بایگانی دسته بندی ها: بینگ بنگ

یک حفرۀ عجیب روی مریخ

بیگ بنگ: چه چیزی این حفرۀ عجیب، روی مریخ را ایجاد کرده؟ در واقع حفره های زیادی در این چشم انداز پنیر مانند ثبت شده اند و یکی از آنها سطحی تاریک و پر از گرد غبار را در زیر یخ دی اکسید کربن ِ در حال تبخیر نشان می دهد. در واقع این حفره در بالا سمت راست غیرعادی ترین چیز در این تصویر است که تقریبا ۱۰۰ متر وسعت دارد و احتمالا باید به سطحی پایین تر راه داشته باشد.

چرا این حفره وجود دارد و چرا با یک دهانۀ آتشفشانی احاطه شده جای سوال است، البته فرضیه پیشرو این است که این حفره در اثر برخورد شهاب سنگ ایجاد شده است. اما چنین حفره هایی به شدت مد نظر محققان قرار دارند زیرا ممکن است ورودی هایی به سطوح پایین تر سیاره باشند که به سمت غارهای زیرسطحی پیشروی می کنند. بدین ترتیب، تونل های طبیعی در برابر سطح ناهموار مریخ نسبتا محافظت شده اند که باعث می شود داوطلب نسبتا خوبی برای داشتن حیات مریخی باشند. بنابراین، این چاله ها اهداف اصلی سفینه های فضایی، ربات ها و حتی انسان هایی هستند که در آینده به اکتشاف مریخ می روند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

زحل در کهکشان راه شیری

بیگ بنگ: زحل تقریبا در جهت مخالف با آسمان سیارۀ زمین قرار دارد. زحل در هنگام غروب خورشید بالا می آید و در سراسر شب به روشنی می درخشد و همچنین در نزدیکی خط دید میدان های ستاره ای پرجمعیت، سحابی ها و ابرهای گرد و غبار مبهم در کهکشان راه شیری واقع شده است.

زحل سفید رنگ در بالا و سمت چپ مرکز آسمان ِ کهکشان راه شیری خارق العاده قرار دارد. دو عکس موزاییک پانل در اوایل این ماه ثبت شده است. می توانید این سیارۀ درخشان را در بالای سحابی غبارآلود لوله و در انتهای رودخانۀ تاریک قلب عقرب، ستاره آلفای صورت فلکی کژدم(عقرب) مشاهده کنید. در حال حاضر، بهترین نماهای سیارۀ غول پیکر حلقه ای توسط فضاپیمای کاسینی گرفته شده اند، تا چند ماه دیگر کاسینی به ماموریت نهایی خود یعنی شیره درون زحل نزدیک می شود.

عکس از: محمد نوروزی

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

نکاتی جالب در مورد ماه

به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، کره ماه تنها قمر سیاره زمین است که علاوه بر درخشندگی مسحورکننده‌اش ویژگی‌های جالب دیگری نیز دارد که پس از شرح چگونگی تشکیل این قمر در ذیل به شرح این خصوصیات غافلگیرکننده می‌پردازیم.

شکل‌گیری ماه

بر اساس نظریه غالب، کره ماه اندکی بعد از شکل‌گیری منظومه شمسی حدود ۴٫۵ میلیارد سال پیش با برخورد سنگی به اندازه سیاره مریخ به کره زمین به وجود آمد.

قفل شده در یک مدار

شاید جالب‌ترین ویژگی ماه این باشد که همیشه یک طرف از صورت خود را به ما نشان می‌دهد اما با وجود این که ماه و زمین هر دو به دور خود و خورشید می‌چرخند چگونه چنین چیزی ممکن است؟ مدت‌ها قبل، اثرات گرانشی زمین موجب آهسته شدن چرخیدن ماه حول محور خودش شد. این آهسته شدن تا جایی پیش رفت که با چرخش ماه به دور خورشید تطابق و هماهنگی پیدا کرد و تثبیت شد.

بسیاری از قمرهای سیارات دیگر نیز رفتاری شبیه به این دارند. در زمانی که ماه به دور زمین می‌چرخد زمانی را بین زمین و خورشید می‌گذراند و نیمه‌ای از قسمت روشن ماه رو در روی ما قرار می‌گیرد. در واقع بر خلاف باور عموم، ماه نیمه تاریک ندارد، تنها نیمه‌ای است که ما هرگز نمی‌بینیم.

خواهر ماه

آیا ماه تنها قمر کره زمین است؟ در حال حاضر بله، اما ممکن است تا ابد این طور نباشد! در سال ۱۹۹۹ دانشمندان دریافتند یک شهاب سنگ به عرض ۵ کیلومتر در حال حرکت به سمت مدار زمین است و ممکن است توسط اثرات گرانشی زمین در مدار زمین گرفتار شود. دانشمندان نام این شهاب سنگ را “کرویتن” (Cruithne) گذاشتند و تخمین زدند که ۷۷۰ سال طول خواهد کشید تا این شهاب سنگ در یک مدار نعل اسبی حول زمین قرار بگیرد و برای ۵ هزار سال باقی بماند و تبدیل شود به خواهر ماه، دومین قمر کره زمین.

