بایگانی دسته بندی ها: آسیا سی

تهدیدات اتمی یوفوها: رئیس جمهور ریچارد نیکسون

تهدیدات اتمی یوفوها: رئیس جمهور ریچارد نیکسون

در مطالب پیشین عنوان کردیم گه چگونه روسای جمهور آمریکا دیواری امنیتی حول اطلاعات یوفوها و موجودات فرازمینی کشیدند و ترور جان اف کندی تبدیل به سمبلی هولناک در برابر احتمال افشای اطلاعات توسط هر شخصی شد. اما این میزان از حفاظت اطلاعات، توانست از فعالیت‌های اتمی یوفوها بکاهد؟ رئیس جمهور ریچارد نیکسون چه نقشی در این میان داشت؟

در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۶۷، پایگاه هوایی مالم استروم واقع درمونتانا، دچار حادثه‌ای ناگهانی شد. پایگاهی که در آن زمان، تعداد زیادی موشک‌های “مینوت من” هسته‌ای را در محوطه‌ای به طول صدها کیلومتر پخش کرده بود که در همین راستا، مراکز کنترل پرتاب نیز در همان مکان حضور داشتند. در روز به‌خصوص مذکور، یعنی ۱۶ مارس، اتفاقی روی داد و تعدادی از پرسنل که روی سطح زمین فعالیت می‌کردند، گزارش دادند که یک شی بسیار درخشان و بزرگ، در حال کاهش ارتفاع به سمت زمین است! آن‌ها طی تماس تلفنی با مراکز فرماندهی زیر زمینی، با ستوان رابرت سالاس صحبت کرده و در حالی که سالاس نیز در حال مکالمه با افسر مافوقش بود، تمام موشک‌های اتمی یکی پس از دیگری از کار افتاده و خاموش شدند.

بدون شک ارتباطی میان حضور آن یوفو و از کار افتادن موشک‌های اتمی وجود داشت؛ اما این حادثه، آخرین دخالت اتمی یوفوها نبود و این قبیل از حوادث، منجر به شکل گیری توافق‌هایی میان روسیه و آمریکا شدند.

تهدیدات اتمی یوفوها و معاهده هسته‌ای

پس از دوران ریاست جمهوری کندی تا دوران به قدرت رسیدن ریچارد نیکسون، دخالت‌ و حملات یوفوها به مراکز هسته‌ای شوروی و آمریکا افزایش یافت و احتمال وقوع نبرد اتمی یا از دست رفتن کامل کنترل مراکز هسته‌ای، دو طرف را بیش از پیش نگران می‌کرد. در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۱۹۷۱، توافق نامه‌ای بین المللی توسط رئسای جمهور شوروی و آمریکا، یعنی برژنف و نیکسون، امضا شد تا احتمال وقوع جنگ هسته‌ای به حداقل برسد. یکی از مواردی که به‌وضوح در این معاهده اشاره شده بود، بسیار مرموز و تعجب آور است:

هر طرف باید به دیگری اطلاع دهد که شی یا اشیا پرنده ناشناس حاضر در حریم هوایی، متعلق به آن‌ها نیست.

شاید توافق نامه نیکسون برژنف، از وقوع یک تقابل هسته‌ای طی دوران جنگ سرد جلوگیری کرده باشد، اما پرونده‌های سازمان تحقیقاتی موفان نشان می‌دهد که میزان اطلاعات ریچارد نیکسون، بسیار فراتر از تهدیدات هسته‌ای جنگ سرد بوده است. ریچارد نیکسون، بسیار مجذوب یوفوها بود. وی طی دوران معاونتش در زمان ریاست جمهوری آیزنهاور در دهه پنجاه میلادی، اطلاعات زیادی در این باره جمع کرد. در همین راستا، شایعه‌ای وجود دارد که در سال ۱۹۷۴، او اسرارش را با دوست هنرمندش، یعنی جکی گیلسون که علاقه زیادی به یوفوها داشت، به اشتراک گذاشته است.

رویارویی با فضایی‌ها، پایگاه هوای هومستد

در سال ۱۹۷۴، ریچارد نیکسون طی یک قرار بازی گلف با دوست بازیگر و کمدینش، یعنی جکی گیلسون، به میامی می‌رود. آن‌ها تمام روز را طی بازی، درباره یوفوها صحبت می‌کنند تا این که در پایان شب، ریچارد نیکسون با ماشین شخصی خود و بدون حضور محافظان و ماموران امنیتی، به خانه گیلسون واقع در جنوب میامی می‌رود و به او می‌گوید که می‌خواهد چیزی به او نشان دهد.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که پس از خانه گیلسون، ماشین شخصی ریچارد نیکسون به مسیر خود در جنوب میامی ادامه داده و وارد پایگاه نیروی هوایی هومستد می‌شود. گیلسون در خاطراتش به یاد می‌آورد که سربازان با اسلحه خود جلوی ماشین را می‌گیرند و با دیدن رئیس جمهور، بسیار شوکه می‌شوند. نیکسون نیز بدون گفتن هیچ کلمه‌ای و با اشاره دست، دستور باز کردن راه را تا مرکز پایگاه می‌دهد. نیکسون، گیلسون را به نقطه‌ای امنیتی از پایگاه می‌برد، یعنی جایی که قطعات بازمانده از سقوط نگهداری می‌شود که نیکسون به آن نقطه، تالار اندرونی می‌گفت. در ادامه تالار، بین شش تا هشت فریزر با درب شیشه‌ای وجود داشت. زمانی که گیلسون به درون آن‌‌ها نگاه کرد، در وهله اول خیال می‌کند که در حال مشاهده جنازه چند کودک است؛ اما زمانی که دقت خود را بیشتر می‌کند، متوجه می‌شود که در حال تماشای جنازه موجودات فضایی است! درحالی که گیلسون در شوک عصبی بدی قرار داشته، به سرعت به خانه باز می‌گردد و تمام ماجرا را برای همسرش تعریف می‌کند و او نیز در ادامه شرح حال گیلسون، اذعان می‌کند که وی به مدت سه هفته توانایی خوردن چیزی را نداشت؛ زیرا نمی‌توانست درک کند که چرا دولت حضور موجودات فضایی را از مردم مخفی می‌کند.

هر چند هیچ مدرک رسمی‌ای از این رویداد وجود ندارد، اما اگر حقیقت داشته باشد، نشان دهنده دانش وسیع ریچارد نیکسون حول موضوعات مرتبط با یوفوها و موجودات فضایی بوده است. در سال‌های پس از دوران ریاست جمهوری نیکسون، پرونده‌ها نشان می‌دهد که دیگر رئسای جمهور چنین دسترسی کامل و گسترده‌ای به اطلاعات مذکور نداشتند.

