همه نوشته های علم نجوم

کدام دایناسور بزرگترین به شمار می‌رود؟

بیگ بنگ: بر اساس گفته‌های دانشمندان دایناسوری با وزن ۶۳ تن که سنگین‌تر از ۱۰ فیل بالغ آفریقایی است بزرگترین جانداری است که بر روی زمین زندگی می‌کرده است.

به گزارش بیگ بنگ، این هیولای گیاهخوار برای اولین بار در سال ۲۰۱۴ پس از آنکه یک ‌گله‌دار از پاتاگونیای آرژانتین یک فسیل استخوان را پیدا کرد خبرساز شد. سال گذشته موزه‌ی تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک یک قالب ۳۷ متری دایناسور را به نمایشگاه خود اضافه کرد. سر و گردن این دایناسور به حدی دراز است که تا خارج نمایشگاه ادامه دارد. با وجود شهرت بسیار زیادی که این دایناسور پیدا کرده است اما تاکنون یک نام علمی رسمی نداشت. بر اساس گزارش که در هفته‌ی پیش در مجله‌ی Proceedings of a Royal Society B منتشر شد نام پاتاگوتایتن ماروم بر روی این دایناسور گذاشته شده است.

پاتاگوتایتن را می‌توان به هیولایی از پاتاگونیا ترجمه کرد و ماروم نیز به احترام خانواده‌ی گله‌داری که تیم دیرین‌شناسان، زمین‌شناسان، دانشجویان و داوطلبان در حین حفاری ده‌ها فسیل از ناحیه میهمانشان بودند انتخاب شده است. بیش از ۱۵۰ فسیل پاتاگوتایتن در طول چند سال پیش حفاری شده است. خوزه لوئیس کاربیلیدو که متخصص دایناسور در واشنگتن پست است می‌گوید پیدا کردن تعداد بسیار زیادی از فسیل‌ها که به یک گونه تعلق دارند اتفاق نادری نیست اما برای جانوری به این بزرگی می‌توان گفت عجیب است.

کاربیلیدو می‌گوید:« این یک گنیجینه‌ی واقعی دیرینه شناسی است. تعداد زیادی فسیل وجود داشت که به خوبی حفظ شده بودند و این اتفاقی است که زیاد پیش نمی‌آید.» این اکتشافات برای  دانشمندان امکان ساخت کاملترین بازسازی آناتومی از بزرگترین گیاهخواران زمینی در تاریخ زمین را فراهم کرد. پاتاگوتایتن که حدود ۱۰۰ میلیون سال پیش در دوره‌ی کرتاسه زندگی می‌کرده است یک تیتاناسور است تیتاناسورها جاندارانی بسیار متنوع  با گردنی دراز و دمی بلند بودند که بر روی چهار دست و پا راه می‌رفتند.

تیتاناسورها سایزهای مختلفی داشته‌اند که کوچکترین آنها به اندازه‌ی یک فیل بالغ بوده و بزرگترین آن‌ها وزنی بیش از ۵۵ تن داشته‌ است. کشف پاتاگوتایتن‌ها تصویر واضح‌تری از چگونگی تکامل جرم بدن دایناسورها به دانشمندان می‌دهد. این مطالعه نشان می‌دهد که بیشتر تیتاناسورها در پاتاگونیا به یک رده تعلق دارند. دیه‌گو پل، یکی از نویسندگان این مطالعه در بیانیه‌ای گفت:« این بدان معناست که تکامل غولپیکری در دایناسورهای یکبار اتفاق افتاده است. در موارد دیگر افزایش سایز مربوط به اجداد تیتاناسورها بوده است اما هیچکدام از آنها به شدت آنچه در این گروه دیدیم نیست.»

کاربالیدو می‌گوید: بیشترین مشارکت پاتاگوتایتن‌ها در علم، حجم زیاد اطلاعاتی است که در اختیار محققان قرار داده‌ است. دانشمندان فسیل دایناسورهای عظیم الجثه‌ی دیگری به نام  آرژانتیناسور و پوئرتاسور در بیابان آرژانتین پیدا کرده‌اند که در رده‌ی تیتاناسورها قرار دارند. اما برخلاف پاتاگوتایتن‌ها دانشمندان مجبور بودند با استفاده از تعداد بسیار کمی از استخوان‌ها در مورد سایز آنها نتیجه‌گیری کنند. اما در مورد پاتاگوتایتن‌ها دانشمندان توانستند استخوان بازو و ران آنها را پیدا کنند که در مورد آرژانتیناسور و پوئرتاسور این امکان پذیر نبود.

با این وجود برخی درباره‌ی اینکه پاتاگوتایتن‌ها بزرگترین نوع دایناسورها می‌باشد با احتیاط حرف می‌زنند. متیو ویدل که دیرینه شناسی در دانشگاه غربی علوم پزشکی کالیفرنیا است به مجله‌ی اسمیتسونیان گفته است که به نظر می‌‌‌‌‌‌رسد سایز پاتاگوتایتن قابل مقایسه با آرژانتیناسورها است و بزرگتر نیست. آرژانتیناسور رکورددار قبلی سایز بوده است. ویدل می‌گوید:« به نظرم درست‌تر است که بگوییم آرژانتیناسورها،پوئرتاسورها و پاتاگوتایتن‌ها از لحاظ سایز به حدی به هم شبیه بوده‌اند و در حال حاضر ممکن نیست بگوئیم کدام یک بزرگترین بوده‌‌اند.»

