بایگانی دسته بندی ها: آسیا سی

قبل از بیگ بنگ وضعیت جهان چگونه بوده است؟

قبل از بیگ بنگ وضعیت جهان چگونه بوده است؟

قبل از بیگ بنگ چه اتفاقاتی رخ داده است؟ در حدود ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون سال پیش کیهان قابل مشاهده به یکباره منفجر شده و فرایند انبساطی خود را شروع می کند و در نهایت به شکل کنونی خود تبدیل می شود، اما قبل از بیگ بنگ اوضاع جهان چگونه بوده است؟

قبل از اینکه بیگ بنگ در یک لحظه رخ دهد و کیهان بتدریج به شکل کنونی درآید چه اتفاقاتی در حال رخ دادن بوده است؟ آیا اصلا می توان سوالی این چنین را مطرح کرد و به آن پاسخ داد؟ در واقع پاسخ دقیقی برای این سوال وجود ندارد، اما ممکن است هر اتفاقی رخ داده باشد. اتفاقاتی که بر سردرگمی انسان می افزایند.

بیگ بنگ در واقع لحظه ای در زمان است و ربطی به فضا ندارد. ممکن است در زمان بیگ بنگ، کیهان به شکل یک ذره کوچک متراکم نبوده، بلکه بزرگتر بوده باشد. کیهان کنونی ۹۳ میلیارد سال نوری قطر دارد و دست کم ۲ تریلیون کهکشان را در خود جای داده است. آیا چنین کیهان عظیمی در یک ذره دو سانتیمتری جای می شده است؟

البته وراء کیهان قابل مشاهده ممکن است چیزهای بیشتری وجود داشته باشد و زمینی ها قادر به درک آن نباشند، زیرا ممکن است نور طی این ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون سال به آنجا نرسیده باشد. ما به یقین نمی توانیم بگوییم که در زمان بیگ بنگ، کیهان به شکل بسیار کوچک و یا بزرگ بوده است، اما یقین داریم که بسیار متراکم بوده و با انفجار بیگ بنگ به سرعت تراکم خود را از دست داده است.

در زمان مهبانگ همه چیز متراکم تر و داغ تر از زمان حال بوده است، اما چیزی خارج از کیهان اولیه وجود نداشته است. در واقع فضا وجود نداشت و کیهان در فضا منتشر نشد، بلکه فضا خود منبسط گردید.

همچنین نمی دانیم که قبل از مهبانگ وضعیت چگونه بوده است، اما می توان تشخیص داد یک ثانیه پس از مهبانگ اوضاع به چه شکل درآمده است. در آن لحظه کیهان خنک شد و به پروتون و نوترون ها اجاز داد تا به همگرایی برسند و بافت فضازمان نیز شکل گرفت.

قبل از بیگ بنگ

ممکن است قبل از مهبانگ کیهان در وضعیت فراداغ و تراکم بی نهایت به سر برده که تمایل به حفظ وضعیت خود داشته، اما یکباره و به خاطر بروز شرایط خاص، بیگ بنگ رخ می دهد و تکامل کیهان آغاز می گردد.

از نظر استیون هاوکینگ نیز رویدادهای قبل از بیگ بنگ قابل اندازه گیری نیستند و لذا قابلیت تعریف ندارند. از نظر هاوکینگ فضازمان محدود است، اما با این وجود مرز مشخصی ندارد و آغاز و پایانی برای آن قابل تصور نیست، مانند کره زمین که محدود است، اما نمی توان آغاز و یا پایانی برای آن در نظر گرفت.

 

با توجه به اینکه رویدادهای قبل از بیگ بنگ عینیت بصری نداشته و قابل مشاهده نبوده اند، در نظریه پردازی ها حذف می شوند. برخی هم معتقدند بیگ بنگ آغاز زمان نیست. آنان تاکید دارند که کیهان دیگری قبل از بیگ بنگ وجود داشته که بجای حرکت به سوی آینده به سمت گذشته رفته است. کیهان ما به سوی آینده می رود و به همین دلیل دچار آنتروپی یا بی نظمی در سیستم می شود. تمامی مواد و خواص آنها در دنیای آیینه ای که به سمت گذشته می رود دارای خواصی معکوس خواص مواد موجود در دنیای ما هستند.

برخی تئوری های نیز بیگ بنگ را آغاز همه چیز نمی دانند، بلکه آن را برهه ای از زمان عنوان می کنند که کیهان در این برهه از تمایل خود به سوی انقباض به تمایل خود به سوی انبساط سوییچ می کند و لذا بیگ بنگ های دیگری با انبساط کیهانی در راه هستند، زیرا در پس انبساط کیهانی باز هم انقباض و در نهایت بیگ بنگ های دیگر را در پیش خواهیم داشت.

نظریه دیگری وجود دارد که بر اساس آن کیهان ما در واقع نوزاد کیهانی بزرگتر است که قطعه ای از فضازمان از آن جدا شده و به کیهان ما تبدیل شده است و لذا ممکن است جهان های موازی متعددی از بطن کیهان مادر متولد شده باشند که ارتباطی با یکدیگر ندارند و بر هم تاثیر نمی گذارند.

همه این سردرگمی ها به آن خاطر است که دانشمندان نمی توانند به شرایط قبل از بیگ بنگ نگاهی داشته باشند. به هر حال بیگ بنگ و شرایط قبل از آن همچنان جزء اسرار کیهان هستند و شاید روزی برسد که تمامی رازهای آن هویدا شوند.

بارش شهابی شلیاقی را در این شب‌ها از دست ندهید

بارش شهابی شلیاقی را در این شب‌ها از دست ندهید

علاقه‌مندان به پدیده‌های نجومی می‌توانند امشب و فردا شب (۲ اردیبهشت و ۳ اردیبهشت ۹۸)‌ بارش شهابی شلیاقی را در آسمان کشور با چشمان غیر مسلح رصد کنند.

هر ساله از تاریخ ۱۶ تا ۲۸ آوریل بارش شهابی شلیاقی اتفاق می‌افتد که علاقه‌مندان به پدیده‌های نجومی می‌توانند از این فرصت استفاده کرده و با چشمان غیر مسلح این پدیده زیبا را رصد کنند. کانون این بارش شهابی در صورت فلکی شلیاق وجود دارد و به همین دلیل به آن بارش شهابی شلیاقی می‌گویند. علاقه‌مندان باید بدانند این بارش شهابی در امشب ۲۲ آوریل (۲ اردیبهشت ۹۸) به اوج خود می‌رسد و بهترین فرصت برای رصد آن خواهد بود.

