باکتری‌ زیر آبی که می‌تواند کلید معمای حیات فرازمینی باشد

بیگ بنگ: محققان در عمق ۳۰۰ متری یک دریاچه یخ‌زده در ایسلند نوعی باکتری زنده کشف کرده‌اند که بررسی محیط زندگی آن می‌تواند به تحقیقات درباره حیات فرازمینی کمک کند.

تصویری سمت راست انسلادوس قمر زحل را نشان می دهد و تصویر سمت چپ اروپا قمر یخ زده مشتری میباشد.

به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، نوع جدیدی باکتری در یکی از بیگانه‌ترین محیط‌های کره زمین یافته شده است. یک دریاچه که زیر هزاران فوت یخ دفن شده است. این دریاچه از تابش نور خورشید و هوا به دور است و شرایطی را شبیه به اقیانوس‌های دو قمر “اروپا” و “انسلادوس” ایجاد کرده است. بنابراین مطالعه این میکروارگانیسم ها که در این مکان غیرقابل سکونت زندگی می‌کنند می‌تواند به تحقیقات درباره حیات فرازمینی کمک کند.

قمرهایی در فضا وجود دارند که دارای اقیانوس‌های زیرسطحی و منجمد هستند و می‌توانند دارای حیات میکروبی باشند. قمرهایی نظیر “اروپا”(Europa) قمر مشتری و “انسلادوس”(Enceladus) قمر زحل از جمله آنها هستند که مطالعه ویژگی‌های این باکتری تازه کشف شده می‌تواند به تحقیقات در رابطه با کشف حیات بیگانه در فضا کمک کند. با اینکه حیات انسانی در منظومه شمسی در جایی به غیر از زمین ممکن نیست اما قمرهای ذکرشده مناسب‌ترین مکان‌ها برای وجود حیات میکروبی محسوب می‌شوند.

هر دو قمر مقادیر زیادی آب و یخ را در محیط پیرامون خود پخش می‌کنند و در بررسی‌های انجام شده بر روی انسلادوس، محققان به این نتیجه رسیده‌اند که جریان‌های این قمر بیشترین توانایی را برای میزبانی از حیات میکروبی دارند. دکتر “گابریل توبی”محقق فضایی دانشگاه نانت فرانسه در رابطه با این موضوع گفت: تصاویر ارسال شده از سوی فضاپیمای کاسینی در زمان پرواز بر فراز انسلادوس نشان می‌دهد که مولکول‌های ارگانیک پیچیده و هیدروژن در این قمر وجود دارند که انسلادوس را به یکی از اهداف جذاب برای بررسی وجود حیات بیگانه تبدیل می‌کند.

طبق تخمین‌های انجام شده قطر یخ‌های این قمر حدود پنج کیلومتر است و محققان معتقدند یک هسته با میزان حرارت بالا در این قمر وجود دارد که ممکن است اقیانوس‌هایی به صورت مایع در سطوح زیرین آن وجود داشته باشد. محققان اتحادیه اروپا در عمق ۳۰۰ متری دریاچه منجمد Skaftárkatlar در ایسلند باکتری‌هایی یافته‌اند که می‌تواند شبیه‌ترین محیط به قمرهای منجمد فضایی باشند و تا به حال در معرض تابش نور خورشید و یا جو زمین قرار نداشته‌اند و به همین دلیل بهترین کاندیدهای مطالعه حیات بیگانه هستند.

تیم تحقیقاتی برای دسترسی به این سطح از یخ‌های دریاچه، یک ستون خالی با استفاده از آب داغ در دریاچه ایجاد کردند و از عمق ۳۰۰ متری نمونه‌برداری کردند که این عمل برای ۱۰ بار در سال‌های ۲۰۰۷، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ انجام شده است. با توجه به اینکه اطلاعاتی در رابطه با این موجود وجود ندارد مطالعه دی.ان.ای آن یک چالش جدی محسوب می‌شود و محققان باید راهکاری برای آن بیابند. این پروژه تا ماه مه سال ۲۰۱۸ میلادی ادامه خواهد داشت و محققان از توالی متاژنوم‌های موجود در این دریاچه برای شناخت بیشتر این باکتری‌ها استفاده خواهند کرد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: newatlas.com

image_pdfimage_print

تفاوت پژو ۴۰۵ GLX با پژو ۴۰۵ SLX

شرکت خودرو سازی ایران خودرو بزرگترین شرکت خودرو سازی ایران می باشد که سالیانه هزاران خودرو تولید می کند و با بالاتر بودن کیفیت محصولات خود نسبت به رقبا توانسته خود را برترین شرکت خودرو سازی کشور انتخاب کند. این شرکت مانند دیگر شرکت های خودرو سازی سطح جهان مدل های مختلفی از محصولات را تولید و به بازار ها عرضه می کند.

دو خودرو پژو ۴۰۵ GLX و پژو ۴۰۵ SLX دو خودرو نام آشنا این شرکت می باشند که بعد از تولید تواسنتند خریداران خوبی برای خود ثبت نمایند .تیم کاراپ در این مطلب تصمیم دارد تفاوت این دو نمونه خودرو را برای شما همراهان عزیز مشخص کند و اگر شما قصد انتخاب از بین این دو مورد را دارید می توانید با اطلاعاتی که در ادامه کسب خواهید کرد انتخاب مناسب تری داشته باشید و با تفاوت های این دو نمونه از محصولات ایران خودرو آشنا شوید.

تفاوت های مشخصات فنی پژو ۴۰۵ GLX و پژو ۴۰۵ SLX:

مشخصات / نام پژو ۴۰۵ GLX پژو ۴۰۵ SLX
نوع موتور XU7JP/L3 TU5
حجم موتور (cc) ۱۷۶۱ ۱۵۸۷
حداکثر توان موتور (hp) ۱۰۰ اسب بخار در ۶۰۰۰ دور در دقیقه ۱۰۸ اسب بخار در ۵۶۰۰ دور در دقیقه
حداکثر گشتاور (Nm) ۱۵۳ نیوتن متر در ۳۰۰۰ دور در دقیقه ۱۴۲ نیوتن متر در ۴۰۰۰ دور در دقیقه
نسبت تراکم ۹٫۳ ۱۰٫۵
تعداد سوپاپ ۸ ۱۶
نوع سوخت سازگار بنزین بدون سرب با اکتان ۸۷ و ۹۵ بنزین بدون سرب با اکتان ۸۷ و ۹۵
سیستم انژکتوری پاشش چند نقطه ای پاشش چند نقطه ای
استاندارد حد آلایندگی یورو۴بهینه یورو۴بهینه
حداکثر سرعت (km/h) ۱۹۰ ۱۹۰
شتاب صفر تا ۱۰۰ (ثانیه) ۱۱ ۱۳٫۲
سیستم انتقال قدرت ۵ دنده دستی (BE3) ۵ دنده دستی (BE3)
مصرف سوخت (در ۱۰۰ کیلومتر ) در شهر (لیتر) ۱۲٫۸ ۱۰٫۱
مصرف سوخت (در ۱۰۰ کیلومتر ) خارج شهر (لیتر) ۶٫۸ ۶
مصرف سوخت (در ۱۰۰ کیلومتر ) ترکیبی (لیتر) ۹ ۷٫۵
طول خودرو (mm) ۴۴۰۸ ۴۴۰۸
عرض خودرو(mm) ۱۶۹۴ ۱۶۹۴
ارتفاع خودرو (mm) ۱۴۱۰ ۱۴۱۰
فاصله بین دو محور چرخهای عقب و جلو (mm) ۲۶۶۹ ۲۶۶۹
وزن خالص خودرو بدون سرنشین با مخزن پر و بدون تجهیزات اضافی (kg) ۱۱۰۰ ۱۱۲۰
گنجایش مخزن سوخت (لیتر) ۷۰ ۷۰
حجم فضای صندوق عقب (دسی متر مکعب) ۴۷۰ ۴۷۰