معصومه رحیمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

image_pdfimage_print

دانلود آهنگ جدید شهاب تیام بنام روانپریش


دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری بنام روانپریش

Download New Song Shahab Tiam Called Ravanparish

 تا میتونی تنها نذارم دارو ندارم باش، تو فکرمی تا یادمه تنهام نذار فرصت کمه

خواننده : شهاب تیام

دانلود آهنگ جدید شهاب تیام بنام روانپریش

متن آهنگ روانپریش از شهاب تیام

هر ثانیه تو فکرتم تو فکرمی که ساکتم
چند وقته که با عکستم تو رابطم
نزدیکمه دیوونگی حرف منه هرچی بگی
غیر از چشات چی خواستم از این زندگی
این روزا بهتر از همیشم دلواپس چیزی نمیشم
تو عشق تو روان پریشم تا میشه پیشم باش
هر دفعه اسمتو میارم زیرو رو میشه روزگارم
تا میتونی تنها نذارم دارو ندارم باش
این روزا بهتر از همیشم دلواپس چیزی نمیشم
تو عشق تو روان پریشم تا میشه پیشم باش
هر دفعه اسمتو میارم زیرو رو میشه روزگارم
تا میتونی تنها نذارم دارو ندارم باش
تو فکرمی تا یادمه تنهام نذار فرصت کمه
چشمای تو خوشبختی یه آدمه
غیر از خودم کی حاضره تا آخر قصه بره
بی وحشت از تنها شدن با خاطره
این روزا بهتر از همیشم دلواپس چیزی نمیشم
تو عشق تو روان پریشم تا میشه پیشم باش
هر دفعه اسمتو میارم زیرو رو میشه روزگارم
تا میتونی تنها نذارم دارو ندارم باش
این روزا بهتر از همیشم دلواپس چیزی نمیشم
تو عشق تو روان پریشم تا میشه پیشم باش
هر دفعه اسمتو میارم زیرو رو میشه روزگارم
تا میتونی تنها نذارم دارو ندارم باش

دانلود آهنگ جدید شهاب تیام بنام روانپریش با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

 

 

 

 

کد پخش آنلاین آهنگ روانپریش از شهاب تیام برای وبلاگ :
 
کد پخش آنلاین آهنگ روانپریش از شهاب تیام برای وبلاگ :

ابرماژلانی بزرگ: چراغ آسمان

بیگ بنگ: ابر ماژلانی بزرگ که یک کهکشان ماهواره ای به دور کهکشان راه شیری است در واقع در بالای افق جنوبی در این نمای تله فوتو از رصدخانۀ لاس کامپاناس در شیلی به چشم می خورد.

در آسمان تاریک سپتامبر بر فراز صحرای آتاکامای شیلی، این کهکشان ساده به اندازه ۱۰ درجه یا ۲۰ ماه کامل وسعت دارد. این عکس پانوراما که توسط دوربین دیجیتال حساس گرفته شده، یک نور فراگیر و کمرنگ را به تصویر می کشد که با چشم غیرمسلح قابل رویت نیست. نورهای زمینی درخشان در این پیش زمینه در واقع نور خیلی ضعیفی از خوشۀ منزلگاه اخترشناسان و مهندستن رصدخانه می باشند. اما نوک کوه مسطح در طول افق درست در زیر کهکشان همان قلۀ لاس کامپاناس است که منزلگاه آتی تلسکوپ ماژلانی غول پیکر می باشد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

داده های برخورد دهنده الگوهای زیراتمی را تایید می کند

بیگ بنگ: نخستین داده های دسترسی آزاد حاصل از برخورد دهنده هادرونی بزرگ به فیزیکدانان کمک کرد تا الگوهای زیراتمی را تایید کنند. علی رغم هر آنچه که والدین فیزیکدانان به آنها یاد داده اند، آنها همواره در تقسیم کردن چیزها با دیگران بهترین عملکرد را ندارند. اما داده های منتشر شده از برخورد دهنده هادرونی بزرگ در سال ۲۰۱۴ به نتایج جالب توجهی دست یافته است: فیزیکدانان تایید کردند که یک معادله اساسی به درستی وقایع موجود در جهان واقعی را توصیف می کند.

به گزارش بیگ بنگ، در یک مطالعه جدید، معادله تازه تایید شده به توصیف جریان هایی از ذرات تولید شده در اثر برخورد پروتون ها و تقسیم آنها به بخش های بنیادی شان می پردازد. این ذرات کوارک و گلوئون نام دارند. این یافته هیجان انگیز در پی تجزیه و تحلیل داده های آزاد ۷۵۰ هزار توده ذره بدست آمد. ذرات در آزمایش سلنوئید موان فشرده(CMS) به هم برخورد داده شدند. CMS یکی از بزرگترین آزمایش های برخورد دهنده هادرونی بزرگ برشمرده می شود.

«جس تالر» نویسنده ارشد و استادیار فیزیک در دانشگاه MIT و یکی از طرفداران دیرین دسترسی آزاد در فیزیک ذرات طی یک مصاحبه خبری بیان کرد: «در حوزه فیزیک ذرات، مرسوم نیست که داده ها در معرض دسترسی عموم قرار بگیرد. این امر بی سابقه است که بدون هیچ محدودیتی بتوان به داده ها دست پیدا کرد.» داده های قابل توجه برخورد دهنده هادرونی بزرگ که به صورت آنلاین در وب سایت سازمان پورتال داده های آزاد تحقیقات هسته ای اروپا(CERN) منتشر شد، تقریبا ۲۹ ترابایت اطلاعات از مجموع ۳۰۰ میلیون برخورد پر انرژی را در دسترس عموم قرار داد.