 جزئیات بارش شهابی شلیاقی

منشا بارش شهابی شلیاقی از توده ذرت باقی‌مانده از دنبال دار C/1861 G1 است که در سال ۱۸۶۱ میلادی کشف شد. این بارش شهابی قادر است در هر ساعت تا ۱۸ شهاب را به وجود آورد، اما با توجه به حضور ماه تابان در آسمان، علاقه‌مندان برای رصد آن با کمی مشکل مواجه خواهند شد. هنگامی که بارش شهابی مسیر خود را می‌پیماید، در مدار خود از بین توده‌ای از ذرات در فضا به نام شهاب‌واره برخورد می‌کند که به همین دلیل تعدادی شهاب‌واره وارد جو زمین شده و می‌سوزند. مردمان نیم‌کره شمالی به راحتی می‌توانند بارش شهابی شلیاقی را مشاهده کنند؛ زیرا این بخش از آسمان قبل از طلوع خورشید در بالای افق قرار می‌گیرد. ساکنان نیم‌کره شمال شرقی کره زمین در ساعت ۹ و ۱۰ شب به وقت محلی خود می‌توانند این بارش را تماشا کنند.

نکاتی برای رصد بهتر بارش شهابی

  • به علاقه‌مندان توصیه می‌شود برای رصد بارش شهابی بهتر است در جای بسیار تاریک و دور از آلودگی نوری قرار بگیرند.
  • برای مشاهده شهاب عجله نکنید و هر زمانی که به آسمان نگاه می‌کنید انتظار دیدن شهاب را نداشته باشد. بهتر است ۲۰ الی ۳۰ دقیقه به آسمان خیره شوید تا چشمان شما قادر به تفکیک شهاب باشند.
  • باتوجه به اینکه بارش شهابی شلیاقی با سرعت ۴۹ کیلومتر در هر ثانیه به اتمسفر زمین وارد می‌شود، می‌توان آن را در سراسر آسمان مشاهده کرد.
  • علاقه‌مندان باید بدانند بهترین ابزار برای تماشای شهاب، همان چشمان غیر مسلح هستند.

پس از ۱۳ میلیارد سال نخستین مولکول کیهانی ردیابی شد

پس از ۱۳ میلیارد سال نخستین مولکول کیهانی ردیابی شد

نخستین مولکول کیهانی یا همان مولکولی که پس از بیگ بنگ بنیان مولکولی کیهان را پایه ریزی کرد هلیوم هیدرید (helium hydride) بود که دانشمندان اخیرا توانسته اند برای اولین بار این مولکول را ردیابی کنند.

ستاره شناسان موفق به ردیابی اولین مولکولی شدند که برای نخستین بار پایه های اولیه مولکولی کیهان را شکل داده است. این مولکول هلیوم هیدرید است که در دوران ابتدایی بیگ بنگ و در جهنم اولیه شکل گیری کیهان پا به عرصه نهاد.

هزاران سال پس از مهبانگ، سوپ داغ و اولیه کیهانی بتدریج سرد شد و شرایط را برای شکل گیری نخستین مولکول کیهانی فراهم کرد و هلیوم هیدرید متولد گردید. پس از بیگ بنگ در واقع هلیوم  هیدرید یا HeH+ اولین مولکولی بود که سنگ بنای کیهان را بنیان نهاد.

به مدت یک قرن دانشمندان به مطالعه این مولکول ابتدایی در قالب تحقیقات آزمایشگاهی مشغول بودند، اما موفق نمی شدند تا رد پایی از آن را در کیهان کشف نمایند. اخیرا و به یمن فناوری های پیشرفته تلسکوپی، آنها موفق به ردیابی مولکول هلیوم هیدرید در ابر گازی اطراف یک سحابی سیاره ای شدند که ۳ هزار سال نوری با ما فاصله دارد.

شکل گیری مولکول هلیوم هیدرید در ۱۳ میلیارد سال پیش

شاید باورش سخت باشد، اما ۱۳ میلیادر سال طول کشیده تا این کشف جدید صورت گیرد، زیرا بیش از ۱۳ میلیادر سال پس از بیگ بنگ، ردیابی این مولکول ممکن شده و نشان می دهد که هلیوم هیدرید و شکل گیری آن در ابرگاز سحابی سیاره ای مانند شکل گیری آن در دوران ابتدایی پس از بیگ بنگ است.

هر چند اهمیت این مولکول بر روی زمین چندان زیاد نیست اما شیمی کیهانی با این یون آغاز شد. کشف این مولکول دانشمندان را بسیار هیجان زده کرد زیرا در نهایت نتیجه یک قرن تلاش خود را مشاهده کردند.

هلیوم هیدرید قوی ترین اسید شناخته شده بر روی زمین است که برای نخستین بار در سال ۱۹۲۵ و در داخل لابراتوار شکل گرفت. این مولکول از هلیوم و هیدروژن و ترکیب آن دو بدست می آید که هر دو به وفور در کیهان یافت می شوند. در واقع هلیوم و هیدروژن اجزاء مولکول هایی هستند که ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون سال پیش از راکتور هسته ای بیگ بنگ بیرون آمدند.

دانشمندان معتقدند این مولکول اولین نمونه مولکول شکل گرفته پس از بیگ بنگ بوده است و در واقع پس از آنکه روند سرد شدن کیهان در امتداد انفجار بزرگ شروع شد، این مولکول نیز پا به عرصه کیهانی گذاشت.

کیهان در حال سرد شدن به پروتون، نوترون و الکترون اجازه داد تا در کنار یکدیگر و در داخل اتم به همزیستی برسند.

برای دانشمندان به یقین این امکان وجود ندارد تا نوار شکل گیری کیهان را به عقب برگردانند و تشخیص دهند که این مولکول برای نخستین بار در کجا متولد شد. اما اکنون قادر به مشاهده بخشی از کیهان در همسایگی خود هستند که شرایطی مشابه با دوران ابتدایی بیگ بنگ داشته و در عین حال اجازه می دهد تا هلیوم هیدرید ساخته شود.

این بخش از کیهان همان طور که قبلا اشاره شد یک سحابی جوان از گاز و پلاسما است که از ستاره های در حال مرگ ایجاد شده است. این سحابی ها در زمانی شکل می گیرند که ستاره هایی بمانند خورشید به دوران انتهایی زندگی خود نزدیک می شوند.

این ستاره های در حال مرگ در این زمان پوسته خارجی خود را به بیرون پرتاب کرده و در نهایت سرد شده و تبدیل به توپ های کریستالی می شوند. هر چند این ستاره ها در حال مرگ هستند و بتدریج سرد می شوند اما آنقدر گرما دارند تا اتم های هیدروژن را از الکترون هایش جدا کنند و اتم هیدروژن را تبدیل به پروتون های بی حافاظی نمایند که برای شکل گیری و فرمدهی به مولکول هلیوم هیدرید مورد نیاز است.

خوشبختانه ردیابی این مولکول با طول موج های مادون قرمز صورت گرفته که این طول موج به راحتی از اتمسفر زمین رد می شود. کشف این مولکول همانگونه که گفته شد در محیطی صورت گرفته که ۳ هزار سال نوری با ما فاصله دارد و در واقع سحابی سیاره ای موسوم به NGC 7027 میزبان این مولکول است.

ستاره شناسان در نهایت موفق به ردیابی نشانه هایی از مولکول هلیوم هیدرید در داخل این سحابی شدند. نشانه های مادون قرمز ساطع شده از این مولکول در نهایت خود را به زمین رساند و در واقع این نشانه ها اولین شاهد بر وجود این مولکول باستانی عنوان شدند.