 

تفاوت های امکانات و آپشن های پژو ۴۰۵ GLX و پژو ۴۰۵ SLX:

امکانات / نام پژو ۴۰۵ GLX پژو ۴۰۵ SLX
استاندارد آلایندگی یورو۴بهینه یورو۴بهینه
ترمز ترمز ضد قفل ABS و EBD،ترمز جلو دیسکی خنک شونده،  ترمز عقب کاسه ای ترمز ضد قفل ABS و EBD،ترمز جلو دیسکی خنک شونده،  ترمز عقب کاسه ای
کیسه هوای ایمنی کیسه هوای راننده و سرنشین کیسه هوای راننده و سرنشین
فرمان هیدرولیک هیدرولیک
سیستم تهویه دستی دستی
سیستم صوتی بلندگوی جلو، سیستم صوتی پیشرفته بلندگوی جلو، سیستم صوتی پیشرفته
چراغها چراغ سقف چراغ مه شکن جلو،چراغ جلو و عقب کریستالی
آیینه‌ها آیینه های جانبی برقی آیینه های جانبی برقی
شیشه ها شیشه بالابر برقی درهای جلو شیشه بالابر برقی درهای جلو
تزئینات تریم بژ، مجموعه جدید داشبورد (پشت آمپر، کنسول وسط، سر دسته دنده، پنل وسط) تریم بژ،سپر همرنگ بدنه، بادگیر صندوق عقب با چراغ سوم ترمز، زه جانبی کرومی ، جلوپنجره جدید با لوگوی آب کروم ، مجموعه جدید داشبورد (پشت آمپر، کنسول وسط، سر دسته دنده، پنل وسط)
تجهیزات ایمنی ایموبیلایزر، قفل مرکزی با ریموت رادیویی ایموبیلایزر، قفل مرکزی با ریموت رادیویی
رینگ و لاستیک فولادی ۱۴اینچ فولادی ۱۴اینچ
صندلی تنظیم اهرمی پشتی صندلی جلو تنظیم اهرمی پشتی صندلی جلو
سایر تجهیزات کلید بازکن صندوق عقب از داخل اتاق کلید بازکن صندوق عقب از داخل اتاق، سیستم بهبودیافته کنترل موتور (EMS)

تصاویر پژو ۴۰۵ GLX

نمای داخلی 405GLX
نمای داخلی ۴۰۵GLX
نمای جلویی 405Glx
نمای جلویی ۴۰۵Glx
نمای پشتی 405Glx
نمای پشتی ۴۰۵Glx

تصاویر پژو ۴۰۵ SLX

نمای داخلی 405slx
نمای داخلی ۴۰۵slx
نمای جلویی 405slx
نمای جلویی ۴۰۵slx
نمای پشتی 405slx
نمای پشتی ۴۰۵slx

منبع : قیمت خودرو کارکرده

تاردیگریدها، شکست ناپذیرترین جانداران زمین

بیگ بنگ: تحقیق جدید در دانشگاه های آکسفورد و هاروارد نشان می دهد که تاردیگریدها جانداران کوچک هشت پای ساکن دریا میتوانند از بلایای اختر فیزیکی جان سالم به در برده و حداقل ده میلیارد سال به حیات خود ادامه دهند؛ یعنی بیشتر از نژاد انسان دوام خواهند آورد.

عکس میکروسکوپ الکترونی که یک جاندار تاردیگرید را به تصویر می کشد.

به گزارش بیگ بنگ، تاردیگریدها برای نخستین بار در سال ۱۷۷۳  توسط آگوست افاریم گوئز «جانور شناس آلمانی» کشف شدند. تاردیگریدها که به خرس های آبی یا خوکچه های خزه ای نیز معروف اند، میتوانند تا شصت سال زندگی کنند و به اندازه بیشینه «نیم میلی متر» برسند. این موجودات که در زیر میکروسکوپ به بهترین نحو دیده می شوند، میتوانند در دمای منفی ۲۷۲ درجه سانتی گراد و بالای ۲۵۰ درجه سانتی گراد نیز بدون آب و غذا تا زنده بمانند! آنها توان زنده ماندن در فشار صفر اتمسفر فضا و ۱۲۰۰ اتمسفر اعماق گودال ماریانا را دارند. تاردیگریدها می توانند در مقابل تابش هایی به میزان ۵۰۰۰ تا ۶۲۰۰ گرى(واحد اندازه گیری تابش) مقاومت نمایند.

حالا تیمی از محققان دانشگاه های آکسفورد و هاروارد دریافته اند که تاردیگریدها در مقابل تمامی فجایع اختر فیزیکی مثل برخورد یک سیارک زنده می مانند چرا که این فجایع آنقدر قوی نخواهند بود که اقیانوس های دنیا را بجوشانند. پروفسور آبراهام لئوب رئیس دانشکده اخترشناسى دانشگاه هاروارد و یکی از نویسندگان مقاله گفت: « از بین بردن تمامی گونه‌های های حیات از یک سیاره کار دشواری است. تاریخ مریخ نشان می دهد که زمانی دارای اتمسفری با قابلیت پشتیبانی از حیات بود، اگرچه تحت شرایط بغرنج قرار داشت. موجودات زنده ای مثل تاردیگریدها که مقاومت کافی در برابر دما و تابش را دارند، برای مدت طولانی تحت این شرایط سخت در زیر سطح زنده می مانند. اقیانوس های زیر سطحی که انتظار می رود در قمرهای اروپا و انسلادوس وجود داشته باشند، شرایطی مشابه با اقیانوس های عمیق زمین را دارند. در این محیط ها، دریچه های آتش فشانی در غیاب نور، گرمای بالایی را پدید می آورند. کشف موجودات سخت جان در چنین محیطی هایی میتواند گام مهمی به سمت دسته بندی دامنه شرایط برای وجود حیات در سیاره های پیرامون ستاره های دیگر باشد.»