اگرچه شاید کسی فرض کند که معادلات بنیادی استفاده شده توسط فیزیکدانان غیر قابل بحث و انتقاد است، اما بسیاری از اعمال ریاضی استفاده شده در فیزیک در حالت نظری باقی می مانند. ریاضیات به فیزیکدانان می گویند که آن معادلات درست اند، اما الگویی که این معادلات توصیف می کنند، تاکنون از طریق آزمایش در دنیای فیزیکی مشاهده نشده اند.

یکی از این گونه معادلات، معادله تکامل بود که از دهه ۱۹۷۰ برای توصیف الگوی ذرات حاصل از برخورد پروتون ها استفاده گردیده است. آقای تالر خاطرنشان کرد: «این ایده قبلا وجود نداشت که بتوان وضعیت آشفته توده ای از ذرات را در قالب یک الگو بیان کرد و این الگو مطابقت خوبی با آن معادله داشته باشد.» تیم تحقیقاتی تالر از داده های CMS برای بررسی هر برخورد ذره به صورت یک به یک استفاده کرده و برجسته ترین موارد را زیر ذره بین برد.

برخورد دهنده ها از ابتدا داده های خود را دو دستی چسبیده و از اهمیت بالایی برای حفظ آنها قائل می شوند. در اغلب موارد، اشتباهات سهوی خود آشکارسازها می تواند نقاط تاریکی در پدیده های فیزیک نوین به وجود آورد و حتی خود فیزیکدان ها را نیز فریب بدهد. تالر افزود: «فکر می کنم باور بر این بود که هیچکس نمی تواند این اصلاحیه ها را به درستی انجام بدهد، و برخی تحلیلگران رند بتوانند وجود چیزی را مدعی شوند که واقعا وجود نداشته است.»

تیم محققان امیدوار است موفقیت شان سایر برخورد دهنده ها را برای انتشار داده های بیشتری ترغیب کند. تالر این گونه نتیجه گیری کرد: «برخورد دهنده ها تلاش بی بدیلی انجام می دهند. این ها پایگاه های داده منحصربفردی هستند و ما باید اطمینان حاصل کنیم سازوکاری برای دستیابی به آن اطلاعات وجود دارد و از آن داده ها استفاده کنیم چرا که تعابیر نظری ما در طول زمان تغییر می یابد. دسترسی عموم به اطلاعات می تواند گام بزرگی می تواند قابل دسترس بودن آنها را برای استفاده آتی تضمین نماید.» مطالعه نهایی این تیم در مجله Physical Review Letters منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: futurism.com

image_pdfimage_print

معرفی اولین کشف بزرگترین رادیوتلسکوپ جهان

بیگ بنگ: کمتر از یک سال پس از آغاز به کار بزرگترین رادیوتلسکوپ جهان در چین،‌ تلسکوپ ۵۰۰ متری FAST، این سازه اولین کشف خود را به ثبت رساند. اخترشناسان با استفاده از دیش بزرگ این تلسکوپ موفق به رصد یک جفت تپ اختر(Pulsar) در فاصله هزاران سال نوری از زمین شدند.

به گزارش بیگ بنگ به نقل از همشهری، این ستارگان که PSR J1859-01 و PSR J1931-01 نام دارند،‌ در ماه آگوست توسط این تلسکوپ رصد شده‌اند اما تایید این رصد توسط تلسکوپ پارکز در استرالیا چند ماهی به طول انجامید. هر دو ستاره متراکم هستند، و با سرعتی بالا در چرخشند در حالی که در محاصره میدان‌های قدرتمند مغناطیسی قرار دارند. این میدان‌ها تشعشعات الکترومغناطیسی را به یک کانال هدایت می‌کنند که با هر چرخش دایره‌ای را به‌وجود می‌آورد، درست مانند یک فانوس دریایی کیهانی.

از روی زمین این ستاره‌ها به نظر درحال تپیدن دیده می‌شوند از این رو نام تپ اختر روی آنها گذاشته شده‌است. این جفت تپ اختر از نظر ابعاد، سرعت و فاصله تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. به گفته مدیر رصدخانه‌های نجومی ملی چین، کشف این دو پالسار توسط بزرگترین رادیو تلسکوپ جهان به آن معنی است که دورانی جدید از کشف‌های سیستماتیک توسط رادیوتلسکوپ‌های چینی آغاز شده‌است.

این مجموعه ۱۸۵ میلیون دلاری با هدف جمع‌آوری امواج رادیویی ساخته شده‌ است که از اعماق زمین تابیده شده و زمین را احاطه کرده‌اند و به دانشمندان امکان می‌دهد نشانه‌های کم‌فروغ تشعشعات ابرهای باستانی هیدروژنی،‌ سیاهچاله‌های دورافتاده،‌ تپ اخترها یا نشانه‌هایی از تمدن‌های بیگانه را بیابند. دیش این تلسکوپ درون حفره‌ای بزرگ در استان گوئیژو در جنوب غرب چین نصب شده‌است، حفره‌ای که به واسطه فرسایش سنگ‌های آهکی ایجاد شده‌است. سطح گرد‌آورنده این دیش ۱۹۶ هزار متر مربع است، زیرا هرچه دیش بزرگتر باشد،‌ امواج رادیویی بیشتر و ضعیف‌تری جذب می‌کند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: sciencealert.com

image_pdfimage_print

خوشه ستاره ای NGC 362 از نگاه هابل

بیگ بنگ: اگر خورشید ما نزدیک به مرکز NGC 362 بود، آسمان شب مثل یک جعبه جواهر ستاره ای می درخشید. در این صورت صدها ستاره درخشان تر از ستارۀ شباهنگ و در رنگ های مختلف، دیده می شدند.

