بایگانی دسته بندی ها: آسیا سی

اکسیژن موجود در منابع آبی مریخ برای شکل گیری حیات کفایت می‌کند

اکسیژن موجود در منابع آبی مریخ برای شکل گیری حیات کفایت می‌کند

وجود یا عدم وجود منابع آبی مریخ یکی از دغدغه های دیر پای بشر و در راس آن اختر شناسان و دانشمندان بوده است. در واقع سوالات مربوط به منابع آبی مریخ و نیز وجود اکسیژن در آن تنها محدود به سیاره سرخ نمی شود، بلکه با مقوله عظیم تری یعنی منشا حیات در ارتباط است.

تا همین اواخر کره مریخ سرزمین خشک و جهنمی از خاک و تشعشعات خطرناک کیهانی تصور می شد که قادر به حمایت از هیچ گونه حیات بر روی خود نبود؛ اما تحقیقات نشان داد که تصورات قالب در خصوص همسایه زمین تا حدودی اشتباه است و باید در این خصوص بازنگری صورت گیرد، زیرا توسعه و پیشرفت فناوری به بشر این امکان را داد تا در نهایت وجود منابع آبی مریخ را تایید کند.

دانشمندان و اختر شناسان حتی تا آنجا پیش رفته اند که احتمال وجود دریاچه های آب شیرین در لایه های زیرین مریخ را تایید کرده اند. حال که وجود منابع آبی مریخ تایید شده است، امید پژوهشگران برای یافتن سر نخ هایی از حیات بر روی این کره مرموز تقویت شده است.

در این بین آنها در تحقیقات اخیر خود بر روی یک مقوله بسیار مهم متمرکز شدند؛ اینکه آیا منابع آبی مریخ  در برگیرنده اکسیژن کافی برای پشتیبانی از حیات هست یا خیر؟ وجود اکسیژن در منابع آبی زمین یکی از مولفه های ضروری حیات است. اگر قرار باشد منابع آبی مریخ  هم حیات را در خود جای دهند باید در برگیرنده اکسیژن کافی باشند.

وجود اکسیژن کافی در منابع آبی مریخ

تحقیقات اخیر در نهایت به نتایجی منتهی شده که می تواند یکی از خوش ترین اخبار برای منجمان باشد؛ اینکه در منابع آبی مناطق قطبی مریخ که شامل دریاچه های آب شیرین در لایه های زیرین است، اکسیژن کافی به منظور پشتیبانی از حیات ذخیره شده است.

چنین ویژگی می تواند بسیار هیجان انگیز باشد، زیرا بشر را به کشف حیات در مریخ یک قدم نزدیک تر کرده است و مهمتر اینکه حتی ساکنان زمین با این کشف می توانند امیدوار باشند که حیات بر روی مریخ از حالت ساده حیات میکروبی فراتر رفته و حتی گونه هایی از جانداران کوچک مثل اسفنج ها در آنجا زندگی می کنند.

بر گردیم به ۴ میلیارد سال پیش. زمانیکه مریخ شباهت بسیاری به همسایه کنونی خود یعنی زمین داشت. چنین شرایطی می توانست به مریخ این امکان را بدهد تا پشتیبان حیات باشد.  در آن زمان مریخ دارای اتمسفری ضخیم و نیز نهرهای عظیم آب جاری بر روی پوسته خود بود. مریخ همچنین دارای سیستم آتشفشانی فعال بود.

اما امروز خبری از آن شرایط نیست. سطح مریخ خشک و سرد است. درجه حرارت بر روی آن در طول روز بین ۴۱ تا ۵۰ درجه فارنهایت است و در شب به منفی ۱۴۸ تا منفی ۱۸۴ درجه می رسد. فشار اتمسفر مریخ کنونی یک درصد فشار اتمسفر زمین است و در این صورت هر نوع آب جاری بر روی آن به سرعت به درون اتمسفر تبخیر می شود.

بر این اساس منابع آبی مریخ  در زیر لایه های رویی به دام افتاده است. سیستم آتشفشانی هم کاملا مرده است. تنها یادگاری مریخ قدیم وجود میادین مغناطیسی در نیمکره جنوبی است که این نیمکره را از آسیب های شدید تشعشعات خورشیدی محافظت می کند. این شرایط باعث شده بود تا به ذهن هیچ دانشمندی خطور نکند که مریخ کوچکترین شانسی برای بقا حیات بر روی خود داشته باشد. اما بتدریج و با کشفیات متعدد، انسان به وجود آب و حیات بر روی مریخ امیدوار شد.

مسیری که به تایید منابع آبی مریخ منتهی شد

کشفیات مارز اکسپرس و کیوریاسیتی رگه هایی از متان بر روی مریخ را نشان می دادند. دانشمندان تصور می کردند که منشا متان را باید در حرکت آب های گرم جستجو کرد و یا شاید هم نشانه ای از حیات میکروبی باشد، زیرا بر روی زمین شاهد هستیم که گاوها تولید کننده ۲۵ تا ۳۰ درصد متان در اتمسفر هستند. لذا این احتمال تقویت شد که بر روی مریخ آب و یا حیات میکروبی وجود دارد.

در ادامه ناسا الگوهای طبیعی را بر روی مریخ مشاهده کرد که می توانست رد آب های جاری در دوران باستان مریخ باشد. اما این احتمال هم وجود داشت که الگوها تنها ناشی از حرکات تصادفی ماسه باشد. در ادامه و در نزدیکی همان جاهایی که احتمال می رفت در آنجا زمانی آب وجود داشته است، مقادیری کلسیم و منیزیم کشف شد که می توانست نمادی از وجود آب شیرین باشد.

اخیرا هم که احتمال وجود دریاچه های آب شیرین در قطب جنوب مریخ مطرح شد. این منابع آبی مریخ به احتمال زیاد شیرین هستند. وسعت این منابع ۲۰ کیلومتر است و در عمق یک و نیم کیلومتری مریخ قرار دارند. این احتمال وجود دارد که این منابع آب مقادیر قابل توجه از اکسیژن را در خود جای داده باشند.

تحقیقات دقیق تر نشان داد که تراکم اکسیژن در این آبها به قدری است که نیاز نفس کشیدن برای حیات میکروبی را تامین می کند. بر روی زمین حیات در کنار فتوسنتز پیش می رود که اکسیژن لازم بای نفس کشیدن را فراهم می کند، اما امکان شکل گیری اکسیژن قابل تنفس بدون دخالت فتوسنتز هم وجود دارد و این همان اتفاقی است که در مریخ رخ داده است. احتمال بسیاری وجود دارد که بر روی مریخ برای مدتهای طولانی موکلولهای ارگانیک زندگی کرده باشند.

فناوری جدید به محققان این امکان را می دهد تا عمیق ۲ متری زیر مریخ را کاوش کنند. در عمق دو متری، حیات می تواند از شر تشعشعات مخرب کیهانی و نیز ماورا بنفش در امان باشد. در این صورت می توان به کشف نشانه های حیات در این عمق امیدوار بود.