سه رویداد اختر فیزیکی بالقوه بعنوان بخشی از این تحقیق مد نظر قرار گرفتند که عبارتند از: برخورد سیارک های بزرگ، ابرنواخترها و انفجارهای اشعه گاما. پروفسور لئوب و همکارانش اظهار داشتند: « سیارک ها و سیاره های کوتوله بسیار اندکی هستند که از جرم کافی برای جوشاندن آب اقیانوس ها درونی برخوردارند، مثل وستا و پلوتو. با این حال، هیچ یک از این اجرام به مدار زمین برخورد نکرده و تهدیدی برای تاردیگریدها به حساب نمی آیند. ابرنواخترها و انفجارهای اشعه گاما میتوانند به دلیل میزان مرگبار تابش ها و امواج تکانه ای مرتبط با آن، شرایط بسیار خطرناکی را پدید آورند. تابش این نوع پرتوها میتواند باعث تحلیل لایه اوزون شود و به حذف سپرى که از ما در برابر تابش های کیهانی محافظت می کند، منجر گردد.»

وی افزود: « برای اینکه اقیانوس ها به نقطه جوش برسد، ستاره منفجر شده باید ۰٫۱۴ سال نوری از ما فاصله داشته باشد. نزدیکترین ستاره به خورشید تقریبا ۴ سال نوری با آن فاصله دارد و احتمال انفجار ستاره ای در نزدیکی زمین که تمامی گونه‌ های حیات را به ورطه نابودی بکشاند، کم است. انفجارهای اشعه گاما پر نورتر و نادرتر از ابرنواختر هستند. اما به مانند ابرنواخترها، این انفجارها آنقدر از زمین دورند که تهدیدی برای زمینی ها به شمار نمی آیند. برای اینکه شاهد جوشش اقیانوس ها باشیم، انفجارها نباید بیش از چهل سال نوری فاصله داشته باشند. همچنین احتمال وقوع یک انفجار در نزدیکی زمین، بسیار اندک و قابل اغماض است.»

محققان در ادامه افزودند: « در حال حاضر، تاردیگریدها عنوان سخت ترین و شکست ناپذیرترین جانداران روی زمین را به خود اختصاص داده اند، اما این امکان هست که گونه های پایدارتری در سایر نقاط کیهان وجود داشته باشد. جستجو برای یافتن حیات در مریخ و سایر قسمت های منظومه شمسی ادامه دارد. اگر تاردیگریدها انعطاف پذیرترین گونه های زمین باشند، چه کسی میداند که چه نوع موجوداتی در سایر نقاط وجود دارد.»

دکتر دیوید اسلوان، استادیار پژوهشی مقطع فوق دکتری در دانشکده فیزیک دانشگاه آکسفورد خاطر نشان کرد: «ما در کمال تعجب دریافتیم که اگرچه ابرنواخترهای نسبتا نزدیک یا اثرات سیارک بزرگ می توانند برای انسان فاجعه آمیز باشند، اما تاردیگریدها در مقابل این فجایع جان سالم به در می برند. لذا اینطور به نظر می رسد که امکان نابودی کل حیات وجود ندارد. شاید طیف عظیمی از گونه های جانوری دچار انقراض شوند، اما حیات به عنوان کل تداوم خواهد پذیرفت.»

دکتر باتیستا گفت: « بدون فناوری هایی که از انسان محافظت می کنند، ما گونه بسیار ظریف و حساسی هستیم. تغییرات عمده در محیط به طرز چشمگیری زندگی انسان را تحت الشعاع قرار می دهد. گونه های مقاوم و انعطاف پذیر زیادی در زمین هستند. حیات میتواند مدت ها پس از انقراض نژاد انسان ادامه یابد. مجزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Scientific Reports منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sci-news.com

image_pdfimage_print

دانلود آهنگ جدید امیر تتلو بنام کوزه


دانلود آهنگ جدید امیر تتلو بنام کوزه

Download New Song Amir Tataloo Called Kooze

خواننده : امیر تتلو ، تنظیم کننده : نادر کوهستانی

امیر تتلو : درسته !! آهنگ “كوزه” ديس بود !! ولى نه ديس شخص خاصى !! ديس “ايلوميناتى بود و همه ى دست پرورده هاش … !! ١٠

دانلود آهنگ جدید امیر تتلو بنام کوزه

متن آهنگ کوزه از امیر تتلو

این ضرب المثلِ آب در کوزه و ما نمیدونم چی چی رو کی گفته ، باید دستِشو بوسید

یه کوزه ی سنگی تو کویر و آب هم یِکَم توش
میَرزِه به صدهزارتا لب و دهن و آدمِ مدهوش
از این کوزه ی سنگینِ دِلَم تو بازم بزن نوش
بردار سَر بِکِش بعد یه برچسبِ نامرد بزَن روش
یه کوزه ی سنگی تو کویر و آب هم یِکَم توش
میَرزِه به صدهزارتا لب و دهن و آدمِ مدهوش
از این کوزه ی سنگینِ دِلَم تو بازم بزن نوش
بردار سَر بِکِش بعد یه برچسبِ نامرد بزَن روش

من اینجام ، تَهِ این کوزه
هِی آب و میریزَن از بالا پایین میسوزه
هه
اینا گناهِ دیروزه ، که داره لباسِتو به تَنِت میدوزه
میکنَن یه بیکینی تَنِت
آخرِشَم بغلِ یه ویسکی میدَنِت به یه حیوون تر از خودت
هه
اینجا وسطِ میدون تردده میگی میمون طرف پُره بدون زندون فقط خوده
میذارَن شمعو رو کیکِ تولدت
که بفهمی داره آب میشه حیفِ فقط خودِت
اونوقت بعدِش رفیقات میکنن سَرِتو تو همون کیکو
عیبو میمالَن سر و روت عینِ ملخ دورِت
میکنن تبلیغاتِ پارتی پوکر
چاقالام نمیدونن لیدوکائین قاطی کوکه
همه مغزا بی حس ، همه عن بازی فِس
اونوقت تازه میگن که مُخامون آنتی شوکه
نمیدونن دیگه مغز نمونده یه قوطی فلورایده
ویراژ رو مختم هه ، آخه فلو رایده
فلو چیه ، یه تکنیکِ تو رپ و راید یعنی ویراژ رو مُخِتَم
بلکه پیدا کنی مِلو فایده
آخه آدمِ بی فایده ، باس بخوره لایی
بره جیمیه هر جایی وِلِه ماست میخوره چایی بده
آدمِ بی معرفت ، صد رحمت به سگ
هر کَس زد به من یه چَک زد رفت سمتِ مرگ
آدم بی غیرت و باید بد زد رَنده کرد
آدمِ بی رگ ، انگلِ مملکت

