تا ۲۵ مرتبه بزرگ نمایی زاویه‌ای قابل استفاده خواهد بود. “گشودگی” یک شیئی بخش شفاف شیئی است و قسمتی از کنارۀ عدسی را که در گیره کار گذاشته شده است و نور از آن عبور نمی کند شامل نمی شود.

برای بدست آوردن بزرگنمایی بیشتر (مثلا ۴۰ تا ۶۰ مرتبه) به ازای هر ۵ در ۲ سانتی متر قطر شیئی باید چنان ساخته شود که از دو نقیصه متداول عاری باشد. این نقیصه ها به “کجنمایی” معروف اند و معمولا در عدسی های ساده وجود دارند. یکی از آنها به کجنمایی رنگی موسوم است و دیگری کجنمایی کروی نام دارد. چشمی نیز باید ساخت پیچیده تری داشته باشد.

توان‌های سه گانه تلسکوپ

به صورت کلی تلسکوپ سه کار انجام می دهد:

۱- روشنی ظاهری شی را افزایش می دهد. این افزایش روشنی به توان جمع‌آوری نور تلسکوپ بستگی دارد.

۲- جزئیات را که با چشم غیر مسلح نمیتوان دید واضح می سازد. این که تلسکوپی این کار را با چه کیفیتی انجام میدهد به توان تفکیک تلسکوپ بستگی دارد.

۳- شی را بزرگتر می نماید یا موجب می شود که نزدیکتر به چشم آید. چگونگی انجام این کار در تلسکوپ بسته به توان بزرگنمایی تلسکوپ است.

توان جمع‌آوری نور یک تلسکوپ

احتمالا مهمترین کار یک تلسکوپ جمع‌آوردن مقدار زیادی نور از یک ستاره است. تلسکوپ (این نور را به هم می فشرد) و به صورت تابه باریکی در می‌ آورد که وارد مردمک چشم می شود. توان جمع‌آوری نور رویت ستارگانی را ممکن می سازد که قدرشان از ۶ بیشتر است یعنی ستاره‌های کم فروغی که با چشم غیرمسلح دیده نمی شوند. توان جمع‌آوری نور فقط به عدسی شیئی بستگی دارد و با مساحت آن متناسب است با: توان جمع‌آوری نور با مجذور قطر عدسی شیئی متناسب است.

قطر مردمک چشم در هنگام شب تقریبا ۶ میلی‌متر است. به تلسکوپی که قطر شیئی آن ۴ در ۲ سانتی متر است ۱۶= ۴۲

مرتبه بیشتر از چشم غیرمسلح نور وارد می شود به یک تلسکوپ ۸ در ۶ سانتی‌متری ۶۴= ۸۲ بار بیشتر نور وارد می شود و… تجربه این نظر را تایید می کند. بنابراین با یک تلسکوپ ۵ سانتی‌متری ستارگانی را می توان رصد کرد که ۶۴ بار کم نورتر از یک ستاره قدر ششم‌اند.

این ستاره‌ها از ردیف قدر ۵ در ۱۰ خواهند بود. به همین ترتیب می توان حساب کرد که با یک شیئی ۱۵ سانتی‌متری ستارگان قدر ۹ در ۱۲ را می توان رصد کرد و با یک شیئی ۳۸ سانتی‌متری ستاره‌های قدر ۹ در ۱۴ را می توان دید.

توان تفکیک یک تلسکوپ

توان تفکیک رابطه‌ای نزدیک با رویت واضح جزئیات دارد. هرچه توان تفکیک تلسکوپی بیشتر باشد جزئیات واضح‌تر خواهند بود. بنابراین نقطه‌ای نورانی که به چشم غیرمسلح یک ستاره می آید چون با تلسکوپی که توان تفکیکش زیاد است مشاهده شود ممکن است به دو یا چند ستاره تفکیک شود. داشتن درک روشنی از توان تفکیک مهم است و از این رو ما بیشتر به بررسی آن می پردازیم.

Telescopesدو نقطه‌ی نورانی مثلا دو شمع را در نظر بگیرید. در فاصله چند متری این دو شمع به صورت چشمه‌های نور جدا از هم به نظر می رسند. چون فاصله بیشتر شود این دو یکی شده به صورت نقطه نورانی نسبتا محو و غیر واضحی در می آیند. آزمایش نشان می دهد که دو نقطه نورانی را نمی توان از یکدیگر تفکیک کرد هرگاه زاویۀ A که آن دو در چشم می سازند کمتر از تقریبا ۱ دقیقه باشد: توان تفکیک چشم معمولی ۱ دقیقه است.

عدم توانایی در تفکیک نقاطی که زاویۀ کمتر از ۱ دقیقه می سازند معلول یکی از خواص بنیادی نور است که پراش نام دارد. بر اثر پراش هر نقطه قرص کوچکی در می آید. برای هر نقطه از جسم یک قرص تصویر وجود دارد. این قرص که معمولا آن را تصویر “جعلی” یا “الگوی پراش” می نامند ساختمان نسبتا پیچیده‌ای دارد و دارای یک لکه مرکزی پر نور است که تقریبا ۸۵ درصد کل نور را شامل می شود و با حلقه‌هایی تاریک و روشن یکی در میان احاطه شده است. روشنی حلقه‌های روشن از داخل به سمت لبه قرص به سرعت کاهش می یابد.