کشف هلیوم هیدرید بیانگر این مهم است که طبیعت در ذات خود تمایل به شکل دادن به مولکول ها دارد. در واقع در دوران ابتدایی شکل گیری کیهان و در زمانی که جهنم بیگ بنگ هنوز در ابتدای راه خود بود، طبیعت با وجود گرمای هزاران درجه ای و فقدان ترکیبات لازم، تصمیم می گیرد تا ترکیبی از هیدروژن و هلیوم را ارائه دهد تا در نهایت بتواند مولکولی با ساختاری هر چند شکننده را به کیهان معرفی نمیاد.

بمب افکن بی-۵۲ در برابر اس-۴۰۰ ؛ کدام یک پیروز است؟

بمب افکن بی-52 در برابر اس-400 ؛ کدام یک پیروز است؟

اس-۴۰۰ یک سامانه پدافند هوایی ساخت کشور روسیه است که وظیفه کشف، رهگیری و نابودی اهداف پرنده مهاجم را برعهده دارد. بی-۵۲ نیز یک هواپیمای بمب افکن بسیار بزرگ است که برای موشک باران در ابعاد وسیع وارد کارزار می‌شود. در این نوشتار قصد داریم بررسی کنیم که پیروز نبرد بی-۵۲ در برابر اس-۴۰۰ کدام یک از آن‌هاست.

به تازگی خبری مبنی بر اعزام شش فروند بمب افکن راهبردی آمریکایی B-52H استراتوفورترس (Stratofortress) از پایگاه هوایی بارکسدال واقع در ایالت لوئیزیانا به ناحیه فرماندهی اروپایی ارتش آمریکا و حضور درتمرین‌های نظامی ناتو در اروپا از موضوعات بسیار داغ رسانه‌ها بوده و بازتاب فراوانی در رسانه‌های تخصصی نظامی داشت. از آنجا که آمریکا در اروپا رقیب و یا دشمنی ندارد، تنها دلیل تمرین این هواپیماها با هم پیمانان اروپایی کسب آمادگی برای نبرد احتمالی با روسیه است. حال در صورت بروز جنگ، هنگامی که بی-۵۲ در برابر اس-۴۰۰ قرار گیرد کدام یک سربلند از کارزا بیرون خواهد آمد؟

پرواز بی-۵۲ در کنار F-16های نروژی

این بمب افکن‌ها بر فراز ناحیه بالکان در نزدیکی مرز روسیه به تمرین پرداختند که موجب نارضایتی ارتش روسیه است. در همین حین روسیه نیز برای اعلام حضور، گاهی اوقات این بمب افکن‌های پیل پیکر را با جنگنده‌های خود رهگیری می‌کرد تا بگوید حواسش به پرواز استراتوفورترس‌ها در نزدیکی مرزهایش است.

پیشتر گزارش‌هایی به دست آمده بود مبنی بر اینکه روسیه سامانه پدافند هوایی موشکی اس-۳۰۰ خود را از شهر گواردیسک به شهر بالتییسک که غربی‌ترین نقطه از خاک این کشور پهناور محسوب می‌شود منتقل کرده است. شهر بالتییسک در استان کالینگراد قرار داد. کالینگراد در کرانه دریای بالتیک قرار دارد و از خاک روسیه جدا است. این استان توسط دو کشور لیتوانی و لهستان که هر دو عضو ناتو هستند محاصره شده است. سامانه‌های اس-۳۰۰ روسی در این استان نیز به غربی‌ترین بخش آن که در مجاورت با لهستان است منتقل شده تا در صورت حمله هوایی ناتو، بتوانند با موج اول حمله درگیر شوند.

اما در پس زمینه تنش‌های روز افزون بین آمریکا و روسیه، بسیاری این سوال را مطرح کردند که اگر واقعا جنگی صورت گیرد، زمانی که بمب افکن‌های راهبردی بی-۵۲ در برابر اس-۴۰۰ قرار گیرند، کدام یک دیگری را از بازی خارج می‌کند. بگذارید در ابتدا پیش از بررسی تقابل این دو جنگ افزار، نگاهی کوتاه به هر یک از آن‌ها داشته باشیم.

بمب افکن راهبردی (استراتژیک) B-52 Stratofortress در سال ۱۹۵۵ وارد خدمت در نیروی هوایی آمریکا شد و از آن زمان تا به امروز که ۶۴ سال می‌گذرد، به عنوان بمب افکن اصلی این کشور در همه نبردهایی که نیروهای آمریکایی در آن جنگیدند، حضور داشته است. این بمب افکن قابل احترام در ویتنام، اروپای شرقی، عراق، افغانستان و سوریه عملیات انجام داده و البته نوک پیکان بازدارندگی هسته‌ای ایالات متحده آمریکا در زمان جنگ سرد نیز بود.

با وجود اینکه این بمب افکن ۶۴ سال پیش وارد خدمت شد، اما همچنان به شدت توانمند است و می‌تواند همه مهمات هوا به سطح آمریکایی همچون بمب‌های هدایتی لیزری و ماهواره‌ای در انواع متعارف، خوشه‌ای و اتمی و همچنین موشک‌های کروز هواپرتاب را با خود حمل کرده و آن‌ها را همچون باران بر سر دشمن بریزد. البته هنگامی که می‌گوییم هواپیمای ۶۴ ساله منظورمان این نیست که این همه‌ی بی-۵۲‌هایی که امروزه پرواز می‌کنند ۶۴ سال سن دارند. بین سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۲ طی مدت ۱۰ سال ۷۴۴ فروند بی-۵۲ در چندین نسل ساخته شد و هر نسل نسبت به نسل‌ پیشین خود دستخوش پیشرفت، تکامل، بهسازی و ارتقاهای فراوانی شده بود.

نمونه‌های فعلی نیز مدل B-52H هستند که آخرین نسل ساخته شده از استراتوفورترس محسوب می‌شوند و از زمان ورود به خدمت تا به امروز بارها بروزرسانی شده و با دریافت تجهیزات جدید و مدرن، ارتقا یافتند. این بمب افکن با وجود اینکه قدیمی‌ترین هواپیمای عملیاتی در نیروی هوایی آمریکاست،‌ اما همچنان برای دشمنان یک فرشته مرگ است و می‌تواند هر هدفی را در هر جای دنیا نابود کند.

بمب افکن B-52H هواپیمایی بزرگ با سطح مقطع راداری بالا (غیر رادارگریز) و سرعت فروصوت است و با صرف نظر از سامانه جنگ الکترونیک آن و یا با فرض اینکه سامانه جنگ الکترونیک در از کار انداختن رادارها و پدافند دشمن نتواند موفق عمل کند، هدفی آسان برای پدافند هوایی و جنگنده‌هاست. از این رو در مقابله با دشمنی که توان حراست هوایی بالایی دارد، B-52H به جای حمل بمب با خود موشک حمل می‌کند. البته این هواپیما می‌تواند بمب‌های گلایدری (هوا سُرشی) با برد بیش از ۱۱۰ کیلومتر نیز حمل کند، ولی پیشروی در آسمان دشمنی با توان حراست هوایی بالا و نزدیک شدن تا ۱۰۰ کیلومتری هدف کاری غیرعقلانی است.