کیسه بوکسی به اسم ماه

سطح پر از چاله ماه نتیجه برخوردهای شدید اجرام آسمانی بین ۴٫۱ تا ۳٫۸ میلیارد سال پیش با سطح این کره است. زخم‌های حاصل از این جنگ اکنون به صورت چاله‌های متعدد در سطح این کره قابل مشاهده است. اما این که چرا این چاله‌ها در طول این مدت دچار فرسایش زیادی نشدند به دو دلیل است.

اول این که کره ماه از نظر زمین شناسی فعال نیست، بنابراین زلزله‌ها، آتش‌فشان‌ها و تشکیل کوه‌ها روی این کره به اندازه کره زمین موجب تخریب سطح آن نمی‌شود. دوم این که ماه تقریبا فاقد جو است، بنابراین باد و بارانی در ماه شکل نمی‌گیرد. همه این‌ها عدم فرسایش و تغییر شکل چاله‌های سطح کره ماه در طول این سالیان دراز را توضیح می‌دهد.

قمر تخم مرغی

ماه گرد یا کروی نیست و در واقع به شکل یک تخم مرغ است. بنابراین هسته ماه دقیقا در مرکز هندسی آن قرار ندارد، بلکه حدود دو کیلومتر با مرکز هندسی آن فاصله دارد.

دانشمندان می‌گویند هسته ماه احتمالا داغ و به شکل مذاب است، درست مانند هسته زمین. در حالی که اطلاعات به دست آمده از کاوشگر ناسا در سال ۱۹۹۹ نشان داد هسته کره ماه دو تا چهار درصد از جرم آن را تشکیل می‌دهد، در صورتی که هسته زمین ۳۰ درصد از جرم آن را تشکیل داده است.

آیا ماه یک سیاره است؟

ماه از سیاره پلوتو بزرگتر است و حدود یک چهارم زمین قطر دارد. برخی دانشمندان فکر می‌کنند که ماه بیشتر شبیه به یک سیاره است. بنا به همین دلیل زمین و ماه را همراه باهم یک سیاره در نظر می‌گیرند. به این حالت “دو سیاره” گفته می‌شود. سیاره پلوتو و قمرش که “شارون” نام دارد نیز به مانند زمین و ماه یک “دو سیاره” در نظر گرفته می‌شوند.

کشش گرانشی ماه

ماه بیشترین اثر را در جزر و مد زمین دارد البته در این زمینه خورشید نیز اثرگذار است. گرانش ماه اقیانوس‌های زمین رابه سمت خود می‌کشد. اوج مد دریا زمانی رخ می‌دهد که اقیانوس همزمان با چرخش زیرین زمین در راستای ماه قرار می‌گیرد. یک اوج مد دیگر نیز در قرینه این اتفاق، آن طرف زمین رخ می‌دهد، چرا که ماه بیشتر از اینکه آب را به سمت خود بکشد، زمین را می‌کشد و مد رخ می‌دهد.

جزر و مدهای قوی هنگام ماه جدید و ماه کامل شکل می‌گیرند، زیرا خورشید، زمین و ماه در یک راستا قرار می‌گیرند. وقتی ماه در نزدیک ترین نقطه به زمین قرار داشته باشد قوی‌ترین جزر و مد رخ می‌دهد. خفیف‌ترین جزر و مدها نیز در یک چهارم ابتدایی و انتهایی ماه اتفاق می‌افتند. همه این کشش‌ها یک دلیل جالب دیگر نیز دارند و آن این است که هر ساله مقداری از انرژی چرخشی زمین توسط ماه دزدیده می‌شود و این اتفاق موجب آهسته شدن چرخش سیاره ما به میزان ۱٫۵ میلی ثانیه در هر قرن می‌شود.

بدرود ماه!

همین حالا که در حال خواندن این متن هستید ماه در حال دور شدن از ما است. هر ساله ماه مقداری از انرژی چرخشی زمین را می‌گیرد و از آن برای بزرگتر کردن مدار خود استفاده می‌کند و هر سال حدود ۳٫۸ سانتی متر از زمین دور می‌شود. محققان می‌گویند فاصله ماه از زمین در زمان شکل‌گیری‌اش تقریبا ۲۲۵۳۰ کیلومتر بوده، در حالی که اکنون حدودا در فاصلۀ ۳۸۵ هزار کیلومتری سیاره ما قرار دارد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: space.com

انقلاب هوش مصنوعی

بیگ بنگ: یکی از تصورات ما و خیال پردازی نویسندگان داستانها و فیلم های علمی – تخیلی، هوش مصنوعی بوده که امروزه کم کم در زندگی روزمره ما به طور ریشه ای رشد می کند. ما چندین سال از روبات ها دور بوده ایم و اشاره ای به آنها  نداشته ایم ولی هوش مصنوعی به همراه تاثیری عمیق توانست راه های کاربردی ای را ارایه دهد.