به این ترتیب نوری که از نقطه C ساطع می شود در واقع نقطه C را پدید نمی آورد بلکه تصویر “جعلی” C  را بر شبکیه تشکیل می دهد. اگر نقطه دوم E زاویه‌ای کمتر از ۶ دقیقه با نقطه C بسازد تصویر جعلی آن E  تا حد زیادی بر C  منطبق می شود. مغز دیگر نمی تواند میان این دو نقطه جدا از هم تمیز قایل شود. چشم نمی تواند E را از C تفکیک کند و هر دو را به صورت یک نقطه نورانی که اندکی دراز شده است می بیند.

رابطه “نقطه به نقطه” بین جسم و تصویر واقعیت را بیش از حد ساده جلوه می دهد. در حقیقت رابطه رابطه “نقطه به قرص” است. به آسانی می توان دید که هر چه اندازه این قرص ها کوچکتر باشد جزئیات بیشتری دیده خواهد شد. نظریه نور شناختی ثابت می کند که هرچه عدسی شیئی بزرگتر باشد قطر قرص کوچکتر خواهد بود.

نظریه نور شناختی و نیز تجربه نشان می دهد که توان تفکیک یک تلسکوپ فقط به قطر شیئی بستگی دارد. بنابراین ستاره‌هایی که در یک تلسکوپ کوچک به صورت یک واحد به چشم می آیند تنها وقتی که با تلسکوپی رصد شوند که عدسی شیئی آن بزرگتر است ممکن است به دو یا چند همسایه نزدیک به هم تفکیک شوند. بنابراین تلسکوپی با شیئی ۵ سانتی‌متر می تواند دو ستاره را که در چشم رصد کننده زاویه‌ای برابر ۵ در ۲ ثانیه قوس با هم می سازند تفکیک کند.

توان بزرگ نمایی یک تلسکوپ

تلسکوپ زوایا را بزرگ می کند یکی از کارهای اصلی این وسیله بزرگ نمودن زوایایی است که اشیای مورد مشاهده تحت آنها رویت می شوند این کار بزرگ نمایی زاویه‌ای نامیده می شود. به این ترتیب اگر بدون تلسکوپ جسمی تحت زاویه ۳ درجه  دیده شود و با تلسکوپ تصویر آن تحت زاویه ۴۵ درجه رویت شود بزرگ نمایی ۱۵ مرتبه است.

بزرگ نمایی زاویه‌ای تنها بزرگ نمایی‌ای است که یک تلسکوپ انجام می دهد. افزایش زاویه تصور نزدیک شدن را سبب می شود و به این ترتیب موجب می شود که تصویر نزدیکتر از شی به چشم آید. توان بزرگ نمایی هر تلسکوپ به فاصله کانونی عدسی شیئی و به فاصله کانونی چشمی بستگی دارد.

روش‌های استقرار تلسکوپ

یکی از مهمترین قسمت‌های یک تلسکوپ و چیزی که در آن مهارت مهندسی و استادی بسیار به کار می‌رود پایه تلسکوپ است. انتخاب یک پایۀ خوب برای یک تلسکوپ کمک بسیار زیادی به داشتن رصدی فوق‌العاده می کند به طور مثال تصور کنید با دوربین گوشی هوشمندتان در حال عکاسی هستید در آن هنگام تصویر ثابت به نظر می رسد اما وقتی زوم می کنید لرزش بسیار زیاد می شود. حال در تلسکوپ این لرزش به صورت آزار دهنده‌ای زیاد است اما با داشتن پایه‌ای خوب می توان از لرزش تصویر جلوگیری کرد.

farطرح پایه تلسکوپ باید چنان باشد که بتوان تلسکوپ را به هر نقطه‌ای در آسمان از افق تا سمت‌الراس و به هر زاویه‌ای از ۰ درجه تا ۳۶۰ درجه قراول رفت. ساده‌ترین سیستمی که این کار را انجام می دهد ترکیبی از محورهای افقی و قائم است. تلسکوپ از طریق محوری افقی به دو شاخه متصل می شود و در نتیجه می تواند از افق تا سمت‌الراس دوران کند و ارتفاع‌های مختلف را اختیار کند. دو شاخه به نوبه خود می تواند حول محوری قائم دوران کند و دایره افقی ۳۶۰ درجه‌ای را بپیماید. این طرز استقرار سمت – ارتفاعی است. توجه شود که روش‌های استقراری را که در این بخش شرح داده شده‌اند در هر دو مورد تلسکوپ‌های شکستی و بازتابی می توان به کار برد.

استقرار سمت- ارتفاعی اغلب برای تعیین فوری مقادیر ارتفاع و سمت ستارگان یا اجرام سماوی دیگر به کار می رود. آن را نمی توان به آسانی در رصد دراز مدت یا عکسبرداری طولانی به کار بست زیرا ارتفاع و سمت ستاره ها پیوسته تغییر می کند. تلسکوپی را که استقرار آن سمت – ارتفاعی باشد باید پیوسته از حیث زوایای قائم و افقی تنظیم کرد.