رهاسازی موشک کروز هواپرتاب از دهلیز حمل مهمات بی-۵۲

پس به همین دلیل بی-۵۲ به جای اینکه تا بیخ گوش هدف پیش رود، با خود موشک‌های کروز هواپرتاب که بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر برد دارند را حمل و به صورت دورایستا از فاصله‌ای بسیار امن که خارج از برد جنگنده‌ها و پدافند هوایی دشمن است، موشک‌هایش را به سمت هدف شلیک می‌کند. موشک‌هایی که ضمن داشتن دقت و برد بالا، سطح مقطع راداری بسیار پایینی دارند (رادار گریز هستند) و برای بیشتر پنهان ماندن از دید رادار، در ارتفاع پایین با سرعت بالا اما فروصوت پرواز می‌کنند.

دایره آبی برد موشک‌های بی-۵۲ هنگام پرواز بر فراز دریای نروژ را نشان می‌دهد.

این نکته نیز قابل توجه است که مقامات نظامی روسیه مدعی هستند بمب افکن‌های B-52H آمریکایی در رزمایش تمرینی ۲۸ آوریل ۲۰۱۹، یک حمله اتمی به اهدافی در مسکو و سنت پترزبورگ را شبیه سازی و تمرین کردند. تمرین B-52Hهای نیروی هوایی آمریکا با همراهی جنگنده‌های F-16 نیروی هوایی نروژ یک نمونه شبیه سازی حمله اتمی ساختگی از ورای برد و توان کشف راداری و درگیری پدافند هوایی روسیه و همچنین خارج از برد جنگنده رهگیرهای فوق العاده پرسرعت میگ-۳۱ نیروی هوایی روسیه است.

و اما در طرف دیگر تقابل بی-۵۲ در برابر اس-۴۰۰ نیز یک سامانه پدافند هوایی جدید و پیشرفته داریم. این سامانه مدرن‌ترین سامانه پدافند هوایی روسیه و یکی از خطرناک‌ترین‌ها در کلاس خود است. S-400 که پیشتر با نام S-300 PMU-3 شناخته می‌شد، در دهه ۱۹۹۰ طراحی و توسعه یافت و یک ارتقا روی S-300 محسوب می‌شود. اس-۴۰۰ در سال ۲۰۰۷ وارد خدمت شد و دارای چندین موشک با برد‌های مختلف است که عبارت‌اند از موشک‌های دوربرد ۴۰N6 با برد ۴۰۰ کیلومتر، موشک ۴۸N6 با برد ۲۵۰ کیلومتر، موشک ۹M96E2 با برد ۱۲۰ کیلومتر و موشک ۹M96E با برد ۴۰ کیلومتر است.

اما به تازگی گزارشی از سوی سازمان تحقیقات وزارت دفاع سوئد موسوم به FOI منتشر شده که توانمندی اس-۴۰۰ را شدیدا زیر سوال برده است. طبق این گزارش اس-۴۰۰ آنقدری که تصور می‌شود خطرناک نیست، به خصوص وقتی که طرف مقابل پادکارهایی همچون جنگ الکترونیک را به میدان نبرد آورد. تحلیل‌های وزارت دفاع سوئد نشان می‌دهد که برد درگیری این سامانه در عمل بین ۱۴۵ تا ۲۰۰ کیلومتر است. همچنین اعلام شده برد درگیری این سامانه علیه موشک‌های کروز هواپرتابی که از بی-۵۲ شلیک می‌شوند کمتر از ۲۰ کیلومتر است.

موشک ۴۰N6

البته تنها سوئد نیست که چنین مطلبی را عنوان کرده است. پیشتر نیز رسانه‌های دولتی روسیه همچون راشاتودی (RT) از ناتوانی موشک‌های ۴۰N6 و مشکل موتور آن‌ها گزارش‌هایی منتشر کرده بودند. با این حال گزارش سوئدی اظهار می‌کند که موشک ۴۰N6 همچنان وارد خدمت نشده و در مراحل توسعه و آزمایش گرفتار مشکل شده است. حتی اگر روزی موشک ۴۰N6 نیز وارد خدمت شود، باز هم برای هواپیماهای بزرگ مشکل ساز خواهد بود و نمی‌تواند در این برد با هواپیمای کوچک و چابکی همچون جنگنده که سطح مقطع راداری کمی دارد (حتی اگر رادارگریز هم نباشد) درگیر شود. همچنین نمی‌تواند به صورت موثر با هدفی که زیر سه هزار کیلومتر پرواز می‌کند درگیر شود مگر آنکه اطلاعات هدف به صورت پیوسته از سوی رادارهای هوابرد (آواکس) به موشک مخابره شود که البته نباید فراموش کرد موشک‌های رادارگریز و کوچک هستند که سبب می‌شود کشفشان بسیار سخت باشد و در برد کم کشف شوند.

رهاسازی موشک کروز هواپرتاب JASSM-ER از جنگنده F-15E استرایک ایگل

در حال حاضر اس-۴۰۰ بیشتر برای هواپیماهای بزرگ همچون هواپیماهای پیش اخطار و کنترل هوابرد (آواکس) و هواپیماهای ترابری که در ارتفاع متوسط تا بالا و فاصله ۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلومتری پرواز می‌کنند خطرناک است. اما برد موثر آن علیه هدفی همچون یک جنگنده چابک و موشک کروزی که در اتفاع پست پرواز میکند محدود به ۲۰ الی ۳۰ کیلومتر است. در حالی که یک جنگنده برای درگیری دستش بسیار باز است و می‌تواند از فاصله هزار کیلومتری به طرف اس-۴۰۰ موشک کروز AGM-158B JASSM-ER، از فاصله ۴۰۰ کیلومتری موشک‌های کروز هواپرتاب AGM-84H/K SLAM-ER و AGM-158A JASSM، از فاصله ۱۵۰ کیلومتری موشک‌های ضد تشعع (ضد رادارد)، از فاصله ۱۱۰ کیلومتری بمب‌های کم قطر و حتی از فاصله ۳۰ کیلومتری بمب‌های هدایت ماهواره‌ای را به طرف اجزای سامانه اس-۴۰۰ شلیک کند.

بارگزاری سه عدد ADM-160 MALD در یک آویزگاه

مشکل دیگری که اس-۴۰۰ دارد این است که این سامانه متکی به یک رادار درگیری است و تعداد محدودی سکوی پرتابگر موشک دارد و نه تنها در صورت هدف قرار گرفتن رادار سامانه کور می‌شود،‌ بلکه به دلیل محدودیت عددی در درگیری با اهداف، در مقابل حمله انبوه در شمار بالا نیز آسیب پذیر است. جالب اینجاست که آمریکا دارای اهداف فریب پرنده‌ای به نام ADM-160 MALD است که در اصل یک پهپاد قابل رهاسازی از هر نوع هواپیمایی است. این پهپادها سطح مقطع راداری و سرعتی مشابه جنگنده دارند و پس از رها شدن از هواپیمای مادر، با تقلید امواجی که یک جنگنده از خود نشر می‌دهد و پرواز در آرایشی مشابه جنگنده‌ها، رادار و سامانه پدافندی را فریب داده و خود را به عنوان یک هواپیما جا می‌زنند. حتی نمونه‌ای از این پهپادهای فریب به نام ADM-160C MALD-J قابلیت جنگ الکترونیک و اخلال‌گری نیز داشته و نه تنها دشمن را فریب می‌دهد، بلکه روی تجهیزات الکترونیکی آن‌ها همچون رادار اخلال‌گری نیز می‌کند.