بررسی روش های جدید جست و جوی حیات بیگانه

بررسی روش های جدید جست و جوی حیات بیگانه

دانشمندان در حال مطالعه و بررسی روش های جدید جست و جوی حیات بیگانه هستند. سوال اصلی این است که چگونه باید حیات را در سیارات دیگر کشف کنیم؟ آیا باید به دنبال ماده خاصی بگردیم؟

یکی از روش‌ های جست و جوی حیات بیگانه در خارج از منظومه شمسی، زیر نظر گرفتن فضای اتمسفری سیارات دوردست و گازهای تولید شده توسط موجودات زنده است. گروهی از دانشمندان روش‌ های جدید جست و جوی حیات بیگانه را در پیدایش دو گاز کربن دی‌اکسید و متان خلاصه کرده‌اند.

اغلب ستاره شناسان، اکسیژن را نشانه‌ای به‌عنوان وجود حیات فرازمینی می‌دانند. در اتمسفر زمین به دلیل وجود گیاهان و دیگر ارگانیزم‌های موجود، میزان اکسیژن زیاد است. بدون وجود حیات بر روی زمین، اکسیژن نیز از بین خواهد رفت.

در تحقیقاتی جدید که در Science Advances منتشر شده، دانشمندان اعلام کردند اکسیژن به دلیل این‌که همواره به مقدار زیاد بر روی زمین موجود نبوده، نمی‌تواند گزینه مناسبی برای تعیین حیات روی یک سیاره دیگر باشد. میلیاردها سال پیش اتمسفر زمین از گازهای متفاوتی تشکیل شده بود؛ گازهایی مثل کربن دی‌اکسید و متان که تنها به دلیل وجود ساختار زندگی ابتدایی روی سطح زمین، ظاهر شده بودند. کربن دی‌اکسید و متان با یکدیگر واکنش می‌دهند و متان طی این واکنش ناپدید می‌شود، پس تولید مجدد متان نیازمند ارگانیزمی بوده که بتواند آن را تولید کند.

بااین‌وجود یافتن هر دو گاز روی سطح سیاره دیگر به معنی پایان جست و جوی حیات بیگانه و پیدایش قطعی حیات نیست. گاز متان علاوه بر ساطع شدن از ارگانیزم‌ها، با فرایندهای متفاوتی تولید می‌شود. در این مطالعات نشان داده شده که اگر روی سیاره‌ای این دو گاز موجود باشد، شانس پیدایش حیات بر روی آن بسیار زیاد خواهد بود. جاشوا کریستنسن تاتون متخصص گیاهان فرازمینی در دانشگاه واشنگتن گفت: اگر حیات وجود نداشته باشد، تولید گاز متان بسیار سخت است.

ستاره شناسان مدت زیادی است که به دنبال روش‌ های جدید جست و جوی حیات بیگانه هستند. بعضی از آن‌ها مطالعه انعکاس نور بازگشتی از سیارات را مدنظر قرار داده تا بتوانند سطح سیارات را از وجود گونه‌های گیاهی بررسی کنند. بعضی دیگر نیز به دنبال تحلیل گازهای موجود در اتمسفر سیارات دوردست هستند. کربن دی‌اکسید موجود بر روی زمین به دلیل تغییرات فصلی، دستخوش تغییرات می‌شود بنابراین وجود چنین سیستمی اگر در سیاره دیگر مشاهده شود، نشان‌دهنده بسیاری از مسائل حل نشده خواهد بود.

جست‌وجو برای پیدایش اکسیژن روی سیارات خارج از منظومه شمسی نیز بزرگ‌ترین راهکار دانشمندان برای پیدایش حیات بیگانه بوده است. اما اکسیژن نیز مشکلات خود را به همراه دارد. بعضی از مدل‌ها نشان می‌دهند که اکسیژن حتی بدون وجود حیات نیز می‌تواند در اتمسفر سیاره ظاهر شود. به همین دلیل دانشمندان اخیراً دیگر تنها به دنبال اکسیژن نمی‌گردند و وجود دیگر گازها را نیز بررسی می‌کنند. این گازها احتمالاً می‌توانند با اکسیژن واکنش شیمیایی دهند و از بین بروند، در این صورت باعث رشد گیاهانی خواهد بود که میزان اکسیژن را به تعادل می‌رسانند.

سیاره ما یک نمونه عالی برای اثبات این فرضیه است: اکسیژن موجود در جو همواره با متان واکنش نشان می‌دهد و از بین می‌رود، همچنین نیتروژن نیز یکی دیگر از عوامل تبدیل و واکنش آن است، بنابراین چگونه همواره این گاز در فضا وجود دارد؟ درختان، گیاهان و حتی پلانکتون‌های اقیانوس، فضا را هر روز از اکسیژن پر می‌کنند و بدون وجود آن حیاتی روی زمین باقی نخواهند ماند.

کریستنسن تاتون و تیم او به دنبال این مسأله هستند که آیا اکسیژن همواره نشانه اصلی حیات بر روی زمین بوده است؟ او می‌گوید: اگر شما یک بیگانه باشید و برای یافتن حیات به زمین بیایید، مطمئناً به دلیل وجود مقادیر زیاد اکسیژن، به‌سرعت آن را پیدا خواهید کرد. اما آیا شما حیات را در زمان‌های نخستین تولد زمین نیز به همین راحتی پیدا می‌کردید؟ در نیمه اول پیدایش زمین هیچ‌گونه اکسیژنی در هوا موجود نبود و همچنین در نیمه دوم، میزان اکسیژن موجود بسیار پایین بود چراکه میلیاردها سال طول کشید تا پس از تولید ارگانیزم‌های سازنده اکسیژن، این گاز در هوا به میزان زیاد پخش شود و سطح سیاره را پر کند.

محققان بهترین مطالعات آماری خود در مورد اتمسفر زمین از زمان پیدایش آن در ۴.۵ میلیارد سال قبل را گرد هم آورده‌اند. طی این تحقیقات در نیمه اول عمر زمین، در اتمسفر ۴ نوع ماده مختلف وجود داشته است: کربن دی‌اکسید، متان، نیتروژن و آب. بنابراین در دیگر سیارات نیز برای پیدایش حیات بدوی به دنبال دو گاز متان و کربن دی‌اکسید می‌گردند. یافتن هر دو گاز کار ساده‌تری نسبت به دیگر مواد است، اما اگر هر ۴ ماده یافت شود، بسیار عالی خواهد بود.

سارا سیگر، سیاره شناس دانشگاه ام آی تی در مورد این تحقیقات دید مثبتی دارد. او گفت: ادامه یافتن این نظریه‌ها با ایده‌های جدید بسیار خوب است اما در آینده تحقیقات بیشتر احتمالاً دانشمندان را ملزم به توضیح سناریوهای دیگر برای ترکیبات متان و کربن دی‌اکسید خواهد کرد. این مسأله در طبیعت یک روند عادی است اما احتمال این‌که هیچ‌گاه حل نشود و به بن‌بست بخورد بسیار است.