اگرچه این ستاره ها می توانستند بخشی از صورت های فلکی مهیج و افسانه های پیچیده باشند، اما نظارۀ آنها و همچنین درک دنیای عظیم ماورای آنها توسط ساکنین سیاره ای در نزدیکی این ستارگان بسیار دشوار بود. NGC 362 یکی از ۱۷۰ خوشۀ ستاره ای کروی در کهکشان راه شیری است. این خوشه ستاره ای یکی از جوانترین خوشه های کروی است که بخوبی پس از کهکشان ما تشکیل شده است. این خوشه ستاره ای در جلوی ابر ماژلانی بزرگ و در نزدیکی دومین خوشه کروی درخشان به نام توکان ۴۷ با چشم غیر مسلح قابل رویت است. این عکس برجسته که با تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده چگونگی از بین رفتن ستارگان پرجرم در نزدیکی مرکز برخی از خوشه های کروی را به تصویر می کشد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

جهان جزیره ای باشکوه

بیگ بنگ: کهکشان مارپیچی زیبای NGC 1365 واقعا یک جهان جزیره ای باشکوه است که تقریبا ۲۰۰ هزار سال نوری وسعت دارد. این کهکشان که ۶۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد در صورت فلکی کوره واقع شده و یکی از کهکشان هایی است که بخوبی مورد مطالعه قرار گرفته.

این عکس رنگی دقیق مناطق تشکیل ستاره ای را در انتهای نوار و در طول بازوهای مارپیچی نشان می دهد. همچنین جزئیات خطوط گرد و غبار در عرض هستۀ درخشان کهکشان را به تصویر می کشد، در هسته این کهکشان یک سیاهچالۀ به شدت پرجرم وجود دارد. اخترشناسان تصور می کنند که نوار برجسته NGC 1365 نقش حیاتی در تشکیل این کهکشان ایفا کرده و گاز و گرد و غبار را وارد گرداب تشکیل ستاره کشانده و در نهایت مواد را وارد سیاهچاله مرکزی کرده است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

بررسی سطوح “هیچ”

بیگ بنگ: اخیرا هیچ یا نیستی بر سر زبان‌ها افتاده است. فیزیکدانان و فلاسفه بر سر میزان تاثیر فیزیک کوانتوم و ارزش تحلیلات فلسفی بحث می‌کنند تا توضیح دهند چرا به جای نیستی( یا « هیچ»)، چیزهایی وجود دارد. در این مقاله ماهیت هیچ یا چیزی که « سطوح هیچ» می‌نامیم، با در نظر گرفتن مباحثات و علائق عمومی توسط “رابرت لارنس کوهن” بررسی می شود.

این همه هیاهو بر سر هیچ؟

هر چیزی که وجود دارد و می‌تواند وجود داشته باشد( فیزیکی، روانی، افلاطونی، معنوی، خدا و چیزهای دیگر غیرفیزیکی) را با هم جمع کنید. چیزهای فیزیکی که شامل تمام مواد، انرژی، فضا و زمان و تمام قوانین و اصولی که بر آن‌ها غالب هستند( شناخته‌شده و ناشناخته)؛ برای روانی( ذهنی)، هر نوعی از خودآگاهی و آگاهی‌ای که وجود دارد( شناخته‌شده و ناشناخته) را تصور کنید؛ برای افلاطونی تمام اشکال اجسام انتزاعی( اعداد، منطق، اشکال، فرضیات و احتمالات( شناخته‌شده و ناشناخته) را کنار هم گردآوری کنید؛ برای معنوی و خدا هر چیزی که می‌تواند احتمالا با این طبقه‌بندی‌های غیرفیزیکی تطبیق داشته باشد( اگر چیزی این امکان را داشته باشد) را در نظر بگیرید و برای « چیزهای غیرفیزیکی دیگر»، خب، می‌خواهم مطمئن شوم که چیزی را بدون طبقه‌بندی از قلم نیانداخته باشم. هر چیزی که به معنای واقعی کلمه در واقعیت غایی وجود دارد را در یک جا جمع کنید. حالا تمام آن را نام ساده‌ی « چیزی» بنامید. « چرا به جای « هیچ»، « چیزی» وجود دارد؟»

چرا هیچ نه؟ چیزی که اینجا مرا هدایت می‌کند حس درونی‌ام است نه استدلال هوشمندانه که به همین خاطر است که هیچ برهانی تاکنون نتوانسته مرا از ادامه‌ی تفکر و پیروی از لایب‌نیتس باز دارد که می‌گوید هیچ یا نیستی، ساده‌تر و آسان‌تر از هر جهانی خواهد بود و هیچ، کمترین مشخصه‌ی دلخواه را دارد و « طبیعی‌ترین» حالت موجود است.

هم‌چنانکه به تفکر درباره‌ی هیچ ادامه دادم، فکر کردم که هیچ « باید» به نوعی بدست آمده باشد و تنها دلیلی که قبول کردم هیچ به دست نیامده به خاطر هیچ کدام از استدلال‌های مطرح‌شده علیه هیچ نیست بلکه به خاطر موجودیت خام « چیزی» است، چون در خودآگاهی خصوصی‌ام مجبور هستم بدانم که موجودیت‌های واقعی از چیزی تشکیل شده‌اند. به عبارت دیگر، برای من، در روی ترازو گذاشتن پیشینی(a priori) هیچ و چیزی( از نقطه‌نظر قبلی ابدی و بیانگرانه)، کفه‌ی ترازو به شدت به سمت هیچ سنگینی خواهد کرد اما حقیقت چیز دیگری است.