MALDها با آرایشی شبیه جنگنده‌ها در جلو حرکت کرده تا با ایفای نقش هدف کاذب همچون جنگنده، پدافند را مشغول و موشک‌ها و جنگنده‌هایی که در موج بعدی می‌آیند را پنهان کنند.

و اما MALD چه نقشی در حمله انبوه دارد؟ یک هواپیمای ترابری و یا بمب افکن و حتی جنگنده می‌تواند شمار زیادی از این پهپادها را حمل کرده و از فاصله دور رها کند. پهپادها به سمت رادار حمله کرده و با حضور پرتعداد، توان درگیری سامانه پدافندی را اشباع می‌کنند. زیرا یک سامانه پدافندی تنها می‌تواند با شمار محدودی هدف درگیر شود و حمله انبوه با MALD سبب می‌شود پهپادها سامانه پدافندی را به خود مشغول کنند تا موشک‌ها و یا جنگنده‌ها بتوانند اجزای سامانه را هدف قرار داده و از سد آن عبور کنند. MALD نه تنها پدافند را به خود مشغول می‌کند، بلکه سبب می‌شود اجزای سامانه پدافندی به ویژه پرتابگرها با شلیک موشک محل اختفای خود را لو دهند.

بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که نباید نیروی هوایی روسیه را از یاد برد. منتها باید به این نکته نیز توجه داشت که روسیه کشوری بسیار پهناور است و حراست از حریم هوایی آن با جنگنده بسیار پرهزینه است و نیروی هوایی روسیه با داشتن ۸۰۰ جنگنده، تنها ۱۴ هواپیمای آواکس ۱۹ هواپیمای سوخت رسان دارد. از این رو سامانه‌های پدافند هوایی همچون اس-۳۰۰ و اس-۴۰۰ نقش اصلی در حفاظت از حریم هوایی این کشور بسیار پهناور را دارند و جنگنده‌هایش در مرحله دوم اهمیت هستند.

اما نباید از یاد برد هر آنچه که تا اینجا گفتیم تنها روی کاغذ است و یک تقابل بین دو حریف می‌تواند نتیجه واقعی را مشخص کند که امیدواریم این اتفاق هرگز رخ ندهد. نمی‌توان خیلی ساده گفت در نبرد بی-۵۲ در برابر اس-۴۰۰ کدام یک حتما پیروز خواهد بود. چندین و چند فاکتور دیگر همچون شرایط آب و هوایی، خدمه، جنگ الکترونیک و… نیز وجود دارند که می‌توانند تاثیر قابل توجهی بر نتیجه نبرد بگذارند و وزنه بازی را به نفع یا ضرر هر یک از دو طرف نبرد سنگین کنند.

کشف یک حلقه غبار باورنکردنی در قلب منظومه شمسی

کشف یک حلقه غبار باورنکردنی در قلب منظومه شمسی

برای مدت‌ها تصور می‌شد که عطارد (Mercury) مسیر خود به دور خورشید را به تنهایی طی می‌کند. اما طبق یافته‌های جدید، کوچک‌ترین سیاره منظومه شمسی از میان یک حلقه غبار در حرکت است؛ چیزی که به دلیل نزدیک بودن به خورشید، قاعدتا نباید در آنجا وجود می‌داشت.

منظومه شمسی ما پُر است از غبارهایی که ناشی از خرد شدن سیارک‌ها و دنباله‌دارها هستند؛ ولی تنها برخی از سیارات می‌توانند این حلقه‌ها را مال خود بدانند. زمین و ناهید (زهره یا ونوس) از جمله سیاره‌هایی هستند که هنگام گردش به دور خورشید، با نواری از مواد کیهانی همراهی می‌شوند.

در سوی دیگر، زمانی تصور دانشمندان بر این بود که عطارد همواره تنهاست؛ زیرا با توجه به فاصله کم این سیاره کوچک با تنها منبع گرمابخش منظومه شمسی، آن‌ها حتی در خواب هم نمی‌دیدند که یک حلقه غبار در آنجا دوام بیاورد. حالا مشخص شد که این تصور اشتباه بوده است.

در مطالعه‌ای تازه، رد عظیمی از غبار کیهانی در مدار سیاره عطارد پیدا شده؛ غبارهایی که حلقه‌ای را به وسعت ۱۵ میلیون کیلومتر پدید آورده‌اند.

چیزی که بر ما پوشیده بود، اینکه ظاهرا چند میلیارد سال است که عطارد در این دریای عظیم از مواد باستانی (سه برابر بزرگ‌تر از خود سیاره)، حرکت می‌کند. به گفته‌ی «گی‌یرمو استنبورگ» یکی از نویسندگان این مقاله و دانشمند خورشیدی در مرکز تحقیقات نیروی دریایی ایالات متحده (NRL):

تصور عمومی این بود که سیاره عطارد برخلاف زمین و ونوس، آن‌چنان کوچک و نزدیک به خورشید است که نمی‌تواند حلقه غبار داشته باشد. در واقع انتظار می‌رفت که بادهای خورشیدی و نیرو‌های مغناطیسی آن، مدار عطارد را از هرگونه غبار اضافه خالی کنند.

واقعیت این است که استنبورگ و همکارش «راسل هاوارد» به طور اتفاقی به سوی این کشف هدایت شدند. آن‌ها در جستجوی جای خالی غبارها در نزدیکی خورشید بودند، منطقه‌ای که مواد کیهانی بخار شده و ناپدید می‌شوند.

با وجود غبارهایی که دید را مختل می‌کنند، دانشمندان نتوانستند هیچ فضای خالی از غباری را بین ما و خورشید بیابند. این تقریبا شبیه آن است که از میان یک پنجره‌ی باران زده، به بیرون چشم بدوزید و سعی کنید بفهمید که آیا همچنان بارش در جریان است یا خیر؟ در واقع از جایی که ما نظاره‌گر هستیم، این‌طور به نظر می‌آید که همه جا را غبار فراگرفته است.

تنها سرنخی که داریم، نورهای متفاوتی هستند که به سمت ما می‌آیند. نور خورشید هنگام گذر از بین ذرات غبار، چنان نیرویی ایجاد  می‌کند که ۱۰۰ برابر درخشان‌تر از روشنایی تاج این ستاره است. در بیشتر اوقات، دانشمندان چنین داده‌هایی را کنار می‌گذاشتند تا تنها روی تاج خورشید متمرکز شوند؛ اما این‌بار محققان تصمیم به حفظ داده‌ها گرفتند.

