بایگانی دسته بندی ها: بینگ بنگ

ده اکتشاف حیرت انگیز علم فیزیک

بیگ بنگ: مطالعۀ فیزیک، مطالعه جهان و به طور اخص مطالعه چگونگی کارکرد جهان است. این بدون شک جالب ترین شاخه علم است، چون جهان بسیار پیچیده تر از آن چیزیست که به نظر می رسد. جهان از بعضی لحاظ بسیار عجیب و غریب کار می کند، هر چند برای درک کامل آن نیاز به دکترا دارید، کافی است کمی احساس ترس داشته باشید تا به هیبت آن پی ببرید. ما در اینجا ده عدد از شگفت انگیزترین چیزهایی که فیزیکدانان درباره جهان کشف کرده اند را به شما معرفی می کنیم، با بیگ بنگ همراه باشید:

۱۰- توقف زمان در سرعت نور

بر اساس نظریه نسبیت خاص، سرعت نور، هرگز تغییر نمی کند و بدون توجه به موقعیت و سرعت فرد مشاهده گر همیشه در حدود ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه باقی می ماند. این به خودی خود به اندازه کافی عجیب است، اما بخش جالب تر نظریه نسبیت خاص، ایده ای به نام اتساع زمان است، که می گوید هر چه سریعتر بروید زمان برای شما نسبت به محیط اطرافتان کندتر می گذرد. به بیان ساده تر، اگر شما یک ساعت از وقتتان را درون ماشین خود در حال حرکت بوده باشید، نسبت به موقعی که این وقت را در خانه روبروی کامپیوترتان می نشستید، زمان برایتان کمی کمتر می گذرد.

این زمان احتمالا حدود چند نانو ثانیه می شود، اگرچه مقدار ناچیزی نسبت به هزینه ای است که برای بنزین پرداخت کرده اید اما به هر حال این یکی از قابلیت هایی است که شما درباره سریع حرکت کردن نادیده می گیرید. البته زمان به طور محسوس در سرعت های بالا کُند می شود، به طوری که اگر به سرعت نور برسیم، زمان به طور کامل از حرکت می ایستد. اما مشکل اینجاست که رسیدن به سرعت نور از نظر تئوری غیرممکن است، مگر اینکه شما از نور ساخته شده باشید. به بیان فنی هر جرم دیگری به جز نور برای حرکت با این سرعت به انرژی بی نهایت نیاز دارد.

۹- در هم تنیدگی کوانتومی

بسیار خب، پس ما باید بپذیریم هیچ چیزی سریع تر از سرعت نور حرکت نخواهد کرد، درست است؟ خب، هم بله هم خیر. حداقل از نظر تئوری یک راه گریز وجود دارد که در حیطه مکانیک کوانتومی است. مکانیک کوانتوم در اصل مطالعه فیزیک است در مقیاس میکروسکوپی، مانند رفتار ذرات زیر اتمی. این نوع از ذرات به حد غیر قابل باوری کوچک هستند اما بسیار اهمیت دارند، چون بلوک های ساختمان همه چیز در جهان را تشکیل می دهند. از بیان جزئیات فنی این نظریه صرف نظر می کنیم (چون توضیح آن بسیار پیچیده است).

الکترون ها را به صورت تیله های در حال چرخش با بار الکتریکی تصور کنید. در هم تنیدگی کوانتومی به این معنی است که این تیله ها طوری با یکدیگر جفت شوند که برای همیشه جهت چرخش و بار الکتریکی مشابهی داشته باشند. از این به بعد همه چیز عجیب و غریب می شود، زیرا پس از در هم تنیدگی رفتار این الکترون ها همیشه یکسان باقی خواهند ماند. به این معنی که اگر تغییری در جهت چرخش یکی صورت پذیرد دیگری نیز در چرخشش در جهت دیگر تغییر می کند، و این تغییر به صورت آنی خواهد بود. در نتیجه به کمک این پدیده می توان اطلاعات را (که در اینجا باجهت چرخش الکترون مشخص می شود) از نقطه ای به نقطه ی دیگری از جهان فرای فاصلۀ آنها بصورت آنی منتقل کرد.

۸- نور از گرانش تاثیر می پذیرد

حال بیایید به نور برگردیم و به بحث درباره نظریه نسبیت عام (که آن هم از آلبرت اینشتین است) بپردازیم. این بار از ایده ای صحبت می کنیم که به آن انحراف نور می گویند که توضیح می دهد مسیر نور در حضور گرانش نمی تواند به طور کامل مستقیم باشد. این ایدۀ عجیب بارها و بارها اثبات شده است. معنی آن این است که حتی با وجود اینکه نور هیچ جرمی ندارد(یا حداقل خیلی خیلی اندک است)، مسیر آن به سمت اجرامی مانند خورشید منحرف می شود.

بنابراین اگر پرتوی نوری که از یک ستاره تابیده شده است در مسیر خود به اندازه کافی به سطح خورشید نزدیک شود کمی به سمت آن خم می شود. اثر آن بر روی یک ناظر زمینی مانند ما، این است که ستاره را در نقطه ای متفاوت در آسمان می بینیم. (مشابه این قضیه وقتی اتفاق می افتد که ماهی را در دریا می بینیم، در واقع بر اثر تفاوت ضریب شکست نور در آب نسبت به هوا موقعیت ماهی همیشه با آنچه در آب می بینیم متفاوت است.)

۷-ماده تاریک

فیزیکدان ها به کمک برخی روش های بسیار دقیق به تخمین جرم کل جهان دست می زنند. آنها همچنین با روش های بسیار دقیقی جرم کل موادی که قابل مشاهده هستند را نیز محاسبه می کنند، اما چیزی که عجیب، این است که این دو عدد با یکدیگر تطابق ندارند. در واقع میزان جرم کل جهان با مقدار جرمی که از تمام مواد مورد مشاهده محاسبه شده، متفاوت است.

فیزیکدان ها برای توجیه این قضیه مجبور شدند به تئوری هایی در این زمینه روی آورند که بر اساس آن ماده تاریک اسرارآمیزی در جهان وجود دارد که هیچ نوری ساطع نمی کند و حدود ۲۷ درصد جهان را تشکیل داده است که از روی اثرات گرانشی می توان به وجود تاثیراتش پی برد. این در حالی است که وجود این ماده هنوز به طور رسمی اثبات نشده است (چون ما نمی توانیم آن را ببینیم) ماده تاریک تنها توسط تعداد زیادی از مدارک و شواهد برای توضیح جهان مورد پذیرش واقع شده است.