استقرار دابسونی نوعی استقرار سمت – ارتفاعی است که در آن پایه ثابت تلسکوپ مستقیما روی زمین قرار می گیرد. جان دابسون تلسکوپ‌ساز آمریکایی مخترع آن است. این نحوۀ استقرار مناسب تلسکوپ‌های بازتابی بزرگ آماتوری از نوع نیوتنی است. پایه استقرار دابسونی معمولا از تخته چندلایی است و از یاتاقان‌های تفلونی به جای محورها استفاده می شود. تخته ارتعاشات ناشی از زمین را تضعیف می کند. یاتاقان‌های تفلونی حرکت تلسکوپ را نرم می سازد. تلسکوپ‌های دابسونی را می توان با میزچه‌های استقرار معدل النهاری هم مجهز کرد. این میزچه‌ها شیب دارند و شیب آنها مانع حرکت تلسکوپ در گستره کامل زوایا می شود.

استقرار استوایی یا معدل النهاری به منظور آن طرح شده است که یک ستاره را برای مدتی دراز در میدان دید نگه دارد. فقط لازم است که یک زاویه به طور دائم تنظیم شود. این تنظیم کردن معمولا به کمک موتور کوچکی انجام می گیرد. در این طرز استقرار نیز دو محور وجود دارد. این دو محور نیز عمود بر یک دیگر هستند. یکی از این دو به محور قطبی موسوم است و چنان تعبیه می شود که موازی محور عالم باشد. محور دیگر که به محور میل موسوم است حول محور قطبی دوران می کند. محور تلسکوپ بر محور میل منطبق است و می توان تلسکوپ را حول این محور به هر زاویه میلی چرخاند. همین که ستاره‌ای با زاویه میل معین در معرض دید قرار گرفت قید تلسکوپ را به محور میل میتوان محکم کرد، زیرا میل یک ستاره کمیتی است که تغییر نمی کند.

برای آنکه ستاره در میدان دید بماند باید تلسکوپ همراه محور میل حول محور قطبی دوران کند. هرگاه این حرکت به درستی به وسیله موتوری تنظیم شود تلسکوپ پیوسته ستاره را در مسیر خود دنبال خواهد کرد و همواره ستاره را در میدان دید خود خواهد داشت. موتور باید چنان تنظیم شده باشد که در یک شبانه روز یک دور کامل بزند.

با تلسکوپی که استقرار آن استوایی است می توان ستاره‌ای را که اطلاعات مربوط به زاویه میل و زاویه ساعتی نجومی آن معلوم است پیدا کرد. تلسکوپ را حول محور میل می چرخانیم تا میل داده شده به دست آید. آنگاه قید تلسکوپ را در این وضعیت محکم می کنیم. سپس تلسکوپ و محور میل را حول محور قطبی دوران می دهیم تا به زاویه ساعتی نجومی مورد نظر برسیم.

تلسکوپ‌های بازتابی

نام نیوتن با اختراع این تلسکوپ قرین است. در تلسکوپ بازتابی کار عدسی شیئی را یک آینه انجام می دهد. به جای عدسی آینه‌ای کاو موجب همگرایی نور ورودی می شود. تصویری که توسط آینه تشکیل می شود با یک چشمی که اساسا همان چشمی تلسکوپ شکستی است مشاهده می شود. تقریبا آنچه درباره تلسکوپ شکستی گفته شد در اینجا نیز قابل اطلاق است.

reflective telescopeنقره اندود کردن آینه

برخلاف آینه‌های خانگی بر روی تلسکوپ یعنی بر سطح کاو آن یک لایه نقره قرار داده می شود و شیشه صرفا تکیه‌گاه نقره به شما می رود. قرار گرفتن نقره بر سطح پیشین شیشه جذب نور را از میان می برد. نور از شیشه نمی گذرد و بر اثر جذب قسمتی از شدت خود را از دست نمی دهد. اشکال کار این است که لایه نقره بی‌حفاظ پس از مدتی کدر می شود و باید هر از چند گاه آینه را مجددا نقره اندود کرد.

در سال‌های اخیر فرایند “آلومینیومی کردن” به تدریج جانشین نقره اندود کردن شده است. اخیرا پی‌برده‌اند که بخار آلومینیوم چون بر شیشه بنشیند سطح درخشانی را پدید می آورد که از بسیاری لحاظ بر سطح نقره‌ای برتری دارد. اندودن باید در خلاء انجام گیرد. آلومینیومی که به این طریق اندود شود کدر نمی شود. در نخستین برخورد با هوا روی آن را لایه نازک شفاف و بسیار سختی از اکسید آلومینیوم می پوشانند که آلومینیوم زیری را از هر برهم‌کنشی با هوا مانع می شود.

خصیصه برتر دیگر اندود کردن آلومینیوم آن است که نور فرابنفش را منعکس می کند. نقره منعکس کننده بسیار بدی برای این اشعۀ کوتاه موج است. ولی نقره نور سرخ را بهتر منعکس می کند. نقره به طور کلی از نظر بازتاب تا حدودی بهتر است. نقره در بهترین حالت ۹۵ درصد کل نور و آلومینیوم فقط ۹۰ درصد آن را منعکس می کند.