یه کوزه ی سنگی تو کویر و آب هم یِکَم توش
میَرزِه به صدهزارتا لب و دهن و آدمِ مدهوش
از این کوزه ی سنگینِ دِلَم تو بازم بزن نوش
بردار سَر بِکِش بعد یه برچسبِ نامرد بزَن روش
یه کوزه ی سنگی تو کویر و آب هم یِکَم توش
میَرزِه به صدهزارتا لب و دهن و آدمِ مدهوش
از این کوزه ی سنگینِ دِلَم تو بازم بزن نوش
بردار سَر بِکِش بعد یه برچسبِ نامرد بزَن روش

اینجا تهرانه ، یعنی شهری که
هر چی هم باشه دیگه جای تو نی مرتیکه
دور وایسادی ، سوسمار بازی
یه سری جوجه هم هِی میکنن حرف تیکه
هه
مَشتی تَرکِ زمین باخته سه هیچ
بِدون ، تتل این سَبکو ساخته که هیچ
دیگه جا تو پارک ، واسه بَکسِت خالی نی
همه فوتبالی شدن کسی بسکتبالی نی
دیگه جا توپاک ، همه منو میشناسن
طرفدارام ، همه خفن و پیشتازَن
هدف دارم ، اندازه پَرِ گَلوت
لب تَر کنم ، میان با قمه پهلوت
ولی من صُلحو دوست دارم
یه باغچه گیاه و گل و سوسک با هم
گرگ و موش باشَن و تُرک و روس با من
میسازیم جشنِ بزرگ و روز با غم
هه
اینجا ایرانه ، حرفی نَمونه تَش
همه پُشتِشَن از امیر تا محمودِ لَش
نبوده كَش قرمز که هیچی کمبودِ فرش
ولی ، خبرِمون میشه تو زمونه پخش

یه کوزه ی سنگی تو کویر و آب هم یِکَم توش
میَرزِه به صدهزارتا لب و دهن و آدمِ مدهوش
از این کوزه ی سنگینِ دِلَم تو بازم بزن نوش
بردار سَر بِکِش بعد یه برچسبِ نامرد بزَن روش
یه کوزه ی سنگی تو کویر و آب هم یِکَم توش
میَرزِه به صدهزارتا لب و دهن و آدمِ مدهوش
از این کوزه ی سنگینِ دِلَم تو بازم بزن نوش
بردار سَر بِکِش بعد یه برچسبِ نامرد بزَن روش

دانلود آهنگ جدید امیر تتلو بنام کوزه با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

 

 

 

 

 
کد پخش آنلاین آهنگ کوزه از امیر تتلو برای وبلاگ :

رویدادهای نجومی مرداد ماه ۹۶

بیگ بنگ: دومین ماه فصل گرم تابستان با رویدادهای نجومی جذابی از جمله بارش شهابی دلتا- دلوی، ماه گرفتگی جزیی، خورشید گرفتگی و بارش شهابی تابستانی پرساووشی، خبرهای خوبی برای علاقمندان به آسمان همراه دارد. مهندس مسعود عتیقی مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا رویدادهای نجومی مرداد ماه ۹۶ را به ترتیب نام برد.

?شامگاه یکشنبه اول مرداد مصادف با ۲۸ شوال، اولین غروب پس از مقارنه است ولی پارامترهای علمی رویت هلال ماه در شامگاه اولین روز مرداد وجود ندارد. با این حال، در شامگاه روز بعد یعنی غروب دوشنبه دوم مرداد هلال ماه با چشم و ابزار در سراسر کشور قابل مشاهده خواهد بود.

?سه شنبه سوم مرداد، ماه ساعت ۵:۱۶ دقیقه به گره صعودی می رسد و در ساعت ۱۳:۱۹ دقیقه نیز سیاره عطارد تنها ۰٫۹ درجه در جنوب ماه قرار خواهد داشت؛ علاقمندان در شامگاه این تاریخ همنشینی زیبای سیاره ‘عطارد’ و کمان ماه را شاهد خواهند بود. همچنین ماه که در این شب ها در صورت فلکی شیر واقع شده است، ساعت ۱۴:۴۴ دقیقه، ستاره قلب الاسد را در پشت خود پنهان می کند که با توجه به وضعیت روز، همنشینی ماه و این ستاره در شامگاه روز مذکور با همراهی سیاره عطارد که پیش از این اشاره شد، قابل مشاهده است. سیاره عطارد نورانی در ساعت ۲۱:۳۳ دقیقه شامگاه این روز، ۰٫۸ درجه جنوب ستاره قلب الاسد قرار دارد.

?پنجشنبه پنجم مرداد سیاره سرخ رنگ مریخ ساعت ۴:۳۰ دقیقه بامداد این تاریخ به وضعیت مقارنه می رسد و در سمت دیگر خورشید نسبت به زمین قرار دارد. بدیهی است رصد این سیاره در این شب ها امکان پذیر نخواهد بود.

?جمعه ششم مرداد بارش شهابی دلتا-دلوی ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح این روز به اوج خود می رسد و بیشترین شهاب های این بارش قبل از روشنی هوا در صبح جمعه قابل مشاهده است؛ هرچند در این بارش، متوقع بارش تعداد زیادی شهاب نیستیم. ۴۵ دقیقه پس از نیمه شب ششم مرداد غول منظومه خورشیدی سیاره مشتری ۳٫۱ درجه جنوب هلال افزاینده ماه قرار می گیرد بنابراین همنشینی ماه و مشتری در شب شنبه خواهد بود.

?یکشنبه هشتم مرداد سیاره عطارد ساعت ۸:۳۰ دقیقه صبح به حداکثر کشیدگی شرقی خود نسبت به خورشید می رسد و هنگام غروب خورشید بالاترین ارتفاع را در افق غرب خواهد داشت و جدایی تیر و خورشید ۲۷٫۲ درجه خواهد بود.

?چهارشنبه ۱۱ مرداد ساعت ۱۷:۳۰ دقیقه سیاره تیز پای عطارد به اوج خورشیدی و بیشترین فاصله با خورشید می رسد. ماه نیز در ساعت ۲۲:۲۵ دقیقه این شب به اوج زمینی رسیده و ۴۰۵ هزار و ۲۶ کیلومتر در این زمان با زمین فاصله خواهد داشت.

?پنجشنبه ۱۲ مرداد ساعت ۱۲:۱ دقیقه ظهر این روز سیاره زحل ۳٫۵ درجه جنوب کوژ ماه است و در شبانگاه این تاریخ همشینی ماه و زحل را علاقمندان شاهد خواهند بود.

?در شبانگاه دوشنبه ۱۶ مرداد ماه گرفتگی جزیی رخ خواهد داد و این ماه گرفتگی از ساعت ۱۷:۲۲ دقیقه به وقت جهانی آغاز می شود. این گرفت بسیار جزیی تقریبا در سراسر ایران قابل مشاهده است.

?سه شنبه ۱۷ مرداد ساعت ۱۵:۲۶ دقیقه این روز، ماه به گره نزولی می رسد. شنبه ۲۱ مرداد اوج بارش شهابی مشهور برساووشی در ساعت ۲۳:۳۰ دقیقه این شب است اما متاسفانه نور زیاد ماه، مزاحم مشاهده برخی از شهاب های این بارش خواهد بود. آذرگوی های این بارش از مشخصه های خاص این بارش شهابی تابستانی است.