حتی اگر این گازها در سیارات دیگر یافت شوند، آن سیاره می‌بایست برای وجود حیات، دارای اندازه‌ای مناسب و تشکیل شده از سنگ باشد، همچنین فاصله‌ای مناسب نسبت به خورشید خود نیز داشته باشد. تلسکوپ جیمز وب سال آینده توسط ناسا به فضا فرستاده می‌شود تا بتواند وجود گازهای مختلف در دیگر سیارات را بررسی کند. اگر این تلسکوپ در مأموریت خود به موفقیت برسد، احتمالاً تلسکوپ‌های بزرگ‌تر در آینده‌ای نزدیک برای یافتن گازهای بیشتر و امکان وجود آب در دیگر سیارات به فضا ارسال خواهد شد.

سیاره کوتوله هائومیا حلقه‌ای زیبا و کوچک به دور خود دارد!

شواهد نشان می‌دهند که سیاره کوتوله هائومیا حلقه‌ای زیبا و کوچک به دور خود دارد!

سیاره کوتوله هائومیا (Haumea) که با نام هومیا هم شناخته می‌شود،‌ جرمی آسمانی در آن سوی سیاره نپتون، با ویژگی‌هایی عجیب و جالب‌توجه از جمله حلقه‌ای زیبا همچون سیاره زحل به دور خود است.

از ویژگی‌های شگفت‌انگیز سیاره کوتوله هائومیا می‌توان به ظاهر تخم‌مرغی شکل و سرعت بالای چرخش آن به دور خودش اشاره کرد که باعث می‌شود روزها بر روی این جرم آسمانی تنها چهار ساعت طول بکشند. به تازگی هم مشاهدات نشان می‌دهند که وجود یک حلقه کوچک، همانند حلقه‌های سیاره زحل در اطراف هومیا به این ویژگی‌ها اضافه شده است.

در تاریخ بیست و یکم ماه ژانویه، گروهی از ستاره شناسان رصدخانه‌های اروپا زمانی که سیاره کوتوله هائومیا از جلوی یک ستاره دور دست به نام “URAT1 533− ۱۸۲۵۴۳” عبور می‌کرد، متوجه این حلقه باریک شدند. اهمیت این کشف ستاره شناسان زمانی آشکار می‌شود که اطلاعات موجود در مورد این سیاره کوچک نسبتا محدود است و اختلافات زیادی میان دانشمندان، در مورد هومیا وجود دارد.

مقاله کشف حلقه سیاره کوتوله هائومیا در ژورنال “Nature” به چاپ رسیده است و نویسندگان آن اشاره کرده‌اند که عرض این حلقه در حدود ۷۰ کیلومتر بوده و شعاع آن ۲,۲۸۷ کیلومتر است؛ با توجه به اندازه‌گیری‌ها که نشان می‌دهند طول این جرم آسمانی ۲,۳۲۲ کیلومتر بوده، می‌توان به راحتی سیاره کوتوله هائومیا را از طول، در نیمی این حلقه جا داد.

کنستانتین باتیگین (Konstantin Batygin)، متخصص فیزیک نجومی از موسسه فناوری کالیفرنیا (CalTech) در مصاحبه‌ای با وب سایت Gizmodo، در کنار شگفت‌انگیز دانستن این کشف اظهار کرده است که یافتن یک حلقه به دور سیاره کوتوله هائومیا به خوبی با دانش قبلی ستاره شناسان در مورد علت به وجود آمدن این جرم آسمانی هماهنگی دارد؛ او اشاره می‌کند که چرخش سریع این سیاره کوچک به دور خود، به احتمال قوی حاصل برخوردی قوی در میلیاردها سال پیش بوده که علاوه بر ایجاد دو قمر در اطراف این جرم آسمانی، ردی از گرد و غبار را به جا گذاشته است؛ امکان این وجود دارد که گرد و غبار به جا مانده بعدها به صورت حلقه‌ی رصدشده شکل گرفته باشد.

اما داستان کشف سیاره کوتوله هائومیا کمی مفصل‌تر است؛ در وب سایت New Scientist اشاره شده است که ستاره‌شناس معروفی به نام خوزه لوییس ارتیز (Jose-Luis Ortiz) در سال ۲۰۰۵ برای اولین بار از کشف این سیاره کوچک خبر داد، اما اینطور که به نظر می‌رسد یک شکارچی سیاره‌ای مشهور به نام مایک براون (Mike Brown)، پیش از این ادعا، در یادداشت‌های آنلاین خود تصویری از جرم آسمانی کشف شده ارائه کرده بود.

با این تفاسیر اتحادیه بین‌المللی ستاره ‌شناسی (IAU) نامی که براون انتخاب کرده بود را تایید کرد و این سیاره کوچک از آن پس با نام هومیا شناخته شد.

همانطور که ستاره ‌شناسی از دانشگاه ام آی تی (MIT) به نام آماندا ای سیکافوس (Amanda A. Sickafoose) اظهار کرده است، به تازگی گزارش‌های زیادی از وجود حلقه در اطراف سیاره‌های کوتوله منظومه خورشیدی منتشر شده و یافته‌هایی مانند کشف اخیر، اطلاعات دانشمندان در مورد حلقه‌های اطراف جرم‌های آسمانی را به میزان زیادی افزایش می‌دهد.

مقاله حلقه سیاره کوتوله هائومیا که توسط تیم ارتیز به چاپ رسیده است، قدم‌های ابتدایی برای بررسی دقیق‌تر اجزاء تشکیل دهنده این حلقه را توصیف می‌کند.

علت اصلی ناکامی بشر در کشف حیات فرازمینی

علت اصلی ناکامی بشر در کشف حیات فرازمینی

انسان مدت هاست که به دنبال کشف حیات فرازمینی و اثبات وجود موجودات فضایی است. اما به راستی علت اصلی ناکامی بشر در کشف حیات فرازمینی چیست؟

حیات فرازمینی را باید جز بزرگترین سوالات بشر دانست که هنوز پاسخی برای آن یافت نشده است. قرنهاست که بشر این سوال ساده را از خود می پرسد که آیا علاوه بر کره زمین، حیات فرازمینی در دیگر جاهای کیهان وجود دارد یا خیر؟ اما به راستی چه چیزی باعث شده تا انسان مدرن از کشف حیات فرازمینی ناکام بماند؟

شاید بهتر باشد قبل از هر چیز این سوال را خود بپرسیم که انسان مدرن برای کشف حیات فرازمینی تا چه میزان به جستجو در کیهان پرداخته است؟ به عبارت بهتر چند درصد کیهان توسط بشر امروز مورد کنکاش قرار گرفته است و آیا این میزان در حدی هست که بتوان گفت انسان تلاش خود را کرده و باید از کشف حیات فرازمینی دست بکشد؟

کارشناسان ناسا معتقدند شاید یکی از اصلی ترین دلایل ناکامی بشر در کشف حیات فرازمینی  به این خاطر است که انسان تنها گستره ناچیزی از کیهان را برای کشف نشانه های حیات فرازمینی مورد جستجو قرار داده است. در واقع پروژه کشف حیات فرازمینی هنوز در ابتدای راه است و انسان گامهای اولیه را هم برنداشته است.

