بایگانی دسته بندی ها: بینگ بنگ

کشف نشانه‌های یک سیاهچالۀ سرگردان

بیگ بنگ: اخترشناسان با بهره از رصدخانه‌ی فضایی پرتو ایکس چاندرای ناسا و رصدخانه‌ی پرتو ایکس نیوتن اروپا یک چشمه‌ی بی‌اندازه درخشان و متغیر پرتو ایکس را در نقطه‌ای بیرون از مرکز یک کهکشان کشف کردند. این جرم شگفت‌انگیز می‌تواند یک سیاهچاله‌ی سرگردان باشد که از فرو رفتن یک کهکشان کوچک در یک کهکشان بزرگ‌تر به جا مانده است.

xj1417به باور اخترشناسان، در مرکز بیشتر کهکشان‌ها یک سیاهچاله‌ی ابرپرجرم (ابرسیاهچاله‌) که جرمش ۱۰۰ هزار تا ۱۰ میلیارد برابر خورشید است جای دارد. همچنین شواهدی از وجود سیاهچاله‌های به اصطلاح “میان-وزن” با جرمی کمتر، میان ۱۰۰ تا ۱۰۰ هزار برابر خورشید هم در دست داریم. هر دوی این گونه اجرام می‌توانند در پی برخورد و ادغام کهکشان میزبانشان با کهکشان دیگری که آن هم یک ابرسیاهچاله داشته، در جایی دور از مرکز کهکشان بزرگ‌تر یافته شوند. کهکشان دوم با پیشروی در دل کهکشان نخست، نه تنها ستارگان، گازها، و غبارش، بلکه سیاهچاله‌اش را هم با خود جابجا می‌کند.

اکنون بر پایه‌ی پژوهشی تازه، یکی از این سیاهچاله‌های “سرگردان” در لبه‌ی کهکشان عدسی SDSS J141711.07+522540.8 (یا تنها GJ1417+52) در فاصله‌ی ۴.۵ میلیارد سال نوری زمین کشف شده است. این جرم که XJ1417+52 نام گرفته در میان داده‌هایی که در رصد بلند مدت یک منطقه از فضا به نام “نوار بلند گراث” (Extended Groth Strip) به کمک رصدخانه‌های چاندرا و پرتو ایکس نیوتن از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ گرد آمده بود یافته شد. درخشش شدید آن نشان می‌دهد که به احتمال بسیار یک سیاهچاله با برآورد جرم ۱۰۰ هزار برابر خورشید است، با فرض این که نیروی تابشی وارد شده بر مواد پیرامون با نیروی گرانشی آن برابر است.

چارچوب اصلی این تصویر یک نمای میدان-گسترده‌ی نور دیدنی (مریی) از چشم تلسکوپ فضایی هابل است. این سیاهچاله با کهکشان میزبانش در چارچوب کوچک سمت چپ جای دارند. پیوست سمت چپ، بزرگنمایی از همان چارچوب کوچک است و نمای هابل از GJ1417+52 را در بر دارد. دایره‌ی درون این پیوست یک چشمه‌ی نقطه‌ای را روی کرانه‌ی شمالی کهکشان نشان می‌دهد که می‌تواند مربوط به سیاهچاله‌ی XJ1417+52 باشد.

392ab6f900000578-3825487-image-m-109_1475768005382پیوست سمت راست تصویر پرتو ایکس چاندرا از XJ1417+52 است که آن را به رنگ ارغوانی نشان داده شده، توجه کنید که پهنای زاویه‌ای هر دو پیوست با هم برابر است. این یک چشمه‌ی نقطه‌ای است و هیچ نشانه‌ای از تابش افشان پرتو ایکس در آن دیده نمی‌شود. مشاهدات تلسکوپ چاندرا و پرتو ایکس نیوتن برون‌دهی پرتو ایکسِ XJ1417+52 را به اندازه‌ای بالا نشان می‌دهند که اخترشناسان آن را در رده‌ی “چشمه‌های پرتو ایکس فرا-تابناک” (HLXها) جای داده‌اند. این اجرام در طیف پرتو ایکس ۱۰ هزار تا ۱۰۰ هزار برابر درخشان‌تر از سیاهچاله‌های ستاره‌ای، و ۱۰ تا ۱۰۰ برابر هم نیرومندتر از چشمه‌های پرتو ایکس ابَرتابناک (ULXها) هستند.

چشمه‌ی XJ1417+52 در اوج درخشش خود از درخشان‌ترین چشمه‌ی پرتو ایکسی که تاکنون برای یک سیاهچاله‌ی سرگردان دیده شده روشن‌تر بود. این جرم همچنین حدود ۱۰ برابر دورتر از رکورددار دورترین سیاهچاله‌ی سرگردان است. تابش پرتو ایکس شدید این رده‌ی سیاهچاله‌ها از موادی سرچشمه می‌گیرد که به سوی آنها فرو کشیده می‌شود. درخشش پرتو ایکسِ XJ1417+52 میان سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ به بیشینه‌ی خود رسید. این چشمه در رصدهای بعدی تلسکوپ چاندرا و نیوتن که در سال‌های ۲۰۰۵، ۲۰۱۴، و ۲۰۱۵ انجام گرفت دیده نشد. به طور کلی، درخشش پرتو ایکس این چشمه از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ دستکم ۱۴ برابر کمتر شده است.

به گمان نویسندگان این پژوهش، فوران پرتو ایکس این سیاهچاله در ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲ هنگامی رخ داده بود که یک ستاره بیش از اندازه به سیاهچاله نزدیک شده و در اثر کشندهای گرانشی آن پاره پاره شده بوده است. بخشی از آوارهای گازی ستاره با فرو کشیده شدن به کام سیاهچاله داغ شده و در طیف پرتو ایکس به تابش افتادند، و همین به افزایش ناگهانی درخشش پرتو ایکس در آن سال‌ها انجامیده بود. جزئیات بیشتر این پژوهش در  Astrophysical Journal منتشر شده است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: NASA ، برگردان: ۱star-7skies

کشف نشانه‌های یک سیاهچالۀ سرگردان, ۵٫۰ out of 5 formed on 4 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.

داروی جدید ایمنی‌تراپی سرطان؛ طول عمر بیشتر، عوارض کمتر

بیگ بنگ: یک داروی جدید درمان سرطان که بر اساس ایمنی درمانی عمل می کنند تغییر قابل ملاحظه‌ای در درمان مبتلایان ایجاد کرده است. تحقیق درباره ۳۵۰ فرد مبتلا به سرطان‌های سر و گردن نشان داده که طول عمر افرادی که با داروی نیوولومب(nivolumab) درمان شده‌ بودند از کسانی که با داروهای دیگر تحت درمان قرار گرفته بودند بیشتر بوده است.

حمله سلول‌های تی سیستم ایمنی به سلول سرطانی

حمله سلول‌های تی سیستم ایمنی به سلول سرطانی

به گزارش BBC، معمولا طول عمر مبتلایان به سرطان‌های سر و گردن از سرطان‌های دیگر کمتر است و معمولا انتظار نمی رود این افراد بیش از شش ماه زندگی کنند، اما این تحقیق که نتایج آن در نشریه پزشکی نیوانگلند منتشر شده نشان می‌دهد که ۳۶ درصد کسانی که با نیوولومب درمان شدند یک سال بعد از شروع درمان زنده بوده‌اند اما فقط ۱۷درصد کسانی که با داروهای دیگر درمان شده بودند بعد از یک سال در قید حیات بودند.