۶- جهان ما به شدت در حال انبساط است

در اینجا قصد داریم قبل از توضیح اینکه چرا جهان در حال انبساط است به توضیح نظریه بیگ بنگ بپردازیم. در واقع بیگ بنگ تئوری قبل از اینکه یک سریال تلویزیونی باشد یک نظریۀ مهم برای توضیح منشا جهان بود. ساده ترین توضیح آن این است که جهان با بیگ بنگ آغاز شده است. و بقایای این رویداد (سیارات، ستارگان و غیره) به همراه انرژی بسیار فراوانی در اطراف جهان پراکنده شدند. اما انتظار بر این است که پس از مدتی از این رویداد عظیم سرعت مواد کم شده و باز ایستند. اما این اتفاق هنوز رخ نداده است.

در واقع جهان همچنان در حال گسترش و انبساط است و نه تنها سرعت آن کمتر نشده بلکه در طول زمان بر سرعتش نیز افزوده شده است. تنها راه برای توضیح این موضوع، این است که انرژی تاریک نیرو محرکه ی این شتاب کیهانی را تامین می کند. حال اینکه انرژی تاریک چیست و چه ویژگی هایی دارد نکته عجیب و شگفت انگیز دیگری از علم فیزیک است…

۵- تمام مواد در واقع انرژی هستند

این یک واقعیت است که ماده و انرژی دو روی یک سکه هستند. احتمالا تاکنون با فرمول E=mc^2 آشنا شده اید، این فرمول در واقع میزان ماده و انرژی تولید شده در صورت تبدیل به یکدیگر را مشخص می کند، که در آن m جرم، E انرژی و c سرعت نور را نشان می دهد. توضیح این پدیده واقعا جذاب است، اینکه جرم یک جسم وقتی سرعتش تا حد سرعت نور افزایش می یابد بیشتر می شود.

با این وجود این نظریه بسیار پیچیده است و توضیح کامل آن ما را از هدف اصلی این مقاله دور می کند. برای اثبات این موضوع (متاسفانه) باید بمب های اتمی را مثال بزنیم که مقدار بسیار کمی ماده مقادیر بسیار عظیمی از انرژی را آزاد می کنند.

۴- دو گانگی موج و ذره

در نگاه اول، ذرات (مثلا الکترون) و امواج (مثلا نور) نمی توانند به شکل دیگری وجود داشته باشند. یکی تکه ای جامد از ماده است و دیگری پرتوی تابش از انرژی است. اما آنطور که معلوم است، چیزهایی مانند نور و الکترون نمی توانند فقط به یک حالت محدود شوند و آنها هم به صورت ذره و هم به صورت موج عمل می کنند، و این بستگی به این دارد که چگونه مشاهده شوند.

این شاید مسخره به نظر آید، اما شواهد محکمی وجود دارد که ثابت می کند نور موجی است و شواهد محکم دیگری نیز وجود دارد که ثابت می کند نور ذره است. در اصل نور هر دو حالت را دارا می باشد، نه حالتی مابین این دو. ذهن ما از تجسم این موضوع عاجز است و تعجبی هم ندارد چون این پدیده در قلمرو مکانیک کوانتومی حس می شود نه در سطح جهان بزرگ مقیاس.

۳- همه اجسام با یک سرعت سقوط می کنند

پس از سیری در پیچیده ترین مفاهیم فیزیک مدرن بد نیست به فیزیک کلاسیک نیز گریزی بزنیم. در فیزیک کلاسیک نیز مفاهیم بسیار جالبی وجود دارند. احتمالا این تصور برای شما هم وجود دارد که اجسام سنگین تر نسبت به اجسام سبک تر سریع تر به سمت زمین می رسند. و این درست است، اما هیچ ربطی به گرانش ندارد، بلکه این پدیده تنها به دلیل مقاومت هوا رخ می دهد.

اولین بار گالیله حدود ۴۰۰ سال پیش متوجه این موضوع شد. بر اساس این قانون اگر شما یک توپ، یک قلم، و یک دفترچه یادداشت را به طور هم زمان بر روی ماه رها کنید، دقیقا در یک لحظه به سطح ِ ماه می رسند. فضانوردان در یکی از ماموریت های آپولو روی ماه این آزمایش را با یک چکش و پر انجام دادند.

۲- کف کوانتومی

بسیار خب، به پدیده های بسیار عجیب و غریب بر می گردیم. ما معمولا تصوری که از فضای خالی داریم، یک ناحیه کاملا خالی است. اما به آن سادگی هم که فکر می کنیم نیست، در واقع درون فضای خالی هم ناآرامی های شدیدی جریان دارد و ذرات به طور مداوم در همه جا می آیند و می روند. آنها، ذرات مجازی پر انرژی هستند، اما مجازی بودنشان به معنی غیر واقعی بودنشان نیست آنها حقیقی و و وجودشان اثبات شده است.

آنها در کسری از ثانیه برخی از قوانین بنیادی فیزیک را در هم می شکنند و به سرعت به حالت قبل بر میگردند و این کار را آنقدر سریع انجام می دهند که ما آن را حس نمی کنیم. مثل اینکه شما چیزی را از فروشگاهی به سرقت ببرید و طوری که کسی متوجه نشود در کمتر از نیم ثانیه آن را به جایش برگردانید.

۱- آزمایش دو شکاف

موضوعی که چند سطر پیش توضیح دادیم را به خاطر بیاورید، آنجا که گفتیم همۀ چیزها در آن واحد هم خاصیت موجی دارند هم ذره ای. خب احتمالا این موضوع را به دقت و صراحت قبول کردید، اما به شکل تجربی هم می توانید آن را بپذیرید؟ مثلا سیبی که در دست گرفته اید را می توانید به صورت موجی تصور کنید؟ ما چطور می توانیم مطمئن باشیم که چیزها قطعا موجی یا ذره ای هستند؟ آزمایش دو شکاف احتمالا شگفت انگیزترین چیزی است که تاکنون درباره آن شنیده اید. در این آزمایش پرتو نور از بین دو شکاف عبور کرده و به روی پرده تابانده می شود، نورهایی که از این دو شکاف می گذرند با هم تداخل می کنند و یک الگوی تداخلی (نوارهای تاریک و روشن) می سازند این با ماهیت جمع شدنی ذرات نور قابل توضیح نیست. در عوض وقتی روی پرده را با آشکارسنج بررسی می کنیم، می بینیم که نور به شکل ذره (فوتون) جذب شده است.