حیات فرازمینی ؛ کشف یک سوزن در انبار کاه

ممکن است موجودات فرازمینی سیگنال هایی را برای ما ارسال کرده باشند که از درک آنها ناتوان باشیم. همچنین این احتمال وجود دارد که تاکنون مسیر بی راهه را رفته و در جاهایی جستجو کرده ایم که نباید می کردیم و لذا باید سمت و سوی خود را برای کشف حیات فرازمینی تغییر دهیم. اما از همه مهمتر اینکه اگر قیاس سوزن و انبار کاه را بپذیریم، باید این سوال را بپرسیم که تاکنون چه میزان از این انبار را جستجو کرده ایم؟

ناسا به دنبال پاسخ به سوالی بوده است که قبلا پرسیدیم؛ اینکه انسان برای کشف تمدنهای بیگانه و یا حیات در دیگر نقاط کیهان تا چه میزان به جستجو در گستره کیهان دست زده است؟ در واقع چند درصد انبار کاه را برای پیدا کردن سوزن مورد کاوش قرار داده است؟

کارشناسان ناسا به منظور پاسخ به این سوال به تحقیق پرداختند و در نهایت به رقم جالب توجهی رسیدند. رقمی که با نگاه به آن به نظر می رسد بشر هنوز هیچ کاری برای کشف حیات فرازمینی  انجام نداده است. در واقع ناسا به رقم  ۰.۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۵۸%رسید. ناسا در قیاسی جالب عنوان کرده است که انگار بشر برای کشف کل کره زمین تنها ۵ سانتیمتر مربع از خاک زمین را جستجو کرده باشد.

اگر بخواهیم قیاس معنادار دیگری در این خصوص ارائه دهیم می توان اینگونه مطرح کرد که بشر برای کشف حیات فرازمینی، به اندازه فردی تلاش کرده که از او خواسته شده است تا برای کشف یک ماهی در درون اقیانوس باید کل آب اقیانوس ها را بنوشد. حال این فرد را در نظر بگیرید که تنها یک لیوان از آب اقیانوس را نوشیده باشد. در واقع وضعیت انسان مدرن برای کشف حیات فرازمینی مشابه وضعیت این فرد است و می توان گفت تاکنون هیچ کاری انجام نداده است.

از سوی دیگر انسان روی زمین هنوز نمی داند که باید به دنبال کدام سیگنال ها باشد؟ و اگر سیگنالهایی از سوی حیات فرازمینی به او برسد، آیا آن را درک خواهد کرد؟ همچنین این احتمال وجود دارد که حیات فرازمینی تمایلی نداشته باشد که از سوی دیگر گونه های حیات در سراسر کیهان شناسایی شود و بر این اساس خود را مخفی می کند. به این ترتیب و با توصیفاتی که از قبل نیز صورت گرفت، کار انسان برای کشف هر گونه حیات فرازمینی به مراتب سخت تر خواهد شد.

ابهام و سردرگمی دانشمندان در خصوص شکل کرم چاله ها

ابهام و سردرگمی دانشمندان در خصوص شکل کرم چاله ها

کرم چاله ها از شگفت انگیزترین اسرار کیهانی هستند. شاید انسان توانسته باشد تا حدودی شناخت خود از سیاه چاله ها و بسیاری از دیگر پدیده های مرموز کیهانی را افزایش داده باشد، اما کرم چاله ها و ماهیتشان برای انسان همچنان مبهم بوده و این پدیده کیهانی تاکنون توانسته است از گرفتار شدن کامل در شبکه دانش بشر بگریزد.

کرم چاله ها بخشی از نظریه نسبیت عام انیشتین هستند که می توان آنها را میانبرهایی تصور کرد که دو نقطه دور از فضازمان را به هم متصل می کنند و از منظر تئوریک به انسان این امکان را می دهند تا با عبور از آنها، فواصلی را طی کند که در حالت عادی میلیاردها سال بطول خواهد انجامید.

هر چند وجود کرم چاله ها در نظریه انیشتین پیش بینی شده، اما تاکنون انسان موفق به کشف هیچ کرم چاله ای نشده است. پژوهشگران و اخترشناسان سعی کرده اند تا تصویری از کرم چاله ها ارائه دهند که به واقعیت نزدیک باشد. همچنین فیلم های هالیودی در نماهای مختلفی تلاش دارند تا واقعیت کرم چاله ها را به تصویر بکشند. اما به نظر نمی رسد انسان تا کنون توانسته باشد تصویری دقیق از واقعیت کرم چاله ها ارائه داده باشد.

اخیرا یک پژوهشگر روسی تلاش کرده است که فهم انسان از ماهیت کرم چاله ها را ارتقا ببخشد. این فیزیکدان خلاق، رومان کونوپلیا نام دارد که از پژوهشگران دانشگاه RUDN در روسیه است. وی عقیده دارد پدیده هایی بمانند سیاه چاله ها و دوست نزدیکشان یعنی کرم چاله ها، مکانهایی هستند که ناشناخته باقی مانده اند و لذا انسان را از فیزیک ناامید می کنند. حال که این دو پدیده را مشاهده نمی کنیم بهترین روش آن است که به تاثیرات آنها بر پدیده های قابل مشاهده متمرکز شویم تا از این طریق به درک بهتری از آنها برسیم.

وی کار خود در این زمینه را با هندسه فضا زمان مواج شروع کرد تا بتواند به روشی دست یابد که این ساختار بشدت پیچیده و فرار را قابل فهم سازد. اما آیا در واقع  او توانست این ساختار را قابل فهم تر سازد؟

در سال ۱۹۱۶ فیزیکدانی استرالیایی به نام لودویک فلام نشان داد که چگونه فضا می تواند خم شود تا مانع از جریان اطلاعات شده و در نهایت منجر به شکل گیری یک سفید چاله شود.  ۲۰ سال بعد و در زمانی که انیشتین با فیزیکدان دیگری بنام ناتان روزن کار می کرد، با بهره گیری از ایده فلام سعی کردند نشان دهند که سیاه چاله ها و سفید چاله ها به هم مرتبط هستند.

دیدگاه انیشتین در خصوص سفید چاله ها

بر اساس چارچوب نظری که در نهایت انیشتین و همکارش به آن رسیدند، سفیدچاله معکوس یک سیاهچاله عمل می کنند. در حالی که سیاه چاله هر شکل ماده عبوری از افق رویداد را جذب می کند، یک سفیدچاله به عنوان منبع بازگرداننده ماده از افق رویداد عمل خواهد نمود.