علاوه بر این، عوارض درمان با نیوولومب کمتر از درمان‌های دیگر بوده است. فواید درمان با نیوولومب در کسانی که به ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) آلوده بوده‌اند بارزتر از دیگران بوده و این افراد بعد از درمان با نیوولومب بیش از ۹ ماه زنده ماندند در حالی‌ که شیمی درمانی فقط ۴.۴ ماه آنها را زنده نگهداشت. در تحقیق دیگری در باره ۹۴ فرد مبتلا به سرطان پیشرفته کلیه، ترکیب نیوولومب با یک داروی دیگر، آیپیلیمومب، باعث کوچک شدن قابل ملاحظه اندازه تومور، در حد چهل درصد، شد و در ده درصد آنها هیچ نشانه‌ای از سرطان باقی نمانده بود.

این در حالی است که درمان‌های رایج فعلی فقط در پنج درصد بیماران باعث کوچک شدن تومور می‌شود. نیوولومب تا به حال برای درمان سرطان پوست تایید شده اما تاثیر آن در درمان بسیار اخیرا بسیار مورد توجه متخصصان قرار گرفته است. متخصصان می‌گویند که این دارو بخصوص در مواردی از سرطان که درمان موثری برای آن وجود ندارد می‌توان “تحولی بنیادی” ایجاد کند.

_91626020_m1320328-immunofluorescent_lm_of_kidney_cancer_cells-splایمنی‌ درمانی

ایمنی‌ درمانی در چند سال اخیر در خط مقدم تحقیقات سرطان قرار گرفته و نشریه معتبر ساینس “ایمنی‌ درمانی سرطان” را بزرگترین تحول علمی سال ۲۰۱۳ دانسته است. اساس درمان سرطان تا به حال از بین بردن تومور بوده است، با جراحی، شیمی‌درمانی یا پرتو درمانی. اما در”ایمنی‌درمانی” هدف این است که سیستم ایمنی خود بر علیه تومور وارد عمل شود، با تقویت یا “تربیت” سیستم ایمنی یا ایجاد اختلال در روش‌هایی که سلول سرطانی سیستم ایمنی را فریب می‌دهد.

یکی از عواملی که باعث رشد تومور می‌شود این است که سلول‌های سرطانی خود را از دید رادارهای سیستم ایمنی مخفی نگه می‌دارند. اما نیوولومب و آیپیلیمومب اطلاعاتی را که سلول‌های سرطانی ارسال می‌کنند تا سیستم ایمنی را گمراه کرده و خود را سلولی سالم جا بزنند مختل می کنند و به این ترتیب سیستم ایمنی شانس شناسایی و از بین بردن آنها را پیدا می‌کند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: BBC

داروی جدید ایمنی‌تراپی سرطان؛ طول عمر بیشتر، عوارض کمتر, ۵٫۰ out of 5 formed on 3 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.

رصد تولد ستارگان جوان از پس ِ ابرهای فروپاشیده

بیگ بنگ: محققان رصدخانه سوفیای ناسا توانسته‌اند یک رویداد بسیار جالب را کشف کنند که در آن بخش‌هایی از شش ابر میان‌ ستاره‌ای متلاشی شده به ستارگان جوانی تبدیل شده‌اند که از خورشید بزرگتر خواهند بود. این منطقه ی تشکیل ستاره ای که W43 نام دارد ۲۰،۰۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد و در صورت فلکی عقاب واقع شده است.

تصویر مادون قرمز از منطقه ی شکل گیری ستاره که W43 نام دارد.

تصویر مادون قرمز از منطقه ی شکل گیری ستاره که W43 نام دارد.

به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا؛ به گفته ناسا، زمانی که یک ابر گازی در خود فرو می‌ریزد، گرانش ابر باعث انقباض آن شده که در نتیجه اصطکاک گرما ایجاد می‌شود. گرمای ناشی از انقباض در نهایت باعث فعال شدن واکنش‌های همجوشی هیدروژن در هسته و تولد ستاره می‌شود. این یافته‌ها باعث هیجان بسیار زیاد ستاره‌شناسان شده زیرا رصدهای مستقیم پیشین از سیر فروپاشی بسیار محدود بوده‌اند.

به گفته ناسا، رصدهای تازه سوفیا به دانشمندان اجازه داده تا مدل‌های نظری در مورد چگونگی تبدیل ابرهای متلاشی شده به ستارگان جوان و سرعت فروپاشی آنها را تائید کنند. دانشمندان با استفاده از رصدخانه سوفیا به بررسی این مرحله از تکامل در ۹ ستاره اولیه موسوم به پیش‌ستاره پرداختند و حرکت ماده درون آنها را اندازه‌گیری کردند. آنها دریافت که شش مورد از این پیش‌ ستاره‌ها به طور فعالی در حال فروپاشی بودند. نتایج این تحقیق در مجله Astronomy and Astrophysics منتشر شده است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: NASA

رصد تولد ستارگان جوان از پس ِ ابرهای فروپاشیده, ۵٫۰ out of 5 formed on 4 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.

نظریۀ جدید در خصوص چگونگی شکل گیری آگاهی در مغز

بیگ بنگ: مسئله ای که برای قرن ها فلاسفه و برای دهه ها دانشمندان را به خود مشغول کرده این است: آگاهی چطور پدید آمده است؟ دست کم آنچه در درونمان می دانیم این است که آگاهی وجود دارد، اما مسئله این است که چطور از مجموعه ی فعل و انفعالات شیمیایی و جریان الکتریکی در مغز ما پدیدار می گردد؟

hcp_tracts-2-b-720x582به گزارش بیگ بنگ، کریستوف کوخ، نوروساینتیست و سرپرست ارشد علمی موسسه آلن (انستیتوی دانش مغز) در پی پاسخ به این سوال است. بنا به نظر کوخ آگاهی از هر مجموعه ی پردازش اطلاعات که به اندازه ی کافی پیچیده باشد حاصل می شود. تمامی جانوران از انسان ها تا کرم های خاکی همگی آگاه هستند. حتی اینترنت هم می تواند آگاه باشد. این همانگونه است که گیتی رفتار می کند. ” بار منفی الکتریکی الکترون بیشتر از خصوصیات بنیادی بر نمی خیزد، بلکه بخشی از مفهوم آن است. بدین ترتیب بحث من این است که ما در جهان فضا، زمان، جرم، انرژی و آگاهی که حاصل سیستم های پیچیده است زندگی می کنیم”. چیزی که کوخ در پی آن است یک برداشت علمی از نسخه ی تاریخی فلسفی قاعده ای به «پنسایکیسم» (panpsychism) است که در آن ذهن یک ویژگی بنیادین جهان است و اگر از سوی شخص دیگری مطرح می شد بیشتر جنبه ی ماورایی پیدا می کرد تا علمی. با این حال کوخ سه دهه ی اخیر را صرف مطالعه ی اساس ِ عصب شناختی آگاهی کرده است. کارهای کوخ در انیستیتوی آلن حالا او را در خط مقدم طرح ابتکار مغزی قرار داده، تلاش گسترده ی جدیدی برای درک اینکه مغز چگونه کار می کند که سال آینده آغاز خواهد شد. در زیر گفتگوی سایت وایرد را با کوخ می خوانید:

آگاهی و هوشیاری دقیقا چیست؟

هوشیاری من حقیقتی غیر قابل انکار است. اصول علمی مانند فیزیک فقط می توانند به شیوه ای غیر مستقیم استنتاج شوند اما تنها چیزی که من به طور قطع مطمئنم این است که من هوشیارم.ممکن است ندانیم خواستگاه هوشیاری کجاست اما در وجود آن شبهه ای نیست. از طرفی دیگر از نظر زیست شناسی همه ی حیوانات دارای فیزیولوژی پیچیده ای هستند و این صرفا مختص انسان نیست و در سطح یک ذره از ماده ی مغز هیچ چیز استثنایی در مورد مغز انسانها وجود ندارد. تنها متخصصین، آن هم زیر میکروسکوپ می توانند تشخیص دهند که تکه ای از مغز متعلق به انسان است یا موش و یا میمون.

جانوران هم رفتار پیچیده ای دارند، حتی زنبورهای عسل چهره های خاص را تشخیص می دهند و با رقص قرقره ای(Waggle Dance) – رقصی است که در آن زنبور به دیگر همنوعان خود منبع غذایی را با اعلام مسافت و زاویه نسبت به خورشید معرفی می‌کند.- کیفیت و موقعیت منابع غذایی را اعلام می کنند و به کمک نشانه های ذخیره شده در حافظه ی کوتاه مدتشان مارپیچ های پیچیده را طی می کنند. اگر رایحه ای را به درون کندوی زنبورها بدمید آنها به محلی که پیش تر با این عطر مواجه شده بودند باز خواهند گشت. این همان حافظه ی تداعی است. توضیح ساده ی آن این است که آگاهی به تمامی این موجودات بسط می یابد که این یک ویژگی اصلی ماده ای با ساختارهای سازمان یافته مانند مغز است.

این بسیار مبهم است. هوشیاری چگونه پدید می آید؟ چگونه کیفیتش را مشخص می کنید؟

جیولیو تونونی در دانشگاه ویسکانسین از تئوری اطلاعات یک پارچه بهره می گیرد که به هر مغزی یا هر سیستم پیچیده ای یک عدد یونانی Φ اختصاص می دهد که گویای این است که یک سیستم، تا چه اندازه یکپارچه است و چقدر چیزی بیشتر از اجتماع ِ اجزایش است. Φ اطلاعاتی نظری از اندازه ی آگاهی به شما می دهد. هر سیستمی که اطلاعات یکپارچه ی غیر صفر داشته باشد آگاه باشد.

تصویری از کریستوف کوخ

تصویری از کریستوف کوخ

می دانیم که اکوسیستم ها به هم پیوسته اند آیا می توان گفت که یک جنگل آگاه است؟

در مورد سیستمی مثل مغز یک سلول عصبی انفرادی آگاه نیست بلکه تمام ِ آن مجموعه آگاه است. برای هر اکوسیستم پرسشی که مطرح است این است که چه اندازه تک تک اعضا مانند درختان در جنگل در مقایسه با تعامالات عِلی بینشان با یکدیگر یکپارچه هستند. فیلسوف برجسته جان سرل در مقاله ی آگاهی، پرسشی را مطرح می کند که “چرا نمی گوییم آمریکا آگاه و هوشیار است؟” به هر حال ۳۰۰ میلیون آمریکایی به شکلی بسیار پیچیده با یکدیگر تعامل دارند. پس چرا آگاهی را نمی توان به کل آمریکا بسط داد؟ به این دلیل که تئوری اطلاعات یکپارچه ادعا می کند که آگاهی یک بیشینه ی نسبی است. برای مثال من و شما: در حال حاضر در حال تعامل هستیم اما این تعامل بسیار کمتر از تعاملات سلول های مغزی با یکدیگر است. در حالی که من و شما به صورت مجزا هوشیار هستیم هیچ ذهن فراتری نیست که ما را در یک نهاد واحد جمع کند. این برای اکوسیستم ها نیز صدق می کند. در هر مورد مسئله ی درجه و گستردگی تعاملات علی میان اجزای سازنده ی سیستم مطرح است.

اینترنت هم یکپارچه است. آیا می توان آن را آگاه تلقی کرد؟

بسیار سخت است که اکنون در مورد این موضوع اظهار نظر شود. اما این را در نظر بگیرید که اینترنت شامل ۱۰ میلیارد کامپیوتر است که هر کامپیوتر خودش چند میلیارد ترانزیستور در پردازنده اش دارد. پس می توان گفت اینترنت حداقل شامل ۱۹^۱۰ ترانزیستور است که در مقایسه با حدود ۱۰۰۰ تریلیون سیناپس های مغز انسان، تعداد ترانزیستورها ۱۰ هزار بار بیشتر از تعداد سیناپس ها است. اما آیا اینترنت از مغز انسان پیچیده تر است؟ این به درجه ی یکپارچگی اینترنتی بستگی دارد. آنها به طور دائم متصل نیستند اما به سرعت از یکی به دیگری تغییر می کنند. به عنوان مثال مغزهای ما به طور پیوسته مرتبط هستند. در مورد اینترنت کامپیوترها به صورت راه گزینی بسته کوچک(Packet-Switching)  عمل می کنند. اما بنا بر نسخه ی من از پنسایکیسم اینترنت به نوعی آگاه به نظر می رسد و اگر اینترنت قطع شود در اساس حسی دورتر از آن نیست که من در یک خواب عمیق تجربه می کنم.

اینترنت یک طرف، چه ویژگی مشترکی بین انسان ها و جانوران در آگاهی وجود دارد؟ آیا ویزگی مشخصی هست که یکسان باشد؟

این به دامنه ی درک حسی ما و اتصالات درونی بستگی دارد. در مورد موش ها به سادگی می توان گفت که آنها دارای قشر مغزی مشابه ما هستند اما قشر پیش پیشانی پیشرفته ای ندارند لذا احتمالا از خودآگاهی برخوردار نیستند یا نمادها را مانند ما درک نمی کنند اما مانند ما انسان ها می بینند و می شنوند.

آیا فقدان خود آگاهی به این معنا است که یک جاندار درکی از خودش ندارد؟

بسیاری از پستانداران من جمله سگها از آزمون بازشناسی خودشان در آینه سربلند بیرون نمی آیند. اما من گمان می کنم که سگ ها فرمی بویایی از بازشناسی خود دارند. اگر توجه کرده باشید سگ ها مدفوع سگهای دیگر را بو می کشند اما در مورد مدفوع خودشان این اتفاق به ندرت رخ می دهد. اما من گمان می کنم که سگ ها فرمی بویایی از بازشناسی خود دارند. بنابراین احتمالا آنها حسی از بوی خودشان دارند، یک فرم ابتدایی از خود آگاهی. در حال حاضر من هیچ شواهدی ندارم که نشان دهد که یک سگ جلوی آینه بنشیند و بازتاب خودش را درک کند، اما با این حال سگ ها می توانند ببینند، بو بکشند، صداها را بشنوند و خوشحالی و شادی را مانند بچه ها و بزرگسالان تجربه کنند. خود آگاهی پدیده ای است که انسان ها بیش از سایر جانوران دارند هر چند ایپ ها(Apes) تا حدی آن را دارند. ما یک قشر پیش قدامی بسیار پیشرفته داریم که می توانیم با آن تعمق کنیم.