بیل کلینتون، پشت درب‌های بسته امنیتی

به نظر می‌رسد در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون، تلاش او برای یافتن حقیقت درباره تاریخچه یوفوهای حاضر در آمریکا به دفعات با درب بسته رو به رو می‌شود. زمانی که کلینتون به ریاست جمهوری رسید، دوست نزدیکش، یعنی وبستر هابل را تبدیل به نفر دوم وزارت دادگستری کرد. وبستر هابل در کتابش اذعان می‌کند که بیل کلینتون از وی خواسته بود تا بر روی دو موضوع شخصا تحقیق کند. اول این که چه کسی جان اف کندی را به قتل رساند و دوم، آیا یوفوها واقعی هستند؟

در مدارک و نقل قول‌های موجود، گفته می‌شود که بیل کلینتون، هیلاری کلینتون و دوستان نزدیکشان، بارها تجربه برخورد با یوفوها را داشته و در همین راستا، خواستار دانستن حقیقت بودند. کلینتون در راستای کشف و افشای حقیقت یوفوها، در سال روز حادثه رازول، پرونده را دوباره باز می‌کند. نیروی هوایی در سال ۱۹۹۴، باری دیگر گزارش داد که مورد مذکور، تنها یک بالن هواشناسی سقوط کرده بوده و هیچ گونه مخفی کاری در این میان وجود ندارد. کیلنتون که به درب بسته خورده بود، باری دیگر به سراغ نیروی هوایی رفت و مستقیما درباره اجساد یافت شده در صحنه حادثه سوال کرد. نیروی هوایی نیز طی صدور گزارش نهایی با نام پرونده مختومه، گفت که آن‌ها فقط آدمک‌های آزمایشی بودند!

کلینتون نیز به‌عنوان رئیس جمهور نتوانست ساکت بماند، طی یک سخنرانی در کاخ سفید پس از سال روز رازول و در جشن کریسمس، گفت:

اگر نیروی هوای ایالات متحده آمریکا جسد موجودات فضایی را کشف کرده، من نیز از آن بی‌خبرم و همانند شما (مردم) خواستار دانستن حقیقت هستم.

برخلاف تلاش‌ها و تحقیقات کلینتون بر روی پرونده حادثه رازول، نتوانست اطلاعات جدیدی درباره یوفوها به‌وجود آورد و بسیاری فکر می‌کنند که اسرار موجود، به قدری محرمانه هستند که تمام رئسای جمهور نیز اجازه دسترسی به آن‌ها را ندارند! چرا که یکی از دوستان دانشمند کلینتون که علاقه زیادی به یوفوها داشته، در خاطرات خود نوشته که طی یک گفتگو، وی وجود موضوع یوفوها و موجودات فضایی را تایید کرده ولی هنگامی که بحث بازتر می‌شود، می‌گوید که متاسفم و دست‌های من مانند شما بسته است. پس باری دیگر این سوال مطرح می‌شود که رئیس جمهور آمریکا تا چه حد قدرت، اعتبار و دسترسی دارد؟ بدون شک نه آن قدری که مردم فکر می‌کنند و نه آن قدری خود آن‌ها انتظار دارند.

سال‌ها پس از پایان یافتن دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون، وی طی یک مصاحبه اذعان داشت:

من تلاش کردم تا در صورتی که مدارک سری دولت در این رابطه (یوفوها و موجودات فضایی) وجود دارد، پیدایشان کنم اما اگر چنین مدارکی وجود داشته باشد، آن‌ها را از من هم مخفی کردند. شاید نفراتی در جایی نشسته‌اند و این مدارک محرمانه را حتی از رئیس جمهور منتخب کشور نیز مخفی می‌کنند و اگر این طور باشد، با تمام قدرت موفق شدند تا من را دست به سر کنند.

پرونده‌های موفان نشان داد که برخی از رئسای جمهور به دالان محرمانه اطلاعات یوفوها و موجودات فضایی دسترسی داشتند؛ در حالی که بعضی دیگر بی‌خبر باقی ماندند.

نظر شما در این باره چیست؟ علت میزان گستردگی دسترسی ریچارد نیکسون و عدم دسترسی بیل کلنیتون به اطلاعات یوفوها و موجودات فضایی چه می‌تواند باشد؟

همکاری اطلاعاتی و علمی علیه یوفوها، عامل قتل جان اف کندی؟!

همکاری اطلاعاتی و علمی علیه یوفوها، عامل قتل جان اف کندی؟!

در مطالب پیشین، بررسی کردیم که چگونه روسای جمهور آمریک در زمان جنگ سرد، دیواری محرمانه حول اطلاعات یوفوها و موجودات فرازمینی بنا کردند. پس سوالی جدیدی مطرح می‌شود که آیا پس از دوران جنگ سرد، رئیس جمهوری توانست این دیوار امنیتی را به چالش بکشد؟ این شخص، جان اف کندی است.

رئیس جمهور جان اف کندی را می‌توان از پایه‌های اصلی این سیاست محرمانه نام برد؛ چرا که تجربه‌ به‌وجود آمده برای او، باعث شد تا روسای جمهور بعدی آمریکا هیچ گونه اطلاعاتی را از یوفوها و موجودات فرازمینی افشا نکنند.

یوفوها، عاملین جنگ بزرگ هسته‌ای

جان اف کندی در اوج دوران جنگ سرد به قدرت رسید و میان بحران‌های موشکی کوبا و رقابت‌های فضایی، با شوروی دست و پنجه نرم می‌کرد. در همین راستا واقع در تاریخ پنجم نوامبر ۱۹۶۱، رئیس جمهوری کندی متوجه شد که سیستم‌های راداری شوروی نمی‌توانند اشیایی را داخل حریم هواییشان شناسایی کنند که در بین آن‌ها، یوفوهای احتمالی نیز حضور دارند. نگرانی به‌وجود آمده، ناتوانی شوروی بود که این اشیا را نوعی تجاوز به حریم هوایی از سوی آمریکا تلقی کرده و نبردی ناخواسته صورت گیرد.

نگرانی مذکور، باعث ملاقات رئیس جمهور کندی با رئیس سی آی ای، یعنی آلن دالس در سال ۱۹۶۱ شد. دالس به کاخ سفید رفت تا موضوع ارسال ابزارهای مخفی به حریم هوایی شوروی، جهت سنجش میزان توانایی رادارهایشان را با رئیس جمهور درمیان بگذارد. بر اساس نتایج بدست آمده، دالس نگران بود که شوروی نمی‌تواند تفاوت میان یوفوها، هوhپیماها و موشک‌های بالستیک را تشخیص دهد و به همین دلیل، ممکن است یک یوفو را با موشکی آمریکایی اشتباه بگیرند و حمله‌ هسته‌ای شکل گیرد. رئیس جمهور کندی و کاخ سفید هیچ راه حلی پیش روی خود نیافتند؛ به جز مذاکره.