طرح نورشناختی تلسکوپ

آینه در انتهای لوله سوار می شود. نور باز تابیده تصویر را در وسط اشعه ورودی تشکیل می دهد. برای آن که بتوان این تصویر را مشاهده کرد باید آن را نقل مکان داد. معمولا این کار به یکی از دو راه زیر که به وسیله نیوتن و هم عصر فرانسوی‌اش کاسگرین ابداع شده‌اند انجام می شود.

Light flitting of telescope lensesدر روش نیوتن اشعه همگرای نور پیش از رسیدن به صفحه کانونی به وسیله آینه‌ای تخت قطع می شود. این آینه اشعه را از بدنه لوله به چشمی هدایت می کند. در بعضی موارد به جای آینه منشور منعکس کننده به کار می رود. در روش کاسگرین آینه‌ای کوژ کار منحرف کردن نور را انجام می دهد.

شعاع‌های همگرا توسط آینه‌ای کوژ قطع می شود و از سوراخی که در آینه شیئی ایجاد شده است به کانون آورده می شود. یکی از امتیازات این روش قابلیت انعطاف در فاصله کانونی شیئی است. چون مجموعه کاملی از آینه‌های کوژ به همراه شیئی به کار می رود فواصل کانونی متعددی در اختیار ما قرار دارد می گیرد.

برخی از تلسکوپ‌های بازتابی هم به سیستم نیوتنی و هم به سیستم کاسگرین مجهز است. آینه یا منشور کوچک لاجرم مانع قسمتی از نور ورودی می شود. این کاهش نور نسبتا اندک است و کسر بسیار کوچکی از کل نور ورودی را تشکیل می دهد که بر شیئی می تابد. این مانع را نمی توان در چشمی دید و همانطور که می توان حدس زد مزاحم تصویر نمی شود.

تلسکوپ اشمیت

آینۀ تلسکوپ‌های بازتابی باید سهمی‌وار باشد تا کجنمایی کروی از بین برود. در سال ۱۹۳۱ برنارد اشمیت سیستمی مرکب از عدسی و آینه اختراع کرد که در آن از آینه کروی که ساختن آن آسان است استفاده می شود. انحراف شکل کروی از سهمی‌وار توسط عدسی نازکی که «تیغه تصحیح کننده» نام دارد و در مرکز انحنای آینه جای می گیرد تصحیح می شود.

observing a sky throughتیغه تصحیح‌کننده موجب واگرایی شعاع‌هایی می شود که نزدیک به لبه تیغه‌اند به طوری که پس از بازتاب به همان نقطه‌ای می آیند که شعاع‌های نزدیک به محور بدان می رسد. اندازه تلسکوپ اشمیت را قطر تصحیح‌کننده مشخص می کند که معمولا دو سوم گشودگی آینه شیئی است.

تلسکوپ ماکسوتف- باورز

در این تلکسوپ نیز مانند تلسکوپ اشمیت از آینه کروی استفاده می شود که ساختن آن آسان است. واگرایی لازم برای آن که شعاع‌ها به درستی کانونی شوند، با استفاده از عدسی ضخیمی به نام عدسی هلالی که سطوح آن کروی است حاصل می شود. ساختن سطوح کروی بسیار ساده‌تر از ساختن سطح پیچیده تیغه تصحیح کننده تلسکوپ اشمیت است. در اینجا صفحه کانونی تخت است.

بازتابی یا شکستی؟

جز شیئی و روش تغییر مسیر نور بازتابیده تفاوت عمده‌ای میان تلسکوپ شکستی و تلسکوپ بازتابی وجود ندارد. توان جمع‌آوری نور توان تفکیک و توان بزرگ‌نمایی و فرمول‌های آنها در هر دو مورد یکسان است. استقرار پایه‌ها نیز برای هر دو به یک صورت است. هر تلسکوپ مزایا و کاستی‌های خود را دارد. هر کدام از این دو برای پژوهش خاصی که مناسب آن است به کار می رود. از نظر تاریخی ابتدا تلسکوپ شکستی اختراع شد. در عمل نیز هنوز به دلایل زیر مورد استفاده است.

۱- داشتن وضوح در تصویری که از عدسی‌ها به دست می آید.

۲- داشتن دید وسیع تر

۳- به هنگام کار کمتر در معرض صدمه دیدن است.

۴- آمادگی برای استفاده فوری

ولی تلسکوپ بازتابی که شیئی آن به جای عدسی آینه است بسیار متداول‌تر است. این محبوبیت به علت‌های زیر است:

۱-عالی بودن از کجنمایی نوری

۲- کوتاه‌تر بودن لوله تلسکوپ. در تلسکوپ‌های شکستی برای اجتناب از بازمانده مزاحم کجنمایی رنگی باید به نسبت کانونی ۱۵ را به کار برد. تلسکوپ‌های بازتابی با نسبت کانونی ۵ نتایج قابل قبولی به دست میدهند در حالی که طولشان فقط یک سوم تلسکوپ‌های شکستی است.

۳- نیازی نیست که شیشه آینه کامل و بی نقص باشد زیرا نور از سطح اندوده منعکس می شود.

۴- فقط یک سطح باید با دقت تمام شکل داده شود.