یک موجود چطور می تواند بدون خود آگاهی خوشحال باشد؟

هنگامی که من مشغول بالا رفتن از کوه یا یک دیوار هستم ندای درونی من کاملا خاموش است و در عوض من نسبت به دنیای اطرافم بیش از حد هوشیار و آگاه هستم. در آن لحظه من زیاد نگران منازعات با همسرم یا اظهار نامه های مالیاتیم نیستم. من نمی توانم در خود درونیم گم شوم. این در حالتی که با سرعت زیاد مشغول دوچرخه سواری هستم نیز رخ می دهد. من هیچ حسی از خود در آن موقعیت ندارم و به طور قطع این حس کاهش می یابد و من می توانم خوشحال باشم.

shutterstock_218492551من شنیده ام که شما تا حد امکان حتی حشرات را هم نمی کشید. چگونه اعتقادتان به هوشیاری و آگاهی جانوران را با شیوه ای که در آزمایش ها از آنها استفاده می شود وفق می دهید؟

دو چیز را باید مد نظر قرار داد. اول اینکه حیوانات بسیار بیشتری هستند که هر روز در مک دونالد خورده می شوند. تعداد حیواناتی که در تحقیقات مورد استفاده قرار می گیرند بسیار محدود تر از آنهایی است که برای خوراک قربانی می شوند. ما به تحقیقات بنیادی در مورد مغز نیاز داریم تا مکانیسم های آن را درک کنیم. پدر من در اثر پارکینسون فوت کرد و یکی از دخترانم از سندروم مرگ ناگهانی نوزاد. برای جلوگیری از این امراض ما نیاز داریم تا مغز را بشناسیم و فکر می کنم این تنها توجیه برای تحقیقات حیوانی می تواند باشد که در دراز مدت منجر به کاهش رنج همگی ما خواهد شد اما در کوتاه مدت باید آن را به گونه ای انجام داد که با دانش به اینکه آنها موجوداتی هوشیار هستند درد و رنج آنها را تا حد ممکن کاهش داد.

به تئوری برگردیم. آیا نسخه پنسایکیسم حقیقتا علمی است یا متافیزیکی؟ چگونه می توان آن را مورد آزمایش قرار داد؟

در اصل به همه ی روش ها می توان. یک مفهوم این است که شما می توانید دو نوع سیستم بسازید که هر کدام ورودی و خروجی یکسان داشته باشند. اما یکی از آنها بدلیل ساختار داخلیش اطلاعات یکپارچه دارد. یک سیستم هوشیار خواهد بود و دیگری خیر. این رفتار ورودی-خروجی نیست که یک سیستم را آگاه می سازد بلکه اتصالات داخلی آن تعیین کننده است. این تئوری همچنین بیان می کند که می توان سیستم های ساده ای داشت که آگاه هستند و همچنین سیستم های پیچیده ای که فاقد آگاهی اند. مخچه با وجود پیچیدگی به دلیل عدم یکپارچگی هوشیار نیست. از لحاظ تئوری باید بتوان آن را محاسبه کرد و دید آیا درست است یا نه اما در حال حاضر نمی توانیم این کار را انجام دهیم.

جزییات بسیار زیادی هستند که هنوز آنها را نمی دانیم. تصویربرداری از مغز انسان بسیار خام است و ما را به سطوح بنیادی نمی رساند. سوالی که بسیار برای من به عنوان یک دانشمند موضوعیت دارد این است که من امروز چگونه می توانم این تئوری را رد کنم، که بسیار سخت تر است.گروه تونونی دستگاهی ساخته است که مغز را آشفته می سازد و تشخیص می دهد که بیماران با آسیب های مغزی شدید تا چه اندازه واقعا ناآگاه و یا درد و رنج را حس می کنند اما قادر به ارتباط با عزیزانشان نیستند. ممکن است تئوری های دیگر هوشیاری با این واقعیت ها سازگار باشد.

من هنوز نمی توانم این حس را دنبال کنم که هوشیاری به طور قطع برخاسته از اطلاعات یکپارچه است.

اگر در مورد توضیح هر چیزی بخواهیم فکر کنیم تا چه نقطه ای می توان عقب رفت؟ ما با این موضوع در فیزیک مواجه هستیم. مکانیک کوانتوم را در نظر بگیرید. این تئوری بهترین توصیف را از جهان میکروسکوپی را ارائه می دهد. فیزیک کوانتوم به ما اجازه می دهد MRI و دیگر ابزارهای مفید را بسازیم. اما آیا می توانیم توضیح دهیم چرا مکانیک کوانتوم وجود دارد؟ به گونه ای مطلق به نظر می رسد. آیا می توانیم جهانی را بدون آن تصور کنیم؟ جهانی که ثابت پلانک مقدار متفاوتی دارد! در آخر به نظر می رسد نقطه ای وجود دارد که از آن عقب تر رفتن ممکن نیست. تنها می توان گفت در جهانی زندگی می کنیم که به دلایلی که نمی دانیم فیزیک کوانتوم توضیح حاکم بر آن است.

به همین قیاس، آگاهی هم خصوصیتی بنیادی در کیهان است. ما در جهانی زندگی می کنیم که ذرات سازمان یافته ی ماده موجب پدیدار شدن آگاهی می شود. و با آن می توانیم انواع چیزهای جالب را استخراج کنیم: پاسخ به اینکه یک کودک یا جنین چه موقع آگاه و هوشیار می شود؟ آیا یک بیمار آسیب دیده ی مغزی هوشیار است یا نه. آسیب شناسی آگاهی در بیماران شیزوفرنی یا آگاهی در جانوران و بیشتر افراد خواهند گفت این یک توضیح خوب است.

ترجمه: پوریا اکبری/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: wired.com

نظریۀ جدید در خصوص چگونگی شکل گیری آگاهی در مغز, ۴٫۳ out of 5 formed on 6 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.

سرنخ‌های هویت بشر در آفریقا

بیگ بنگ: نخستین نشانه‌ها و علائم از روزگار زندگی انسان خردمند(Homo Sapiens) به حدود ۲۰۰ هزار سال پیش در آفریقا برمی‌گردد. اما سوال این است که انسان‌ها چگونه در نقاط مختلف زمین پخش شدند و بر پنج قاره جهان سیطره یافتند؟

tumblr_mrh4uyhvcg1qgfbgio1_1280بتازگی مقاله‌ای منتشر شده در مجله ی نیچر که ظاهرا در لفافه، جوابی برای این مساله ی مشغول‌ کننده ی دانشمندان در چند دهه گذشته داده است. سه تیم محقق به بررسی دی‌ان‌ای گردآوری شده از فرهنگ‌های متعدد جهان پرداخته و به این نتیجه رسیدند که شجره‌نامه تمام غیرآفریقایی‌های امروزی به یک اجتماع خاص برمی‌گردد که ۵۰ هزار تا ۸۰ هزار سال پیش در آفریقا سکونت داشته است. بسیاری از دی‌اِن‌اِی‌های مورد بحث، برای اولین بار تحت بررسی قرار گرفته‌اند.