?چهارشنبه ۲۵ مرداد ساعت ۱۱:۱۹ دقیقه و در موقعیت روز کمترین جدایی ستاره دبران تنها ۰٫۴ درجه جنوب ماه است و در شب قبل این تاریخ همنشینی ماه و دبران را رصدگران مشاهده خواهند کرد.

?جمعه ۲۷ مرداد ماه ساعت ۱۷:۴۴ دقیقه ماه به حضیض زمینی و کمترین فاصله با زمین می رسد و ۳۶۶ هزار و ۱۲۹ کیلومتر با زمین فاصله دارد. شنبه ۲۸ مرداد ساعت ۹:۱۵ دقیقه صبح سیاره ناهید ۲٫۲ درجه شمال ماه است و یکشنبه ۲۹ مرداد ساعت ۱۱:۴۵ دقیقه این روز خوشه ستاره ای کندوی عسل ۳٫۲ درجۀ شمال ماه قرار خواهد داشت و علاقمندان در بامداد این تاریخ همنشینی هلال زیبای صبحگاهی را با این خوشه مشاهده خواهند کرد و چه بسا امکان وداع با هلال صبحگاهی ماه در این بامداد فراهم باشد.

همچنین سیاره ناهید ساعت ۲۲:۳۸ دقیقه این تاریخ ۷٫۲ درجه جنوب ستاره ‘پولوکس’ در صورت فلکی ‘دو پیکر’ خواهد بود. دوشنبه ۳۰ مرداد، ماه ساعت ۱۵:۴ دقیقه دوباره به گره صعودی می رسد و خورشید گرفتگی کاملی در این روز رخ خواهد داد که هرچند در ایران قابل رصد نیست اما ساکنان آمریکا کلیه مراحل این گرفت را مشاهده خواهند کرد. جالب است که دومین ماه نو مرداد را ساعت ۲۳ این شب مشاهده خواهیم کرد. و ماه یک دوره ۲۹٫۵ روزه را به دور زمین کامل می کند.

سایت علمی بیگ بنگ

image_pdfimage_print

فوبوس بر فراز مریخ

بیگ بنگ: در این تصویر یک قمر کوچک با نام ترسناک فوبوس از پشت سیارۀ سرخ در این توالی تایم لپس مشاهده می شود که تلسکوپ فضایی هابل آن را شکار کرده است.

ظرف ۲۲ دقیقه، ۱۳ عکس جداگانه در نزدیکترین فاصلۀ مریخ تا سیاره زمین در سال ۲۰۱۶ گرفته شده است. مریخی ها باید به غرب نگاه کنند تا طلوع فوبوس را ببینند. این قمر کوچک از هر قمر دیگری در منظومه شمسی به سیاره زمین نزدیکتر است که تقریبأ ۶۰۰۰ کیلومتر تا سطح مریخ فاصله دارد. این قمر یک گردش خود به دور مریخ را فقط ظرف ۷ ساعت و ۳۹ دقیقه کامل می کند. این سرعت بیشتر از گردش مریخ به دور خودش است که برابر با ۲۴ ساعت و ۴۰ دقیقه می باشد. بنابراین، بر روی مریخ، فوبوس بر فراز افق غربی ۳ بار در روز قابل رویت است. در آینده فوبوس محکوم به فنا است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

image_pdfimage_print

دانلود آهنگ جدید پازل بند و حمید هیراد بنام معشوق


دانلود آهنگ جدید پازل بند و حمید هیراد بنام معشوق

Download New Song Puzzle Band Ft Hamid Hiraad Called Mashoogh

خواننده : پازل بند و حمید هیراد ، عكس : حمید منتظری ، کاور : بهار ایروانی

تهیه کننده : موسسه فرهنگی هنری آوای نو

دانلود آهنگ جدید پازل بند و حمید هیراد بنام معشوق

متن آهنگ معشوق از پازل باند و حمید هیراد

چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی

پلک نزن جان جهان شبم دراز میکنی

هم نظری هم خبری هم قمران را قمری

هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری

تو معشوقه ی دیوانه ی پر شور و شرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

تو لیلای دل آرام منو بال و پرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

تو معشوقه ی دیوانه ی پر شور و شرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

تو لیلای دل آرام منو بال و پرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

یار من دل شیدای منو بگیر ببر آسمون

یار من دل مجنون منو کنار لیلی نشون

یار من دل شیدای منو بگیر ببر آسمون

یار من دل مجنون منو کنار لیلی نشون

تو معشوقه ی دیوانه ی پر شور و شرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

تو لیلای دل آرام منو بال و پرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

تو معشوقه ی دیوانه ی پر شور و شرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

تو لیلای دل آرام منو بال و پرم باش

فقط یار منو یار منو یار خودم باش

 

دانلود آهنگ جدید پازل بند و حمید هیراد بنام معشوق با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

 

 

 

 

 
کد پخش آنلاین آهنگ معشوق از پازل بند برای وبلاگ :

به دنبال خاستگاه آگاهی– قسمت دوم

بیگ بنگ: در قسمت قبل کمی نقش آگاهی را در زندگی روزمره مان را بررسی کردیم. گفتیم که آگاهی نه تنها ضرورتی برای اکثر کارهای مهارتی زندگی مان ندارد، بلکه ممکن است مزاحم نیز باشد. وعده داده بودیم که این موضوع را قدری بازتر کنیم. در اینجا ابتدا کارمان را با بی اعتبار ساختن برخی ویژگی هایی که به آگاهی نسبت داده شده اند شروع می کنیم. 

آگاهی رونوشتی از تجربه نیست

گرچه استعاره ی ذهن تهی در نوشته های منسوب به ارسطو به کار رفته است؛ اما در واقع از زمانی که جان لاک در قرن هفدهم ذهن را به مثابه لوح سفید عنوان کرد، بر مفهوم ثبت کنندگی آگاهی تاکیید کرده ایم. آگاهی را دوربین عکاسی پنداشته ایم که همه چیز را ثبت می کند و به درون ذهن می اندازد. کوهی از خاطرات را جمع می کند و هر بار بخواهیم، آن ها را برایمان بازیابی می کند. اما بگذارید چند سوال ازتان بپرسم: درِ اتاقتان به طرف چپ باز می شود یا راست؟ هنگام مسواک زدن چند تا از دندانتان را می بینید؟ صفحه کیبورد چند تا کلید در هر ردیف دارد؟ نقش و نگار فرش خانه تان چگونه است؟ اگر در اتاق دوستتان باشید و بخواهید بدون برگشتن تمامی اشیایی که پشت سرتان باشد را به یاد آورید، تا چه حد دقیق آن ها را به یاد می آورید؟

شگفت آور است که اکثر تجربه های روزمره ما اتفاقا بدون آگاهی ثبت می شوند! اگر چند کلید به صفحه کیبوردتان اضافه شود، اشیای اتاق دوستتان جابجا شوند و یا ناگهان یک دندان اضافی پیدا کنید فورا متوجه تغییر می شوید؛ اما به دلیل آنکه شما این موضوع ها را تنها می دانستید اما نه به طور آگاهانه!