۵- هیچ نوری به خاطر عبور از شیشه جذب نمی شود.

۶- هزینه آن کمتر است.

تلسکوپ‌های بزرگ

اخترشناسان در جست و جوی خود برای علم و دانش تلسکوپ‌هایی هرچه بزرگتر طرح می کنند. این تلسکوپ‌ها آنان را به رویت ستاره‌هایی قادر می ساز که به علت نور کم آنها با دستگاه‌های کوچکتر دیده نمی شوند. تلسکوپ‌های بزرگ جزئیات بیشتری از کهکشان‌های دور دست را آشکار می سازند که مطالعه آنها به فهم کهکشان ما کمک می کند. به این ترتیب اخترشناسان امیدوارند با استفاده از این امکانات و تکنولوژی‌ها به سوالهای بی پاسخ در علم جواب درستی دهند. این دانش شواهد با اهمیتی از تاریخ گذشته و از آینده متحمل جهان را در اختیار ما می گذارد.

بررسی تلسکوپ‌های بزرگ و معروف جهان

تلسکوپ معروف مونت پالومار که در سال ۱۹۴۸ تکمیل شد بر کوه پالومار در ایالت کالیفرنیا ایالات متحده واقع است. شیئی آن آینه‌ای به قطر ۵ متر است. این تلسکوپ به مدت ربع قرن بزرگ ترین تلسکوپ نوری دنیا بود. این تلسکوپ را به نام ستاره‌شناس معروف آمریکایی جورج الری هیل تلسکوپ هیل نامیده‌اند.

P Dome Openساختمان تلسکوپ بزرگتری در اوایل دهه ۷۰ قرن بیستم در اتحاد شوروی سابق کامل شد. این تلسکوپ در شمال غربی تفلیس قرار دارد. قطر آن آینه شش متر است و در لوله‌ای ۲۵ متری کار گذاشته شده است. استقرار آن سمت- ارتفاعی است و رایانه رقمی پیچیده‌ای دنبال کردن اجرام سماوی را کنترل می کند. این تلسکوپ متاسفانه به دلایل نقیصه‌های اپتیکی چندان کارآمد از آب در نیامده است.

ساخت تلسکوپ‌هایی با آینه‌های بزرگ تا دهه ۱۹۸۰ بسیار گران بود. امروزه روش‌های ساخت و طراحی‌های جدید امکان ساختن تلسکوپ‌های بسیار بزرگ را میسر ساخته است. اکنون دیگر ساختن آینه‌ای به قطر ۵ یا ۶ متر کار سخت و دشواری نیست. متخصصان می توانند آینه‌های بزرگی بسازند که بسیار سبک‌تر از آینه‌های نسل قبل است. به علاوه به یاری تکنیک‌های پیشرفته اپتیکی و الکترونیکی می توان با ترکیب تعداد زیادی آینه کوچک‌تر آینه‌ای ساخت که معادل یک تکه آینه بسیار بزرگ تر است.

یکی از بزرگترین تلسکوپ‌های این نوع بر فراز ماوناکی در هاوایی جای گرفته است. دو تلسکوپ ده متری که تلکسوپ های کک ۱ و کک ۲ نام دارند در ارتفاع ۴۱۰۰ متری این کوه استقرار یافته اند. هر کدام از ۳۶ قطعه آینه ۸ در ۱ متری تشکیل شده‌اند. کک ۱ کار خود را از اوایل دهه ۱۹۹۰ آغاز کرد. کک ۱ و کک ۲ با هم در پژوهش‌های تداخل سنجی نجومی به کار می روند. این دو تلسکوپ برای مطالعه اجرام نجومی در حوزه موج‌های فرو سرخ هم بسیار کارآمد هستند.

چهار تلسکوپ عظیم ۲ در ۸ متری نیز در رصدخانه سروپارانال در کوهستان‌های شیلی مستقر اند و مجموعا تلسکوپ بسیار بزرگ نامیده می شوند. توان جمع‌آوری نور آنها مجموعا برابر با یک تلسکوپ ۴ در ۱۶ متری است و توان تفکیک آنها بسی بیشتر از تلسکوپ‌های کک است. این چهار تلسکوپ به تلسکوپ‌های کمکی با خط مبنای بسیار بلند برای رصدهای تداخل سنجی مجهز هستند.

بالاخره باید از تلسکوپ‌های غول‌آسای ماژلان نام برد. تلسکوپ‌های ماژلان نام دو عدد از بزرگترین تلکسوپ‌های نوری جهان هستند که در رصدخانه لاس کامپاناس در شیلی قرار گرفته‌اند. این دو تلسکوپ مشابه در سال ۲۰۰۰ شروع به کار کردند و هر یک با آینه‌های مقعری ۶ر ۵ متر تشکیل شده‌اند. و بالاخره به بررسی تلسکوپ هابل می پردازیم:

تلسکوپ فضایی هابل

جو زمین اثرات محدود کننده‌ای بر دید تلسکوپ‌های مستقر بر سطح زمین دارد. تلاطم‌های خرد جوی وجود غبار و رطوبت و آلودگی‌های نوری کیفیت دید با تلسکوپ‌های بزرگ را کاهش می دهد. به علاوه جو زمین برخی از طول موج‌های نور را کاملا جذب می کند. از این رو تلسکوپ‌های بزرگ را در ارتفاعات بلند و در نقاطی که جو نسبتا پایدار است مستقر می کنند. جو زمین سبب می شود که توان تفکیک بهترین تلسکوپ‌های زمینی از یک ثانیه قوس کمتر نباشد (در سال‌های اخیر با بهره‌گیری از تکنیک‌های اپتیکی تطابقی توان تفکیک برخی از تلسکوپ‌های بزرگ به کمتر از ۰٫۵ قوس رسیده است و با روش‌های تداخلی می توان به توان تفکیک کمتر از این هم دست یافت).

hubble in orbitبرای رهایی از اثرات محدود کننده جو باید تلسکوپ را در مداری بیرون جو زمین یا بر سطح ماه قرار داد. و از سطح زمین آن را کنترل کرد. تلسکوپ فضایی هابل بزرگترین تلسکوپی است که تا کنون بیرون جو زمین مستقر شده است (فعلا). حد تفکیک آن فقط ۰٫۵ ثانیه قوس است؛ یعنی عالم را با ظرافت و حساسیتی بیست برابر تلسکوپ‌های زمینی می نگرد و هیچ دریچه‌ای از نور مرئی بر چشم تیزبین آن بسته نیست.

تلسکوپ فضایی هابل که از سال ۱۹۹۰ در مداری به ارتفاع ۵۸۹ کیلومتر هر ۹۵ دقیقه یک دور به دور زمین می چرخد. آینه شیئی تلسکوپ فضایی هابل ۲٫۴ متر است و گسترۀ تابش‌های مرئی فرابنفش و فروسرخ کارآمد است. تلکسوپ و تشکیلات آن با وزنی در حدود ۱۲ تن در سال ۱۹۹۰ به وسیله یک شاتل فضایی در ارتفاع ۶۰۰ کیلومتر از سطح زمین بر مدار قرار داده شد. تلسکوپ فضایی هابل از کارآمدترین ابزارهای نجومی است که تاکنون ساخته شده است.

این تلکسوپ چشم‌انداز ما را نسبت به عالم در همه مقیاس‌های آن دگرگون کرده است. به کشفیات زیادی تقریبا در همۀ حوزه‌های پژوهش نجومی از منظومه‌شمسی گرفته تا کیهان‌شناسی منجر شده است. آرشیو این تلسکوپ تا کنون مشتمل بر ۴۵ ترابایت داده نجومی است. از یافته‌ها و نتایجی که به کمک این تلکسوپ به دست آمده می توان از رویت طوفانی عظیم در جو زحل تصویر برخورد دنباله‌دار شومیکر – لوی ۹ با سیاره مشتری کشف قمرهای سیاره‌های منظومه شمسی رصد دورترین ابرنواخترهای کشف شده و کشف نخستین قرص برافزایش یک سیاهچاله ابر پر جرم در کهکشان – ، تفکیک کهکشان‌های میزبان اخترنماها، تدوین کاتالوگ‌های مربوط به کهکشان‌ها و اجرام بسیار دور دست، داده‌هایی که به کشف شتاب‌دار بودن آهنگ انبساط عالم و نظریه انرژی تاریک انجامید و بسیاری چیزهای دیگر.

و حالا به بررسی ساخت گران‌ترین و قوی‌ترین تلسکوپ جهان به نام تلسکوپ جیمز وب خواهیم پرداخت:

تلسکوپ فضایی جیمز وب

تلسکوپ جیمز وب یک تلسکوپ فضایی بسیار پیشرفته است، که پس از ساخته شدن بزرگترین تلسکوپ فضایی جهان محسوب می شود. جیمز وب قرار است که وضوح و حساسیت بی‌سابقه‌ای برای کشف‌هایی بزرگ را ارائه دهد. این تلسکوپ به همکاری سازمان فضایی امریکا(ناسا) و سازمان فضایی اروپا در حال ساخت است. تلسکوپ جیمز که یک جانشین برای تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ فضایی اسپیتزر است قرار است تا سال ۲۰۲۱ تکمیل گردد و به وسیله موشک آریان ۵ به فضا پرتاب شود.

webbتلسکوپ فضایی جیمز وب در حال حاظر ۱۰ میلیارد دلار هزینه ساخت داشته و ۱۰۰ بار از هابل تیزبین است و می تواند به زمان پدیداری کیهان بازپس نگرد و پرده از رازهای ناگشوده کهکشان های اولیۀ پیدایش ستارگان اتمسفر سیاره‌ای فراخورشیدی و شاید وجود حیات در دیگر نقاط عالم بردارد.

از ماموریت‌های مهم این تلسکوپ می توان از جست و جو برای یافتن پرتوهای مادون قرمز حاصل از بیگ بنگ مطالعه بر روی زایش ستاره‌ها و چگونگی تشکیل و گسترش کهکشان است. امید است در سالهای آینده با پیشرفت تکنولوژی همراه با پرتاب تلسکوپ فضایی جیمز وب و پرتاب اولین فضاپیمای سرنشین‌دار به مریخ راهی جدید به سوی آینده‌ای زیباتر داشته باشیم.