ریشه مشترک ابنای بشر

دانشمندان معتقدند با اینکه تاکنون مدارک متعدد و متننوعی دال بر مهاجرت آفریقایی‌ها به دیگر نقاط جهان به دست آمده، می‌توان رد بشر امروزی را تا یک منبع مشترک دنبال کرد. سه تیم محقق مزبور، برای رازگشایی از این مساله، ژنوم ۷۸۷ نفر را مطابقت دادند. این ژنوم‌ها از صدها اجتماع بومی حاصل شده بود. به‌عنوان یک مثال کوچک می‌توان به باسک‌ها، پیگمی‌های آفریقایی، مایاها، بادیه‌نشینان عربی، شرپاها و کری‌های بومی آمریکا اشاره کرد. به عقیده بسیاری از دانشمندان، دی‌ان‌ای بومیان در درک تاریخ بشر نقشی اساسی داشته است. با این حال تاکنون دانشمندان بجز مراکز متراکم جمعیتی مانند اروپا و چین، کمتر ژنومی را از یک اجتماع کامل تطبیق داده‌اند. اطلاعات جدید یک تکان حسابی به درک علمی از شمایل دی‌ان‌ای انسانی وارد آورده و تنوعی غنی به نقشه ژنوم انسان بخشیده است.

هرکدام از سه تیم تحقیقاتی به سوالی خاص درباره منشأ بشریت، مانند چگونگی پراکندگی بشر در آفریقا پرداخته است. اما هدف هر سه این بوده که جوابی محکم برای سوال پربحث نشأت گرفتن بشریت از آفریقا بیابند. در دهه ۱۹۸۰، گروهی از دانشمندان دیرین‌ مردم‌شناس و نسل‌شناس این نظریه را مطرح کردند که نسل بشر امروز در مقطعی حدود ۵۰ هزار سال پیش از آفریقا به سراسر جهان مهاجرت کرده است. اسکلت‌ها و ابزاری که در نقاط باستانی کشف شده حاکی از این است که انسان خردمند پس از آن در اروپا، آسیا و استرالیا زیسته است.

سرنخ‌های اولیه

اولین بررسی‌هایی که در این راستا روی دی‌ان‌ای انجام شد، حاکی از این بود که تمام آفریقایی‌ها با هم پیوندی نزدیک دارند و همگی نوادگان شجره‌ای خانوادگی هستند که در آفریقا ریشه دارد. با این حال نشانه‌هایی هست، حاکی از این که بخشی از انسان‌ها پیش از ۵۰ هزار سال پیش آفریقا را ترک گفته‌اند. برای مثال محققان در فلسطین، اسکلت‌هایی یافته‌اند که به وضوح به نسل معاصر بشر تعلق داشته و حدود ۹۰ هزار تا ۱۲۰ هزار سال قدمت دارند. همچنین در هند و عربستان سعودی، ابزارهایی یافت شده که قدمتشان به ۱۰۰ هزار سال پیش ب رمی‌گردد. سال گذشته چینی‌ها از کشف دندان‌هایی متعلق به انسان‌های خردمند خبر دادند که دست‌‌کم ۸۰ هزار سال قدمت داشتند و چه‌ بسا قدمت‌شان به ۱۲۰ هزار سال هم برسد.

اجماع بر سر حقیقت

هر سه گروه دانشمندانی که درباره‌شان سخن گفتیم به بررسی جداگانه اطلاعات پرداختند و در نهایت همه به اجماعی واحد رسیدند که: نسل بشریت از مهاجرتی مشترک از نقطه‌ای واحد در آفریقا آغاز شده و در دیگر نقاط زمین انشعاب یافته است. تخمین‌های حاصل از بررسی‌ها، از یک هجرت ۵۰ هزار تا ۸۰ هزار ساله حکایت دارند.

دکتر اسکه ویلرسلو متخصص ژنتیک در دانشگاه کپنهاگ

دکتر اسکه ویلرسلو متخصص ژنتیک در دانشگاه کپنهاگ

با وجود تحقیقات گذشته، آنچه دکتر دیوید رایک و دکتر اسکه ویلرسلو یافته‌اند، دال بر این است که مهاجرت استرالیایی‌ها و پاپوآیی‌ها، زودتر از اقوام دیگر جهان انجام نشده و همه یک قدمت دارند. ویلرسلو معتقد است اگر نخواهیم همه اجداد را بگوییم، دست‌کم عمده آنان طی همان سفری که به گسترش سیطره اروپایی‌ها و آسیایی‌ها انجامیده نسبت به مهاجرت اقدام کرده‌اند. دکتر متسپالو و همکارانش به نتیجه‌ای متفاوت رسیده‌اند. به گفته آنان، ۹۸ درصد دی‌ان‌ای هر فرد، حاکی از همان مهاجرت عظیم از آفریقاست. اما ۲ درصد دیگر، به قدمتی به مراتب بیشتر گواهی می‌دهد.

دکتر متسپالو می‌گوید تمام ساکنان پاپوآ ردی از یک موج بسیار قدیمی‌تر آفریقایی با خود حمل می‌کنند که حدودا ۱۴۰ هزار سال پیش این خطه را ترک کرده‌اند و بعدها از عرصه موجودیت محو شده‌اند. دکتر پاگانی، همکار دکتر متسپالو بر صحت این یافته تاکید کرده و این ایده را مطرح می‌کند که احتمالا پس از مهاجرت موج آخر آفریقایی‌ها از آن دیار، نژاد قدیمی‌تر که به‌ طور یقین از نظر فناوری چندان پیشرفته نبوده، با ورود موج جدیدتر از بین رفته باشد.

سرنخ‌های گیج‌کننده از استرالیا

در سال ۲۰۱۱، اسکر ویلِرسلِو از چهره‌های شناخته‌ شده نسل‌شناسی در دانشگاه کپنهاگ و دستیارانش با تطبیق ژنوم یک بومی استرالیایی برای اولین بار به سرنخ‌هایی گیج‌کننده درباره چگونگی گسترش سیطره بشر بر جهان رسیدند. دکتر ویلرسلو و همکارانش این ژنوم را از یک دسته مو با یک قرن قدمت به دست آوردند که در موزه نگهداری می‌شد. این دی‌ان‌ای یکسری متغیرها را دربرمی‌گرفت که در دی‌ان‌ای اروپایی‌ها و استرالیایی‌ها پیدا نشده بود. همین سوال‌های زیادی را درباره این برانگیخت که اولین مهاجران استرالیا از کجا آمده و چه زمانی در این قاره مستقر شده‌اند.