از جنگ سرد تا همکاری علیه فرازمینی‌ها

مخالفت‌های شدیدی با کندی و همراهانش شکل گرفت، اما وی بر تصمیمش مصمم بود و اعتقاد داشت که اتحادی میان آمریکا و شوروی شکل نخواهد گرفت، ولی وضعیت پیش آمده باید با مذاکره خاتمه یابد. موضوعات مورد بحث میان آمریکا و شوروی طی سال‌های ۱۹۶۱ الی ۱۹۶۳، مخفی و محرمانه باقی ماند؛ اما اتفاقی جالب توجه در یازدهم نوامبر ۱۹۶۳ روی داد. شوروی یک فضاپیمای بدون سرنشین به‌نام کازموس ۲۱ را پرتاب نمود. تاکنون ماموریت این فضاپیما ناشناخته باقی مانده ولی نکته جالب توجه، مشخص نبودن علت شکست این ماموریت است؛ چرا که کازموس ۲۱ موفق به عبور از اتمسفر نشد!

روز بعد از این پرتاب ناموفق، رئیس جمهور کندی یک دستور عملیات امنیت ملی صادر کرد و طی آن از ناسا خواست با برنامه فضایی شوروی همکاری کند. در ادامه نیز طی ارسال یادداشتی به رئیس سازمان سی آی ای، دستور ارائه مدارک محرمانه حول یوفوها به شوروی و تبادل اطلاعات را صادر نمود.

شاید ما هیچ‌گاه نتوانیم اطلاعات و اسرار پشت پرده کازموس ۲۱ را کشف کنیم، اما یک موضوع مشخص و غیر قابل انکار باقی می‌ماند؛ شکست ماموریت کازموس ۲۱ باعث عدم اجرا شدن دستورات کندی و قتل او شد!

جان اف کندی، قهرمان ناکام جنگ سرد

یادداشت رئیس جمهور کندی به سی آی ای، در ۱۲ نوامبر سال ۱۹۶۳ نوشته و ابلاغ شد و درست ده روز بعد، وی ترور شد. برخی ادعا می‌کنند که یک توضیح احتمالی برای ترور کندی ممکن است به علاقه او درباره اشتراک گذاری اسرار یوفوها با شوروی ارتباط داشته باشد. کندی در خیلی جهات و در بسیاری از سیاست‌ها از جمله یوفوها در برابر نخبگان امنیت ملی، درگیر جنگ و کشمکش بود.

مرگ رئیس جمهور کندی، نقشه او برای اشتراک گذاری اطلاعات فرازمینی‌ها را ناکام گذاشت و پرونده‌های موفان نشان می‌دهد که پس از این وقایع، یوفوها در سال‌های آتی جنگ سرد، ویرانی‌های بسیاری را به‌وجود آورده و دو کشور آمریکا و شوروی را در خطرات بسیار بزرگی قرار دادند. از دست دادن کنترل پایگاه‌ها و مراکز هسته‌ای و قرار دادن بمب‌های اتمی در حالت پرتاب، جهان را تا مرز وقوع جنگ جهانی سوم و نابودی حیات بر روی کره زمین پیش برد.

نظر شما در این باره چیست؟ آیا آخرین دستورات رئیس حمهور جان اف کندی، باعث ترور او شد؟

کاوشگر نیوهورایزنز از دورترین جرم منظومه شمسی عکس گرفت

کاوشگر نیوهورایزنز از دورترین جرم منظومه شمسی عکس گرفت

کاوشگر نیوهورایزنز (New Horizons) از دورترین جرم منظومه شمسی به نام آلتیما تولی (Ultima Thule) عکس گرفت. حالا ناسا می‌تواند با بررسی این تصاویر اطلاعاتی درباره پیدایش دورافتاده‌ترین جرم منظومه شمسی جمع‌آوری کند.

کاوشگر New Horizons یا افق‌های نو اولین کاوشگر آژانس فضایی ناسا آمریکا بود که با هدف بررسی سیاره پلوتون به فضا پرتاپ شد. فضاپیمای نیوهورایزنز در سه سال پیش توانست از کنار پلوتون عبور کند و تصاویر متعددی از سطح این سیاره کوتوله ثبت کرد. این کاوشگر در ادامه شانس ملاقات با دورترین جرم منظومه شمسی را پیدا کرده است و در جدیدترین فعالیت خود توانست از سطح جرم ۳۰ کیلومتری آلتیما تولی عکس‌برداری کند. این برای نخستین بار است که یکی از ساخته‌های دست بشر به نزدیکی این جرم آسمانی رسیده است.

نخستین تصویر از آلتیما تولی

اولین تصویر کاوشگر نیوهورایزنز از آلتیما تولی

مدتی قبل ناسا اعلام کرده بود که کاوشگر نیوهورایزنز به زودی از فاصله ۳۵۰۰ کیلومتری جرم صخره‌ای آلتیما تولی (Ultima Thule) عبور خواهد کرد که سرانجام در نخستین روز‌های سال ۲۰۱۹ نیوهورایزنز از کنار دورترین جرم منظومه شمسی عبور کرده و تصاویری را نیز از آن ثبت کرده است. هرچند تصاویر مخابره شده از سوی کاوشگر افق‌های نو از کیفیت خوبی برخوردار نیست، اما در این تصاویر جرم آلتیما تولی تا حدودی به گوی‌های بازی بولینگ شبیه است.

جرم آلتیما تولی در انتهای منظومه شمسی و بعد از سیاره نپتون قرار دارد و ارسال تمامی اطلاعات کاوشگر نیوهورایزنز به زمین ممکن است چند سال طول بکشد. ناسا ساعاتی بعد از انتشار تصاویر اولیه، عکس واضح‌تر و باکیفیت‌تری را منتشر کرد که در آن، آلتیما تولی شبیه به یک آدم برفی است.

فضاپیمای اوزیریس رکس حرکت در مدار بنو را آغاز کرد

فضاپیمای اوزیریس رکس حرکت در مدار بنو را آغاز کرد

چندی پیش فضاپیمای اوزیریس رکس (OSIRIS-REx) متعلق به ناسا پس از دو سال سفر در فضا در نهایت به سیارک بنو (Bennu) رسید. اوزیریس رکس توانست خود را در ماه دسامبر گذشته به بنو برساند و هم اکنون بر مدار سیارک در حال گردش است.

فضاپیمای اوزیریس رکس متعلق به ناسا پس از رسیدن به سیارک بنو وارد فاز دوم از ماموریت خطیر خود شد که همانا ورود موفقیت آمیز به داخل مدار بنو بود. اوزیریس رکس هم اکنون بر مدار بنو در حال گردش است، سیارکی که در واقع کوچکترین جرم منظومه شمسی است که یک کاوشگر بر مدار آن می چرخد.

هدف اصلی از اعزام فضاپیمای اوزیریس رکس رسیدن به سیارک بنو بود که ناسا توانست با موفقیت این ماموریت را انجام دهد. دو سال پرفراز و نشیب طول کشید تا در نهایت فضاپیمای اوزیریس رکس بتواند خود را به سیارک اسرار آمیز بنو ملحق کند.