حتی اگر شما بخواهید چیزی را به یاد آورید، آن چیز را عینا آن طور که بوده است به یاد نمی آورید! به آخرین باری که در یک خیابان مشخصی قدم زدید فکر کنید. خودتان را در حال قدم زدن در آن خیابان می بینید. ذهنتان جزییاتی را هم برای بی روح نشدن پس زمینه داخل فضا می چیند. اما آیا واقعا آن طور اتفاق افتاد که فکر می کنید؟ شاید روایتی که ذهنتان ساخته است تنها در جهت اینکه تجربه تان باید چگونه باشد، و نه آنطور که واقعا بود ساخته شده است. حتی وقتی شما خودتان را در حال قدم زدن در خیابان به یاد می آورید، تجربه های دیداری، شنیداری، لامسه و تمامی حواستان را از دنیای خارج بازسازی نمی کنید؛ بیشتر از هر چیز مانند دوربینی می شوید از نمای بالا؛ داستان سازی می کنید. اگر تمامی تجربه هایتان آگاهانه ثبت می شد، کوچکترین احساساتتان هم به راحتی بازیابی می شد؛ به گونه ای می توانستید خاطراتتان را مرور کنید که گویا همین الان آگاهانه در حال وقوع اند.

در نهایت به این می رسیم که به هیچ وجه آگاهی برای تجربه کردن ضروری نیست.

آگاهی لازمه یادگیری نیست

قبول می کنیم که آگاهی برای انجام بسیاری کار ها لازم نیست؛ اما برای یادگیری آن ها چطور؟ آیا وجودش باز هم غیر ضروری است؟ به نظر می رسد باز هم برای یادگیری به وجود آگاهی نیازی نیست.

در پدیده شرطی شدن کلاسیک، یادگیری کاملا بدون آگاهی انجام می شود. اگر هنگام خوردن غذایی خوشمزه  موسیقی پخش شود و شما خیلی هم به موسیقی توجه ای نداشته باشید، اگر بعدا آن موسیقی را تصادفا بشنوید بزاق دهنتان ترشح می شود. این موضوع برای نقاشی هم صادق است. این یک نمونه یادگیری است، ناآگاهانه.

در یادگیری مهارت ها نیز شما تماشاگری ناتوان هستید. دو سکه را در دو دستتان به گونه ای متقاطع پرتاب کنید که هر دست، سکه ای که از دست دیگر پرتاب شد را بگیرد. چند بار این کار را بدون تمرکز خاصی انجام دهید. پی می برید که به مرور در انجام این کار ورزیده شده اید. ناآگاهانه در حال کسب این مهارت هستید. الگوی نسبتا پیچیده ی تکنیکی برای پیانو را با یک دست تمرین کنید. چند بار انجام دهید و کم کم انجام آن با سرعت بالا برایتان ساده تر می شود. آگاهی تنها شما را به سوی کاری راهنمایی می کند و هدفی که قصد دارید به آن برسید را به شما نشان می دهد، اما در ادامه به گوشه ای می رود و شما خود به خود حرکت می کنید.

این موضوع حتی در مورد ورزش نیز صادق است. اغلب مربیان ورزشی توصیه می کنند به حرکتی که انجام می دهید فکر نکنید. آن ها از همین موضوع برای آموزش استفاده می کنند. تیر اندازان بهتر است به جای تمرکز روی کار خود، خود را رها کنند و تیر و کمان را به مثابه ی عضوی از بدن خودشان بپذیرند. به جای تمرکز روی کشیدن کمان و رها کردن آن، بهتر است اجازه دهند تیر خودش را رها کند. آگاهی تنها برای یادگیری اصول اولیه ی پرتاب برایشان کارساز بوده است.

پیدا کردن یک هدف و تلاش برای رسیدن به آن نیز گاهی بدون آگاهی اتفاق می افتد. معمولا آگاهی تنها نقشی برای آماده سازی مسئله بازی می کند. از یک فرد بخواهید هر کلمه ای که به ذهنش می رسد را بگوید. کلماتی که او می گوید را بدون مطلع کردن او گروه بندی کنید و مثلا هنگام شنیدن «اسم» ها، لبخند بزنید و یا به گونه ای او را تایید کنید. پس از مدتی مشاهده می کنید تعداد اسم هایی که او می گوید بیشتر می شود؛ البته که او از چیزی که در حال یادگرفتن است ناآگاه است. او ناآگاهانه هدفی را یافته است و ناآگاهانه نیز تلاش می کند به آن برسد! حتی آموزش علوم انتزاعی نیز بدین گونه است. شما با آگاهی یک قضیه ی ریاضی را دریافت می کنید؛ اما هضم کامل آن به کمک تمرین های مستمر و ناآگاهانه صورت می گیرد.

جولیان جینز مثال های بیشتر و متنوع تری در این باره در کتابش آورده است؛ امیدواریم همین مثال ها نشان داده باشند که اکثر کار های ما ناآگاهانه فراگیری می شوند.

آگاهی برای تفکر لازم نیست

مسلما این عنوان ما را عصبانی می کند. مگر می شود آگاهی برای تفکر لازم نباشد؟ مگر تفکر از دل آگاهی زاده نمی شود؟ اما اجازه دهید کمی با آهستگی موضوع را باز کنیم. آزمایشی ساده را در نظر بگیرید. دو شی نابرابر مانند قلم یا مداد و یا دو لیوان دارای مقدار آبی نابرابر بردارید و با چشمان باز و تمرکزی فراوان هر کدام را با یکی از دستانتان بلند کنید. کدام یک سنگین تر است؟ شما از فشاری که هر یک بر انگشتانتان، برآمدگی در کناره ی هر کدام و به کلی به احساستان از دو چیز آگاهی دارید. اما چطور است که قضاوت سنگینی آن ها خیی راحت و بدون آگاهی، بدون تمرکز، از درون ذهنتان به نرمی بالا می آید و خود را نشان می دهد؟ این فرایند ساده که اگر بتوانیم آن را اندیشیدن بنامیم، کاملا ناآگاهانه انجام شد.