ویلرسلو که حسابی کنجکاو شده بود، با تعدادی از بومیان تماس گرفت و از آنها برای شرکت در یک تحقیق دعوت کرد. وی در این تحقیق به دیوید دبلیو لمبرت، نسل‌شناسی از دانشگاه گریفیت ملحق شد که او نیز با جوامع بومی دیدارهایی ترتیب داده بود تا از آنها برای شرکت در چنین تحقیقی دعوت کند. محققان با همکاری دانشمندان دانشگاه آکسفورد، دی‌ان‌ای افرادی از پاپوآ گینه نو را هم به دست آوردند. آنها در نهایت موفق شدند ۸۳ ژنوم از بومیان استرالیا و ۲۵ ژنوم از پاپوآ به دست آورده و نتیجه‌ای به مراتب دقیق‌تر از آزمایش سال ۲۰۱۱ دکتر ویلرسلو حاصل کردند.

ماکت جمجمه انسان کشف شده در فلسطین که در حدود 90000 سال قدمت دارد.

ماکت جمجمه انسان کشف شده در فلسطین که در حدود ۹۰۰۰۰ سال قدمت دارد.

در همان حال، مِیت متساپو از مرکز زیستی استونی، رهبری تیمی ۹۸ نفره از دانشمندان را در یک پروژه گردآوری دیگر ژنوم بر عهده داشت. آنها ۱۴۸ اجتماع مختلف را، بیشتر از اروپا و آسیا و به مقدار محدودی از آفریقا و استرالیا برای نمونه‌گیری انتخاب کردند. از سوی دیگر، دیوید رایک، نسل‌شناسی از دانشگاه پزشکی هاروارد، در پروژه‌ای موسوم به پروژه تنوع ژنوم سایمنز، به حمایت بنیاد سایمنز و بنیاد ملی علوم، پایگاه داده‌ای قابل توجهی فراهم کرد که اکنون ۳۰۰ ژنوم با کیفیت از ۱۴۲ اجتماع مختلف را در خود گنجانده است.

چرا اجدادمان خانه آفریقایی خود را ترک کردند؟

با نگاهی به این تحقیقات جدید، به نظر می‌آید تفرقه‌ نژادی بشریت زودتر از چیزی شروع شده که دانشمندان تخمین می‌زدند. دکتر رایک و دستیارانش اطلاعات موجود را به قصد یافتن ابتدایی‌ترین علائم جدایی گروه‌های بشری بررسی کردند. یافته‌های آنان حاکی از این بود که اجداد شکارگر ـ گردآور جنوب آفریقا، حول و حوش ۲۰۰ هزار سال پیش از دیگر انسان‌ها فاصله گرفته و به فاصله صد هزار سال، به جدایی کامل از دیگران رسیدند. با استناد به شواهد موجود می‌توان ادعا کرد اجداد ما ۲۰۰ هزار سال پیش نیز یکسری رفتارهای انسانی را در خود به حد مکفی رسانده و برای مثال، قادر به تکلم بوده‌اند.

indexاما چرا انسان‌ها آفریقا را ترک کردند؟ دانشمندان سرنخ‌هایی نیز برای این مساله یافته‌اند. در مقاله دیگری در نشریه نیچر(Nature)، دانشمندان به توصیف یک مدل کامپیوتری از تاریخ آب و هوایی و بومی اخیر پرداخته و با استناد به آن گفته‌اند تغییرات مقطعی در الگوی بارش باران، روزنه‌هایی از آفریقا به اوراسیا باز کرده و بعید نیست انسان‌ها به دنبال غذا در این راه‌ها پا گذاشته و مهاجرت کرده باشند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: nytimes.com

مترجم: سیاوش شهبازی/ جام جم

سرنخ‌های هویت بشر در آفریقا, ۵٫۰ out of 5 formed on 18 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.

معرفی کتاب: تقویت حافظه

بیگ بنگ: چه در به خاطر آوردن تاریخ تولد نزدیکان مشکل پیدا کرده‌اید، چه می‌خواهید کلاً قدرت و ظرفیت حافظه‌ی خود را تقویت کنید، این کتاب راهنما؛ شیوه‌های هوشمندانه‌ای را به شما خواهد آموخت تا هر آنچه را که دوست دارید به آسانی به یاد آورید و به آسانی‌ از یاد نبرید.

book1نام اصلی: Improving your memory for dummies
تقویت حافظه
نویسنده: دکتر جان بی آردن
ترجمه: حمید پاشایی
انتشارات: آوند دانش
موضوع: روانشناسی
چاپ اول، ۱۳۹۴
تعداد صفحه: ۶۹

جان آردن نویسنده‌ی کتاب، ۲۸ سال در حوزه بهداشت سلامت روان سابقه‌ی کار بالینی و تربیت نیروی انسانی داشته و جز عنوان حاضر چندین کتاب دیگر نیز به رشته‌ی تحریر در آورده است. نویسنده کتاب «تقویت حافظه For Dummies » معتقد است که مطالعه این کتاب باعث تقویت حافظه، رفع مشکل فراموش‌کاری، یادگیری ترفندهایی برای به خاطر سپردن هر چیز و دارای نکاتی برای حفظ رژیم غذایی سالم برای تقویت حافظه است. کتاب در چهار فصل «پرورش مهارت‌های حافظه»، «یادگیری ترفندهایی برای به خاطر سپردن»، «رفع مشکل فراموشی» و «همزمان با بالا رفتن سن، حافظه خود را نیز قوی نگه دارید» به ارائه راهکارهایی برای تقویت حافظه می‌پردازد.

حواس‌پرتی چیست؟

براساس محتوای کتاب، شما هم به احتمال زیاد، گاهی متوجه بعضی فراموشی‌های عادی مثل فراموش کردن کلیدها و اسامی افراد شده‌اید، اما وقتی پرش‌های حافظه به دفعات و شدیدتر اتفاق می‌افتد، مسئله به کلی متفاوت می‌شود. در ادامه همین مبحث در تعریف حواس‌پرتی آمده که حواس‌پرتی یعنی حواس شما در جایی که باید باشد، نیست. پس انتظار نداشته باشید در حالی‌ که حواستان جای دیگری است، یادتان بیاید در حال انجام چه کاری بودید. بیشتر مردم در سن ۴۰ تا ۵۰ سالگی، حواس‌پرتی و سایر مشکلات فرعی حافظه را تجربه می‌کنند که معمولا این موارد طبیعی است و جای نگرانی نیست.

ترفندهایی برای به خاطر سپردن

آردن در فصل دوم با عنوان «یادگیری ترفندهایی برای به خاطر سپردن» راجع به چند تکنیک از رایج‌ترین تکنیک‌های تقویت حافظه صحبت می‌کند تا مخاطب یاد بگیرد، برای وصل شدن به خاطرات چگونه از کلماتی خاص استفاده کند. در این فصل «فنون یادیاری» شامل تکنیک‎‌های ساده‌ای معرفی شده که به شما کمک می‌کنند تا آنچه را می‌خواهید به خاطر بیاورید. برای یادگیری این فنون باید تصمیم بگیرید چه چیزی را می‌خواهید به خاطر بسپارید، چیزی را که می‌خواهید به خاطر بسپارید با نشانه‌‌ای تصویری یا یک واژه هماهنگ کنید و آن نشانه را به زبان آورید تا خاطره مورد نظر یادتان بیاید.