به گزارش بیگ بنگ، همچون پیش بینی دقیق تر وضع آب و هوا، منع کردن پست های الکترونیکی مشکوک(Spam)، تصحیح املا در گوگل، تشخیص صوت در سیری اپل و امثالدیگر. چیزی که تمامی این فناوری ها به صورت مشترک به آن نیاز دارند “یادگیری ماشینی” است که به آنها توان واکنش در لحظه را می دهد.هوش مصنوعی مشکلات و بیماری هایی هم در جامعه رواج می دهد اما تاثیرات مثبت و بی اندازه ای نیز در بهره وری و سود آوری جامعه نیز خواهد داشت.

هوش مصنوعی مفهوم تازه ای نیست، ریشه های داستانی آن به دور تر از قدمت یونان باز می گردد. با این حال کمتر از یک قرن پیش بود که انقلاب فناوری رخ داد و هوش مصنوعی از یک داستان علمی تخیلی به واقعیت تبدیل شد. آلن تورینگ، ریاضیدان بریتانیایی، دانشمند رایانه و کد شکن[۱]، به یقین  از اولین افرادی بود که در سال ۱۹۵۰ با ایده یک ماشین با قابلیت تفکر به صحنه این کار آمد. او حتی آزمونی تحت عنوان تورینگ تست بوجود آورد که امروزه هم تحت عنوان بنچمارک برای اندازه گیری توانایی های یک ماشین برای تفکر، استفاده می شود. اگر چه ایده های او در آن زمان به تمسخر گرفته شدند، چرخ در حال حرکت و اصطلاح هوش مصنوعی پس از مرگ تورینگ در اواسط سال ۱۹۵۰ میلادی وارد آگاهی عام مردم شد.

ماروین مینسکی دانشمند آمریکایی علوم شناختی، مشعل هوش مصنوعی را به دست گرفت و در سال ۱۹۵۹ آزمایشگاه هوش مصنوعی واقع در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) را تاسیس کرد همچنین او یکی از متفکرین پیشرو در همین زمینه در سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ بود. او حتی توصیه هایی به استنلی کوبریک در کتاب “۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی” که در سال ۱۹۶۸ چاپ شد، کرد که آن کتاب با استفاده از شخصیت خیالیHAL 9000[2] هوش مصنوعی را بازنمایی می کرد. رشد رایانه های شخصی در سال ۱۹۸۰ باعث بر انگیخته شدن هیجان ها در ماشین هایی که فکر می کردند، شد.

اما چندین دهه زمان برد تا مردم از قدرت هوش مصنوعی به درستی استفاده کنند. مخترعین مشهور و فیزیکدان ها مانند ایلان ماسک، موسس کمپانی تسلا و استیون هاوکینگ به طور مداوم بحث در رابطه با قابلیت ها و پتانسیل های فناوری هوش مصنوعی را ادامه می دهند. آنها و ما میدانیم که هوش مصنوعی می تواند به طور اساسی روش زندگی مردم را تغییر دهد و این امر تنها هنگامی رخ می دهد که داده های بزرگ یا Big Data به کمک آنها بیاید.

یکی از منطق ها و اصول مهم فناوری هوش مصنوعی، یادگیری از داده ها و اطلاعاتی است که آنها را جمع آوری می کند. داده های زیادی با الگوریتم هایی که با دقت ساخته شده اند، جمع آوری و تحلیل می شوند که سبب بهتر شدن ماشین برای پیش بینی می شوند. به عنوان مثال وبسایت هایی مانند Netflix که فیلم هایی بر اساس انتخاب های گذشته شما، به شما پیشنهاد می دهد، از این نوع فناوری استفاده می کنند.

[۱] مرکز کد شکنی انگلستان در دوران جنگ جهانی دوم

[۲] یک شخصیت خیالی در کتاب و سریال “ادیسه فضایی”

ترجمه: مهدی سجودی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: wired.com

image_pdfimage_print

فسیل ۳۰۰ هزار ساله انسان امروزی در مراکش کشف شد

بیگ بنگ: محققان بقایای فسیلی پنج انسان اولیه را در شمال آفریقا کشف کرده اند که نشان می دهد گونه «هومو ساپین» حداقل ۱۰۰ هزار سال پیش‌تر از آنکه قبلا تصور می‌شد ظاهر شده بود.

بازسازی دیجیتالی جمجمه قدیمی ترین هومو ساپین کشف شده

به گزارش بیگ بنگ به نقل از BBC، تحقیقات تازه نشان می‌دهد که این تصور که انسان مدرن حدود ۲۰۰ هزار سال قبل در نقطه ای در شرق آفریقا موسوم به «گهواره بشریت» فرگشت پیدا کرد دیگر معتبر نیست. دانشمندان در مطالعه تازه به این برداشت رسیده‌اند که گونه ما احتمالا به تدریج در سراسر قاره آفریقا فرگشت پیدا کرد.

پروفسور ژان-ژاک‌ هابلین، از بخش انسان شناسی تکاملی در موسسه ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان، گفت که این کشف باعث بازنویسی کتاب‌های درسی درباره ظهور نوع ما می‌شود. او افزود: «این سرگذشت یک فرگشت سریع در باغ عدن جایی در آفریقا نیست. دیدگاه ما این است که این بیشتر یک تحول تدریجی بود و در همه قاره اتفاق افتاد. پس اگر باغ عدنی وجود داشته کل آفریقا بوده است.»