در واقع الگوی تداخلی وقتی آشکار می شود که نور از طریق هر دو شکاف به طور همزمان عبور کند در صورتی که بخواهیم با ابزاری بسیار دقیق بررسی کنیم که هر فوتون دقیقا از کدام شکاف عبور می کند الگوی تداخلی از بین می رود و ماهیت ذره ای نور آشکار می گردد. به این پدیده اثر مشاهده گر گفته می شود. در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که بخش هایی از آزمایش دو شکاف وجود دارند که از آنچه در اینجا توضیح داده شدند عجیب تر هستند و ما شما را تشویق می کنیم که به مطالعه بیشتری در این باره بپردازید، البته اگر آمادگی دارید تا تمام روز خودتان را صرف غرق شدن در مفاهیم کوانتومی کنید.

ترجمه: امین میرزایی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: listverse.com

image_pdfimage_print

آتش بازی یک کهکشان

بیگ بنگ: این میدان دید تلسکوپی رنگی در عکس لحظه ای کیهانی ۱۹ می تقریبا ۱ درجه یا اندازۀ دو ماه کامل در آسمان گستردگی دارد. ستارگان کهکشان راه شیری در پس زمینه ظاهر تند و تیزی دارند و به سمت صورت فلکی قیفاووس پراکنده شده اند درحالیکه ستارگان خوشۀ باز NGC 6939 در فاصله ۵ هزار سال نوری در بالای قاب قرار دارند.

کهکشان مارپیچی NGC 6946 در پایین سمت چپ در فاصلۀ ۲۲ میلیون سال نوری از زمین قرار دارد. خطوط قرمز رنگ در واقع ابرنواختر SN 2017eaw را نشان می دهند، یعنی انفجار مرگبار ستارۀ حجیم واقع در بازوهای مارپیچی آبی رنگ کهکشان. در واقع، در ۱۰۰ سال اخیر، ۱۰ ابرنواختر در کهکشان NGC 6946 کشف شدند. در مقایسه، میانگین سرعت ابرنواختر در کهکشان راه شیری مان تقریبا ۱ در هر ۱۰۰ سال است. البته NGC 6946 کهکشان آتش بازی نیز نامیده می شود.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

کهکشانی که از لبه دیده می شود

بیگ بنگ: آیا کهکشان ما تا این حد باریک است؟ کهکشان مارپیچی باشکوه NGC 4565 از سیارۀ زمین از لبه قابل مشاهده است. این کهکشان درخشان که به دلیل نمای باریکش کهکشان سوزن نیز نامیده می شود یک توقفگاه در بسیاری از تورهای تلسکوپی آسمان شمالی است که در صورت فلکی محو اما مرتب گیسو واقع شده است.

این عکس دقیق و رنگی هستۀ مرکزی برآمده کهکشان را نشان می دهد که با خطوط گرد و غبار تیره و تار متصل به صفحۀ کهکشانی باریک NGC 4565 قطع شده اند. همچنین گروه دیگری از کهکشان های پس زمینه در این میدان دید زیبا مشاهده می شود و کهکشان همسایه یعنی NGC 4562 در سمت چپ بالا واقع شده است. کهکشان NGC 4565 حدود ۴۰ میلیون سال نوری با زمین فاصله دارد و ۱۰۰ هزار سال نوری گستردگی دارد. NGC 4565 به آسانی با تلسکوپ رصد می شود و علاقمندان به آسمان تصور می کنند این کهکشان یک شاهکار آسمانی است که مسیه آن را از قلم انداخته است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

سیاره­ های منظومه تراپیست-۱ فاقد ماه هستند

بیگ بنگ: در حالی که ما تعداد زیادی سیاره فراخورشیدی را ثبت کرده ­ایم، به تازگی جستجو برای ماه یا قمر فراخورشیدی کلید خورده است. ما هنوز موفق به ثبت ماه فراخورشیدی نشده ­ایم اما قاعدتا ماه فراخورشیدی باید وجود داشته باشد.

به گزارش بیگ بنگ، پیداکردن ماه فراخورشیدی به ما کمک می­ کند که زندگی بر روی سیاره زمین را بهتر درک کنیم. برخی متخصصان اظهار دارند دلیل وجود حیات بر روی زمین، اندازۀ تقریبا برابر ماه با سیاره زمین است که باعث شده است زاویه زمین پایدار بماند. گرچه دیگر مطالعات(مانند مقاله سازمان ستاره ­شناسی آمریکا که در سال ۲۰۱۱ میلادی منتشر شد) اظهار دارند که اثر گرانشی دیگر سیارات منظومه شمسی نیز، باعث ایجاد این پایداری هستند.

مطالعه ­ای جدید بر روی احتمال وجود ماه در منظومه تراپیست-۱ متمرکز شده است؛ منظومه­ ای که احتمال وجود سیارات قابل سکونت در آن بالا می­ باشد. مدتی پیش، مشاهدات تلسکوپ فضایی اسپیتزر نشان داد که ۷ سیاره در این منظومه وجود دارد که احتمالا از جنس سنگ بوده و آب مایع در سطح آنها وجود دارد که منظومه تراپیست-۱ را به محتمل ­ترین گزینه برای سکونت تبدیل می­ کند. اما حتی قبل از این کشف ناسا، منظومه تراپیست-۱ توسط دانشمندان مختلفی کشف شده بود. یکی از این دانشمندان، استفان کین نویسنده این مقاله می­ باشد که استاد ستاره ­شناسی در دانشگاه سان فرانسیسکو آمریکا بوده و متخصص سیارات فراخورشیدی می­ باشد.

او در یک ایمیل اینچنین اظهار داشت: « در حال حاضر من چندین مقاله در زمینه قمرهای فراخورشیدی چاپ نموده­ ام و چندین سال است که این سوالات در ذهن من وجود داشته است که ارتباط میان قابلیت یک سیاره برای میزبانی یک ماه و فاصله آن ماه تا سیاره و وجود دیگر سیارات چیست. کشف منظومه تراپیست-۱ مرا به این امر تشویق کرد که بدانم آیا در این منظومه می­ تواند ماه وجود داشته باشد یا خیر.»

تصویری از قرارگیری سیارات منظومه ستاره ای تراپیست-۱ در مدار

کین هشدار داد که دانشمندان نمی ­توانند قابلیت سکونت بر روی زمین را به ماه نسبت دهند، زیرا زمین تاکنون تنها سیاره قابل سکونتی است که شناسایی شده است. گرچه ماه نقش مهمی دارد. ماه بر روی زمین موج­ های آبی ایجاد می­ کند که احتمالا باعث به وجود آمدن آبگیر­های موجدار اولیه نیز شده است. کین اضافه کرد: «وجود ماه به پایدارسازی تغییرات زاویه زمین(کج شدن مدار آن) کمک کرده است، که در عوض باعث پایداری جوی طولانی ­تری در زمین می­ شود. بنابراین با وجود اینکه نمی ­توان به طور قطع تعیین کرد که زمین چه سرنوشتی می ­توانست بدون ماه داشته باشد، ما می ­توانیم فواید آشکار وجود ماه بر روی زمین را توصیف کنیم.»