بنابراین از آن‌جایی که چاره‌ای جزء قبول این حقیقت ندارم که چیزی وجود دارد چاره‌ای ندارم به جزء اینکه نتیجه‌گیری کنم که نیرویی بنیادی، اصولی، گزینش‌گر و تولید‌کننده یا نوعی بایستگی(necessity)- نوعی استدلال عمیق- وجود دارد که نبود هیچ را به وجود می‌آورد. نمی‌توانم خود را از شر این عقیده‌ی سرسخت جدا کنم که اگر هیچ به دست می‌آمد، چیز خاصی نداشت که به نوعی لغو یا بی‌اثرش کند. بله می‌دانم که به نظر مدور یا دوری است و بسیاری از فلاسفه‌ی معتبر می‌گویند:« خب به جای یک خالی یا پوچ، جهانی وجود دارد، چرا اصلا این مسئله تعجب‌آور است؟» ولی نمی‌توانم این حس را از خودم دور کنم که آن‌ها از کنار مسئله‌ای رد می‌شوند که تجربی‌ترین واقعیت غایی است.

سطوح هیچ

تعریف « هیچ» شاید ساده به نظر بیاید- هیچ‌چیز؛ هیچ‌چیزی نباشد. ولی یک « چیز» چیست؟ من به واژه‌ی « چیز» به ساده‌ترین شکل ممکن استناد می‌کنم و بنابراین با توجه به بعضی از مفهوم‌های ممکن، هیچ تناقضی نیست اگر « چیزی» را این‌طور تعریف کنیم که:« چیزهایی» که این انواع مختلف یا سطوح هیچ را ایجاد می‌کنند. جدا کردن این اجزاء سازنده( به عنوان تار و پود یا چهارچوب هیچ) می‌توانند به ما کمک کنند درک‌مان از ماهیت هیچ را بهبود داده و دسته‌بندی‌ای را بدست بیاوریم که انواع مختلف هیچ را که می‌توانند درک شده یا حتی وجود داشته باشند را به صورت فهرست در بیاوریم.

چهارچوب این دسته‌بندی به صورت یک واسازی یا کالبد‌شکافی است چنان‌که گویی یک لایه‌بندی معکوس، بصورت تصاعدی از محتوای هر هیچ در سلسله‌مراتب هیچ‌ها وجود دارد. با بسط دادن این نوع طرز تفکر، ۹ سطح از هیچ می‌تواند وجود داشته باشد که به صورت تصاعدی از ساده‌ترین نوع هیچ( هیچ ۱) تا مطلق‌ترین هیچ( هیچ ۹) جلو می‌رود. انتقادهایی برای هر کدام از این هیچ‌ها وجود دارد. هدفم در اینجا زیاد در میان گذاشتن حقانیت هیچ‌ کدام از هیچ‌ها نیست بلکه می‌خواهم دسته‌بندی جامعی از تمام هیچ‌های محتمل یا در رقابت ایجاد کنم و شاید دسته‌بندی‌ای که در آن، آن هیچ‌ها به صورت متقابل انحصاری باشند. در ادامه ۹ سطح از هیچ را بررسی خواهیم کرد:

۱-هیچ به‌منزله‌ی فضا و زمانی موجود که به طور اتفاقی کاملا تهی از تمام اجسام قابل‌رویت است( وجود ذرات و انرژی مجاز است)- دیدگاهی کاملا ساده و پیش‌علمی.
۲-هیچ به منزله‌ی فضا و زمانی موجود که به طور اتفاقی خالی از تمامی مواد است( هیچ ذره‌ای وجود ندارد ولی وجود انرژی مجاز است- قانون هم‌ارزی جرم و انرژی را نقض می‌کند).
۳-هیچ به‌منزله‌ی فضا و زمانی موجود که به طور اتفاقی خالی از ماده و انرژی است.
۴-هیچ به منزله‌ی فضا و زمانی موجود که با بایستگی- به صورت چاره‌ناپذیر و دائمی در تمامی جهات، فضایی و زمانی- کاملا خالی از تمام ماده و انرژی است.
۵- هیچ از نوعی که در بعضی از فرمول‌های نظری فیزیکدانان یافت می‌شود که در آن اگرچه فضا-زمان(ادغام‌شده) به‌علاوه‌ی جرم‌انرژی( وحدت‌یافته) وجود ندارند اما قوانین از قبل موجود، مخصوصا مکانیک کوانتوم وجود دارند. و این قوانین است که باعث می‌شوند جهان‌ها گاه به گاه می‌توانند و این کار را انجام می‌دهند که از « هیچ» به وجود بیایند و فضا-زمان به‌علاوه‌ی جرم‌انرژی را درست کنند. ( این فیزیک استاندارد است که تصور می‌کند فضای خالی باید مملو از ذرات مجازی باشد که نشان‌دهنده‌ی “اصل عدم‌قطعیت” فیزیک کوانتوم است که در آن جفت‌های ذره- پادذره به وجود می‌آیند و سپس تقریبا همیشه در لحظه‌ای بسیار کوتاه یکدیگر را نابود می‌کنند.)
۶- هیچی که در آن نه تنها فضا-زمان و جرم‌انرژی وجود ندارد بلکه هیچ قوانین از پیش‌موجودی هم وجود ندارد که بتواند فضا-زمان یا جرم‌انرژی( جهان‌ها) را تولید کند.
۷-هیچی که در آن نه تنها فضا-زمان و جرم‌انرژی‌ و قوانین از پیش‌موجودی وجود ندارد بلکه هیچ چیز غیرفیزیکی یا انواعی که ( به جای انتزاعی) انضمامی هستند هم وجود ندارند- هیچ خدا، خدایان و خودآگاهی‌ای وجود نخواهد داشت( کیهانی یا طور دیگر). این بدان معنی است که هیچ جاندار یا موجودیت فیزیکی یا غیرفیزیکی به هر صورتی وجود نخواهد داشت- هیچی که چه به صورت طبیعی یا فراطبیعی ( به جای انتزاعی) انضمامی است.