این نقطه در مراکش از دهه ۱۹۶۰ شناخته شده بود

او که در یک کنفرانس خبری در کالج دی فرانس در پاریس صحبت می‌کرد، نمونه‌های قالب‌گیری شده از این بقایای فسیلی را که در «جبل ایرهود» مراکش کشف شده است به خبرنگاران نشان داد. این نمونه‌ها شامل جمجمه، دندان و استخوان‌های کشیده است. در دهه ۱۹۶۰ در همین نقطه بقایای دیگری کشف شده بود که قدمت آنها حدود ۴۰ هزار سال و متعلق به نئاندرتال آفریقایی تشخیص داده شد.

اما پروفسور‌ هابلین همیشه نسبت به آن یافته تردید داشت و وقتی به موسسه ماکس پلانک ملحق شد شروع به ارزیابی مجدد جبل ایرهود کرد و با گذشت بیش از ۱۰ سال اکنون شواهد تازه ای را ارائه کرده است که حکایت از داستان متفاوتی دارد. قدمت تازه‌ترین فسیل‌ها که با فناوری‌های پیشرفته تعیین شده حدود ۳۰۰ هزار تا ۳۵۰ هزار سال رقم زده می‌شود. به علاوه شکل جمجمه کشف‌شده تقریبا عین جمجمه انسان امروزی است. تفاوت اصلی برجستگی بیشتر استخوان پشت ابرو و محفظه کمی کوچک‌تر مغز است.

مجموعه ابزارهای سنگی کشف‌شده توسط پروفسور‌هابلین در جبل ایرهود

حفاری‌های پروفسور‌ هابلین همچنین آشکار کرد که این مردمان کهن از ابزار سنگی استفاده می‌کردند و استفاده از آتش را بلد بودند. بنابراین نه تنها شبیه هومو ساپین بودند، بلکه رفتاری مشابه آن داشتند. تا پیش از این قدیمی‌ترین فسیل‌های نوع انسان در اتیوپی (محوطه اومو کیبیش) در شرق آفریقا کشف شده بود و قدمت آن تقریبا ۱۹۵ هزار سال رقم زده می‌شد.

پیش از فرگشت گونه ما انواع مختلف انسان بدوی فرگشت یافته بود که هر کدام ظاهر متفاوتی داشتند و نقاط قوت و ضعفشان فرق می‌کرد. ظاهر این گونه‌ها مثل سایر حیوانات در طول صدها سالفرگشت یافت و به تدریج عوض شد.

آرواره تحتانی انسان جبل ایرهود

در مقابل دیدگاه اصلی رایج در میان فسیل‌شناسان این بود که هومو ساپین ناگهان حدود ۲۰۰ هزار سال قبل از انسان‌های بدوی‌تر شرق آفریقا فرگشت یافت و در آن زمان بود که فرض می‌کردیم انسان کم و بیش ظاهری امروزی یافت. براساس این نظریه پس از آن بود که ما شروع به گسترش در سراسر آفریقا و در نهایت اقصی نقاط زمین کردیم؛ برداشتی که اکنون به نظر می‌رسد با یافته‌های پروفسور‌ هابلین بی‌اعتبار شده باشد. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Nature منتشر شده است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: BBC

image_pdfimage_print

سکوت بیگانگان فضایی شاید بخاطر خواب زمستانی باشد

بیگ بنگ: ما هنوز برای یافتن هرگونه اثری از هوش فرازمینی با مشکلی به نام پارادوکس فرمی مواجه هستیم. پاسخ جدیدی برای معمای «تمام بیگانگان کجا هستند؟» این است که بیگانگان پیشرفته وجود دارند ـ اما در حالت خواب زمستانی خودخواسته هستند، و برای رسیدن دوره ای که در آن بتوانند به بزرگترین شکوفایی ممکن برسند، به انتظار نشسته‌اند.

به گزارش بیگ بنگ، جهانی که ما امروز مشاهده می کنیم، میلیاردها سال پیش این گونه نبوده، همان طور که میلیاردها سال بعد نیز این گونه نخواهد بود. تحقیقات جدیدی که در مجلۀ انجمن بین سیاره ای بریتانیا منتشر شده، استدلال می نماید که شرایط موجود در کیهان ما، برای تمدن دیجیتالی و کامپیوتر بنیان بسیار گرم است، به همین سبب ِ ایجاد حسی، به مانند ورود به حالتی از رخوت تابستانی می شود ـ همان خواب زمستانی، که این بار در پاسخ به گرمای موجود آمده است ـ تا اینکه کیهان در آینده ای بسیار دور، سرد شود. در آن مرحله، با اجرام ستاره‌ای پراکنده در سراسر کیهان، پردازش اطلاعات می تواند با سرعت و کارایی بسیار بیشتری انجام پذیرد.