کین دریافت که سیارات منظومه تراپیست-۱ به شدت به یکدیگر نزدیک بوده و احتمال وجود یک ماه بالا می­ باشد. او اشاره کرد درحالی که زاویه چرخش سیارات متغیر بوده و اقلیم ­های ناپایداری بر این سیارات حاکم است، هنوز هم احتمال وجود حیات پابرجاست. روش کین شامل مطالعه تاثیرات دو پارامتر می­باشد: شعاع هیل، یا همان منطقه­ ای در فضا که نیروی گرانشی یک سیاره، با توجه به جرم و فاصله آن از ستاره میزبان، اعمال می­ شود؛ دوم حد روش که مشخص می ­کند در چه فاصله ­ای از یک سیاره میزان جاذبه بسیار قوی است.

کین افزود: « یک ماه فقط در صورتی می­ تواند به دور یک سیاره گردش کند که میان این دو حد قرار گرفته باشد: اگر خیلی نزدیک باشد نابود می­ شود و اگر خیلی دور باشد از جاذبۀ سیاره مورد نظر می­ گریزد. نتایج این مطالعه نشان می­ دهد در بیشتر سیارات در منظومه­ های مشابه منظومه تراپیست-۱ شعاع هیل و حد روش به میزانی نزدیک یکدیگر هستند که فضایی برای وجود یک ماه موجود نیست، بنابراین این سیارات نمی ­توانند یک ماه به دور خود داشته باشند.»

ترجمه: رضا کاظمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: space.com

image_pdfimage_print

آیا مریخ در گذشته حیات داشته؟

بیگ بنگ: آیا زمانی بر روی مریخ حیات وجود داشته است؟ این سوال را اخترزیست شناسانی که به دنبال نشانه‌های حیات در جاهای دیگر کیهان می‌باشند همراه با ما سالهاست از خود می‌پرسند. نقشه‌های جدید که اخیرا توسط سازمان زمین شناسی ایالات متحده منتشر شده است شواهدی مبنی بر مثبت بودن جواب این سوال به دست می‌دهند.

نمایی سه بعدی از قسمت غربی برجستگی‌های ستی منسا بر روی مریخ. زمین‌شناسان معتقدند این لایه‌های سنگی از شن‌های به دام افتاده در دریاچه‌های کم عمق تشکیل شده‌اند.شواهد حیات در گذشته ممکن است در فسیل‌های موجود در این لایه‌ها حفظ شده باشد.

به گزارش بیگ بنگ، نقشه‌ها شواهدی از فرایندهای داخلی مریخ را نشان می‌دهند که نشان دهنده‌ی سطحی خیس می‌باشند. دکتر کریس اوکوبو که از دانشمندان سازمان زمین شناسی ایالات متحده و نویسنده‌ی ارشد این مقاله گفت: « این نقشه‌ها به محیطی اشاره دارند که در آن آب‌های زیرسطحی فراوان بوده و در زمان‌های مختلفی به سطح مریخ راه یافته و تشکیل حوضچه‌هایی می‌داده‌اند.» شواهد مبنی بر وجود آب از اصلی‌ترین مشخصه‌هایی است که اخترزیست‌شناسان در جست‌وجو به دنبال حیات به دنبال آن می‌باشند. اوکوبو می‌گوید:« این حوضچه‌ها مشابه با حوضچه‌های روی زمین برای حیات مناسب بوده‌اند.»

تصاویری از شرق منقطه‌ی Candor Sulci بر روی مریخ. رنگ‌ها که لایه‌های مختلف سنگ را نشان می‌دهد ممکن است نتیجه‌ی ترکیبات شمیایی، آرایش فیزیکی یا سختی سطح مختلف باشد. این لایه‌های زمانی مسطح بودند اما به دلیل زمین‌لغزه به این شکل در آمده‌اند.

نقشه‌هایی که در اینجا نشان داده می‌شوند نشان دهنده‌ی گسل‌ها و لندفرم‌ها بر روی لایه‌های سنگی مریخ است که مشابه با روشی است که آب زمین ما را شکل می‌دهد. عکس‌ها نیز نمایی نزدیک از ساختار آنها را نشان می‌دهند. اگر زمانی بر روی مریخ حیات وجود داشته، این حیات مدتهاست که از بین رفته است. یافتن فسیل‌ها نیازمند حفر چندین متری در سطح مریخ است که معادل با حفر در خاک منجمد بر روی زمین است.

ترجمه: معصومه رحیمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: newsweek.com

image_pdfimage_print

نزدیک شدن به مشتری

بیگ بنگ: نزدیک شدن به مشتری چگونه خواهد بود؟ برای پاسخ به این سوال، یک گروه شامل ۹۱ عکاس نجومی آماتور از روی زمین بیش از ۱۰۰۰ عکس از مشتری گرفتند و این عکس ها در یک ویدیوی تایم لپس (گذر زمانی) به طور دیجیتال ادغام کردند.

عکاسی در دسامبر سال ۲۰۱۴ شروع شد و بیش از ۳ ماه به طول انجامید. این نزدیک شدن ساختگی شبیه چیزی است که سفینه فضایی رباتیک جونو ناسا در اولین نزدیکی به دنیای مشتری در جولای گذشته مشاهده کرده است. این ویدیو با ظاهر شدن مشتری به شکل یک گوی کوچک در نزدیکی مرکز عکس آغاز می شود. وقتی مشتری از پایین نزدیک می شود، این سیاره حتی بزرگتر به نظر می رسد در حالی که چرخش رشته های ابرش به وضوح مشاهده می گردد.