۸- هیچی که در آن نه تنها هیچ کدام از موارد بالا وجود ندارد(به طوری که مثل هیچ شماره‌ی ۷، هیچ موجودیت انضمامی‌ای وجود ندارد) بلکه همچنین هیچ جسم انتزاعی‌ای به هر صورتی وجود نخواهد داشت- هیچ عدد، مجموعه، منطق، فرضیه‌های کلی، جهان‌‌شمول‌ها و اشکال افلاطونی( مثلا ارزش) وجود نخواهد داشت.
۹- هیچی که در آن نه تنها هیچ‌کدام از موارد بالا وجود نخواهد داشت(به طوری که مثل هیچ شماره‌ی ۸، هیچ جسم انتزاعی‌ای وجود نخواهد داشت) بلکه هیچ‌نوع احتمالی به هر صورتی وجود نخواهد داشت(‌ باید به یاد داشت که احتمالات و اجسام انتزاعی روی هم قرار می‌گیرند، اگرچه اجازه می‌دهند که بتوان آن‌ها را از هم تشخیص داد).

هیچ ۱ تا ۷ به صورت تصاعدی، اجسام موجود را حذف یا نابود می‌کند، به طوری که نقطه‌ی توقف معقولی- نقطه‌ای که در آن می‌توانیم به خوبی فکر کنیم به چیزی که با تردید « هیچ واقعی» می‌نامم، رسیده‌ایم. به یاد داشته باشید که در میان تمام این سطوح هیچ، یکی از « هیچ‌های کمتر»- یعنی نوعی از هیچ با « چیزهای» بیشتری در آن، هیچِ فیزیکدانان است. چیزی که فیزیکدانان به آن می‌اندیشند- پیدایش ناگهانی یا « تونل‌زنی» جهان‌ها از « هیچ»- شگفت‌انگیز است و قطعا می‌تواند کیهان‌شمول باشد ولی فرآیند یا ظرفیت تونل‌زنی، هیچ نیست. هیچِ فیزیکدانان مملو از مجموعه‌ی کاملی از قوانین فیزیک است و خب، بین هیچِ فیزیکدانان و هیچِ حقیقی شکاف وسیع و ارتباط‌ناپذیری وجود دارد. بر روی این مقیاس دسته‌بندی، هیچِ فیزیکدانان، هیچ شماره‌ی ۵ است که نسبتا نیمی از راه تا هیچ کامل باقی مانده است. اگر در واقعیت، هیچِ فیزیکدانان، هیچِ حقیقی باشد( یعنی واقعیت غایی)، باید حذف قوانین فیزیک کوانتومی( یا هر چیز دیگری که کشف شود تا بنیادی‌ترین قوانین فیزیکی زیرساخت فیزیک کوانتوم باشند) غیرممکن باشد( یعنی حذف آن‌ها حاوی تناقضی منطقی باشد) یا حقیقت کور(‌بدون توضیح) از هستی ماورایی است که توضیح درباره‌ی آن، بی‌معنا خواهد بود. فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت بتوانیم با این ایده‌ی عجیب کنار بیاییم که چیزی این‌قدر پیچیده، درگیر، سازمان‌یافته و در دسترسی مثل قوانین فیزیک، حقیقت کور غایی باشد.

چرا هیچ نه؟

تصورات کیهانی، آدم را غرق در خود می‌کنند ولی هنوز گاهی‌اوقات ذهنم درگیر معمایی دیگر می‌شود. چطور می‌شود که بعد از گذشت تنها چند هزار سال از خودآگاهی تاریخی و تنها چند صد سال بعد از علوم موثر و تنها چند دهه بعد از مشاهدات کیهان‌شناسانه، ما انسان‌ها چنین درک وسیعی داریم؟ شاید هنوز ابتدای بازی باشد. شاید در تمام این مدت جواب‌ها همین‌جا بوده‌اند. این کاری در دست اقدام است و به شرکت‌کنندگان متنوعی هم نیاز دارد.