اما لحظه ای تفکر: بیگانگان دیجیتال؟ در واقع، تعداد در حال افزایشی از آینده پژوهان، زیست شناسان کیهانی و کارشناسان SETI (جستجو برای هوش فرا زمینی) به این می اندیشند که هوش فرا زمینی نهایتاً به حالتی از موجودیت دیجیتال انتقال می یابد. زندگی به عنوان موجودی دیجیتال درون ابرکامپیوترهایی قدرتمند، بیگانگان پسابیولوژیکی (یا پساانسان های بعدی) را خواستار دسترسی بی قید و شرط به ابزارهای قدرتمند و کارآمد ِ پردازش اطلاعات می سازد ـ گونه ای فرضی که به آن «داده گرایی- dataism» می گویند.

اما با توجه به استدلال آندرس سندبرگ، استوارت آرمسترانگ و میلان چیرکوویچ در مقالۀ جدیدشان، پردازش اطلاعات هزینه بر است، به خصوص زمانی که کامپیوتر آن دسته از محاسباتی را انجام می دهد که وابسته به دما است. همین طور دانشمندان حوزۀ کامپیوتر و فیزیکدانان ِ اطلاعاتی می دانند، پتانسیل پردازش اطلاعات با کاهش دما، افزایش می یابد. (برای خنک نمودن یک کامپیوتر پر سرعت، به انرژی نیاز است) بنابراین، محققان سندبرگ و کمپانی معتقدند که تمدنی پیشرفته و کامپیوتر بنیان به جای هَدر دادن انرژی و منابع در عصر حاضر، این دوران گرما را به رخوت می گذراند و تا سرد شدن کیهان، به انتظار می نشینند.

در حال حاضر تابش پس زمینۀ کیهانی، تمامی چیزهای موجود در جهان را سه درجه کلوین گرمتر می کند. این مقدار از گرما ممکن است برای من و شما بی اهمیت جلوه کند، اما برای یک تمدن کامپیوتر بنیان، درجه ای غیرقابل تحمل از گرما میباشد. محققان محاسبه نمودند که با کاهش دمای تابش پس زمینه کیهانی در تریلیون ها سال بعد، به لطف انبساط کیهان و محو شدن بیشتر ستاره ها، پردازش اطلاعات قادر خواهد بود به ۳۰^۱۰ برابر سرعت پردازشی که در حال حاضر به آن دست یافته ایم، برسد.

سندبرگ در وبلاگ خود توضیح داد: « تمدنی پیشرفته ممکن است تکه‌ای بزرگ از کهکشان را کاوش نموده باشد، که این کار با توجه به پیشرفتش شدنی است، و حالا به دلایل فرهنگی، در حال انجام این کار در داخل تمدن خودش است. در واقع این کار می تواند به عنوان پردازش اطلاعات در نظر گرفته شود. اگر آنها می خواهند که پردازش را به حداکثر برسانند، نباید در امروز به این کار مبادرت ورزند، بلکه باید تا آینده‌ای سرد، که توانایی فوق‌العاده بیشتری برای انجامش دارند، صبر کنند. از این رو باید تابستان کیهانی را پشت سر بگذارند.»

اگر این فرضیه درست باشد، تمدن فرازمینی باستانی وجود دارد و در حال حاضر بیشتر ِ کیهان را جستجو نموده اند و مشاهدۀ آنها در حال حاضر دشوار است. حتی ممکن است ما در منطقه‌ای در فضا زندگی می کنیم که به عنوان «دارایی» یکی از این تمدن هاست. سندبرگ می گوید اگر این تمدن ها در رخوت تابستانی هم باشند باز هم باید بتوانیم نشانه های آنها را ببینیم. سندبرگ گفت: « آن چیزی که باید مورد جستجو قرار دهیم، غیبت مشکوک فرآیندهایی است که منابع مفید برای آنهایی که در رخوت تابستانی قرار دارند را هدر می دهد.»

به طور خاص، او می گوید ما باید فرآیندهایی که مانع انواع پدیده های اخترفیزیکی می گردد را بررسی کنیم؛ این فرآیندها عبارتند از: ستاره های در حال تبدیل شدن از جرم به انرژی، ستارگان درحال انفجار در سیاهچاله ها، بادهای کهکشانی که موجب هدر رفتن گاز به درون فضای بین کهکشانی می گردد، برخورد کهکشان ها، و خوشه های کهکشانی درحال از هم گسیختن در نتیجۀ گسترش کیهان. ما چیزی نمی بینیم که از وقوع این فرآیندها در حال حاضر جلوگیری به عمل آورد (حمله به این فرضیه)، اما به عقیدۀ سندبرگ، دانشمندان باید مراقب مناطق غیرمعمولی باشند که این روند کیهانی طبیعی، به طرز چشمگیری کاهش یافته است.

روشی دیگری برای تشخیص بالقوۀ این تمدن های به خواب رفته، به هم زدن خواب آنها است، اما این می تواند خیلی خطرناک باشد. سندبرگ افزود: « ما می توانیم برخی از فرآیندهایی که می تواند بیگانگانی که به رخوت تابستانی رفته‌اند را آشفته سازد، امتحان نماییم ـ برای هموار نمودن جهان قابل دسترس با زیر ساخت خودمان، کاوشگران خود همانند ساز(self-replicating) اعزام نماییم. اگر تمدن به خواب رفته در نیمۀ راه باشند، که محافظان رباتیک آنها برای متوقف نمودن کاوشگران اقدام می نمایند؛ و ممکن است راهی بسیار مخاطره آمیز برای آزمون این فرضیه باشد.»