اما چه چیزی این دو را به هم پیوند می زند؟ تنها کاندیدای برقراری چنین رابطه ای، سیاه چاله های کوچکی خواهند بود که پدیدار شده و دوباره ناپدید می شوند. اگر قرار باشد یک کرم چاله کوچک برای مدتی دوام داشته باشد تا بتوان از طریق آن سفر کرد، نیازمند کشیدگی قابل ملاحظه ای از فضا هستیم.

کونوپلیا معتقد است، کلید فهم و درک شکل تنگنای رابط بین سیاه چاله و سفید چاله در شیوه پراکنده شدن انرژی از طریق فضا و به داخل امواج نهفته است. با مشاهدات اخیر امواج گرانشی که در سراسر کیهان طنین افکن می شود و نیز برخوردهای سیاه چاله ها و سیاره های نوترونی، فیزیکدانان توانستند تایید کنند که چگونه به خاطر خمیدگی های فضا زمان، انرژی پراکنده می شود.

افق آینده شناخت انسان از کرم چاله ها

امواج انرژی در حال محو شدن را در فیزیک با عنوان مدهای شبهه طبیعی توصیف می کنند. کونوپلیا با فرضیات تقارن یا تناسب کرم چاله ها شروع می کند و در نهایت عنوان می کند که تنها زمانی می توانیم در مورد کرم چاله ها به اندازه کافی بدانیم که بتونیم مدهای شبهه طبیعی با فرکانس بالا را ایجاد کنیم که از گلوگاه های کرم چاله ها خارج می شود.

او با استفاده از مکانیک کوانتوم در صدد بر آمد تا این موضوع که چگونه ممکن است تا امواج نوری در خمیدگی های حوزه های الکترو مغناطیس اطراف سیاه چاله و در ورودی آنها کشیده شوند را تعیین کند تا از این طریق بتواند ایده مشخص تری از شکل و ساختار کرم چاله ها داشته باشد.

با همه این اوصاف فرضیات و پاسخ هایی که تاکنون در خصوص کرم چاله ها ارائه شده کامل نیستند. از نظر کونوپلیا، بطور کلی مکانیک کوانتوم تنها رهیافت موجود برای رسیدن به امکاناتی است که هندسه کرم چاله ها را آشکار می سازد.

با توسعه آنچه که در بالا به آن اشاره شد و نیز بهره بردن از دیگر حوزه های کوانتوم، می توان تا حدودی امیدوار بود تا در آینده بتوان کرم چاله ها را ردیابی کرد. همچنین با تحقیقات بسیاری که در خصوص امواج گرانشی صورت می گیرد، می توان امید داشت که روزی بشر بتواند واقعیت پیوستگی کرم چاله ها به سیاه چاله ها را مشاهده کند.

کشف یک سیاره کوتوله جدید در منظومه شمسی

کشف یک سیاره کوتوله جدید در منظومه شمسی

کشف سیاره کوتوله جدید در منظومه شمسی باعث شد تا پژوهشگران، منجمان و علاقمندان به حوزه نجوم، بیش از پیش به وجود سیاره ایکس در منظومه امیدوار شوند.

در واقع پژوهشگرانی که درصدد شکار سیاره ایکس بودند، در مسیر هیجان انگیز تلاش های خود، موفق به کشف یک سیاره کوتوله جدید در منظومه شمسی شدند که امکان وجود سیاره ایکس را تقویت کرد. این سیاره کوتوله فاصله ای به مراتب دورتر از پلوتو دارد و برای آن نام سیاره کوتوله ۲۰۱۵ TG387 را انتخاب کرده اند، هر چند این سیاره کوتوله بیشتر به نام گابلین شناخته شده است.

سیارات کوتوله چندان بزرگ نیستند، اما این سیاره کوتوله از لحاظ کوچکی اندازه در نوع خود بی نظیر است و طول آن در حدود ۳۰۰ کیلومتر می باشد. کشف گابلین، محققان و اخترشناسان را هیجان زده کرده، زیرا بر مداری عجیب می چرخد و همین موضوع باعث شده تا منجمان با قطعیت بیان کنند که سیاره ایکس در آن فضای کیهانی تاریک و سرد وجود دارد.

کشف سیاره کوتوله با فاصله ای شگفت انگیز

در واقع کشف گابلین نتیجه تلاش های تیمی سه نفره است که در جستجوی سیاره ایکس هستند. وقتی که گابلین کشف شد در فاصله ای قرار داشت که ۸۰ برابر فاصله زمین با خورشید است و اصطلاحا ۸۰ واحد نجومی گفته می شود. این در حالیست که فاصله پلوتو تنها ۳۹ و نیم واحد نجومی است و لذا سیاره کوتوله گابلین بسیار دور از پلوتو قرار دارد.

اجرام آسمانی دیگری نیز هستند که چنین فاصله های دوری دارند و در منظومه شمسی حرکت می کنند. دو جرم معروف در منطقه ابر اورت و نیز سدنا دارای فواصل ۸۰ واحد نجومی و نیز ۷۶ واحد نجومی هستند.

اما مدار گابلین به گونه ای است که در برخی مقاطع زمانی به فاصله های باور نکردنی نزدیک می شود، فاصله هایی که بسیار با فواصل اجرام یاد شده در ابر اورت تفاوت دارد. در واقع گابلین در دورترن نقطه به فاصله ۲ هزار و ۳۰۰ واحد نجومی نیز می رسد که رکوردی بی سابقه است. بر این اساس فاصله گابلین با خورشید به قدریست که برای یکبار گردش به دور خورشید ۴۰ هزار سال زمان نیاز دارد.

سیاره کوتوله گابلین، سدنا و اجرام موسوم به ۲۰۱۵ TG387و ۲۰۱۲ VP113 در ابر اورت متاثر از جاذبه سیارات شناخته شده منظومه شمسی نیستند و همین موضوع منجر به جلب توجهات اخترشناسان به سوی آنها شده است. چنین حالت راز آلودی باعث شده تا اختر شناسان به این موضوع پی ببرند که به یقین در لبه های انتهایی منظومه شمسی خبرهای جالبی هست.

سیاره کوتوله گابلین چه رازهایی را فاش می کند؟ تیم سه نفره شکارچیان سیاره ایکس عقیده دارند که این سیاره کوتوله گواهیست بر این مدعا که آن بیرون چیزی وجود دارد. شاید یک جرم سحابی بزرگ که در حدود ۱۰ برابر جرم زمین است. این اجرام بسیار دور به مانند نشانه های عمل می کنند که ما را به سوی سیاره ایکس رهنمون می شوند.

تیم شکارچیان سیاره ایکس عقیده دارد که می بایست یک سیاره ای آن بیرون باشد که چنین اجرامی بر مدار آن می چرخند. هر قدر موفق به کشف اجرام بیشتری شویم شانس ما برای کشف سیاره ایکس بیشتر می شود. کشفی که در صورت تحقق می تواند نگاه انسان به منظومه شمسی و تکامل آن را برای همیشه تغییر دهد.