با کنار گذاشتن دسته‌بندی‌ و مشورت با احساسات درونی‌ام، تنها به دو جواب می‌رسم. اولین مورد این است که می‌تواند هیچ پاسخی وجود نداشته باشد: هستی، حقیقتی کور و بدون هیچ توضیحی است. دومین مورد این است که در آغازِ ابتدایی، بیانگرانه، ابدی و قبل از به وجود آمدن زمان، شاید چیزی واجب‌الوجود وجود داشته است. ماهیت این چیز به طوری موجودیت خود را ایجاب می‌کرد که وجود‌ نداشتن‌اش به اندازه‌ی غیرممکن‌ بودن نامیرایی فیزیکی برای ما، ذاتا غیرممکن است. چیزها یا جوهره‌های متنوعی می‌توانند به طرز امکان‌پذیری حاوی این ماهیت واجب‌الوجود متمرکز باشند، از بنیادی‌ترین قوانین‌ماورایی فیزیک تا انواع مختلفی از آگاهی که یکی از آن‌ها می‌تواند خدا یا چیزی شبیه به خدا باشد. شاید حتی این توضیحات هم آن‌قدر زمینی(این‌جهانی) هستند و پایه و اساس کار، آن‌قدر عجیب است که چیزهای انتزاعی یا احتمالات محض، به نوعی، حامل قدرت‌های تولید‌ کننده باشند.

برای درک بیشتر این موضوع این برنامه علمی را مشاهده کنید

ترجمه: امیرحسین سلیمانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: closertotruth.com

image_pdfimage_print

برنامه جذاب ایلان ماسک برای سکونت در مریخ

بیگ بنگ: ایلان ماسک برنامه ریزی کرده که سکونت در مریخ را ظرف پنج سال آینده شروع کند. ماسک تویتی منتشر کرد مبنی بر اینکه «پیشرفت های بزرگ» در برنامه اش را در کنگرۀ بین المللی اخترشناسی(IAC) در آدلاید ارائه خواهد داد که به احتمال زیاد یک وسیله نقلیه چهل طبقه و دو بخشی بنام سیستم حمل و نقل بین سیاره ای است که قرار است ۱۰۰-۲۰۰ نفر را به سیاره سرخ حمل کند.

به گزارش بیگ بنگ، وقتی صفحه نمایش «سال ۲۰۲۲» را نشان داد، ماسک توضیح داد: «این رقم اشتباه نیست… اگرچه آرمانی است.» شرکت اسپیس ایکس(SpaceX) قرار است حداقل ۲ سفینه فضایی باری را در سال ۲۰۲۲ بر روی مریخ فرود بیاورد تا «منابع آب را تأیید کرده و خطرات را شناسایی کند» و «نیرو، معدن و زیرساخت های حیاتی را برای پروازهای آتی تهیه کند.» منابع آب برای ایجاد سوخت دیزل به جهت بازگشت سفینه ها و بارهای انسانی به زمین حیاتی هستند.

در سال ۲۰۲۴، ماسک قصد دارد چهار سفینه را آماده کند که دو عدد از آنها هر یک مجهز به ۱۰۰ خدمه خواهند بود و دو عدد دیگر برای حمل بار استفاده می شوند و یک سفر سه ماهه خواهند داشت. این مأموریت دارای مواد لازم برای ساخت انبار، سوخت – پنل های خورشیدی و تجهیزات معدن کاری به جهت تصفیه آب و CO2 – می باشد.

سپس، پایگاه شروع به رشد کرده و با یک سفینه شروع به کار می کند، سپس چند سفینه، سپس شهر و بعد شهر بزرگتر می شود. ماسک گفت که سپس سطح و جو این سیاره را به گونه ای تغییر می دهند که «به مکان بهتری برای زندگی تبدیل شود.» ماسک در ابتدا این سیستم را در کنگره بین المللی سال گذشته در گوادالاخارا، مکزیک، معرفی کرد و برنامه کامل سکونت با جزئیات در یک مجله علمی در ماه ژوئن منتشر شد.

با این حال، برنامه های او برای رویدادِ امسال توسط لاکهیلد مارتین معرفی شد و درست ساعاتی قبل از ورود ماسک به آدلاید، وی جزئیات مفهوم ایستگاه پایۀ مریخ را در کنفرانس توضیح داد: لاکهیلد قصد دارد ظرف یک دهۀ آینده انسان ها را وارد مریخ کند؛ وی هماهنگی های لازم را با دروازه فضایی عمیق قمری ناسا و کاوشگر سطح مریخ انجام داده است.

تقریبأ ۵۰ دقیقه پس از کنفرانس لاکهیلد، ماسک کنفرانس مطبوعاتی خود که پس از کنفرانس لاکهیلد برنامه ریزی شده بود را کنسل کرد. اما همانطور که به نظر می رسد، برنامه ماسک در حال حاضر رسیدن به مریخ در سال ۲۰۲۲ است و همانطور که در میان مردم آدلاید گفت، «به نظرم فهمیده ایم چگونه بهای آن را بپردازیم.» انسان ها در ماژول شاتل BFR سفر می کنند. در عکس زیر آخرین مشخصات را مشاهده می کنید:

کاهش هزینه های مأموریت تا نرخ واقعیِ ۱۰۰ هزار دلار آمریکا یا کمتر به شدت به استفاده اسپیس ایکس از یک سیستم «پیوندی و اتصالی خودکار» بستگی دارد. ماژول BFR برای رسیدن به مدار پایینی زمین به ۱۵۰ تن سوخت نیاز دارد، اما ۱۵۰ تن سوخت دیگر برای طی کردن کل مسیر تا مریخ نیاز است. ماسک گفت: «اگر تانکر قابلیت استفادۀ مجدد داشته باشد، فقط باید هزینه سوختگیری مجددِ دیزل را پرداخت کنید؛ این کار اساس ارزان سازی این کار است.»