فرضیۀ رخوت تابستانی توضیحی مرتب برای پارادوکس فِرمی ارائه می دهدـ مشاهدۀ تعجب آوری مبنی بر اینکه ما هیچ گاه نشانه ای از بیگانگان نیافتیم ـ اما این هم بدون مشکل نیست. دیوید برین، متخصص اخترفیزیک، کارشناس SETI و نویسندۀ داستانهای علمی- تخیلی، معتقد است مقالۀ جدید هوشمندانه است، اما مفهوم ارائه شده نقایص متعددی دارد. برین گفت: «اگر شما در پرتاب فضاپیماهای سریع تری که از مدل های چند سال اخیر سریع تر هستند، بهتر شده‌اید، پس کی به معنای واقعی آنها را راه‌اندازی می کنید؟ به همین ترتیب، در حالی که شما ممکن است در محاسبه در کیهانی سردتر بهتر باشید، اگر در طول زمان های گرمتر تنها در جا می زنید، تمام محاسباتی را که ممکن است انجام دهید را فراموش می کنید.»

تصویری هنری از ابرسازۀ فرضی ساخته شده توسط تمدن پیشرفتۀ بیگانه.

سندبرگ استدلال می کند که این چنین نیست، و بیگانگان پیشرفته خیلی نمی توانند کیک شان را داشته باشند و بعد بخورند. او گفت «تصور کنید که کیف پولی با تعدادی محدود دلار (انرژی) دارید و کیک هایی را می خرید که پس از عید کریسمس به ارزان ترین قیمت رسیدند. (نهایتاً با قیمتی کم برابر می شود) اگر بیشتر از آن چیزی که ممکن است، کیک میخواهید، باید پول خود را تا رسیدن کیک به کمترین قیمت، نگه دارید. هر چیز دیگری نیز به مانند همین کیک است.»

او می گوید یک تمدن بیگانه قطعاً می تواند برای بهبود بهره‌وری محاسباتی خود در دوران کیهان شناختی فعلی تلاش کند، اما این در حالی است که  ممکن است آنچه که تمدن های محاسبه گر ـ به حداکثر رساننده در حال حاضر انجام میدهند، استفاده از هرگونه منابعی در حال حاضر است، که این خود به این معنی است که منابع بسیار بسیار کمتری در آیندۀ دور وجود خواهد داشت.

بِرین همچنین معتقد است که استراتژی رخوت تابستانی، استراتژی بسیار خطرناکی است. وی می گوید: «اگر شما دنیای واقعی را به خاطر داده گرایی نادیده می گیرید، ممکن است از سوی چیزی که از واقعیتی عینی فوران می کند و به شما نیش میزند غافلگیر شوید، درحالی که شما در جستجوی زمان هایی بهتر (به صورت محاسباتی) به خواب رفته‌اید.» بِرین در تصوری فرصت طلبانه معتقد است، ممکن است بیگانگان غیر داده گرا راهی به رخنه به استحکامات دفاعی بیگانگانی که در رخوت تابستانی هستند بیایند و ویرانی به بار بیاورند.

نکته جالب این است که خود سندبرگ موافق فرضیۀ رخوت تابستانی نیست، اما می گوید مهم است که امکان آن را بررسی نماییم. وی می گوید: «اگر شما فرضیۀ ای که مورد علاقه تان نیست را بررسی نکنید، هنوز کار علمی نکرده‌اید. بخش جالب این است که واقعاً ذره ای از انصاف تفکرات جدید در مورد جستجو را نشان می دهد ـ کهکشان هایی با غیبت مشکوک ستارگان سنگین یا از دست دادن گازها، کهکشان های در حال ِ نقل و انتقال، اینها گونه ای از آن چیزها هستند.» وی افزود: «فکر می کنم که پاسخ پارادوکس فِرمی ـ که ما تنها و مسئول آیندۀ جهان هستیم، زندگی هوشمند همواره محکوم به فنا است، حد اوج فن‌آوری کوتاه است، بیگانگان به گونه های مختلف اینجا هستند، یا ما اساساً در مورد مسائل ضروری اشتباه می کنیم ـ بسیار دشوار گشته است؛ و پاسخ یافتن آن ممکن است بسیار بسیار زمان ببرد.»

ترجمه: محبوبه معصوم نیا/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: gizmodo.com

image_pdfimage_print

نمایی از سحابی مسیه ۲۷

بیگ بنگ: در حین شکار دنباله دارها در قرن هجدهم، شارل مسیه ستاره شناس فرانسوی فهرستی از چیزهایی تهیه کرد که دنباله دار نبودند. شماره ۲۷ یکی از موارد فهرست شده در این لیست معروف است. در حقیقت، ستاره شناسان قرن بیست و یکم آن را سحابی سیاره نما می نامند، اما سیاره هم نیست، اگرچه در یک تلسکوپ کوچک ظاهری گرد و شبیه به سیاره دارد.