در حال حاظر با کشف بزرگترین کشفیات تاریخ به وسیله تلسکوپ فضایی هابل به بسیاری از سوالات بی‌پاسخ جواب درستی دادیم، باید منتظر باشیم تا ببینیم در آینده با پرتاب و قرارگیری تلسکوپ جیمز وب در مدار چه تصویرهای بی‌مانندی از این ابر تلسکوپ را نظاره‌گر باشیم.

نویسنده: امیرمهدی زمانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منابع: نجوم به زبان ساده – نویسنده: مایردگانی / ستاره‌شناسی با تلسکوپ‌های کوچک اثر مایکل کی گینر

کشف بخار آب در یک سیاره فراخورشیدی

بیگ بنگ: اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل توانستند بخار آب را در جو سیاره‌ای بنام K2-18b کشف کنند. این سیارۀ فراخورشیدی که ۱۱۰ سال نوری با زمین فاصله دارد، در منطقۀ قابل سکونت ِ یک ستاره کوتوله سرخ بنام K2-18 قرار دارد.

heicaبه گزارش بیگ بنگ، محققان ِ کالج دانشگاهی لندن با استفاده از داده‌های تلسکوپ فضایی هابل کشف کردند که در جو سیاره‌ای به نام K۲-۱۸b بخار آب وجود دارد. این سیارۀ فراخورشیدی یک «ابر زمین» است و هر ۳۳ روز یکبار به دور ستارۀ خود می چرخد. شعاع این سیاره ۲٫۲ برابر زمین است و ۸ برابر پر جرم‌تر از زمین می باشد.

این برای اولین‌بار است که دانشمندان در جو یک سیارۀ ابر زمین بخار آب پیدا کرده‌اند. بخار آب در غول‌های گازی رایج است. سیاره‌های مشتری، زحل، اورانوس و نپتون همگی دارای H۲O در جو خود هستند. اما وجود آب روی یک سیارۀ سنگی بسیار نادر است و باعث می‌شود کشف بخار آب و احتمالاً حتی باران در سیاراتی مثل سیاره “K۲-۱۸ b” یک پیشرفت شگفت‌آور باشد.

همچنین این سیاره فراخورشیدی در کمربند حیات یا منطقه “گلدی‌لاکس”(Goldilocks) قرار دارد که محدوده‌ای نسبت به یک ستاره است که در آن درجه حرارت نه خیلی گرم است و نه خیلی سرد و قابلیت پشتیبانی از حیات را دارد. اما قبل از اینکه شروع به بستن چمدان‌های خود کنید، مهم است که توجه داشته باشید عنوان “به طور بالقوه قابل سکونت” لزوما به معنی قابل سکونت برای انسان نیست. این سیاره به دلیل بزرگتر بودن نسبت به زمین، گرانش سطحی بسیار قوی‌تری دارد که راه رفتن روی آن را غیرممکن می‌کند.

ac ff ec a f
تصویری مقایسه‌ای از اندازۀ سیاره K2-18b با زمین و مشتری

همچنین ستاره‌های کوتوله سرخ فعال‌تر از خورشید ما هستند، بنابراین این سیاره میزبان ِ پرتوی قدرتمندی از پرتوهای فرابنفش است که در انسان موجب بروز سرطان پوست می‌شود. در حالی که دمای متعادل و حضور آب در این سیاره تازه کشف شده علائم خوبی است، لزوما قابل سکونت نیست. با اینکه این سیاره یک غول گازی نیست، اما دارای یک جو ضخیم و پر فشار است که احتمالا یک هستۀ بزرگ و سنگی را احاطه کرده است و به دلیل فشار خردکننده آن، انسان‌ها قادر به قدم زدن بر روی سطح این سیاره نخواهند بود.

ضمن اینکه اولین سد برای مهاجرت به این سیاره فاصله ما با آن است، چرا که این سیاره  ۱۱۰ سال نوری از زمین فاصله دارد و انسان به این زودی‌ها نمی‌تواند به آن سفر کند. دانشمندان تاکنون موفق به شناسایی بیش از ۴۰۰۰ سیاره فراخورشیدی با اندازه‌های متفاوت شده‌اند. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Nature Astronomy منتشر شده است.

سایت علمی بیگ بنگ / منابع: sci-news.com , NASA

جهان عاری از کربن بدون انرژی هسته‌ای غیرممکن است!

wsproductivity landscapeبه گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، “جیم الخلیلی” رئیس انجمن علمی بریتانیا در مصاحبه‌ای با وایرد(wired) درباره مسائل روز دنیای علم و چالش‌هایی که دانشمندان با آن روبرو هستند، صحبت کرده است و با توجه به تخصصش در حوزه انرژی هسته‌ای ابتدا به صحبت درباره تولید انرژی پاک و کمک گرفتن از انرژی هسته‌ای برای این منظور سخن گفته است.

هنگامی که خورشید در آسمان نیست و یا هوا ابری است، از طرفی باد هم نمی‌وزد، آن وقت در آن منطقه چگونه می‌توان انرژی پاک تولید کرد؟ “جیم الخلیلی” فیزیکدان دانشگاه پورتسموث یک پاسخ ساده به این پرسش می‌دهد: قدرت هسته‌ای. وی می‌گوید: با توجه به جدی بودن بحران تغییرات اقلیمی، انرژی هسته‌ای هنوز هم نقش مهمی می‌تواند ایفا کند.