به کمک تصاویر میان-سیاره‌‌ای که ماهواره STEREO ناسا ثبت کرده بود، اعضای تیم مدلی را ساختند که با جداسازی این دو نوع مختلف نور، محاسبه‌ی مقدار غبار در آنجا را امکان‌پذیر می‌کرد. چیزی که محققان دریافتند، روشنایی شدت یافته‌ای در مدار عطارد بود؛ نشانه‌ای از اینکه تراکم غبارها در مرکز حلقه، ۳ تا ۵ درصد بیشتر است. آن‌طور که هاوارد توضیح می‌دهد:

این یک چیز ایزوله و جدا افتاده نبود. صرف نظر از موقعیت فضاپیما، ما همان افزایش ۵ درصدی در روشنایی یا تراکم غبار را مشاهده کردیم. پس چیزی که آنجا وجود دارد، تمام طول مسیر عطارد به دور خورشید را پوشش می‌دهد.

چنین نتیجه‌ای، دانسته‌های قبلی ما را به حاشیه می‌رانَد. زیرا اگر واقعا عطارد از میان یک حلقه غبارآلود حرکت می‌کند؛ پس چنین موادی باید بیش از آنچه که پیش‌تر امکان‌پذیر جلوه می‌کرد، به خورشید نزدیک باشند. این یافته، سرنخی مهمی درباره ترکیب و منشا پیدایش غبارها نیز به دانشمندان می‌دهد.

مطالعه روی حلقه های غبار در منظومه شمسی، بی‌شباهت با بررسی حلقه های درختان در جنگل نیست. ابرهای کیهانی در حال گردش که از خرده سنگ‌هایی به قدمت ۴.۶ میلیارد سال تشکیل شده‌اند، می‌توانند با ما کمک کنند تا آنچه را که در مراحل آغازین شکل‌گیری منظومه شمسی رخ داد، توضیح دهیم.

محققان بر این باورند که تمام سیارات سامانه خورشیدی از جمله زمین، چیزی نبوده‌اند جز همین ذرات غبار؛ پیش از آنکه جاذبه و سایر نیروها، این ذرات را به یکدیگر پیوند دهند.

 

 

به اعتقاد «مارک کوشنر» اخترشناس از مرکز فضایی گادرد ناسا و کسی که سابقه تحقیق روی سیاره زهره را دارد:

برای مدل‌سازی و بررسی دقیق حلقه های غبار در ‌اطراف سایر ستاره ها، ابتدا لازم است که ما خصوصیات فیزیکی این غبارها در حیاط پشتی خود را درک کنیم. البته این‌طور هم نیست که هر روز بتوان یک چیز جدید را در منظومه شمسی کشف کرد.

اما حلقه غبار عظیمی که هم‌مسیر ونوس است، می‌تواند شروع خوبی برای مطالعه باشد و ماه گذشته، نتایج مطالعه‌ای در همین راستا منتشر شد. نویسندگان مقاله مدعی بودند که منبع حقیقی غبار اطراف ونوس را شناسایی کرده‌اند؛ حلقه پهناوری که از ذراتی به کوچکی دانه‌های کاغذ سمباده تشکیل شده است.

با استفاده از شبیه‌سازها و مدل‌سازهای مختلف، محققان نتیجه‌گیری کردند که این حلقه غبار از تعدادی سیارک پیش‌تر دیده نشده منشا می‌گیرد که هم‌سفر سیاره ونوس در مدارش هستند. دیگر آنکه به اعتقاد نویسندگان مقاله، این گروه از سیارک‌های در حال خرد شدن از دوران طفولیت منظومه شمسی، حلقه غبار ونوس را تغذیه می‌کرده‌اند.

عطارد نزدیک‌ترین سیاره به زمین است!

عطارد نزدیک‌ترین سیاره به زمین است!

به باور بسیاری از مردم سیاره زهره (Venus) به عنوان نزدیک‌ترین سیاره به زمین محسوب می‌شود، اما بررسی جدید محققان آمریکایی نشان می‌دهد که سیاره عطارد (Mercury) از نظر گردش مداری به دور خورشید، به ما نزدیک‌تر است.

کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟ این سوال در ذهن بسیاری از علاقه‌مندان به حوزه نجوم مطرح می‌شود و بسیاری از آن‌ها بر این باورند که سیاره زهره (Venus) به زمین نزدیک‌تر است. اما بررسی جدید محققان آمریکایی نشان می‌دهد که سیاره عطارد (Mercury) نزدیک‌ترین سیاره به زمین است. البته سیاره زهره از لحاظ مداری به زمین نزدیک‌تر است، اما عطارد در زمان گردش مداری به دور خورشید به مدت بیشتری در نزدیک‌ترین فاصله زمین قرار دارد.

 

روی سطح مریخ پدیده‌ای به شکل یک عنکبوت آبی دیده شد!

چرا عطارد به ما نزدیک‌تر است؟

تام استاکمن (Tom Stockman)، دانشجوی دکترای دانشگاه آلابا در این خصوص عنوان کرد به دلیل بی‌دقتی‌هایی که رخ می‌دهد، اطلاعات اشتباهی در زمینه فاصله متوسط میان سیاره‌ها منتشر می‌شود. هنگامی که فاصله میان دو سیاره توسط مردم محاسبه می‌شود، آن‌ها فاصله دو سیاره را از خورشید کسر می‌کنند و حتی نزدیک‌ترین فاصله آن‌ها با خورشید را ملاک قرار می‌دهند. از سویی بعضی اوقات سیاره زهره در طرف مقابل خورشید قرار می‌گیرد؛ چراکه حرکت دورانی این دو سیاره با سرعت‌های متفاوتی انجام می‌شود.

به همین دلیل گروهی از محققان با استفاده از یک تکنیک جدید ریاضی توانستند فاصله بین سیاره‌ها را محاسبه کنند. به این روش جدید نقطه-دایره می‌گویند؛ یعنی فاصله میان گروهی از نقاط در مدار سیاره‌ها را به صورت میانگین محاسبه می‌کند. هنگامی که محققان از این روش استفاده کردند، متوجه شدند که در بیشتر مواقع سیاره عطارد به عنوان نزدیک‌ترین سیاره به زمین بوده و حتی به زحل و نپتون نیز نزدیک‌تر از سایر سیاره‌ها است.

استیون بکویت از آزمایشگاه علوم فضایی و استاد ستاره شناسی در دانشگاه یو سی برکلی در خصوص روش جدید محاسبه فاصله میان سیاره‌ها عنوان کرد فرض کنید شما در ویسکانسین زندگی می‌کنید و همسایه کناری شما ۶ ماه سرد سال را در فلوریدا زندگی می‌کند، از این رو در طول فصل زمستان افرادی که در یک خانه آن طرف‌تر هستند به عنوان همسایه شما محسوب می‌شوند، اما اکثر مردم هنوز بر این باورند آن همسایه‌ای که در فصل گرما در کنار خانه شما زندگی می‌کرد و حالا نقل مکان کرده، همچنان همسایه شما است.