مسیه ۲۷ (M27) یک مثال عالی از سحابی نشری گازی است که یک ستارۀ خورشید مانند ایجاد کرده است. این نوع سحابی توسط سوخت هسته ای تمام شدۀ یک ستاره در حال مرگ ساخته می شود. اشکال سحابی حاصل پخش شدن لایه های خارجی ستاره در فضاست، درخشش مرئی نیز ناشی از اتم های برانگیختۀ ستاره در حال مرگ و نور فرابنفش نامرئی می باشد. این ابر گازی بین ستاره ای متقارن و زیبا که به سحابی دمبل معروف است بیش از ۲۵ سال نوری گستردگی دارد و حدود ۱۲۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارد که در صورت فلکی روباهک واقع شده. این عکس رنگی چشم نواز با استفاده از تلسکوپ ۸٫۲ متری سوبارو ثبت شده است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

آبشار آتشین در نور مهتاب

بیگ بنگ: در تاریخ های معینی در فوریه، پدیده آبشار آتشین در هنگام غروب خورشید در پارک ملی یوسیمیتی مشاهده می شود، یعنی در راستای مسیر غروب خورشید. در لحظۀ درست، آبشار دم اسب از سایه های دیواره های شیب دار ال کاپیتان(El Capitan) جدا می شود اما هنوز با پرتوهای نور خورشید که بر روی صخره ها منعکس می شوند روشن می گردد و به آبشار یک ظاهر آتشین می دهد.

اگرچه از آبشار آتشین دم اسب به ندرت در هنگام غروب ماه در آسمان شب پر ستاره عکس برداری شده است. این آبشار آتشین در نور مهتاب درخشان تر می شود و حتی زمانی که آسمان صاف است و ماه درخشان در مسیر درست افق غربی واقع شده قابل رویت است. در این عکس از آبشار آتشین دم اسب، آسمان صاف است و ستاره ها می درخشند و ماه در ۹ می ۲۰۱۷ در حال غروب است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

مردی در طول پرتودرمانی، برای اولین بار خواب رنگی دید

بیگ بنگ: مردی، بعد از اینکه برای درمان تومور در چشمشش پرتودرمانی شد، برای اولین بار خواب رنگی دید. مرد ۵۹ ساله‌ی استرالیایی قبلا فقط خواب‌های سیاه و سفید می‌دید. اما وقتی به خاطر قسمت جلو و کناری سرش به مدت چهار هفته تحت پرتودرمانی بود، خواب‌هایی به رنگ‌های زنده دید.

به گزارش بیگ بنگ، برخی از این خواب‌ها شامل درگیری ذهنی از طریق تصاویر رنگی دوست‌دخترهای سابق، اتومبیل‌ها، و ماهی‌هایی که گرفته بود، می‌شد. وی در یکی از خواب‌هایش نمادهای جبری رنگارنگی را دید که روی تخته سیاه پدیدار شده بودند و با صدای تند و تیز به سمت او می‌رفتند. اینکه چرا وی پیش از این فقط به شکل سیاه و سفید خواب می‌دید مشخص نیست اما ممکن است به دلیل نوع تلویزیونی که با آن بزرگ شده، باشد. به نظر می‌رسد که افرادی که در کودکی فقط تلویزیون و فیلم‌های سیاه و سفید تماشا می‌کنند به احتمال بیشتری در طول زندگی خود خواب‌های سیاه و سفید می‌بینند. در استرالیا تا سال ۱۹۷۵ هنوز به طور کامل تلویزیون رنگی رایج نشده بود.

تغییر فعالیت مغز؟

مایکل مک‌کی، انکولوژیست پرتو، که این مرد را در موسسه‌ی مقابله با سرطان نورث کاوست واقع در نیو ساوت ولز درمان کرد، می‌گوید رنگی شدن خواب‌های او ممکن است به دلیل تاثیر پرتوتابی بر فعالیت الکتریکی مغز باشد. شواهدی وجود دارد که پرتوتابی می‌تواند بر فعالیت الکتریکی مغز تاثیر بگذارد. به عنوان مثال افرادی که در طول بیماری چرنوبیل در معرض پرتوتابی قرار می‌گیرند، در تست‌های الکتروانسفالوگرافی(EEG) مغزشان فعالیت الکتریکی غیرمعمولی نشان داد. بیش از یک سوم آنها نیز خواب‌های غیرطبیعی گزارش کردند.

مک‌کی گفت قبلا خواب‌های غیرطبیعی با پرتو درمانی از سر ارتباطی نداشتند اما دلیل این امر می‌تواند عدم گزارش‌دهی باشد. در این مورد، آن مرد تومور چشمی داشت که به آسانی قابل درمان بود در حالی که بسیاری از بیماران دیگر که پرتودرمانی از سر شدند، تومورهای مغزی ترمینال داشتند. این امر می‌تواند باعث شود که آنها به احتمال کمتری به خواب‌های عجیب و غریب توجه کنند یا درباره‌ی آنها حرف بزنند.این مرد استرالیایی تست‌های EEG نداد بنابراین تاثیر پرتودرمانی بر مغزش به صورت راز باقی ماند. سیمون کراپر در دانشگاه ملبورن می‌گوید: «اما اگر پرتوتابی بر فعالیت [EEG] تاثیرگذار بوده است، پس می‌تواند تجربه‌ی خواب دیدن را به آسانی به طور کامل تغییر دهد.»