نقطۀ سرخ رنگ و بزرگ مشتری که رو به کاهش است در این میدان دید دوبار می چرخد و گاهی اوقات فعالیتی غیرعادی را از خود بروز می دهد. بسیاری از اشکال بیضوی سفید رنگ به سمت این سیارۀ غول پیکر در حال حرکتند. این ویدیو مثل یک سفینه فضایی تخیلی با عبور از قطب شمال مشتری به پایان می رسد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

فرض کنید بیگانگان فضایی را یافتیم، حال چه کنیم؟

بیگ بنگ: بشر برای بیگانگان از گوش­ های تیز تا دندان­ های نیش بلند را متصور شده است. آیا بیگانگان شبیه انسان­ها خواهند بود یا کاملا با انسان­ها فرق دارند؟ صمیمی هستند یا خشن؟

به گزارش بیگ بنگ، ما هیچ مدرکی دال بر چهره احتمالی بیگانگان فضایی و یا اصلا احتمال وجود آنها در دست نداریم اما این مسئله ما را از جستجو برای بیگانگان ناامید نکرده است. سازمان­ هایی نظیر SETI(جستجوی هوش فرا زمینی) و ناسا مدت زیادی به منظور یافتن علائم حیات بیگانه مشغول بررسی کهکشان راه­ شیری و فراتر از آن بوده ­اند و در خلال این بررسی، چند مورد را به ثبت رساندند. برخی دانشمندان اظهار دارند انفجارهای رادیویی سریع می ­تواند وجود هوش فرازمینی را توجیه کند و سازمان ناسا اخیرا اعلام کرد که آنها مولکول­ هایی را کشف کردند که ممکن است مربوط به حیات بیگانه بر روی یکی از اقمار سیاره زحل باشد.

باوجود تلاش ­های خلاقانه و مکرر، ما هنوز موفق به یافتن مدرک محکمی دال بر وجود حیات بیگانه بر روی دیگر سیارات نشدیم. شاید صلاح کار همین باشد زیرا که هنوز ما به یک اتفاق نظر جمعی برای نحوه برخوردمان با بیگانگان، در صورت وجود آنها، نرسیده ­ایم. حال که هنوز بشریت پروتکل واحدی برای مواجهه با بیگانگان فضایی ارائه نداده است، ما معیاری با نام “مقیاس ریو” به منظور نشان­دادن اهمیت شواهد وجود بیگانگان داریم. این معیار توسط محققان مرکز SETI ابداع شد که یک کشف را بر اساس ۴ معیار ارزیابی می­ کند.

مقیاس “ریو امتیاز” شما(برای مشاهده سفینه بعدی) را بررسی می­ کند. این امتیاز می­ تواند از صفر شروع شده(شما فکر می­کنید که نکته مهمی را در تصاویر ناسا مشاهده می­کنید اما هیچکس نمیفهمد که چقدر مهم است)و به ۱۰(شما یک موجود فضایی را به دام انداختید و به دنبال آزمایشگاهی برای بردن آن هستید) برسد. اما این سوال باقی می­ ماند که ما چه واکنشی در زمان رسیدن به ۱۰ و یا حتی ۵ داریم؟ آیا گل می­فرستیم؟ از راه مصالحه وارد می­ شویم؟ و یا چهره­ ای ترسناک از خود نشان داده و آن­ها را فراری می ­دهیم؟

تماس اول

با این وجود که ما هنوز جوابی برای این سوالات نیافته­ ایم، مشتاقان این زمینه اصرار بر یافتن جوابی برای این سوال­ها دارند. چند گروه به امید دریافت جوابی، شروع به ارسال پیام­ هایی به فضا کرده ­اند. ناسا نقشه ­ای از زمین را به همراه فضاپیماهای ویجر به فضا پرتاب کرده است. کارل سیگن نیز در مخابرۀ پیامی در رصدخانه آرسیبو در آمریکا شرکت داشته است. ما قوانین ریاضی را به ستارگان دارای احتمال حیات ارسال کردیم که بیگانگان بدانند ما باهوش هستیم.

اگرچه بسیاری متخصصان تصور می­کنند این تلاش ­ها بجای داشتن سودی برای بشریت، بیشتر به ضرر او است. استیون هاوکینگ در ویدیوی “مکان­ های مورد علاقه هاوکینگ” نگرانی خود را مبنی بر پاسخ به سیگنال بیگانه اظهار داشت. او اشاره کرد ممکن است تمدن ­های دیگر بسیار قدرتمندتر از ما باشند و مفید بودن ما را بیشتر از مفیدبودن یک باکتری ندانند. با این حال او استدلال می­ کند که گرم و صمیمانه بودن، سودی برای بومیان آمریکا در مقابل اروپائیان نداشت.

دیگر متخصصانی مثل داگلاس واکوچ استدلال می­ کنند اگر تمدن پیشرفته ­ای وجود داشته باشد که برای بشریت خطرآفرین باشد، تاکنون تمام سیگنال­ های ارسالی توسط ما را دریافت کرده است. تاکنون ما هیچ ابایی از پوشاندن رد خودمان در کیهان نداشته ­ایم؛ پس پنهان­ شدن ما از این به بعد چه سودی دارد؟ در مورد اینکه آیا ما به سیگنال بیگانگان پاسخ می­ دهیم یا نه و چگونه پاسخ می­ دهیم یک چیز روشن است. اینکه این کشف، زندگی ما را به کلی دگرگون می­ کند. کارل سیگن بر این عقیده بود که یافتن بیگانگان می ­تواند موجب تواضع و اتحاد بیشتر بشریت شود. او چنین اظهار داشت:« برای من، یافتن بیگانگان، مسئولیت ما برای برخورد مهربانانه و مناسب با یکدیگر را برجسته ­تر می­ کند و باعث می ­شود قدر این نقطه آبی کوچک که تنها خانه ما است را بیشتر بدانیم.»

ترجمه: رضا کاظمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: futurism.com

image_pdfimage_print

نقش احتمالی امواج گرانشى در شناسایی ابعاد پنهان کیهان

بیگ بنگ: شاید بتوان از امواج گرانشى برای هویدا کردن ابعاد پنهان ِ کیهان استفاده کرد. محققان موسسه فیزیک گرانشى مکس پلانک در کشور آلمان با بررسی این امواج در فضا زمان مدعی شده اند که احتمالا زمان آن فرا رسیده تا از تاثیر ابعاد پنهان بر امواج یاد شده پرده برداریم و از این اطلاعات برای پیدا کردن اثرات استفاده کنیم.

به گزارش بیگ بنگ، کشف امواج گرانشى در ماه فوریه ۲۰۱۶ میلادی اعلام شد. دانشمندان از آشکارسازهای رصدخانه امواج گرانشى تداخل سنج لیزری LIGO برای دست یافتن به نوسانات در فضا زمان استفاده نمودند. این نوسانات در اثر برخورد یک جفت سیاهچاله به همدیگر ایجاد شده بود. اکنون دانشمندان می توانند از این اطلاعات برای نگاه کردن به کیهان از دیدی جدید و متفاوت بهره جویند؛ شاید آنان روزی به شفاف سازی ماهیت امواج گرانشى نشأت گرفته از بیگ بنگ بپردازند.