استفاده از سیاه چاله ها برای سفرهای بین ستاره ای ممکن است

استفاده از سیاه چاله ها برای سفرهای بین ستاره ای ممکن است

قبل از اینکه هر نوع راکت و یا موشکی از سوی انسان به فضا پرتاب شود، انسان به سفرهای بین ستاره ای می اندیشید. آیا سیاه چاله ها می توانند گزینه ای مناسب برای نیروی رانشی در سفرهای بین ستاره ای باشند؟

علیرغم پیشرفت های شگفت انگیز بشر در حوزه فناوری های هوا فضا، انسان هنوز سفرهای بین ستاره ای را یک رویا می داند. در کنار هزینه های بالا و زمانبر بودن سفرهای بین ستاره ای، چالش دیگری تحت عنوان سوخت و یا نیروی پیشبرنده وجود دارد که به نظر می رسد این چالش را می توان با استفاده از انرژی سیاه چاله ها برطرف کرد.

دانشمندان اخیرا در این اندیشه اند که با استفاده از انرژی گرانشی سیاه چاله ها بتوانند سفرهای بین ستاره ای را ممکن سازند. اما این فرایند چگونه ممکن است؟ بنظر می رسد فضا پیماهای بزرگ در آینده بتوانند با استفاده از نیروی گرانشی عظیم سیاه چاله ها خود را به سرعت ها بالا برسانند.

سفرهای بین ستاره ای با گرانش سیاه چاله ها

برای سفرهای بین ستاره ای، انرژی بسیاری زیادی لازم است. در واقع سفر بین ستاره ای نیازمند سوخت نسبتی برای رسیدن به سرعت نسبتی یعنی سرعتی نزدیک به سرعت نور است. برای رسیدن به این سرعت، انسان هنوز موفق نشده راهی پیدا کند.

فضاپیما های حال حاضر فاقد ظرفیت و چنین انرژی هستند، بر همین اساس و به منظور رسیدن به این هدف، پیشنهاد دیگری مطرح شده که به پرتاب دایسونی معروف است و نظریه ای متعلق به فیزیکدان معروف فریمن دایسون می باشد.

در این نظریه، فضاپیماها می توانند خود را در شرایط پرتابی قرار دهند و این شرایط را سیاه چاله ها ی دو گانه ایجاد می کنند.

شاید زمانی برسد که به خاطر ازدیاد جمعیت مجبور به سفرهای بین ستاره ای شویم. بر این اساس شاید زمان آن رسیده که باید در اندیشه ساخت ماشین های گرانشی باشیم، ماشین هایی که با استفاده از نیروی گرانش به سفر بین ستاره ای می پردازند.

بر اساس تئوری مطرح شده، سیاه چاله ها ی دوگانه می توانند قدرت پرتابی گرانشی مورد نیاز برای سفر بین ستاره ای را فراهم کنند.  ۱۰۰ میلیون سیاه چاله در کهکشان راه شیری وجود دارد. تعداد زیادی از آنها را سیاه چاله های دو گانه تشکیل می دهند که بر مدار یکدیگر می چرخند.

همچنین سیاه چاله ها ی دوگانه به شکل آیینه یکدیگر عمل می کنند، زیرا فوتون های ساطع شده از یک سیاه چاله که به افق رویداد سیاه چاله همسایه می رسد دچار خمیدگی شده و به منبع اصلی باز می گرد، لذا سیاه چاله های دوگانه می توانند منبع عظیمی از انرژی برای سفرهای بین ستاره ای باشند.

آنها فضاپیماها را قادر می سازند تا بدون استفاده از سوخت به سرعت ها نسبیتی نزدیک شوند. از سوی دیگر وجود سیاه چاله های متعدد در کهکشان راه شیری می تواند به شکل یک شبکه عمل کرده و انرژی لازم همواره فراهم باشد.

البته این فرایند حتی در سطح تئوریک هم با چالش هایی همراه است که باید در نظریات بعدی به آن چالش ها پرداخته شود زیرا کوچکترین اشتباهی در این حوزه می تواند فضا پیما و کل سر نشینان آن را به قعر حفره سیاه چاله فرو ببرد و آنها را در یک آن متلاشی کند.

شاید همه موارد مطرح شده برای برخی تنها نظریاتی خنده دار و بدور از واقعیت باشد. اما اگر انسان بخواهد در آینده سفر بین ستاره ای داشته باشد باید تمامی گزینه ها را دست کم در سطح تئوریک مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و در این بین استفاده از گرانش سیاه چاله ها را باید یک انتخاب مهم تصور کرد.

ناسا علت وجود نورهای عجیب در آسمان قطب شمال را اعلام کرد

ناسا علت وجود نورهای عجیب در آسمان قطب شمال را اعلام کرد

اخیرا ستاره‌شناسان تصاویری از وجود نورهای عجیب در آسمان قطب شمال منتشر کرده بودند که در فضای مجازی خبرساز شد، اما ناسا در خبری علت وجود نورها را اعلام کرد و به حواشی پایان داد.

اخیرا ستاره‌شناران در شمال کشور نروژ نورهای عجیب و البته زیبایی را در آسمان مشاهده کردند که حواشی زیادی را مبنی بر موجودات فضایی به همراه داشت، اما ناسا دلیل منطقی برای آن عنوان کرد و به تمامی حواشی پیرامون این تصاویر پایان داد. بر اساس اعلام رسمی ناسا این نورها به دلیل تست موشکی ماموریت AZURE به وجود آمده و هدف این ماموریت نیز بررسی الگوهای بادهای خورشیدی است. در واقع ناسا با انجام ماموریت AZURE شفق قطبی مصنوعی ایجاد می‌کند تا بتواند بادهای ارتفاعات بالا را بررسی کند.

دلیل وجود نورهای عجیب در آسمان قطب شمال

نورهایی که در آسمان قطب شمال مشاهده شد به دلیل انتشار دو گاز بی‌خطر در اتمسفر است که این گازها در آزمایش بخار به وجود آمده‌اند. در واقع مراحل ایجاد این گازها نیز همانند پدیده شفق قطبی است. گفتنی است شفق قطبی به ایجاد نورهای رنگین و متحرکی در آسمان شب گفته می‌شود که در عرض‌های نزدیک دو قطب زمین پدیدار شده و ناشی از برخورد ذرات باردار باد خورشیدی و یونیزه شدن مولکول‌های موجود در یون‌سپهر (یونوسفر) زمین هستند. رصدگران با مشاهده چنین پدیده‌ای می‌توانند مسیرهای عمودی و افقی ذرات یونوسفر را به خوبی اندازه‌گیری کرده و شفق قطبی مصنوعی را نیز درک کنند.

آیا ما اسرای فرازمینی ها در یک باغ وحش کیهانی هستیم؟

آیا ما اسرای فرازمینی ها در یک باغ وحش کیهانی هستیم؟

چرا هنوز زمین هیچ پیغامی را از بیگانگان فضایی دریافت نکرده؟ آیا واقعا ممکن است که فرازمینی‌ها در حال تماشای ما باشند؟ چه بسا سکونتگاه ما چیزی جز یک باغ وحش کیهانی (Galactic Zoo) نباشد. این یکی از سناریوهای مورد بحث محققان در یک همایش بین‌المللی بود.