برگشت به سیاهی

کراپر می‌گوید ممکن است خواب‌های این مرد در پاسخ به تغییر فعالیت مغز، رنگارنگ‌تر شود زیرا رنگ، عنصری از ادراک است که به راحتی قابل اصلاح می‌باشد. به عنوان مثال، هالوسینوژن‌ها – که الگوهای دیده‌ شده در EEG را هم تغییر می‌دهند- تقریبا همیشه تجربه‌ی رنگ را افزایش می‌دهند. رابرت استیک‌گولد در دانشگاه هاروارد می‌گوید اما توضیح پیش پا افتاده‌تری می تواند وجود داشته باشد.

ممکن است پرتوتابی به راحتی باعث شود که فرد در مراحل مختلف خواب بیشتر و به طور مکررتری بیدار شود؛ که این امر شانس توجه و به خاطر آوردن خواب‌های رنگارنگ را افزایش می‌دهد. تومور این مرد با پرتودرمانی درمان شد و چند روز پس از اتمام درمان، دوباره به دیدن خواب‌های سیاه و سفید بازگشت. مک‌کی امیدوار است که اگر افراد دیگری چنین تجربه‌های مشابهی از تغییر خواب دیدن در طول پرتودرمانی داشتند، جلو بیایند و گزارش دهند تا بتوان این پدیده را بیشتر مطالعه کرد. جزئیات بیشتر این پژوهش در sciencedirect منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: newscientist.com

image_pdfimage_print

انجام بزرگترین شبیه سازی ِ تکامل کهکشان راه شیری

بیگ بنگ: محققان آلمانی با استفاده از چند مدل موفق به اجرای بزرگترین شبیه سازی از کهکشان شده اند. آنان امیدوارند که این مدل ها جزئیات جدیدی درباره شکل گیری و تکامل راه شیری ارائه کند.

این شبیه سازی رایانه ای نشان دهنده تراکم ماده تاریک در نزدیکی خاستگاه راه شیری در حدود پانصد میلیون سال پس از بیگ بنگ می باشد.

به گزارش بیگ بنگ، دانشمندان از چندین ابر رایانه برای اجرای شبیه سازی های با کیفیت در طی بازه چند ماهه استفاده کرده اند. جامع ترین مدل های فیزیک که تاکنون کدگذاری شده اند، در این شبیه سازی مورد استفاده قرار گرفته اند. در این شبیه سازی بزرگ، پدیده های کیهانی از قبیل گرانش، ایجاد ستاره، هیدرودینامیک گاز و انفجار ابرنواخترها لحاظ شده است. میدان های مغناطیسی بین ستاره ای هم برای نخستین بار در مدل جدید بررسی شده اند. پس امکان رشد سیاهچاله ها در طول شبیه سازی نیز فراهم آمد.

اخترشناسان درک بالایی از ساختار کهکشان های مارپیچى مثل راه شیری دارند. برآمدگی مرکزی ستاره های کهن یک سیاهچاله بزرگ را احاطه می کند. بازوهای حاوی ستاره های جدید از مرکز فاصله می گیرند. کهکشان راه شیری میزبان صد تا چهارصد میلیارد ستاره است؛ صرف نظر از میلیاردها تُن گاز و گرد و غبار. محققان اطلاعات اندکی در خصوص نحوه شکل گیری و تکامل کهکشان های مارپیچى دارند؛ اینکه چطور چنین شکلی را بدست آورده اند. مدل هایی با قدرت تفکیک بالا می توانند مثمر ثمر واقع شوند.

رابرت گرند، محقق موسسه مطالعات نظری هایدلبرگ طی گزارشی اعلام کرد: نتیجهٔ پروژه اوریگا این است که اکنون اخترشناسان قادر به استفاده از کارهای ما برای دسترسی به حجم ارزشمندی از اطلاعات خواهند بود؛ اطلاعاتی مثل ویژگی های کهکشان ها و ستاره های بسیار قدیمی یافت شده در هاله پیرامون کهکشان ها.

برای اینکه اندازه یک کهکشان مارپیچى بزرگتر شود، باید به حجم بالایی از گاز تازه ایجاد کننده ستاره در اطراف لبه هایش دسترسی داشته باشد؛ کهکشان های کوچک غنی از گاز می توانند چنین شرایطی را فراهم آورند. این یافته ها در کنار مشاهدات حاصل از تلسکوپ ها و مشاهدات فضایی می تواند بینش ما را نسبت به ماهیت رشد و برخوردهای کهکشانی گسترش بدهد. جزئیات بیشتر این پژوهش در “یادداشت های ماهانه انجمن نجوم سلطنتی” منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: upi.com

image_pdfimage_print