در حال حاضر، مدل های ما از جهان ناقص اند و توانایی کافی برای توضیح بسیاری از چیزهایی را که در جهان می بینیم، ندارند؛ پس عده کثیری از فیزیکدانان بر این باورند که چیزی در این بین از نوعی کمبود خبر می دهد. و این کمبود را می توان به وجود ابعاد بیشتر نسبت داد. اگر قرار باشد دانشمندان شواهدی از ابعاد بیشتر را پیدا کنند، باید پاسخ دادن به برخی از اساسی ترین ناشناخته های کیهان را در دستور کار خویش قرار بدهند؛ مثل ماهیت ماده تاریک و دلیل انبساط کیهان با سرعتی شتابدار.

امواج گرانشى از امواج موجود در فضا- زمان به شمار می روند که در طی رویدادهای پر انرژی پدید می آیند. این رویدادها – مثل برخورد یا ادغام سیاهچاله ها – حجم بسیار زیادی انرژی آزاد می سازند که ماحصل آن ایجاد امواجی است که از یک منشأ رها می شوند. امواج گرانشى برای نخستین بار در حدود صد سال پیش توسط آلبرت اینشتین پیش بینی شدند، ولی ما تا به امروز قادر به پیدا کردن آنها نبوده ایم. زمانی که امواج به ما می رسند، آنقدر کوچک می شوند که شناسایی آنها به تجهیزات فوق حساس احتیاج دارد. و این کاری است که تجهیزات LIGO از پس انجامش بر آمده بود.

دیوید آندرویت و گوستاوو لوسینا در آخرین مطالعه شان که در سایت arxiv.org قابل دسترسی است، به چگونگی حرکت امواج گرانشى در ابعاد شناخته شده پرداختند. آنان سپس اثرات احتمالی ابعاد اضافه را بر چهار بعد قابل مشاهده برای ما بررسی کردند. لوسینا گومز در گفتگو با New Scientist اعلام کرد: اگر ابعاد اضافه در کیهان وجود داشته باشد، امواج گرانشى می توانند در امتداد هر بُعدی حرکت کنند، حتی ابعاد اضافی. بر اساس یافته های آنان، ابعاد اضافی می توانند دو اثر بر امواج گرانشى بگذارند؛ یکی از این اثرات اصطلاحاً “حالت تنفسی” نام دارد که روش دیگری برای حرکت امواج گرانشى در فضا فراهم می آورد.

آنان چنین می نویسند: حالت تنفسی باعث تغییر شکل فضا بصورت ویژه ای شده و اثر متمایزی بر جای می گذارد. دانشمندان برای مشاهده این تغییر به سه آشکارساز مثل LIGO نیاز دارند؛ چیزی که می تواند در آینده نزدیک به واقعیت تبدیل گردد. اثر دوم را به “برج عظیم” امواج گرانشى اضافی نسبت داده اند. امکان شناسایی این امواج در فرکانس های بالا وجود دارد؛ اما فناوری های فعلی این زمینه را فراهم نمی کند. آشکارساز LIGO برای شناسایی تغییرات باید چند هزار برابر حساس تر شود.

دانشمندان معتقدند که چنین دستگاهی وجود ندارد اما در ضمن بر این باورند: « اگر چنین آشکارساز موجود بود، امیدها برای شناسایی یک سیگنال شفاف حفظ می شد؛ هیچ فرآیند اخترفیزیک شناخته شده ای وجود ندارد که امواج گرانشى را با فرکانسى بالاتر از ۱۰۳ هرتز منتشر کند. چنین فرکانس های بالایی می تواند علائم آشکاری از فیزیک نوین باشد.

اما این یافته ها در نظر “بابى آچاریا” استاد فیزیک نظری در کینگز کالج لندن جایگاهی ندارد. او در مصاحبه ای با نیوز ویک اظهار داشت که گرچه به وجود ابعاد اضافه اعتقاد دارد، اما مدل ها گویای آن است که این ابعاد بسیار کوچک اند. یعنی برای تحریک آنها و ایجاد امواج در آن ابعاد اضافه به انرژی بسیار زیادی لازم است. اگر قادر به تولید موج گرانشى باشید که در ابعاد اضافه منتشر شده باشد، کوچک بودن ابعاد اضافه به این معناست که فرکانس این موج گرانشى بسیار بالا خواهد بود؛ بسیار بالاتر از آن چیزی که آشکارسازهای امواج گرانشى می توانند تشخیص بدهند. باید دیدگاه خیلی خوش بینانه ای داشته باشید که برای شناسایی امواج گرانشى در ابعاد اضافه تلاش بکنید. من درباره نتیجه خوش بین نیستم!

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: newsweek.com

image_pdfimage_print

ذرات بنیادی جهان هستی

بیگ بنگ: دانشمندان یونان باستان حدس زده بودند که اشیای جهان باید از ترکیبات بسیار ریز و غیر قابل برشی تشکیل شده باشند. آنها این اجزای غیر قابل برش را اتم می نامیدند و بر این باور بودند که در تشابه با زبان که از ترکیب های بی شمار حروف الفبا به وجود می آید، گسترۀ عظیم مواد موجود در جهان نیز حاصل ترکیب های متونعی از بلوک های سازنده ی مجزا است.

به گزارش بیگ بنگ، این حدس بسیار هوشمندانه بود، بطوری که پس از گذشت ۲۰۰۰ سال از آن زمان هنوز به قوت خود باقی است. احترام به سنت یونانیان باستان، این ذرات اتم خوانده شدند. امروزه می دانیم اتم ها قابل تفکیک به اجزای کوچک تری هستند، تا اوایل ۱۹۳۰، مجموعه ی کارهای تامسون، رادرفورد، نیلز بور و چادویک منجر به معرفی یک مدل اتمی منظومه ای شد که بیشتر ما با آن آشنا هستیم. مدلی که در آن اتم ها بسیار بزرگتر از واحدهای سازنده ی پایه ای هستند. در واقع یک اتم ترکیب از هسته ( ترکیبی از نوترون ها و پروتون) و دسته ای از الکترون های در حال چرخش به دور هسته است.