وجود فرضی سیاره ایکس از سال ۲۰۱۴ مطرح شد، زیرا همانطور که اشاره گردید رفتار برخی از اجرام دور، این ذهنیت را ایجاد کرد که می بایست یک جرم عظیم منشا چنین رفتارهایی از سوی اجرام یاد شده باشد. آیا در ماورا پلوتو سیاره ای دیگری در منظومه شمسی زندگی می کند؟

این موضوع هنوز ثابت نشده است، اما نمی توان وجود یا عدم وجود آن را رد یا قبول کرد. برخی سعی کرده اند نظریاتی قابل قبول برای رفتار اجرام یاد شده ارائه دهند که ربطی به وجود سیاره ایکس ندارد.

خواه این سیاره وجود داشته باشد یا خیر، نمی توان منکر بود که تلاش منجمان برای کشف آن منجر به کشفیات جانبی هیجان انگیزی شده که یکی از مهمترین آنها باعث شد تا حتی نگاه منجمان به تکامل سیاره مشتری تغییر کند.

در مورد سیاره کوتوله گابلین یک اجماع نظر وجود دارد؛ اینکه رفتارهای این کوتوله در مدار خود بیانگر متاثر بودن از جاذبه جرمی غول پیکر در منظومه شمسی است. به هر حال آزمایش های شبیه سازی نشان می دهد که یک سیاره دیگر باید در منظومه شمسی باشد.

ناسا از ورود رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به حالت ایمن خبر داد

ناسا از ورود رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به حالت ایمن خبر داد

رصدخانه پرتو ایکس چاندرا (Chandra X-ray Observatory) از روز چهارشنبه هجدهم مهر ماه، وارد حالت ایمن شده است. این خبر در حالی اعلام می‌شود که اخیرا دیگر تلسکوپ فضایی ناسا «هابل» نیز، به علت نقص فنی به حالت ایمن ورود کرده بود.

هنوز دلیل بروز مشکل در چاندرا روشن نشده است؛ اما گمان می‌رود که همانند هابل، نقص ژیروسکوپ در این مساله دخیل بوده باشد. با ورود رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به حالت ایمن (safe mode)، از آسیب‌های بیشتر جلوگیری به عمل می‌آید.

چاندرا نخستین بار، سال ۱۹۹۹ و در قامت یک رصدخانه فضایی پرچمدار عازم ماموریت شد. این تلسکوپ به گونه‌ای طراحی شده است که با شناسایی پرتوهای ایکس ساطع شده از نقاط داغ کیهان، به دانشمندان برای درک بهتر آنچه که در ورای سیاره ما می‌گذرد، کمک کند.

البته ناسا با انتشار توییتی در صفحه رسمی چاندرا، اعلام کرده که این تلسکوپ فضایی برای انجام ماموریتی پنج ساله طراحی شده بود و چنانچه نقص فنی موجب از کار افتادن کامل آن بشود، باز هم فراتر از انتظارات دوام آورده است. بنابر اعلام ناسا، چاندرا در ساعت ۹:۵۵ صبح روز دهم اکتبر وارد حالت ایمن شده است.

حالت ایمن در مورد رصدخانه اشعه ایکس چاندرا بدین گونه عمل می‌کند که سخت افزار حیاتی آن با تجهیزات پشتیبان جایگزین می‌شوند، پنل‌های خورشیدی برای دریافت حداکثر نور خورشید تغییر جهت می‌دهند و آینه‌ها از مسیر خورشید انحراف پیدا می‌کنند. به گفته‌ی مقامات ناسا، داده‌های مخابره شده از چاندارا همگی گویای آن هستند که پروسه ورود به حالت ایمن، دقیقا مطابق برنامه پیش رفته است. همچنین اعضای تیم کنترل، از سالم بودن تمامی تجهیزات تلسکوپ و عملکرد صحیح کلیه سیستم‌های آن خبر داده‌اند.

دورترین سیاه چاله کلان رازهای پیدایش جهان را فاش می‌کند

دورترین سیاه چاله کلان رازهای پیدایش جهان را فاش می‌کند

دورترین سیاه چاله کلان جرم کشف‌شده که به تازگی توسط ستاره شناسان جهان موردبررسی قرار گرفته است، اطلاعات ارزشمندی را در مورد شروع جهان در دل خود جای داده است.

این ابر سیاه چاله (supermassive black hole) جرمی یک میلیارد برابر خورشید داشته و برخلاف سیاه چاله‌های کلان جرم معمولی، به صورت پدیده‌ای که با نام کوازار یا اختروَش (Quasar) شناخته می‌شود،‌ توسط حجم حلقه مانندی فوق‌العاده نورانی و در حال پیچش، شامل گاز و گرد و غبار کیهانی، احاطه شده است. انتظار می‌رود که کشف این جرم آسمانی که به عنوان دورترین سیاه چاله کلان جرم رصدشده شناخته می‌شود، شرایط اولیه پیدایش جهان را برای دانشمندان روشن‌تر کند.

جزئیاتی در مورد کشف دورترین سیاه چاله کلان جرم تاریخ

جزئیات یافتن این جرم فوق‌العاده بزرگ و شگفت‌انگیز به تازگی در قالب مقاله‌ای در ژورنال “Astrophysical Journal Letters” به چاپ رسیده است؛ دانشمندان اعلام کرده‌اند که نور ناشی از فعالیت این ابر سیاه چاله چیزی در حدود ۱۳.۱ میلیارد سال در حرکت بوده تا به زمین برسد و از آنجایی که مورد قبول‌ترین تئوری در مورد شروع جهان،‌ یعنی نظریه بیگ بنگ، قدمت هر آنچه که در اطراف خود می‌بینیم را به ۱۳.۸ میلیارد سال پیش نسبت می‌دهد، می‌توان گفت که نگاه کردن به سیاه چاله کلان جرم کشف‌شده مانند چشم دوختن به پنجره‌ای بی‌مانند به سمت گذشته کیهان است.

از آنجایی که دانشمندان هنوز نمی‌دانند که اولین ستاره چه زمانی پس از بیگ بنگ شکل گرفته است،‌ بررسی گازهای موجود در این کوازار روند تکامل جهان در فازهای اولیه را روشن‌تر می‌کند و به علاوه، تمرکز درصد قابل‌توجهی از ستاره شناسان بر روی یافتن ابر سیاه چاله‌هایی دورتر از این جرم آسمانی است تا امکان ترسیم تصویری نسبتا دقیق از مراحلِ پس از انفجار بزرگ اولیه، فراهم شود.

ویژگی‌های سیاه چاله‌های کلان جرم و کوازارها

کوازارها در مرکز کهکشان‌های عظیم قرار گرفته‌اند و به عنوان یکی از نورانی‌ترین اجرام رصد شده در کل تاریخ جهان به شمار می‌روند؛ در مرکز هر کوازار هم یک ابر سیاه چاله قرار گفته که از خود نوری ندارد، اما به واسطه جرم فوق‌العاده زیادش، گرانشی را پدید می‌آورد که ابرها و گازهای اطراف را به صورت چرخشی به درون کشیده و اصطکاک ناشی از برخورد مواد جذب‌شده، باعث آزاد شدن مقدار زیادی نور و گرما می‌شود. البته به دلیل فاصله بسیار زیادی که نزدیک‌ترین کوازار از سیاره کوچک ما دارد،‌ دیدن نور مرئی چنین پدیده‌ای تقریبا غیرممکن است.