جاذبه ضعیف بنو تهدیدی برای اوزیریس رکس

پس از رسیدن اوزیریس رکس به بنو، تیم تحقیقاتی به سرعت فعالیت خود را در زمینه اندازه گیری و نقشه برداری سطح سیارک آغاز کرد. آنها به همه اطلاعات حیاتی جهت ورود به مدار سیارک نیاز داشتند، زیرا جاذبه ضعیف سیارک بنو یکی از مخاطراتی بود که می توانست ورود اوزیریس رکس به مدار سیارک را با تهدید مواجه کند.

به نظر می رسد تیم تحقیقاتی ناسا موفق شده تا تمامی اطلاعات مورد نیاز برای ورود به مدار بنو را کسب کند، زیرا هم اکنون اوزیریس رکس بر مدار بنو در حال گردش است. این موفقیت یک رکورد جدید محسوب می شود، زیرا بنو تنها هزار و ۶۴۰ فوت پهنا دارد. این رکورد تا قبل از این متعلق به کاوشگر هایابوسا از کشور ژاپن بود که بر مدار سیارک ریوگو در حال گردش بوده است.

البته فضاپیمای اوزیریس رکس یک دستاورد بی سابقه دیگر نیز داشته است زیرا موفق شده خود را به نزدیک ترین فاصله از بنو برساند تا جاییکه کمترین فاصله این دو در حدد یک مایل است.

ورود به مدار بنو یک دستاورد عظیم علمی و فناورانه برای ناسا بود، زیرا همانطور که قبلا اشاره شد جاذبه این سیارک بسیار ضعیف است و عناصر تهدیدآمیز دیگری نیز نظیر تشعشعات خورشیدی و فشار زمین گرمایی سطح بنو نیز وجود دارند. همه این فاکتورها می توانند اوزیریس رکس را در مدار سیارک سرگردان کنند.

اوزیریس رکس در جستجوی مکانی امن بر روی بنو

هم اکنون تیم تحقیقاتی ناسا می تواند با خیال تقریبا راحت وارد فاز دوم شود. ناسا قصد دارد مکانی عاری از سنگ و صخره و نیز امن پیدا کند تا در نهایت اوزیریس رکس خود را به آنجا رسانده و نمونه برداری لازم را انجام دهد.

اعزام فضاپیمای اوزیریس رکس به فضا در سال ۲۰۱۶ آغاز شد. ماموریت خطیر این کاوشگر نمونه برداری از سطح سیارک بنو و بازگرداندن نمونه ها به زمین است. بررسی نمونه های بازگردانده شده از این سیارک به زمین می تواند برای اخترشناسان و پژوهشگران بسیار هیجان انگیز باشد، زیرا آنها قادر خواهند بود به فهم دقیق ترین از چگونگی شکل گیری منظومه شمسی در ۴ و نیم میلیارد سال پیش و تکامل زمین برسند.

پس از آنکه فضاپیما بر روی منطقه امن فرود آمد باید بسرعت نمونه ها را از روی سیارک جمع آوری کند و به سرعت سفر بازگشتی خود به زمین را آغاز نماید. بازگشت فضا پیما در سال ۲۰۲۱ صورت خواهد گرفت و برآورد شده است تا دو سال پس از آن یعنی در سال ۲۰۲۳ فضاپیمای اوزیریس رکس بر روی صحرای یوتا فرود بیاید.

یک نظریه پرطرفدار در میان ستاره شناسان وجود دارد مبنی بر اینکه سیارک ها نقش بسیار مهمی در خصوص شکل گیری حیات بر روی زمین داشته اند. بر اساس این تئوری اولین نشانه های حیات از طریق سیارک ها و در برخورد آنها با زمین به سیاره ما آورده شده است.

بنو یک سیارک کربنی است، از سویی کربن نیز یکی از عناصر اصلی در شکل گیری حیات تلقی می شود. تصور بر این است که سیارک های کربنی به همان صورت ابتدای شکل گیری منظومه شمسی باقی مانده اند و این احتمال وجود دارد که سیارک بنو میزبان ترکیبات مختلفی خاصی باشد که منشا شکل گیری حیات بر روی زمین بوده است.

مریخ نورد کنجکاوی روانه بررسی شی درخشان اسرارآمیز بر روی مریخ شد

مریخ نورد کنجکاوی روانه بررسی شی درخشان اسرارآمیز بر روی مریخ شد

مریخ نورد کنجکاوی ناسا به سوی یک شی درخشان بر روی سیاره سرخ اعزام شده تا به تحقیق در مورد ماهیت آن بپردازد و به گمانه زنی ها در مورد ماهیت این شی اسرارآمیز پایان دهد.
ناسا اخیرا با مشاهده یک شی درخشان بر روی سیاره مریخ دچار سردرگمی شده و با اعزام مریخ نورد کنجکاوی سعی دارد تا ماهیت واقعی آن را کشف نماید.

یقینا همه شما هر از گاهی با اخبار مربوط به مشاهده اشیا مشکوک بر روی مریخ برخورد کرده اید، اجسامی که کارشناسان و مردم عادی را متعجب و حیرت زده می کنند و گاهی موجبات ترس آنها را فراهم می نمایند. اما جدیت مورد اخیر تا آنجاست که ناسا مجبور شده برای شناخت از شی درخشان بر روی سیاره سرخ، مریخ نورد کنجکاوی را به سمت آن گسیل کند.

کارشناسان ناسا عقیده دارند که این شی درخشان یک شهاب سنگ است که نیمی از آن در پوسته مریخ فرو رفته و نیمه دیگر آن بیرون و قابل مشاهده است.

سال ۲۰۱۲ بود که مریخ نورد کنجکاوی توانست سطح مریخ را لمس کند و از آن زمان به مدت شش سال در حال انجام ماموریت های متعدد بر روی سیاره سرخ بوده است. مریخ نورد کنجکاوی شناخت انسان از مریخ را دچار تحولی عمیق کرده است و اطلاعات بسیار ارزشمندی از گذشته این سیاره پر رمز و راز در اختیار انسان های ساکن در سیاره همسایه گذاشته است.

مریخ نورد کنجکاوی دارای ۱۷ دوربین مختلف پیشرفته است که با استفاده از آنها موفق شده تاکنون هزاران تصویر ارزشمند و تاریخی از سیاره سرخ را به زمین ارسال نماید. بسیاری از این تصاویر نمایشگر اجسام و اشیا بسیار اسرار آمیز و مشکوک بر روی سیاره مریخ بوده اند.

مریخ نورد کنجکاوی به دنبال شی اسرار آمیز

کارشناسان ناسا به این تصاویر علاقمندند و به راحتی از کنار آنها نمی گذرند، زیرا این احتمال وجود دارد که قبلا بر روی سیاره سرخ حیات وجود داشته است و احتمال دیگری که ناسا به آن تمایل دارد ساخت اشیا و اجسام یاد شده توسط تمدن های فرازمینی است.