برای مدتی فیزیکدانان گمان می کردند پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها، همان ذرات تفکیک پذیری هستند که در جست و جویشان بودند، اما در سال ۱۹۶۸ در مرکز شتاب دهنده خطی استنفورد، با کمک تکنولوژی ای که در آن زمان بسیار پیشرفته بود و امکان بررسی ماده در حوزه ی میکروسکوپی را فراهم می کرد، مشاهده شد پروتون ها و نوترون ها نیز بنیادی نیستند. این ذرات هر کدام از سه ذره ی کوچکتر به نام کوارک تشکیل شده بودند. دانشمندان تایید کردند کوارک ها در دو نوع متفاوت دیده شده اند و این دو نوع را بعنوان کوارک های بالا و کوارک های پایین نام گذاری کردند. یک پروتون از دو کوارک بالا و یک کوارک پایین ساخته شده است در حالی که یک نوترون حاوی دو کوارک پایین و یک کوارک بالا است.

پس به نظر می رسد هر چه روی زمین و جهان بیرون آن دیده می شود، از الکترون ها، کوارک های بالا و کوارک های پایین ساخته شده است. در میانه ی دهه ی ۱۹۵۰، فردریک رینز و کلاید کوون براساس مدارک تجربی قطعی به این نتیجه رسیدند که ذره ی بنیادی دیگری به نام نوترینو نیز در جهان وجود دارد؛ ذره ای که پاولی وجودش را در سال ۱۹۳۰ پیش بینی کرده بود. یافتن نوترینوها بسیار دشوار است، زیرا این ذرات شبه وار به ندرت با انواع شناخته شده ی ماده برهمکنش دارند. همچنین اواخر دهه ی ۱۹۳۰، فیزیکدان هایی که پرتوهای کیهانی را بررسی می کردند، ذره ی دیگری به نام میون را کشف کردند، ذره ای که مانند الکترون اما ۲۰۰ برابر سنگین تر از آن بود.

دانشمندان هم اکنون به کمک دستاوردهای گوناگون تکنولوژی که قدرتمندتر از گذشته شده است، ذرات را با انرژی های بسیار بالا به یکدیگر کوبیدند و با این کار سعی داشتند تا بطور لحظه ای شرایطی را که پس از بیگ بنگ پدید آمده بود را بازسازی کنند. آنها در تکه پاره های حاصل از برخورد این ذرات به هم، در جست و جوی ذرات جدیدی بودند تا آنها را به فهرست ذرات شناخته شده اضافه کنند. طبق شواهد دانشمندان همه ی مواد از دو ذره ی بنیادی موسوم یه «کوارک» و «لپتون» ساخته شده اند. در انرژی های خیلی بالا ذراتی مانند پروتون ها را نمی توانیم ذرات واقعا بنیادی ماده در نظر بگیریم. در انرژی های کم مثلا ۹^۱۰×۶ درجه ی کلوین می توانیم پروتون ها و نوترون ها را به عنوان ذرات بنیادی پایدار در نظر بگیریم.

اگر کاری کنیم تا دو پروتون با سرعت خیلی زیاد با هم برخورد کنند، می توانیم مجموعه ای از ذرات دیگر را نیز مشاهده کنیم. تولید ذرات جدید عملی است،زیرا انرژی می تواند به جرم تبدیل شود و بالعکس. بر طبق نظریۀ نسبیت انرژی یک گرم ماده ۲۱^۱۰ ارگ است. چون جرم پروتون ۱٫۶۷ در ۱۰ به توان منفی ۲۴ گرم است، انرژی معادلش حدود ۱٫۵ در ۱۰ به توان منفی ۳ ارگ خواهد بود. این مقدار انرژی معادل ۹۳۸ میلیون الکترون ولت یا تقریبا هزار الکترون ولت است. بنابراین با استفاده از هم ارزی جرم و انرژی می توان گفت که پروتون دارای جرمی در حدود ۱GeV است. در فیزیک انرژی بالا یک عرف پذیرفته شده است که جرم را بر حسب یکاهای انرژی بیان کنند. اگر دو ذره با انرژی جنبشی خیلی بالاتر مثلا چندین گیگاالکترون ولت برخورد کنند این امکان وجود دارد که بخشی از انرژی جنبشی به ذرات مادی جدید تبدیل شود.

این موضوع باعث طرح چندید پرسش بنیادی می شود: اگر برخورد دو پروتون می تواند ذرات جدید تولید کند آیا می توان تصور کرد پروتون ها واقعا از همین ذرات تشکیل  شده اند؟ اگر اینطور است چنانچه زمینه ی برخورد این مجموعه ی جدید ذرات را فراهم کنیم چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ به بیان دیگر آیا بنیادیترین اجزای ماده را می شناسیم؟

فیزیکدانان ذرات بنیادی در راستای پاسخ گویی به چنین سوالاتی پیشرفت های زیادی کرده اند،هر چند برخی از نکات اساسی هنوز هم در پرده ی ابهام قرار دارد. شواهد قابل ملاحظه ایی وجود دارد مبنی بر اینکه همه ی مواد از دو ذره ی بنیادی موسوم یه «کوارک» و «لپتون» ساخته شده اند و هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد هر یک از این دو ذره دارای زیر ساختار باشند. نیروهایی که این ذرات به یکدیگر وارد می کنند از طریق مجموعه ایی دیگر از ذرات است موسوم به« بوزون های حامل».

ساده ترین این سه دسته ذرات لپتون ها هستند. در طبیعت شش نوع مختلف لپتون وجود دارد که الکترون مشهورترین آنهاست. دو ذره ی دیگر نیز وجود دارد موسوم به «میون» و« تاو» که مشابه الکترون هستند و فقط جرمشان فرق دارد. میون و تاو به ترتیب ۲۰۰ و ۳۰۰۰ برابر سنگین تر از الکترون هستند. می توان به هریک از این سه لپتون(الکترون، میون، تاو) ذره ایی به نام «نوترینو» نسبت داد. بنابراین سه نوع مختلف نوترینو داریم: نوترینوی الکترون، نوترینوی میون و نوترینوی تاو. این سه نوع نوترینو به همراه الکترون، میون و تاو شش عضو خانواده ی لپتون ها را تشکیل می دهند.

همۀ این شش ذره در طبیعت وجود دارند و در شتاب دهنده های انرژی بالا تولید شده اند. البته در شرایط عادی فقط یکی از این شش ذره یعنی الکترون در اتم حضور دارد. این به معنی آن نیست که سایر ذرات غیرواقعی اند.همه ی آن ها اعضای خانواده ی لپتون ها هستند و در فیزیک ذرات در جایگاه یکسانی قرار دارند. همچنین ماده از شش نوع مختلف دیگر ذره موسوم به کوارک ساخته شده است. آنها را با نماد های “u”,”d”,”c”,”s”,”t”,”b” مشخص می کنند.