به همین دلیل، برای تماشای یک سیاه چاله کلاه جرم، دانشمندان در جستجوی نور مادون‌قرمز از تجهیزات مخصوص ردیابی نورهایی با طول‌موج بسیار طولانی‌تر استفاده می‌کنند و به این واسطه،‌ فاصله ابر سیاه چاله را از زمین تعیین می‌کنند؛ البته از آنجایی که کل کیهان در حال انبساط است، هر کدام از این جرم‌ها به صورت طبیعی در حال دور شدن از ما هستند و به همین دلیل، با گذشت زمان نور حاصل از کوازارها به اصطلاح، قرمزتر می‌شود؛ به کمک این پدیده که با نام “redshift” شناخته می‌شود، می‌توان فاصله از هر کوازار را تعیین کرد.

کشف دورترین ابر سیاه چاله رصد شده حاصل سال‌ها تلاش دانشمندان بوده و از آنجایی که تخمین زده می‌شود که تنها بین ۲۰ تا ۱۰۰ کوازار در چنین فاصله‌هایی از زمین قرار گرفته‌اند،‌ دستاورد تازه ستاره شناسان بسیار قابل‌توجه است. به علاوه، از آنجایی که تعداد بی‌شماری نقطه نورانی در آسمان شب قابل رویت است، ‌پیدا کردن یک کوازار که خارج از کهکشان ما بوده، نیاز به تحقیقاتی طولانی و دقیق دارد.

تا پیش از این،‌ دورترین سیاه چاله کلان جرم کشف‌شده ۱۳ میلیارد سال عمر داشت و چیزی در حدود ۷۵۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ را نمایش می‌داد، اما کوازار تازه کشف‌شده به مدت زمان تقریبی ۶۰ میلیون سال قبل‌تر مربوط می‌شود و مقایسه اطلاعات به دست آمده از این دو ابر سیاه چاله، به خوبی نرخ بالای تغییرات و تکامل کیهان را در مدت زمانی نسبتا کوتاه نشان می‌دهد.

تاریخچه‌ای از کیهان

دانشمندان معتقدند که صدها میلیون سال پس از بیگ بنگ، جهان دورانی که با نام عصر تاریکی شناخته می‌شود را پشت سر می‌گذاشت؛ در آن زمان، ستاره‌ها و سیاه چاله‌ها هنوز پدیدار نشده بودند و ماده تاریک در کنار هیدروژن و هلیوم بخش عظیمی از اجرام موجود را تشکیل می‌داد. پس از مدتی این عناصر پایه‌ای ستاره‌ها را به وجود آورده و این اجرام نورانی با تشعشعات خود، باعث یونیزه شدن هیدروژن‌های خنثی شدند. به این ترتیب عصر تاریکی به پایان رسید، اما نکته قابل‌توجه در این باره، زمان دقیق به وجود آمدن این تغییر است.

هنوز اطلاعات دقیقی در مورد پایان عصر تاریکی در دسترس نیست و تخمین زده می‌شود که این اتفاق، چیزی در حدود ۵۰۰ میلیون سال پس از انفجار بزرگ شروع شده و تا نیم میلیارد سال بعد هم ادامه داشته است؛ این در حالیست که آنالیز کوازار کشف‌شده نشان می‌دهد که هنوز مقدار قابل‌توجهی هیدروژن خنثی در این جرم آسمانی قرار دارد. با این تفاسیر، اگر یافته‌های دانشمندان رسما تایید شود، می‌توان اطمینان داشت که دورترین سیاه چاله کلان جرم کشف‌شده در این فاصله زمانی ۵۰۰ میلیون ساله قرار داشته است.

از طرف دیگر، قسمت معماگونه‌ی ماجرا، به قدمت این جرم عظیم مرتبط است؛ دانشمندان در گذشته باور داشتند که زمان کافی برای شکل‌گیری یک سیاه چاله کلان جرم با این ابعاد باید چیزی بیشتر از عمر آن،‌ یعنی ۶۹۰ میلیون سال باشد، اما این کشف خلاف باورهای پیشین را ثابت می‌کند؛ بنابراین مشخص است که دانش ستاره شناسان در مورد فازهای اولیه شکل‌گیری کیهان بسیار محدود بوده و انتظار می‌رود که با کشف کوازارهای قدیمی‌ دیگر، این دانش گسترده‌تر شود.

تلسکوپ فضایی کپلر به خواب می‌رود

تلسکوپ فضایی کپلر به خواب می‌رود

تلسکوپ فضایی کپلر توسط ناسا به خواب خواهد رفت تا سوخت لازم برای ارسال آخرین محموله‌های اطلاعاتی این تلسکوپ به زمین وجود داشته باشد.

مدت‌هاست که تلسکوپ فضایی کپلر با چالش جدید کمبود سوخت مواجه شده است. کمبود سوخت در کپلر به قدری جدی بود که ناسا قبلا و در ماه جولای نیز وضعیت این تلسکوپ را به منظور صرفه‌جویی در مصرف سوخت در حالت خواب قرار داد. ناسا می‌خواست مطمئن شود که این تلسکوپ فضایی به اندازه کافی دوام خواهد آورد تا بتواند اطلاعات جمع‌آوری شده را به زمین ارسال کند.

در واقع تلسکوپ فضایی کپلر که امکان شناسایی هزاران سیاره را برای انسان فراهم کرده، بار دیگر به خواب می‌رود تا ریسک ناتوانی ارسال اطلاعات به زمین را به حداقل برساند.

تلسکوپ فضایی کپلر و چالش کمبود سوخت

این تلسکوپ در سال ۲۰۰۹ به فضا ارسال شد و از آن زمان موفق به شکار سیارات فراخورشیدی متعددی شده است. هدف نهایی کشف سیارات فراخورشیدی مشابه با زمین است که امکان اسکان انسان در آنها وجود داشته باشد.

اگر سوخت این تلسکوپ تمام شود، ارتباط با آن قطع خواهد شد و تمامی اطلاعات ارزشمند جمع‌آوری شده نیز به زمین منتقل نمی‌شود. هر چند کپلر در سال ۲۰۱۳ به خاطر پاره‌ای از مشکلات اخترشناسان را نا امید کرد، اما با وجود چالش‌ها و مشکلات فنی همچنان به شکار سیارات فراخورشیدی ادامه می‌دهد.

کپلر یکی از گران‌ترین فناوری‌هایی است که تا به حال توسط ناسا توسعه پیدا کرده و جدا از هزینه‌ی ساخت، میلیون‌ها دلار نیز صرف تحقیقات، نگهداری و برقراری ارتباط با این فضاپیمای پیشرفته می‌شود.