به گفته ایلان ماسک، سال بعد مهارت های اتصال خودکار دراگون ۲ را در ترکیب با ISS بدون دخالت انسان رونمایی می کنیم. بودجه ماژول BFR از ماهواره های فرودی و خدمات ISS تأمین می شود. و ماسک برنامه ریزی کرده این ماژول خدمات ISS را انجام دهد، اگرچه در عکس بالا به شدت کوچک جلوه می کند. اما در واقعیت یک راکت خیلی بزرگ است و در حال تکامل وسایل نقلیه می باشد:

فضای کابین دارای یک حجم فشرده شده بزرگتر از A380 است که مکانی را برای ۴۰ کابین و نواحی مشترک ایجاد می کند. ماسک گفت که «برای یک سفر ۳ تا ۶ ماهه، احتمالأ به یک کابین نیاز دارید، نه یک جای نشستن.» این کابین در واقع می تواند پنج تا شش نفر را جای دهد، اما دو تا سه نفر ایده آل است و ظرفیت ۱۰۰ نفر در هر پرواز را دارا می باشد. این سفینه فضایی همچنین شامل پناهگاه در برابر طوفان خورشیدی، انبار، گالری و محل تفریحی است. و در واقع دو موتور فرود در نمونۀ اول خراب شده است.

ترجمه: سحر  الله وردی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

image_pdfimage_print

کشف ماده گم شدۀ کیهان

بیگ بنگ: در اشتیاق ما برای کشف پدیده های اسرار آمیزی چون ماده تاریک و انرژی تاریک اغلب فراموش می کنیم که ذرات معمولی که به خوبی شناخته شده اند به کلی نادیده گرفته شده اند. در حال حاضر اولین شواهد بدست آمده از ماده تاریک، نشان می دهد که این مادۀ گم شده در رشته های ظریف شبکه کیهانی (پلی که کهکشان های همسایه را به هم مربوط می کند) مخفی شده است دقیقا در جائی که مدلها پیش بینی می کردند.

به گزارش بیگ بنگ، دو تیم مجزا از اخترشناسان از روشی برای پیدا کردن ماده باریونی(ذرات بنیادی معمولی چون پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها) در فضای بین کهکشانها استفاده کردند. به نظر می رسد ماده باریونی فقط حدود ۴/۶ درصد از کل کیهان را شامل شود در حالی که مابقی کیهان از انرژی تاریک و ماده تاریک تشکیل شده است.

اخترشناسان می توانند با مطالعۀ نوری که ستارگان و گازهای درخشان، از خود منتشر می کنند میزان ماده باریونی موجود در کل کیهان را محاسبه کنند و با وجود اینکه ممکن است فکر کنید این محاسبات منجر به رقمی بزرگ از ذرات خواهد شد؛ اما کماکان ۹۰ درصد ماده باریونی باقی مانده از بیگ بنگ به نظر می رسد از درخشان ترین قسمت های کیهان ما گم شده باشد.

درصدی از این مادۀ گم شده ممکن است به صورت گاز و گرد و غبار منتشر در اطراف کهکشانها باشد اما مشکل این است که اگر ماده از خود نوری منتشر نکند و یا با جلوگیری از عبور نور سایه ایجاد نکند ما قادر به تشخیص آن نخواهیم بود. کشفیات سال های اخیر که آشکار کرده است شبکه های عظیمی از ماده تاریک در فضا کشیده شده است این تصور را قوت بخشیده است که ممکن است ماده معمولی ِ مرئی در رشته هائی که کهکشانها را به هم وصل می کند، تجمع یافته باشد. اما مشکوک بودن به وجود این ماده یک چیز است و پیدا کردن شواهد قاطع چیز دیگر!

این ماده در فضای بین کهکشانی آن قدر تراکم ندارد تا جلوی نور را بگیرد و آن قدر داغ نیز نیست که از خود نور ساتع کند و به همین دلیل شناسائی آن با بیشتر تکنولوژیهای امروزی امکان پذیر نبود. بنابراین هر دو تیم ِ محققان، روی اثری حساب باز کردند که باعث می شود فوتون های حاصل از درخشش بیگ بنگ زمانی که از میان این گازهایی که خوشه های کهکشانی را احاطه کرده اند، عبور می کنند و به فوتون هایی با اندکی انرژی بیشتر، پراکنده می شوند. هر کدام از تیم ها با استفاده از اطلاعات کاتالوگ «رصد دیجیتالی آسمان اسلون» جفت کهکشان های همسایه را انتخاب کردند و بر اساس موقعیت نسبی شان و برای یافتن هرگونه الگوی ناچیز و محوی از این اثر، آنها را مورد مقایسه قرار دادند.

یافته یکی از این تیمها دلالت بر این داشت که چگالی این رشته های میان کهکشانی کمی کمتر از سه برابر میانگین چگالی ماده باریونی در فضای اطراف می باشد و تیم دیگر به چگالی حدود شش برابر میانگین چگالی فضای اطراف رسید. به گفته یکی از محققان: «ما انتظار چنین تفاوتی را داشتیم چرا که ما به مطالعه این رشته ها در فواصل مختلف پرداختیم و اگر این فاکتور را در نظر بگیریم یافته های ما با یافته های تیم دیگر منطبق است.» با وجود این نتایج، مادۀ باریونی ِ گسترش یافته در شبکه های کیهانی هنوز راه طولانی برای پر کردن ماده گم شده در پیش دارد. هر چند جستجوهای بیشتر در آینده بدون شک اطلاعات دقیق تری از میزان ماده مرئی در رشته های کیهانی فراهم خواهد کرد. جزئیات بیشتر این پژوهش طی دو مقاله در سایت arXiv.org در اینجا و اینجا منتشر شده است.

ترجمه: مصطفی رحمانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

image_pdfimage_print