«رفع مشکل فراموشی» عنوان سومین فصل از کتاب است که در آن می‌خوانیم: «وقتی موتور حافظه‌‌تان درست کار می‌کند، خاطرات برای ذخیره شدن در حافظه بلندمدت شما پرورش و کدگذاری می‌شوند و می‌توانید آنها را فرا بخوانید، در این صورت کمتر صدای خود را می‌شنوید که می‌گوید: یادم رفت!»

چرا و چگونه افزایش سن بر مهارت‌های حافظه تأثیر می‌گذارد؟

«جان بی آردن» در فصل چهارم معتقد است که با چند روش ساده می‌توان مشکل فراموشی را حل کرد و مطمئن شد که خاطرات ذخیره شده در حافظه بلندمدت‌، به اراده فرد ظاهر خواهد شد. نویسنده در آخرین فصل از کتاب با عنوان «همزمان با بالا رفتن سن، حافظه خود را نیز قوی نگه دارید» نوشته است: «بیشتر مردم وقتی سن‌شان بالا می‌رود، متوجه افزایش بعضی مشکلات حافظه‌ای می‌شوند، ولی این به این معنی نیست که همه افراد ضعف حافظه را با سرعت یا میزان یکسانی تجربه می‎کنند.» در این فصل مخاطب درمی‌یابد که چرا و چگونه افزایش سن می‌تواند بر مهارت‌های حافظه تأثیر بگذارد و در مورد آن چه باید کرد.

فهرست کتاب:

مقدمه
درباره این کتاب
آنچه لازم نیست بخوانید
نمادهای به کار رفته در این کتاب

فصل ۱: پرورش مهارت‌های حافظه

فکر کردن به پرش‌های حافظه
حواستان به جای پرت بودن، سرجایش باشد
نوک زبان!!!
از سر راه برداشتن مانع
تخلیه فضا از جنجال‌های مسخره و افکار مضحک
تقویت حافظه
آشنایی با مهارت‌های حافظه
مغز خود را به درستی تقویت کنید
پرهیز از غذاها، نوشیدنی‌ها و داروهایی که حافظه را ضعیف می‌کنند
پیرتر شدن و عاقل‌تر شدن
به کار انداختن سیستم حافظه
حواس خود را جمع نگه دارید

فصل ۲: یادگیری ترفندهایی برای به خاطر سپردن

معرفی فنون یادگیری، دستیار حافظه ی شما
آویختن خاطرات به قلاب ها
قرار دادن خاطرات در مکان های آشنا
سر هم کردن یک داستان به منظور پیوند دادن خاطرات
به خاطر سپردن یک فهرست یدو، استفاده از کاغذ و قلم
داستان باقی برای یه یاد آوردن یک فهرست

فصل ۳: رفع مشکل فراموشی

عبور از مه حافظه
واپس زنی حافظه از به خاطر آوردن وقت دندان‌پزشکی
گوش دادن گزینشی
فوت آب شدن از طریق یادگیری زیاد
نظم پیدا کردن
برچسب زدن
بخش‌بندی
درک مفهوم خاطره

فصل ۴: همزمان با بالا رفتن سن، حافظه خود را نیز قوی نگه دارید

حداکثر استفاده از یک مغز نخبه
کاهش استرس، حفظ گردش خون
جبران ضعیف شدن حواس پنج گانه
نرمش ذهنی: حجیم کردن مغزی که در حال آب رفتن است
جلوگیری از آب رفتن سلول‌های عصبی
حفظ خوشی در زندگیتان
تبدیل شدن به فرد پیری که عادات جدیدی را به خاطر می‌سپارد
انجام کارهایی خارج از روال روزمره
آموزش مهارتهای حافظه
ذوق هنری پیدا کردن

سایت علمی بیگ بنگ: bigbangpage.com

معرفی کتاب: تقویت حافظه, ۴٫۶ out of 5 formed on 8 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.

چرا گاهی سن ژنتیکی انسان بیش از سن واقعی می شود؟

بیگ بنگ: مطالعات جدید تیمی از پژوهشگران بین المللی نشان می دهد که عملکرد ساعت زیستی(بیولوژیکی) بدن انسان می تواند نقش مهمی در میزان طول عمر و امید به زندگی آنها ایفا کند. این موضوع ارتباطی با نحوه زندگی افراد ندارد.

aging-processپژوهش های جدید یک تیم بین المللی از دانشمندان نشان می دهد که سن واقعی افراد می تواند با سن ژنتیکی آنها متفاوت باشد و این موضوع به دلیل عملکرد متفاوت ساعت زیستی بدن افراد رخ می دهد. در صورتی که ساعت زیستی بدن انسان سریعتر از سن واقعی وی حرکت کندف فرد در خطر بروز مرگ زودرس قرار گرفته و این موضوع هیچ ارتباطی با نحوه زندگی وی نخواهد داشت. در این مطالعات مشخص شد که به چه دلیل برخی از افراد علی رغم داشتن سبک زندگی مناسب و رعایت موارد بهداشت فردی و جسمی، در سنین جوانی می میرند.

استیون هوروات پژوهشگر حوزه ژنتیک و و استاد دانشگاه کالیفرنیا سرپرستی این تیم تحقیقاتی را بر عهده دارد. در این مطالعات، ۶۵ پژوهشگر از گوشه و کنار جهان اقدام به مطالعه و ثبت تغییرات دی ان ای انسان پرداختند که بر اثر پیری به وجود می آید. در کنار این موارد، آزمایش هایی نیز روی نمونه خون ۱۳ هزار فرد داوطلب صورت گرفته و طول عمر آنها بر پایه اطلاعات ژنتیکی تخمین زده شد.

در این مطالعات مشخص شد؛ هنگامی که سن بیولوژیکی فرد از سن واقعی وی بیشتر باشد، احتمال مرگ این فرد در سنین پائین تر، بیشتر از سایر افراد خواهد بود. استیون هوروات در توضیح این پدیده اعلام کرد: ما در این مطالعات شاهد بودیم که برخی از افراد دارای رژیم غذائی مبتنی بر گیاهخواری بوده، شغلی بدون استرس داشتند و ده ساعت در طول شبانه روز می خوابیدند. اما علی رغم وجود تمامی این فاکتورهای مثبت، این افراد در سنین جوانی از دنیا رفته اند. در مطالعات انجام شده مشخص شد که ساعت زیستی برخی از افراد به نسبت سایرین با سرعت بیشتری حرکت کرده و این موضوع دلیل مرگ زودهنگام آنها محسوب می شود.

در این مطالعات همچنین مشخص شد که ۵ درصد از مردم جهان دچار این مشکل ژنتیکی بوده و عمر زیستی آنها به دلیل سریع تر کار کردن ساعت زیستی بدنشان، از عمر واقعی این افراد پیشی گرفته و به همین دلیل احتمال مرگ زودهنگام در این افراد بیشتر است. بر اساس بررسی های انجام شده، احتمال مرگ زودرس در افراد فوق الذکر، ۵۰ درصد افزایش پیدا می کند.