الخلیلی که در عراق رشد کرده و در دانشگاه پورتسموث تحصیل کرده، یک فیزیکدان نظری، عضو انجمن سلطنتی و رئیس کنونی انجمن علمی بریتانیا است. او دارای کرسی برجسته در دانشگاه ساری انگلیس است و در برنامه‌های علمی در تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی به ویژه برنامه “The Life Scientific” حضوری پررنگ و مستمر دارد. وی اخیراً اولین رمان علمی-تخیلی خود موسوم به “سان‌فال”(Sunfall) را نوشته است.

الخلیلی در مورد تغییرات اقلیمی می‌گوید: بیشترین نگرانی من این است که کشورهای سراسر جهان هنوز از نیروگاه‌های زغال‌سنگ استفاده می‌کنند. این کار باید متوقف شود. تغییر اقلیم در حال حاضر یک معضل جدی است. از آنجا که من یک فیزیکدان هسته‌ای هستم، علاقه‌مند هستم با کمک انرژی هسته‌ای به تولید انرژی کم کربن کمک کنم.

وی گفت: من درک می‌کنم که چرا مردم در مورد این منبع انرژی و اقتصاد آن نگران هستند، اما تغییرات اقلیمی می‌تواند دلیل توجیه کننده خوبی باشد و همه این نگرانی‌ها را از بین ببرد. اکنون ناگزیر به گفتن این هستیم که در صورت در دسترس نبودن آفتاب و وزش باد، هنوز به انرژی هسته‌ای نیاز داریم و تا زمانی که فناوری‌های جدید ذخیره‌سازی انرژی را توسعه ندهیم، به همه کمک‌هایی که می‌توانیم برای کاهش انتشار کربن داشته باشیم، نیاز داریم.

وی در مورد افزایش روزافزون مقاومت باکتریایی در مقابل آنتی‌بیوتیک‌ها گفت: ما باید فشار بیشتری بر داروسازهای بزرگ بگذاریم تا هزینه توسعه داروها و واکسن‌های جدید را پایین بیاورند. در حال حاضر به نظر می‌رسد که آنها انگیزه کافی برای این کار را ندارند و شاید این موضوع با توجه به هزینه ۲.۶ میلیارد دلاری توسعه یک داروی جدید که یک دهه یا بیشتر هم طول می‌کشد تا در دسترس عموم قرار بگیرد، قابل درک باشد.

bacteria bobالخلیلی می‌گوید باید روی رویکردهای جدید سریع الوصول کار کنیم، زیرا باکتری‌ها به سرعت خود را برای مقاومت در برابر آنتی‌بیوتیک‌های جدید تغییر می‌دهند. سرعت تکامل باکتری‌ها از تحویل داروهای جدید پیشی گرفته است و داروسازان بزرگ باید داروهای جدید را سریع‌تر و ارزان‌تر عرضه کنند.

الخلیلی در باب رعایت اخلاقیات در علم می‌گوید: با توجه به پیشرفت فناوری‌هایی نظیر هوش مصنوعی و فناوری ویرایش ژن موسوم به “کریسپر”(CRISPR) و اعمال این فناوری روی جنین‌ها، باید بر رعایت اصول اخلاقی و انسانی در آزمایش این گونه فناوری‌ها تاکید داشت.

EVENT new xوی افزود: پذیرش عمومی، درک، گفتگو و نیاز به رعایت اخلاق و مقررات، باید گسترش یابد و با واقعیت سازگار شود. این دانشمند هسته‌ای گفت: در مورد هوش مصنوعی نیز نگرانی‌هایی وجود دارد. به هر حال هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت است و ما چه آن را دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، فکر نمی‌کنم هنوز جامعه آمادگی پذیرش کامل آن را داشته باشد. عموم مردم حق دارند نگران باشند که هوش مصنوعی شغل‌شان را تصاحب نکند و یا اینکه دستیارهای صوتی هوشمند تا چه میزان حریم خصوصی آنها را نقض می‌کنند، اما نباید اجازه داد تصور مردم از هوش مصنوعی به سمت ربات‌های آشوبگر و ماشین آلات مخرب سوق پیدا کند.

aaaaadالخلیلی در مورد نیاز به رعایت تنوع جنسیتی و نژادی در کارهای علمی  نیز صحبت کرد و گفت که سعی دارد در پروژه‌های علمی خود همیشه از لحاظ جنسیت و نژاد، نگاه برابری داشته باشد و از زنان و مردان از اقوام مختلف به صورت برابر در پروژه‌ها استفاده کند.

الخلیلی همچنین اظهار نگرانی کرد که هنوز بسیاری از مردم نمی‌دانند اطلاعات قابل اعتماد را از کجا پیدا کنند و اخبار جعلی را تشخیص دهند. در زمانه‌ای که رسانه‌های اجتماعی تئوری‌های توطئه را تقویت می‌کنند و اخبار جعلی را به سرعت پخش می‌کنند و از علم برای توجیه استفاده می‌کنند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: wired.co.uk