البته در این بین طرفداران تئوری توطئه نیز علاقه بسیاری به این تصاویر اسرارآمیز مریخ نشان داده اند و آنها را نمایانگر وجود تمدن های فرازمینی عنوان کرده اند. جالب آنکه طرفداران تئوری توطئه تنها به مریخ اکتفا نمی کنند. از دیدگاه آنان حیات و تمدن های فرازمینی علاوه بر مریخ بر روی سیارات دیگر نیز وجود دارد.

برخی از آن ها معتقدند که در گذشته دور جنگی هسته ای بر رو مریخ روی داده است و همین امر باعث شده تا هیچ نشان مشخصی از تمدن این سیاره باقی نماند.

برخی از محققان تاکید دارند که سیاره مریخ دارای میزان مشخص از عنصر شیمایی اکسون بوده است که تقریبا به اندازه اکسون موجود در زمین است، اما روی دادن یک جنگ هسته ای درصد اکسون در اتمسفر مریخ را به شکل بی سابقه ای تغییر داده و این بدان معناست که بر روی مریخ برخورد هسته ای رخ داده است. در واقع درصد اکسون موجود در اتمسفر مریخ به اندازه مکان هایی بر روی زمین است که آزمایشات هسته ای در آنجا انجام شده است.

بر همین اساس چنین اشیا نورانی بر روی مریخ طرفدارن بسیاری دارد، زیرا می تواند مدرکی دال بر صحت رخ دادن جنگ هسته ای بر روی سیاره سرخ باشد. از سویی هستند محققانی که این موضوع را به پدیده ای به نام پاریدولیا (Pareidolia) نسبت می دهند که یک پدیدهٔ روان‌شناختی است و در آن، فرد علایم یا صداهایی را که ادراک می‌کند به صورت معنادار می‌شناسد. از مثال‌های مشخصی که در این خصوص زده می‌شود می‌توان به دیدن چهره در ابرها، دیدن چهره در ماه، شنیدن پیام‌های ناشناخته وقتی نوار یا صدای ضبط‌ شده به‌صورت برعکس پخش می‌شود. اشاره کرد. در واقع انسان در حالت پاریدولیا تمایل دارد تا تصاویر و یا پدیده های ناشناخته را با الگوهای ذهنی شناخته شده خود تطابق دهد و به آنها معنا ببخشد.

به هر حال مریخ نورد کنجکاوی به سمت شی نورانی و درخشان اعزام می شود. گولانسی کوچک نامی است که ناسا برای این شی انتخاب کرده و قرار است مریخ نورد کنجکاوی با دوربین موسوم به چم کم خود به تصویر برداری از آن و تجزیه و تحلیل اطلاعات بپردازد. دوربین چم کم مریخ نورد کنجکاوی با پرتاب اشعه لیزر کار می کند و در ادامه به تحلیل مواد بخار شده و ترکیبات آن خواهد پرداخت.

درخشان بودن این شی باعث شده تا اکثر گمانه زنی ها به سمت شهاب سنگ بودن شی جهت دهی شود، اما ناسا هرگز بر مشاهداتی از این دست متکی نیست و دیتاهای شیمایی تنها مدرک مورد استناد ناسا برای تئوری پردازی در خصوص چنین اشیا درخشانی هستند.

زمان قبل از بیگ بنگ هم وجود داشته است!

زمان قبل از بیگ بنگ هم وجود داشته است!

یک تاویل جسورانه از نسبیت عام انیشتین بر آن است که بیگ بنگ آغازگر همه چیز نیست و زمان قبل از بیگ بنگ هم وجود داشته است.

تیمی از فیزیکدان ها اخیرا اعلام کرده اند که نمی توان بیگ بنگ را آغازگر همه چیز عنوان کرد، زیرا احتمال می رود قبل از بیگ بنگ زمان وجود داشته است. آنان معتقدند اگر زمان را به عقب برگردانیم هرگز به نقطه ای نمی رسیم که زمان صفر باشد.

بیایید با هم به این موضوع بپردازیم که چرا برخی از فیزیک دان ها اعتقاد دارند که بیگ بنگ را نمی توان آغاز گر همه چیز عنوان کرد. در حدود ۹۰ سال پیش ستاره شناسی بلژیکی بنام ژرژ لومتر اعلان داشت که تغییر در نور ساطع شده از کهکشان ها بدان معنا است که آنها در حال فاصله گرفتن از هم هستند و کیهان در حال انبساط است.

این بدان معناست که هر قدر به عقب برگردیم کیهان منقبض تر و کوچک تر بوده است. حال ساعت زمان را همچنان به عقب برگردانید و آن را آنقدر عقب بکشد تا با ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون سال پیش برسید. در این زمان کیهان آنقدر کوچک شده که به مرحله تکینگی رسیده است و اندازه آن به شکلی باور نکردنی کوچک است.

در این زمان همه مواد کیهان در یک جا جمع شده است و تکینگی یاد شده از جرمی بی نهایت برخوردار بوده است. گزاره های فوق در واقع دیدگاه استیون هاوکینگ را بیان می کند. هاوکینگ چندین سال پیش فرضیات فوق را در قالب یک سخنران با محوریت آغاز زمان ارائه داد.

هاوکینگ در اواخر عمر خود برای فهم بیشتر ابعاد فضازمان بیگ بنگ آن را با قطب جنوب مقایسه کرد. هاوکینگ با استفاده از این استعاره مطرح می کند که جنوب تر از قطب جنوب هیچ منطقه جنوبی وجود ندارد و لذا وراء و یا قبل از بیگ بنگ هم هیچ چیزی وجود نداشته است. اما برخی از فیزیک دان ها عقیده دارند که وراء بیگ بنگ چیز هایی وجود داشته است.

در تئوری های ارائه شده توسط هاوکینگ و راجر پنروز ریاضیدان، ادعا می‌شود که راه‌های موجود برای حل معادلات نسبیت عام ناقص هستند. معمولا گفته می‌شود که فیزیک و قوانین آن در شرایط تکینگی شکست می‌خورند و ما با آمیزه‌ای از گمانه‌زنی‌هایی تنها خواهیم ماند که برای حل و فهم آنها نمی‌توانیم به‌طور کامل به فیزیک امیدوار باشیم.

فیزیکدانان از مدل‌های مختلفی برای توصیف تهی بودن فضای خالی استفاده می‌کنند. قانون نسبیت عام انیشتین یکی از آن‌ها است و گرانش در آن وابسته به هندسه‌ی بستر نهانی جهان هستی نشان داده می‌شود.

برخی مطرح می کنند که باید به جهان های موازی اعتقاد داشته باشیم که ممکن است در آنها زمان در حال بازگشت به عقب باشد و برخی هم به جهان بازتولید شده معتقدند.