به نظر می رسد به محض ورود هدفی به ذهنمان، اندیشه خودکار دست به کار می شود، اما نه آگاهانه. به عبارتی دیگر پیش از آن که بخواهیم بفهمیم اوضاع از چه قرار است و درباره ی چه چیزی می خواهیم بیندیشیم، کار اندیشیدن را انجام داده ایم! تا بخواهیم آگاهی مان را به کار اندازیم، ذهنمان ناآگاهانه از ما پیشی گرفته است. جولیان جینز این فرایند را ساختار سازی (struction) نامیده است. اندیشیدن تشکیل فایلی از تصاویر ذهنی مرتبط است، که ذهن آن را از دریای ناشناخته به کرانه های قابل رویت آگاهی ما اندازد. ذهن ما ناخودآگاه ساختار هایی ابداع می کند، آن ها را بر روی موضوعی می چسباند و سپس نتیجه گیری می کند؛ در تمامی این مدت نیز وجود آگاهی غیر ضروری است. در واقع اگر آگاهی را وارد ماجرا کنیم، آگاهی مانند ناظمی بالای کار می ایستد و فرایند اندیشیدن را کمی کند می کند!

فرض کنید دسته ای از اشکال زیر را داشته باشیم:

شکل بعدی چیست؟ چگونه به پاسخ خود رسیدید؟ همین که به این ساختار نگاه می کنید، خودکار شکل بعدی را مثلث حدس می زنید؛ در واقع حدس که نه، شما یقین دارید که مثلث است! اگر بخواهید در مورد این فرایند درون نگری کنید و پی ببرید که چگونه به پاسخ خود دست یافتید، در واقع فرایند مربوط را بازیابی نمی کنید، تنها یک ساختار ساز برای خودتان ابداع می کنید که به وسیله ی آن شکل بعدی را مثلث نتیجه گیری کنید.

بنابراین به اینجا می رسیم که فرایند اندیشیدن آگاهانه انجام نمی شود؛ تنها آماده سازی مواد اولیه آن، مطلب و نتایج پایانی آن آگاهانه ادراک می شود.

آگاهی برای خردورزی (تعقل) ضروری نیست

سنتی مقدس که به ما لقب انسان خردورز (Homo Sapiens) داد بر این فرض شکننده استوار است که آگاهی پایگاه خردورزی است؛ اما آگاهی حتی از فرایند خردورزی و استدلال نیز بیرون است. اول بحث باید یک تمایز مهم را آشکار سازیم؛ خرد را نباید با منطق اشتباه گرفت. منطق به ما می گوید چگونه خردورزی کنیم؛ نسبت استدلال به منطق مانند نسبت تندرستی به پزشکی است؛ مانند نسبت رفتار به اخلاق است. منطق دانش توجیج نتایجی است که به وسیله استدلال های طبیعی به آن ها می رسیم. دلیل این که به منطق نیازمندیم هم این است که استدلال بیش از هر چیزی آگاهانه نیست؛ چراکه باید منطقی برای خود داشته باشیم که آگاهی خیالش راحت باشد و استراحت کند: با منطق، ذهن خودش استدلال می کند و نیازی به وجود آگاهی ندارد.

ما ساده ترین استدلال ها را ناآگاهانه انجام می دهیم. کتابمان را روی میز می گذاریم و اعتماد می کنیم که میز آن را نگه می دارد؛ چرا که همیشه اینطور بوده است. با خیال راحت در لبه ی استخر به درون آب شیرجه می زنیم؛ سوار هواپیما می شویم و … . این گونه استدلال ها که نتیجه گیری بر پایه ی تعمیمی از جزییات است، کاملا ناآگاهانه انجام می پذیرد. این گونه استدلال کردن توانایی مشترکی است در میان تمام مهره داران عالی و از ساختار دستگاه عصبی سرچشمه می گیرد، نه از ساختار آگاهی.

استدلال های پیچیده تری نیز هستند که همچنان بدون آگاهی جریان دارند. پیش می آید که نتایجی را در دست میابیم ولی از توجیح آن ها ناتوانیم. استدلالی را در نظر بگیرید که در باره ی احساسات و شخصیت دیگران است؛ این گونه استدلال نیز ناآگاهانه است. حتی می توانیم این گونه استدلال ها را دنبال کنیم و به ریشه ی آن در دنیای تاریک ذهنمان برسیم؛ فروید در این زمینه حرف های زیادی گفته است.

تاکیید می کنیم که این نظر درباره ی والاترین فرایند های خردورزی و استدلال، آن هنگام که به دنیای انتزاعی نزدیک شود صادق نیست. چرا که در دنیای انتزاعی به قلب امپراطوری آگاهی وارد خواهیم شد. برای انجام فرایند های بسیار والا و انتزاعی باید از تمامی قابلیت های ذهنمان برای فضاسازی استفاده کنیم و آگاهی عنصری ضروری است. تصویر دانشمندی که از استقرا و قیاس آگاهانه استفاده می کند خنده دار است؛ اما مگر می شود به طور مثال اینشتین بدون آگاهی به ایده نسبیت فکر کرده باشد؟ یا نیوتون بدون آگاهی به سوالی که نزدیک آن درخت سیب معروف از خود پرسید فکر کند؟ البته نکته ای نباید جا بماند: رسیدن به پاسخ سوالات، حتی انتزاعی ترین آن ها، بدون آگاهی انجام می پذیرد. گاوس که سال ها ناپیروزمندانه کوشید یک قضیه ی هندسی را ثابت کند، به زیبایی می نویسد که چگونه «معما مانند جرقه ی ناگهانی آذرخش، حل شد.» پوانکاره می گوید که در سفر، هنگامیکه قدم بر پله ی اتوبوس گذاشت، ایده ای به او الهام شد. حتی اینشتین در صبحی در حال بیدار شدن از خواب ایده نسبیت خاص به او الهام شد. فیزیک دان معروفی در بریتانیا، زمانی به ولفگانگ کهلر گفت:« ما اغلب درباره ی سه B صحبت می کنیم، Bus (اتوبوس)، Bath (حمام)، Bed (رختخواب)، سه مکانی که کشفیات بزرگ در علوم در آن ها صورت می گیرد!»

آری؛ به نظر می رسد در دانش های انتزاعی تر، گاهی فاصله گرفتن از روند آگاهانه خردورزی نیاز است که مسئله درون ذهن ناآگاهانه حل شود و به صورت ناگهانی جاری شود. آگاهی تقریبا بدین می ماند که مسئله برای اینکه حل شود باید فراموش شود.

پس سه مرحله بنیادین برای یک اندیشه ی خلاق وجود دارد: مرحله ی زمینه ساز که در آن مسائل به طور آگاهانه مورد بررسی قرار می گیرند؛ سپس مرحله شکل گیری یا تکوین بدون تمرکز آگاهانه؛ و در اخر مرحله ی توضیح که بعدا به وسیله منطق توجیح می شود. مرحله زمینه سازی ماهیتا مرحله ی تدارک ساختار ساز هایی پیچیده به همراه توجه آگاهانه به موضوعاتی است که قرار است ساختار ساز ها بر روی آن ها اعمال شوند.