ذراتی مثل پروتون ها و نوترون ها و مجموعه ی عظیمی از سایر ذرات که در برخورد دهنده ی ذرات دیده شده اند از ترکیبات مختلف همین کوارک ها ساخته شده اند. مثلا پروتون از دو کوارک u و یک کوارک d تشکیل شده است در حالی که دو کوارک d و یک کوارک u نوترون را می سازند. چون همه ی مواد دارای پروتون و نوترون هستند می توان گفت که ماده شامل کوارک های u و d است. چهار نوع دیگر کوارک در حالت عادی ماده حضور ندارند.با این حال وجود آنها به عنوان اجرای تشکیل دهنده ی سایر ذراتی که در برخورد دهنده های انرژی بالا تولید می شوند ضروری است. برای توصیف برهم کنش های انرژی بالا درست مثل لپتون های تاو یا نوترینوها وجود این کوارک ها لازم است.

با این حال یک تفاوت بنیادی بین لپتون ها و کوارک ها وجود دارد: برخلاف لپتون ها هیچ وقت در تجربیات آزمایشگاهی کوارک ها به صورت ذرات آزاد مشاهده نشده اند.این واقعیت که کوارک ها داخل پروتون ها وجود دارند فقط بر اساس برخورد میان پروتون ها و سایر ذرات پرانرژی که بتوانند به داخل آن نفوذ کنند قابل بررسی است. در چنین آزمایش هایی که اعماق پروتون را می کاوند می توان دید که کوارک ها به عنوان زیرساختار پروتون وجود دارند. سومین دسته ی ذرات «بوزون های حامل» نام دارند.

این ذرات نقشی اساسی در مبادلۀ برهم کنش های بین سایر ذرات ایفا می کنند. بر طبق نظریه ی کوانتوم همه ی نیروها به دنبال مبادلۀ برخی ذرات بنیادی ظاهر می شوند. به عنوان مثال دافعه ی الکتریکی بین بین دو الکترون را در نظر بگیرید: فرض می کنیم یک الکترون، ذره ایی را (در این حالت فوتون نام دارد) گسیل می کند و الکترون دیگر آن را جذب می کند. در واقع همین انتقال فوتون است که دافعۀ الکتریکی بین این دو الکترون را ایجاد می کند.

ساده ترین بوزون حامل الکترون است که کوانتای تابش الکترومفناطیس محسوب می شود. می توان تصور کرد که همۀ برهم کنش های الکترومغناطیسی بین ذرات باردار ناشی از همین مبادله ی فوتون هاست. برای سایر برهم کنش ها بوزون های حامل دیگری وجود دارند: نیروهای هسته ایی ضعیف بین کوارک ها یا لپتون ها نتیجۀ مبادله ی ذراتی است موسوم به بوزون های “w” و “Z”.

همچنین برهم کنش هسته ایی قوی بین کوارک ها از طریق هشت ذره موسوم به «گلئون» صورت می پذیرد. اعتقاد بر این است که برهم کنش گرانشی هم از طریق مبادلۀ ذراتی انجام می شود به نام «گراویتون». از بین همۀ این ذرات فوتون ها آشناترند. در حالی که بوزون ها ی W و Z واقعا در شتاب دهنده ها تولید شده اند، گلئون ها در برخی از برهم کنش های ذرات به طور غیر مستقیم مشاهده شده اند. بنابراین وجود این ذرات به خوبی تایید شده است.

در حال حاضر فقط گراویتون است که به طور مستقیم مشاهده نشده و باید به آن فقط در حد یک ذره ی نظری نگریست. بنابراین براساس شناخت فعلی می توانیم همۀ نیروهای طبیعت را بر اساس کوارک ها، لپتون ها و بوزون های حامل تعبیر و تفسیر کنیم. کوارک ها و لپتون ها به عنوان اجزای سازندۀ ماده عمل می کنند در حالی که بوزون های حامل برهم کنش های بین ذرات را باعث می شوند. بوزون هیگز نیز یک ذره بنیادی دارای جرم است که وجود آن توسط مدل استاندارد فیزیک ذرات اثبات شده‌ است. مشاهده تجربی این ذره باعث شد دانشمندان بتوانند درباره چگونگی جرم‌دار شدن ماده توسط ذرات بنیادی بدون جرم دیگر، توضیح دهند. به طور خاص، بوزون هیگز، می‌تواند دلایلی برای تفاوت‌های بین فوتون که بدون جرم است و بوزون‌های W و Z که نسبتاً پرجرم هستند، ارائه کند. جرم ذرات بنیادی، تفاوت‌های بین الکترومغناطیس (که توسط فوتون‌ها ایجاد می‌شود) و نیروی هسته‌ای ضعیف (که توسط بوزون‌های W و Z ایجاد می‌شود) در ساختار میکروسکوپیک (و به‌ طبع ماکروسکوپیک) ماده مؤثر هستند؛ بنابراین، بوزون هیگز یک مؤلفه بسیار مهم در دنیای ماده‌ است. بزودی در مورد ذره بوزون هیگز مقالۀ کاملی منتشر می کنیم.

نویسنده: سمیر الله وردی/ سایت علمی بیگ بنگ

منابع بیشتر: iflscience.com , Elementary particle

کتاب کوانتوم(حکایت تولد و حیاتی شگفت) – نوشته: بنش هوفمان

جهان های موازی- نوشته میچیو کاکو

image_pdfimage_print

در مرکز سحابی مرداب

بیگ بنگ: در مرکز سحابی مرداب در واقع گردبادی کیهانی از شکل گیری جالب و دیدنیِ ستارگان وجود دارد. حداقل دو ابر قیفی شکلِ بلند در سمت چپ قابل رویت هستند که طول هر کدام تقریبأ نیم سال نوری است و توسط بادهای ستاره ای شدید و نور ستاره ایِ زیاد و پرانرژی تشکیل شده اند.

ستارۀ نزدیک آنها که به شدت درخشان است «هرشل ۳۶» نام دارد و منطقه را روشن کرده است. دیواره های وسیع گرد و غبار، ستاره های جوان و داغ دیگر را پنهان کرده و به رنگ قرمز در آورنده اند. وقتی انرژی این ستارگان وارد گاز و غبار خنک می شود اختلافات دمایی شدیدی در مناطق پیرامون به وجود می آید که بادهای برشی را ایجاد می کند؛ این بادها می توانند منجر به گردباد کیهانی شوند. این تصویر که تقریبأ ۵ سال نوری گستردگی دارد در سال ۱۹۹۵ توسط تلسکوپ فضایی هابل ثبت شده است. سحابی مرداب که M8 نیز نامیده می شود تقریبأ ۵۰۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارد و در صورت فلکی قوس جای دارد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print