مخالفت فیزیک دان ها با مقوله زمان قبل از بیگ بنگ

اما تیمی از فیزیک دان ها اخیرا مدل دیگری را مطرح کرده اند. آنها اعتقاد دارند که شکست فیزیک در زمینه زمان و عدم ارائه توضیحی منطقی در این خصوص به خاطر تضاد در مورد یک نقطه خاص از زمان است که توسط نسبیت عام تعریف شده است. آنان همچنین تاکید دارند که چیزی فراتر از بیگ بنگ هم وجود دارد.

فیزیک دان های یاد شده قصد دارند با مدل جدید خود به جهت دهی مجدد صحنه ای بپردازند که فیزیک بر روی آن بازی می کند. در این مدل بجای عبارت تکینگی، از تعبیر نقطه‌ی ژانوس استفاده کرده‌اند که اشاره به نام یکی از رب النوع های رم باستان دارد.

هنگامی که ما زمان را برمی‌گردانیم، موقعیت‌ها و مقیاس‌های چیزهایی که جهان را شکل می‌دهند، به‌صورت یک پنکیک دوبعدی در می‌آیند. این پنکیک با عبور از نقطه‌ی ژانوس، دوباره تبدیل به یک چیز سه‌بعدی می‌شود. البته اینکه گزاره های یاد شده در فیزیک به چه مفهومی هستند و از منظر فیزیکی دقیقا چه اتفاقی رخ می‌دهد دشوار است.

به یقین مشاجرات این حوزه در آینده نیز تشدید می شود. شاید هم مناظره ای مشابه بین دانشمندان جهان آینه‌ای در آن سوی نقطه‌ی ژانوس در جریان باشد.

ماه گرفتگی ۱ بهمن ۹۷ ؛ آخرین خسوف کامل تا سال ۱۴۰۰

ماه گرفتگی 1 بهمن 97 ؛ آخرین خسوف کامل تا سال 1400

در تاریخ ۲۱ ژانویه ۲۰۱۹ کره زمین با قرار گرفتن بین خورشید و ماه، سایه خود را روی این قمر خواهد انداخت. ماه گرفتگی ۱ بهمن ۹۷ آخرین خسوف کامل تا بهار سال ۱۴۰۰ است؛ هر چند که در این فاصله، چند خسوف جزئی را در پیش خواهیم داشت.

وقوع ماه گرفتگی کامل، چندان نادر نیست و آخرین بار در تابستان گذشته شاهد چنین پدیده‌ای بوده‌ایم؛ اما ماه گرفتگی ۱ بهمن ۹۷ اندکی تفاوت دارد و این موضوع در نام آن نیز متجلی است. از این خسوف با نام «ابرماه گرگ خونین» یا super blood wolf moon یاد می‌شود.

درباره ماه گرفتگی ۱ بهمن ۹۷

این نامگذاری بر پایه زمان‌ وقوع خسوف و موقعیت ماه نسبت به زمین صورت گرفته است. در جریان ماه گرفتگی‌های کامل، تاثیر اتمسفر زمین روی نور عبوری خورشید سبب می‌شود که ماه به رنگ نارنجی یا قرمز جلوه کند و به همین دلیل، عبارت ماه خونین (blood moon) برای توصیف آن به کار می‌رود. از طرفی ماه گرگ (wolf moon)، لقبی است که روی ماه کامل ژانویه نهاده‌اند (هر ماه کامل اسم مخصوص به خود را دارد). نزدیک بودن ماه در این موقع از سال به زمین نیز، سبب بزرگتر به نظر رسیدن آن می‌شود که به همین دلیل، پیشوند ابَر (super) در مقابل نام آن قرار می‌گیرد.

البته ماه گرفتگی ۱ بهمن ۹۷ در آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، گرینلند، ایسلند، غرب اروپا و آفریقا به طور کامل قابل مشاهده است و ساکنان سایر مناطق دنیا، آن را به صورت خسوف جزئی مشاهده خواهند کرد. بر اساس اعلام ناسا، گرفت کامل ۱ ساعت و ۲ دقیقه به طول می‌انجامد و زمان اوج گرفتگی به وقت ایران، ساعت ۸:۴۲ صبح خواهد بود.

چرایی سرخ‌پوش شدن ماه

در جریان یک خسوف کامل، ماه ابتدا سایه خارجی زمین را که penumbra یا نیم سایه نام دارد، لمس کرده و در ادامه به سمت umbra یا تمام سایه حرکت می‌کند. پس از آن، بار دیگر وارد نیم سایه می‌شود. اما علت قرمز به نظر رسیدن ماه چیست؟

پراکنش نور آبی خورشید در اثر اتمسفر زمین و تشکیل ناحیه نیم‌سایه (Penumbra)
انکسار نور قرمز خورشید، افتادن آن روی ماه و تشکیل ناحیه تمام‌سایه (Umbra)

گاز نیتروژن، تشکیل دهنده‌ی حدود ۸۰ درصد از اتمسفر زمین است و باقی آن، عمدتا به اکسیژن اختصاص دارد. این ترکیب گازی در مواجهه با نور سفید خورشید (که ترکیبی از تمامی طیف‌های رنگی است) طیف‌‌ رنگ‌های آبی و بنفش را پراکنده می‌کند؛ علت آبی دیده شدن آسمان در طول روز نیز همین موضوع است.

هنگام وقوع ماه گرفتگی کامل، اتمسفر زمین باعث پراکنش نور آبی خورشید و انکسار نور قرمز آن می‌شود؛ به این ترتیب یک سایه قرمز رنگ را درون umbra ایجاد می‌کند و این‌چنین است که به نظر می‌رسد ماه، جامه‌ای قرمز بر تن دارد.

فضانورد سابق ناسا: سفر انسان به مریخ ایده خوبی نیست

فضانورد سابق ناسا: سفر انسان به مریخ ایده خوبی نیست

ویلیام آندرس، یکی از فضانوردان فضاپیما آپولو ۸ در خصوص سفر انسان به مریخ گفت برنامه‌های ناسا برای فرستادن انسان به چهارمین سیاره منظومه شمسی، ایده خوبی نخواهد بود و مسخره است.

ویلیام آندرس (William Anders)، خلبان ماژول قمری آپولو ۸ بود که در صبح روز ۲۱ دسامبر سال ۱۹۶۸ برای بررسی مدار کره ماه به فضا فرستاده شد و سرانجام پس از ۱۰ بار گردش در مدار کره ماه و ثبت تصاویری خاطره‌انگیز به سلامت روی کره زمین فرود آمدند. ویلیام آندرس ۸۵ ساله اخیرا در مصاحبه‌ای از برنامه‌ ناسا برای سفر انسان به مریخ انتقاد کرده است و فرستادن انسان به چهارمین سیاره منظومه شمسی را یک طرح مسخره می‌داند.