اخیرا سازمان غیرانتفاعی METI (پیام‌رسانی به هوش فرازمینی) همایشی را در موزه «شهر علم و فناوری» پاریس برگزار کرد. در این گردهمایی بیش از ۶۰ دانشمند که درباره امکان ارتباط با موجودات فضایی هوشمند تحقیق می‌کنند، حضور داشتند. آن‌ها که روی موضوعی تحت عنوان «سکوت بزرگ» بحث می‌کردند (چرایی عدم ارتباط فرازمینی ها با ما)، فرضیه‌ای موسوم به باغ وحش کیهانی را مورد بررسی قرار دادند.

نخستین بار، در دهه ۷۰ میلادی بود که فرضیه باغ وحش کیهانی مطرح شد؛ با این توضیح که زمین به عنوان یک سیاره، تحت نظر کسانی است که عمدا خود را از دید بشر پنهان می‌کنند و در واقع، نگهبانان این باغ وحش کیهانی هستند!

به گفته‌ی «فلورنس رولن-سرسو» دانشیار موزه ملی تاریخ طبیعی پاریس و یکی از شرکت‌کنندگان در این همایش:

اگر شما در تلاش برای درک بهتر جهان هستی باشید؛ مطرح کردن این سوال که آیا ما تنهاییم یا خیر، اجتناب ناپذیر است.

اینکه از بین میلیاردها سیاره‌ موجود در کهکشان ما، زمین تنها سیاره تکامل یافته برای میزبانی از حیات باشد؛ محتمل به نظر نمی‌رسد. اما اگر بیگانگان هوشمند در آن بیرون حضور دارند، دقیقا کجا هستند و چرا ما تاکنون موفق به یافتن آن‌ها نشده‌ایم؟

این معمایی بود که در سال ۱۹۵۰، توسط یک فیزیکدان ایتالیایی به نام «انریکو فرمی» مطرح شد و حالا با نام پارادوکس فرمی (Fermi’s Paradox) شناخته می‌شود. معمایی که امروزه هم ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است. البته فرمی آن‌قدر عمر نکرد که شواهدی از کشف نخستین سیاره فراخورشیدی را مشاهده کند؛ زیرا این دستاورد به چند دهه پس از مرگ او مربوط می‌شد.

تلسکوپ فضایی کپلر ناسا از سال ۲۰۱۴، وجود صدها جهان دوردست را ثابت کرده است و یافته‌های آن، به احتمال وجود ۲۳۰۰ سیاره دیگر هم اشاره دارند. البته با وجود اینکه از دوران زندگی فرمی تا به امروز، این تعداد سیاره فراخورشیدی شناسایی شده؛ هنوز ما ذره‌ای به ارتباط با دنیاهای بیگانه نزدیک‌تر نشده‌ایم.

اسارت در باغ وحش کیهانی بیگانگان؟

یک تفسیر در همایش پاریس، این بود که فرازمینی های هوشمند از وجود سیاره زمین آگاهند و در حال تماشای ساکنان آن هستند؛ همان‌طور که ما از یک باغ وحش بازدید می‌کنیم. رئیس METI «داگلاس واکوچ» در‌این‌باره می‌گوید:

اگر واقعا چنین چیزی صحت داشته باشد، بشر باید تلاش مضاعفی به خرج دهد و پیام‌هایی را ایجاد کند که به این اصطلاحا نگهبان‌ها برسند؛ تا نشان دهیم که ما هم موجودات هوشمندی هستیم. به عنوان مثال اگر یک گورخر در اسارت، ناگهان توانایی خود در شناسایی الگویی از اعداد اول را نشان دهد؛ لازم است که ما در درک خود از این حیوان، بازنگری کرده و واکنشی نشان بدهیم.

اما اگر زمین بخشی از باغ وحش عظیم فضایی ها نباشد چه؟ آیا ممکن است که آن‌ها ما را پس از تکامل، قرنطینه کرده و از همسایگان کیهانی‌مان جدا کرده باشند؟ ژان-پیر روسپار که به عنوان مدیر افتخاری موسسه کشاورزی INRA در این همایش حاضر بود گفت:

چه بسا فرازمینی ها به شکلی فعالانه‌، بشر را از ایجاد ارتباط با دنیاهای دیگر بازمی‌دارند؛ آن هم تنها برای صلاح خودمان. شاید تماس برقرار کردن با بیگانگان، برای تمدن و فرهنگ ساکنان زمین، مخرب باشد.

ممکن است دلیل نیافتن اثری از موجودات فضایی، این باشد که آن‌ها در سیاراتی ابرزمین با جاذبه بسیار شدید یا زیر لایه‌ای از یخ گیر افتاده‌اند. شاید هم تمدن پیشرفته‌ی فرازمینی ها با بلعیدن منابع طبیعی سیاره‌شان، موجب نابودی و مرگ آن‌ها شده است؛ سرنوشتی که می‌تواند در انتظار ساکنان زمین هم باشد.

با تمام این تفاسیر، احتمالا برای شنیدن صدای بیگانگان، تنها باید آرامش و صبر پیشه کنیم. زیرا عمر زمین به حدود ۴.۶ میلیارد سال می‌رسد؛ در حالی که تحقیقات روی دنیاهای بیگانه کمتر از ۱۰۰ سال است که جریان دارد.

نخستین تصویر واقعی سیاهچاله در ۲۱ فروردین منتشر خواهد شد

نخستین تصویر واقعی سیاهچاله در 21 فروردین منتشر خواهد شد

تصویر واقعی سیاهچاله (Black hole) برای نخستین بار در ۲۱ فروردین منتشر خواهد شد. تاکنون تمامی تصاویر مربوط به سیاهچاله‌ها به نوعی شبیه‌سازی‌های گرافیکی علمی بوده‌اند، اما دانشمندان تصویر واقعی آن را به زودی منتشر خواهند کرد.

دانشمندان پروژه‌ی تلسکوپ افق رویداد (Event Horizon) به علاقه‌مندان به پدیده‌های نجومی نوید داده‌اند که نخستین تصویر واقعی سیاهچاله را به زودی منتشر خواهند کرد. این تصویر به کمک مجموعه‌ای از تلسکوپ‌های رادیویی ثبت خواهد شد. محققان در خصوص این تصویر جزئیات زیادی را منتشر نکرده‌اند، اما انتظار می‌رود این تصویر از سیاهچاله‌ مرکز کهکشان راه شیری باشد.

زمان انتشار تصویر واقعی سیاهچاله

دانشمندان پروژه‌ی تلسکوپ افق رویداد اعلام کردند این تصویر در ۲۱ فروردین ۹۸ منتشر خواهد شد و علاقه‌مندان می‌توانند برای نخستین بار یک تصویر واقعی از سیاهچاله را تماشا کنند. گفتنی است جسمی که به درون سیاهچاله سقوط کند، امکان بازگشت وجود ندارد و تاکنون همه چیز برای درک سیاهچاله‌ها یک معما بوده است.