سرپرست این تیم تحقیقاتی در پایان توضیحات خود افزود: این مساله بسیار ناخوشایند است و موضوع امیدوار کننده در این رابطه، کشف دلیل مرگ های زودهنگام و شناسائی روش دخالت در این فرایند است. به این ترتیب با شناسائی افرادی که ساعت بیولوژیکی سریعتری دارند، می توان از مرگ بی دلیل و زودهنگام آن ها پیشگیری کرد. شرح کامل این پژوهش و نتایج به دست آمده از آن در آخرین شماره مجله تخصصی پیری Aging منتشر شده و در اختیار پژوهشگران قرار دارد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: sciencedaily.com

ترجمه: فاطمه کردی / سیناپرس

چرا گاهی سن ژنتیکی انسان بیش از سن واقعی می شود؟, ۵٫۰ out of 5 formed on 2 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.

تاریخچۀ مختصر از ماموریت‌های بشر به مریخ

بیگ بنگ: قرن‌ها قبل از آغاز عصر فضا و فرستادن سفینه‌های فضایی به کرات دیگر، زمینی‌ها با تلسکوپ‌های ابتدایی و حتی استفاده از رمالی و جادوگری به دنبال یافتن نشانه‌های حیات در سیاره ی مریخ بودند.

نمایی از سیاره مریخ

نمایی از سیاره مریخ

در قرن نوزدهم تصور بر این بود که خطوط صافی که در سطح مریخ قابل مشاهده است کانال‌‌های آبیاری است که توسط موجودات سبز رنگ ساکن این سیاره ساخته شده است. البته واقعیت این است که هیچ خط صافی در مریخ وجود ندارد، اما اشتباهات ستاره‌شناسان آن زمان که با روایت‌های خیالی از رمال‌هایی که می‌گفتند با موجودات سبزرنگی که با زبانی شبیه به زبان فرانسه صحبت می‌کردند، باعث این تصورات شده بود.

پیشرفت علم به این تصورات پایان داد. امروزه ما می‌دانیم که سطح مریخ به علت تابش اشعه‌های کیهانی بسیار گرم‌تر و سردتر از آنی است که امکان زندگی-مانند آنچه ما در کره زمین آن را تجربه می‌کنیم- در آن وجود داشته باشد. اما جستجو برای یافتن حیات در مریخ هرگز متوقف نشده است.

1658909-4000x2000-outer_space_planets_red_planet_marsحالا دانشمندان و ستاره‌شناسان به دنبال موجود یا موجودات تک‌ سلولی هستند که ممکن است در لایه‌های داخلی خاک و صخره‌های مریخ مخفی شده باشد یا باقی‌مانده حیاتی باشد که در ۳٫۵ میلیارد سال قبل (که هوای مریخ برای زندگی گرم‌تر بود و آب مایع در آن وجود داشت) در این سیاره وجود داشته است. اما ماموریت‌های موفق به قصد شناخت بیشتر مریخ کدام‌ها بوده‌اند؟ فهرستی از این ماموریت‌ها را در زیر بخوانید:

گذشته

سال ۱۹۶۵: بعد از چند تلاش و شکست تیم فضایی شوروی، ناسا،‌ سازمان فضایی آمریکا،‌ موفق شد سفینه مارینر ۴ را به سمت مریخ ارسال کند که برای نخستین‌بار عکس‌هایی از فاصله نزدیکتری از این سیاره به زمین ارسال کرد. این پروژه آغاز جستجوگری در سیاره سرخ بود.

سال ۱۹۷۱: سفینه‌های مریخ ۲ و مریخ ۳ که از سوی شوروی به فضا ارسال شده بودند، با موفقیت وارد مدار مریخ شدند و چند بار به دور این سیاره چرخیدند. یک کاوشگر که به سفینه مریخ ۳ متصل بود با موفقیت بر سطح مریخ فرود آمد اما تنها پس از چند ثانیه تماسش با سفینه قطع شد.

این عکس رنگی از افق مریخ توسط وایکینگ 1 در 24 جولای 1976 گرفته شده است.

این عکس رنگی از افق مریخ توسط وایکینگ ۱ در ۲۴ جولای ۱۹۷۶ گرفته شده است.

سال‌های ۸۰-۱۹۷۵ : وایکینگ ۱، نخستین مدارگرد-سطح‌نشینی بود که با موفقیت وارد مدار مریخ شد و سپس در سطح این سیاره فرود آمد. این سفینه که از سوی ناسا راهی مریخ شده بود در جستجوی حیات در سطح این سیاره بود که چیزی نیافت.

سال‌های ۱۹۹۷- ۱۹۹۶: رهیاب مریخ که از سوی ناسا به سطح این سیاره فرستاده شده بود، با موفقیت مریخ‌نورد سوجرنر را در سطح این سیاره فرود آورد. مریخ‌نوردهای روح و فرصت در سال ۲۰۰۳ و مریخ نورد کنجکاوی نیز در سال ۲۰۱۱ بر سطح مریخ فرود آمدند.

اکنون

ناسا: مریخ‌نوردهای فرصت و همینطور کنجکاوی در حال جستجو و گشت و گذار در سطح مریخ و فرستادن اطلاعات به ناسا هستند. در حال حاضر سه مدارگرد به نام‌های «اودیسه مریخ»، «مدارگرد شناسایی مریخ» و ماون در مدار مریخ در حال گردش هستند.

سلفی مریخ نورد کنجکاوی در سیاره ی سرخ

سلفی مریخ نورد کنجکاوی در سیاره ی سرخ

سازمان فضایی اروپا: مدارگرد اکسپرس در حال گردش به دور مدار سیاره سرخ است.

هند: از سال ۲۰۱۴ یک مدارگرد به نام مانگالین در مدار مریخ در حال حرکت است.

آینده

اگزو مارس یک پروژه مشترک سازمان فضایی اروپا و روسیه است. در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۶ سطح‌نشین شیاپارلی به دلیل نقص فنی در مریخ سقوط کرد، قرار بود این کاوشگر راه را برای ورود یک مریخ‌نورد دیگر در سال ۲۰۲۰ آماده کند. چین هم امیدوار است که تا سال ۲۰۲۰ یک مدارگرد و یک کاوشگر به مریخ بفرستد.

نمایی هنری از رسیدن کاوشگر اگزومارس به سیاره ی سرخ

نمایی هنری از رسیدن کاوشگر اگزومارس به سیاره ی سرخ

اما آرزوی بزرگتر را ایلان ماسک، موسس شرکت خودروسازی تسلا و همینطور شرکت فضایی اسپیس ایکس دارد. او می‌خواهد که سطح مریخ را برای بشر قابل سکونت کند. اولین تلاش وی فرستادن یک سفینه بدون سرنشین به مریخ تا سال ۲۰۱۸ است. این در حالی است که ناسا می‌خواهد تا سال ۲۰۳۰ بشر را به مریخ بفرستد. یک شرکت هلندی به نام مارس وان هم برای فرستادن انسان به کره مریخ داوطلب می‌پذیرد. البته تا این زمان، این یک سفر یک طرفه خواهد بود چرا که برنامه‌ای برای بازگرداندن این داوطلب‌ها به زمین وجود ندارد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: phys.org

منابع بیشتر: space.com , historic mars missions

تاریخچۀ مختصر از ماموریت‌های بشر به مریخ, ۴٫۹ out of 5 formed on 8 ratings

توجه : هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام ‘سایت علمی بیگ بنگ’ و لینک به این مقاله غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد، لطفا به حقوق مولف احترام بگذارید.