ویلیام آندرس در سن ۸۵ سالگی

چرا سفر انسان به مریخ ایده خوبی نیست؟

ویلیام آندرس اظهار کرد بسیاری از مردم در خصوص ارسال چنین وسایل گرانی و آن‌ هم با هدف فرستادن انسان به کره مریخ موافق نیستند و از آن حمایت نمی‌کنند. از این رو چنین ایده‌ای مناسب نبوده و یک طرح مسخره است. از سویی ناسا قصد دارد با برنامه‌ای موسوم به آپولو ۱۷ پس از ۴۶ سال مجددا به کره ماه سفر کند، اما ویلیام آندرس در این خصوص عنوان می‌کند چنین طرحی به یک برنامه شغلی برای ناسا تبدیل شده و برنامه سفر به ماه نیز بسیار پیش پا افتاده محسوب می‌شود؛ زیرا ما در سال‌های گذشته چنین برنامه‌ای را انجام داده‌ایم. هرچند ناسا روی مدار زمین متمرکز شده که چنین کاری اشتباه است. حتی برنامه شاتل فضایی هم طبق برنامه پیش نرفت و فقط یک پرتاب هیجان‌انگیز را به دنبال داشت و در نهایت در سال ۲۰۱۱ از رده خارج شد.

همچنین فرانک بورمن به عنوان همکار آندرس و فرمانده آپولو ۸ عنوان کرد باید به اکتشافات فضایی سرنشین‌دار دید بازتری داشته باشیم، هرچند برای عملی کردن چنین طرح‌هایی می‌بایست حمایت‌های میلیاردی از سوی افرادی همچون ایلان ماسک و جف بزوس صورت بگیرد، اما ساخت کلونی‌های انسانی در کره مریخ، رویاپردازی بوده و دور از انتظار است.

آیا فرازمینی ها شبیه به موجودات زنده روی زمین هستند؟

آیا فرازمینی ها شبیه به موجودات زنده روی زمین هستند؟

چه چیزی شما را قانع خواهد کرد که فرازمینی ها در کیهان وجود دارند؟ این سوالیست که در واقع اصلی ترین سوال مطرح شده در کنفرانس زیست اخترشناسی دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا بوده است. آیا به نظر شما فرازمینی ها باید شبیه به موجودات زنده اطراف ما باشند؟

برای پاسخ به سوال مطرح شده در کنفرانس زیست اخترشناسی دانشگاه استنفورد مبنی بر اینکه چه چیزی انسان را قانع می کند که فرازمینی ها وجود دارند و یا اینکه آیا فرازمینی ها حتما باید شبیه به موجودات زنده متعارف باشند، پاسخ های مختلفی ارائه شد که هیچ یک قانع کننده نبود.

در نهایت یکی از دانشمندان حاضر در کنفرانس راهکار نهایی را رونمایی کرد و با نشان دادن یک عکس از فرازمینی ها قصد داشت نشان دهد که حیات فرازمینی ها هم باید از یک سری قوانین مربوط به حیات پیروی کند.

ما از کجا باید بدانیم که فرازمینی ها چه شکل و هیبتی دارند؟ در واقع اگر تصور کنیم که عکسی واقعی از فرازمینی ها به دستمان برسد ما چگونه می توانیم تشخیص دهیم که این عکس واقعیت دارد؟ ما که قبلا سابقه ای در دیدن و ملاقات با فرازمینی ها نداشته ایم. ممکن است فرازمینی ها دارای اشکال عجیب و بسیار متفاوتی در قیاس با موجودات زنده روی زمین باشند و مسیر دیگری از حیات را طی نموده باشند.

زیست اخترشناسی و تلاش برای شناخت بیشتر از فرازمینی ها

زیست اخترشناسی به مطالعه حیات بر روی دیگر سیارات می پردازد و در واقع یک حوزه بینا رشته ای مرکب از شیمی، ستاره شناسی و زیست شناسی است. این رشته علاقمندان بسیاری دارد و بخش خصوص و حتی ناسا مبالغ هنگفتی را برای توسعه این رشته هزینه می کنند. اما براستی زیست اخترشناسان به دنبال چه هستند؟

بر روی کره زمین همه می دانیم که چه تفاوت هایی بین موجودات و ارگانیزم های زنده با پدیده های بی جان وجود دارد. ارگانیزم های زنده از بخش های مختلف تشکیل شده اند که در همکاری با یکدیگر امکان بقا را فراهم می کنند. این همان اتفاقی است که در طبیعت بی جان مشاهده نمی شود.

موجودات زنده می خورند، بزرگ می شوند، زنده می مانند و تولید مثل می کنند. همه آنها برای بقا تلاش می کنند. زنده ماندن و تولید مثل دو مولفه اساسی موجودات زنده هستند. ما در صورتی وجود فرازمینی ها را تایید می کنیم که چنین ویژگی هایی را در آنها مشاهده نماییم.

انتخاب طبیعی و فرازمینی ها

در این بین چیزی وجود دارد که می تواند برای شناخت فرازمینی ها مفید باشد. فرازمینی ها هم متاثر از انتخاب طبیعی (natural selection) هستند که در نظریات داروین در خصوص تکامل به آن پرداخته شده است. بر اساس این نظریه موجودات زنده ای که بتوانند خود را با شرایط تطابق دهند شانس بقا بیشتری دارند. معیارهای انتخاب طبیعی همواره ثابت هستند و تغییر نمی کنند. در انتخاب طبیعی موجودات زنده تلاش می کنند تا ژنهای خود را بقا ببخشند و این کار را از طریق تولید مثل انجام می دهند.

موجودات زنده خیلی خودخواه هستند و همکاری آنها در جهت بقا است. ما زمانی همکاری می کنیم که منفعت همکاری به خودمان باز گردد. یک زنبور خود را فدای ملکه می کند تا ملکه صدها زنبور دیگر که که تداوم دهنده ژن زنبور مرده هستند را تولید کند.

انتخاب طبیعی مولفه های مشخصی دارد و می توان برای آن مدل های ریاضی طراحی کرد. همین غیر منعطف بودن انتخاب طبیعی باعث شده تا زیست اختر شناسان به آن علاقمند شوند. زیست اختر شناسان معتقدند فرازمینی ها هم باید از انتخاب طبیعی پیروی کرده باشند و بر این اساس می توان برخی از ویژگی های آنها را پیش بینی کرد.

بنابراین فرازمینی ها می بایست محصولی از انتخاب طبیعی باشند. انتخاب طبیعی از قوانین خاصی پیروی می کند و گونه های خاصی از ارگانیزم های زنده را تولید می کند. لذا زیست اخترشناسان با استفاده از نظریه ها انتخاب طبیعی و ریاضیات تکامل می توانند پیش بینی هایی در خصوص فرازمینی ها داشته باشند. هرگونه ای از حیات محصولی از انتخاب طبیعی است و این قانون شامل فرازمینی ها هم می شود.