چند هفته پیش تیم کپلر در ناسا متوجه شد که فضاپیما قادر نیست تا تلسکوپ را در مسیر مورد نظر جهت‌دهی کند. البته تیم متخصصان ناسا در این خصوص اطمینان کامل نداشت، اما بعد از چند هفته و با تایید ناتوانی فضاپیما در این خصوص، ناسا چاره‌ای جز قرار دادن وضعیت فضاپیما در حالت خواب ندید تا بتواند دست کم شانس انتقال اطلاعات به زمین را از دست ندهد.

ناسا انتظار دارد تا تلسکوپ فضایی کپلر آخرین دور از انتقال اطلاعات و دیتا به زمین را در دهم اکتبر سال جاری انجام دهد، با این وجود هنوز هم پژوهشگران ناسا اطمینان ندارند که کپلر بتواند این کار را به درستی انجام دهد، زیرا اطمینان خاطری در خصوص عدم اتمام سوخت فضا‌پیما وجود ندارد.

اگر سوخت باقی‌مانده در تلسکوپ فضایی کپلر به اندازه کافی تشخیص داده شود، ناسا در نهایت وضعیت را از حالت خواب خارج کرده و به کپلر اجازه می‌دهد فعالیت خود را ادامه دهد. طی ۹ سال گذشته تلسکوپ فضایی کپلر ۱۹ عملیات موفق را به انجام رسانده و اطلاعات بسیار ارزشمندی را در اختیار زمین قرار داده است. پژوهشگران در ناسا هدف مشخصی را دنبال می‌کنند؛ آنها قصد دارند تا نهایت بهره را از تلسکوپ فضایی کپلر و قبل از اتمام سوخت آن ببرند.

تلسکوپ فضایی کپلر و موفقیت عظیم در کشف سیارات فراخورشید

تلسکوپ فضایی کپلر تاکنون ۲ هزار و ۶۰۰ سیاره را خارج از منظومه شمسی کشف کرده و اطلاعات آنها را در اختیار پژوهشگران قرار داده است. با این وجود به احتمال زیاد ماموریت تلسکوپ فضایی کپلر بزودی به اتمام خواهد رسید. سوال اینجاست که آیا با مرگ کپلر، عملیات شکار سیارات فراخورشیدی نیز به اتمام می‌رسد؟

در پاسخ باید گفت که این پایان ماجرا نیست و ناسا قصد ندارد از شکار لذت بخش سیارات فراخورشیدی دست بکشد. بر این اساس بود که فضا‌پیمای جدید خود را روانه ماموریتی مشابه کرد. بله این‌بار نوبت فضا‌پیمای تس بود که در ماه جولای ماموریت دو ساله خود را آغاز کند. انتظار می‌رود فضاپیمای تس بتواند طی دو سال ماموریت خود، بیش از هزار و ۶۰۰ سیاره فراخورشیدی را کشف کند.

سیارک هالووین با چهره‌ای مخوف به ملاقات زمین می‌آید!

سیارک هالووین با چهره‌ای مخوف به ملاقات زمین می‌آید!

سیارک ۲۰۱۵ TB145 که ظاهری مشابه جمجمه انسان دارد و به سیارک هالووین معروف شده است، تا حدود یک ماه آینده به زمین نزدیک خواهد شد.

این سیارک برای نخستین بار در شب هالووین سال ۲۰۱۵ هنگامی که با سرعت از فاصله ۴۸۶ هزار کیلومتری زمین در حال عبور بود (۱.۲۷ برابر فاصله زمین تا کره ماه) کشف شد و لقب سیارک هالووین نیز، به همین دلیل به آن داده شده است.

بر اساس اعلام ناسا، این جرم آسمانی در گذر بعدی خود مصادف با ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸، تا این اندازه به زمین نزدیک نخواهد شد و حداکثر به فاصله ۳۸ میلیون کیلومتری سیاره ما خواهد رسید که حدود یک چهارم مسافت بین زمین تا خورشید است.

پس از آن، دیدار مجدد سیارک ۲۰۱۵ TB145 از سیاره ما، با وقفه‌ای نسبتا طولانی به سال ۲۰۸۲ موکول خواهد شد؛ البته این‌بار از فاصله‌ی نزدیکتری (حدودا یک سوم مسافت میان زمین و خورشید) عبور خواهد کرد. مدار حرکت این سیارک به گونه‌ای است که سبب نزدیک و نزدیکتر شدن آن به سیاره‌های ونوس و عطارد در سال‌های ۲۰۲۴، ۲۰۲۸ و ۲۰۳۷ خواهد شد.

در سال ۲۰۱۵ و هنگام اولین گذر سیارک هالووین از نزدیکی‌ زمین، دانمشندان موفق به گرفتن عکس‌هایی از این جرم آسمانی و به تصویر کشیدن چهره مخوف آن شدند. این عکس‌ها یک تخته سنگ تقریبا کروی و دندانه‌دار را نشان می‌دهند که حداقل از برخی زاوایا، چیزی شبیه حفره بینی و کاسه چشم نیز در آن قابل رویت است.

بر اساس مطالعات صورت گرفته در سال ۲۰۱۷، دانشمندان قطر ۲۰۱۵ TB145 را حدود ۶۲۵ متر تخمین زده‌اند که با این اوصاف، جزو سیارک‌های نسبتا کوچک طبقه‌بندی می‌شود. در مقام مقایسه، باید گفت قطر سیارکی که آن را مسبب انقراض دایناسورها می‌دانند، حدود ۱۰ کیلومتر برآورد شده است.

اما خاص بودن تنها در چهره‌ی جمجمه مانند این سیارک خلاصه نمی‌شود. دانشمندان با توجه به مدار کشیده و شتاب بالای حرکت ۲۰۱۵ TB145، آن را یک دنباله‌دار مرده می‌پندارند که به دلیل تعدد چرخش به دور خورشید، دم یخ‌زده‌‌ی خود را از دست داده است؛ در واقع همان ذرات گرد و غبار و گازهایی که در اثر پرتوهای خورشیدی، پشت یک دنباله‌دار به حرکت در می‌آیند.

اگرچه همانند سال ۲۰۱۵، این بار نیز سیارک هالووین گذر بی‌خطری از نزدیکی زمین دارد؛ اما سنگ‌های آسمانی دیگری هستند که در آینده نزدیک، از بیخ گوش ما خواهند گذشت.

بر اساس مطالعات اخترفیزیک‌دان «توماس جی مولر» از موسسه تحقیقاتی مکس-پلانک آلمان، سیارکی به نام ۱۹۹۹ AN10 در آگوست سال ۲۰۲۷ به فاصله ۳۰۰ هزار کیلومتری زمین خواهد رسید. همچنین در آوریل ۲۰۲۹ نیز سیارک دیگری که ۹۹۹۴۲ Apophis نام‌گذاری شده، از فاصله‌ای بسیار نزدیک و حدود ۳۷ هزار کیلومتری سیاره ما (یک دهم مسافت موجود میان زمین و کره ماه) عبور خواهد کرد.