اگر حیاتی در سیارات دیگر در جریان باشد متاثر از انتخاب طبیعی است و همین امر می تواند این امکان را برای زمینی ها فراهم کند تا به گمانه زنی در مورد ماهیت حیات فرازمینی ها بپردازد.

با این وجود انسان ها نگاه محدودی نسبت به حیات بر روی سیارات دیگر دارند، زیرا دی.ان.ای و زندگی کربن بنیان، تصور آنها از حیات را بشدت محدود کرده است. ممکن است این دو در سیارات دیگر وجود نداشته باشند و حیات از قوانین دیگری پیروی کند، اما به هر حال باید توجه داشت که انتخاب طبیعی یک قانون کیهانی است.

انتخاب طبیعی به دی.ان.ای، شیمی کربن و یا وجود آب وابسته نیست. انتخاب طبیعی فرایندی ساده و تنها راه تداوم حیات است. با توجه به تمامی مطالب مطرح شده زیست اخترشناسان اعتقاد دارند که فرازمینی ها هم باید دارای اجزای متفاوتی باشند که با یکدیگر همکاری می کنند. هر قسمت از بدن آنها با کلیت موجود در ارتباط است و برای فعالیتی خاص طراحی شده است.

زیست اخترشناسان با استفاده از نظریات داروین سعی دارند سوالات مختلفی در خصوص فرازمینی ها را پاسخ دهند و به یقین آنها در آینده بهره های بیشتری از نظریات داروین خواهند برد.

کاوشگر نیوهورایزنز با دورترین جرم منظومه شمسی ملاقات می‌کند

کاوشگر نیوهورایزنز با دورترین جرم منظومه شمسی ملاقات می‌کند

کاوشگر نیوهورایزنز (New Horizons) پس از عبور از کنار پلوتون، این‌بار با دورترین جرم منظومه شمسی به نام آلتیما تولی ملاقات خواهد کرد تا با گرفتن تصاویری از سطح آن، اطلاعاتی درباره پیدایش دورافتاده‌ترین جرم منظومه شمسی جمع‌آوری کند.

کاوشگر New Horizons یا افق‌های نو نخستین کاوشگر آژانس فضایی ناسا آمریکا بود که با هدف بررسی سیاره پلوتون به فضا پرتاپ شد. کاوشگر نیوهورایزنز در سه سال پیش توانست از کنار پلوتون عبور کند و تصاویر متعددی از سطح این سیاره کوتوله به ثبت برساند. این کاوشگر در ادامه شانس ملاقات با دورترین جرم منظومه شمسی را پیدا کرده است و در روز‌های آغازین سال میلادی جدید از کنار این جرم ۳۰ کیلومتری به نام آلتیما تولی عبور خواهد کرد. این ملاقات در فاصله ۶.۵ کیلومتری از کره زمین و در دورترین فاصله‌ای که یک وسیله دست ساخته بشر به آنجا رفته است رخ خواهد داد.

ملاقت کاوشگر نیوهورایزنز با آلتیما تولی

کاوشگر نیوهورایزنز با سرعت ۵۱ هزار کیلومتر در ساعت و از فاصله ۳۵۰۰ کیلومتری سطح یخی آلتیما تولی عبور می‌کند تا با گرفتن تصاویری از سطح آن، اطلاعاتی درباره پیدایش دورافتاده‌ترین جرم منظومه شمسی جمع‌آوری کند. هرچند اگر تجهیزات و دوربین‌های این کاوشگر به درستی تنظیم و هدف‌گیری نشوند، بدون شک جزئیات دورافتاده‌ترین جرم منظومه شمسی ثبت نخواهد شد. الیس بومن، مدیر عملیات کاوشگر نیوهورایزنز در این خصوص عنوان کرد آیا ما می‌توانیم به درستی از فاصله ۳۵۰۰ کیلومتری آلتیما تولی عبور کنیم و آیا می‌توانیم دوربین‌ها را به گونه‌ای تنظیم کنیم که این جرم دورافتاده دقیقا در وسط تصاویر ثبت شده قرار بگیرد یا خیر؟ پاسخ به این پرسش‌ها بزرگ‌ترین چالش این ماموریت محسوب می‌شود. این فضاپیما در روز‌های آینده تصاویری از مکان دقیق آلتیما برای مسئولان این عملیات ارسال خواهد کرد تا آن‌ها بتوانند دوربین‌ها و تجهیزات این کاوشگر را به درستی تنظیم کنند.

تصاویر ارسالی از تلسکوپ فضایی هابل در ۴ سال گذشته باعث کشف دورافتاده‌ترین جرم منظومه شمسی یعنی آلتیما تولی شد تا کاوشگر نیوهورایزنز پس از عبور از کنار پلوتون در ماموریت بعدی خود از آلتیما تولی عکس‌برداری کند. در گذشته برخی از محققان بر این باور بودند که احتمالا این جرم فضایی نیز همانند سایر اجرام در کمربند کایپر از غبار و یخ تشکیل شده و حدود ۴.۵ میلیون سال قبل در زمان پیدایش منظومه شمسی ایجاد شده باشد. هرچند برخی از نظریه‌های علمی این جرم را به صورت کشیده یا قلوه‌ای همچون سیب زمینی یا بادام زمینی می‌دانند و سطح آن باید بسیار تیره باشد؛ زیرا در میلیاردها سال قبل سطح آن به دلیل تابش اشعه‌های پرانرژی کیهانی از جمله ایکس ری سوخته است.

جزئیات ماموریت کاوشگر نیوهورایزنز

طبق خبر‌های منتشر شده از سوی ناسا، انتظار می‌رود در روز دوم ژانویه نخستین تصاویر از فاصله کاوشگر نیوهورایزنز با آلتیما تولی به زمین ارسال شود، اما برای مشاهده تصاویر بهتر باید تا سوم ژانویه منتظر ماند. از سویی این کاوشگر حدود ۶.۵ میلیارد کیلومتر با زمین فاصله دارد و به همین دلیل زمان ارسال امواج این کاوشگر به زمین بیش‌ از ۶ سال طول می‌کشد. الن استرن، محقق اصلی کاوشگر نیوهورایزنز عنوان کرد سرعت انتقال داده‌های این کاوشگر بسیار پایین و حداکثر ۱۰۰۰ بیت در ثانیه است و برای ارسال تمامی داده‌های آن به زمین حدود ۲۰ ماه طول می‌کشد. از این رو مسئولان این کاوشگر از ناسا درخواست کردند که بودجه ویژه‌ای را برای ادامه ماموریت این کاوشگر اختصاص دهد؛ زیرا آن‌ها می‌خواهند پس از موفقیت در این ماموریت، مجددا مسیر کاوشگر را تغییر دهند تا بتوانند یک جرم دیگر از کمربند کویپر را در ۱۰ سال آینده رصد کنند. از سویی کاوشگر نیوهورایزنز به باتری‌های پلوتونیومی مجهز است که به‌راحتی به آن اجازه می‌دهد تا سال‌ها با زمین در ارتباط باشد.