جایگاه آگاهی

به نظرتان جایگاه آگاهی کجاست؟ همگی در مواجه با این سوال، بی درنگ پاسخ می دهند: در سر ما! ما در هنگام درون نگری، به درون یا بالای فضای درونی که پشت چشمانمان قرار دارد نگاه می کنیم. اما منظور ما از «نگاه می کنیم» چیست؟ ما گاهی چشممان را هم می بندیم تا بهتر تمرکز کنیم. ما حرکت می کنیم و از جهت های گوناگون به چیز ها «نگاه کردن». الان ممکن است سری به خانه دوستتان بزنید؛ حتی به پاریس، روبروی برج ایفل بروید. هر چقدر هم بیشتر فشار وارد کنیم که جایگاه آگاهی را تشخیص دهیم، بیشتر احساس ناخوشایندی می کنیم و شکست می خوریم؛ آگاهی نمی خواهد جایگاهش شناخته شود. جالب اینجاست که جایگاه آگاهی را نه تنها در درون سر خودمان می دانیم، بلکه فرض می کنیم درون سر دیگران هم هست. در گفت و گو هایی که تماس چشمی برقرار است، همیشه مکانی را پشت چشمان هم صحبتمان فرض می کنیم و رو به آن سخن می گوییم؛ مکانی پشت چشمانش وجود دارد که درست مانند مکانی است که درون سر ما وجود دارد.

با این حال نیاز محسوسی نیست که آگاهی درون سر ما باشد. می دانم که این تصور بسیار ریشه دار تر از آن است که بتوانیم به طور دیگری بیندیشیم، اما شما می توانید به هر جای دنیا بروید و کار اندیشیدن را انجام دهید؛ سری به ایستگاه فضایی بین المللی بزنید و جهت چرخش زمین به دور خودش را عینا «بینید». حتی بعضی ها آنقدر در تخیل غرق می شوند که باید با صدای بلند صدایشان کنید که به مکان فعلیشان بازگردند! در کل به نظر می رسد جایگاه آگاهی، جایی در بیرون از بدن است. جولیان جینز در کتابش داستان فردی که در جنگ از ناحیه ی بخش پیشانی چپ مغز آسیب دیده بود را می گوید که آگاهی خود را در گوشه ی سقف بیمارستان یافت؛ در حالی که غرق در احساس تندرستی، خود را باندپیچی شده روی تخت تماشا می کرد. مصرف بعضی دارو ها نیز چنین تجربه ی بیرون-تنی را ایجاد می کند. این پیش آمد ها به هیچ وجه به امور متافیزیکی مربوط نیست، بلکه تنها مبین این هستند که گمان جایی برای آگاهی می تواند امری اختیاری باشد. اشتباهی پیش نیاید: فرایند های آگاهانه به کمک دستگاه عصبی مغز انجام می شوند؛ اما در واقع آگاهی جایگاهی ندارد مگر آنچه ما برای آن تصور می کنیم.

آیا آگاهی لازم است؟

با این همه توضیح حق داریم بپرسیم که آیا اصلا آگاهی لازم است؟ مطالبی که در بالا و همینطور قسمت قبل گفتیم بیش از آنچه روشن کننده باشند، گیج کننده اند. آگاهی عموما آن چه که گمان می کنیم نیست و نباید با واکنش پذیری یکسان گرفته شود. در انجام مهارت ها، در یادگیری، در تفکر و به کلی در بیشتر کار های روزمره هیچ نیازی به آگاهی نیست؛ افزون بر این آگاهی می تواند حضوری مخرب نیز بر انجام کار هایمان داشته باشد. آگاهی جایگاه خرد نیست؛ آگاهی هسته ی قضاوت ها نیست؛ مکان آن تخیلی است! از این گذشته آیا اصلا آگاهی وجود دارد؟ این پرسشی است که در مقاله ی بعدی تلاش می کنیم به آن پاسخ دهیم. در آخر، قصد دارم از زاویه دید ویژه ای عدم نیاز آگاهی را تفسیر کنم. آگاهی برای زندگی پیشرفته و امروزی ما ضروری نیست؛ اما آیا می توانید فراتر روید و بپذیرید که بدون وجود آگاهی یک تمدن شکل گیرد؟ عجیب به نظر می رسد اما توجیه پذیر! در ادامه خواهیم دید آری، چنین تمدن هایی در گذشته شکل گرفته اند. بهتر است این ارتباط را به یاد داشته باشید که بحث های آینده را راحت تر بپذیرید.

ادامه دارد »»»  

منبع: کتاب خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دوجایگاهی، نوشته جولیان جینز، نشر آگه

مطالعه قسمت اول

به قلم پویا فرخی / سایت علمی بیگ بنگ

image_pdfimage_print

معرفی دانشمندان ایرانی: بهرام مبشر

وی پس از دریافت درجه فوق‌لیسانس مهندسی اپتوالکترونیک و دیپلم مهندسی میکروویو از دانشگاه لندن، مدت هشت سال در این دانشگاه به تدریس و تحقیق اشتغال داشته و از چند سال قبل در موسسه تلسکوپ فضایی هابل در ناسا فعالیت دارد. دکتر مبشر نماینده سازمان فضایی اروپا(ESA) در ناسا و از دانشمندان مسئول آشکارساز Nikmouse تلسکوپ فضایی هابل است. نحوه تحول کیهان و بوِیژه کهکشان ها از آغاز تا کنون، انرژی تاریک و منشا آن، آگاهی یافتن از جایگاه ما در کیهان و آینده عالم از جمله مهم ترین پرسش های بنیادی کیهان شناسی است که دکتر مبشر و همکاران وی به دنبال یافتن پاسخی قانع کننده برای آن هستند و تا کنون به پیشرفت های چشم گیری در این زمینه دست یافتنه اند.

دکتر بهرام مبشر در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ به عنوان نمایند‌ه‌ی سازمان فضایی اروپا (ESA) در ناسا مشغول به فعالیت بود. وی شهرتی جهانی در علم اخترفیزیک دارد و در زمینه‌ی کیهان‌شناسی تحقیقات زیادی انجام داده است. مشارکت با گروهی که موفق به کسب “تصویر فراژرف هابل” شده‌اند و کار در زمینه‌ی انرژی تاریک در کارنامه‌ی این کیهان‌شناس برجسته‌ی ایرانی قرار دارد. آقای مبشر در حال حاضر استاد فیزیک و نجوم رصدی دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید است و در همین دانشگاه نیز تحقیقات خود را ادامه می‌دهد. علاوه بر این دکتر مبشر به عنوان یکی از مدیران اصلی و محقق در پروژه های مهمی از جمله GOODS و COSMOSE همکاری داشته است. GOODS پروژه علمی بررسی آسمان در طیف های مختلف الکترومغناطیسی به طور هم زمان است.COSMOSE نیز عظیم ترین پروژه ای است که توسط هابل و سایر تلسکوپ ها انجام شده است. در این پروژه به بررسی روابط بین مواد تشکیل دهنده کهکشان و فضای اطرافشان پرداخته شده است.

موفقیت‌ها و جوایز

• وی تاکنون بیش از ٢٠٠ مقاله علمی نوشته است و به موفقیت‌های بسیاری دست یافته است

• هشت سال تدریس در کالج سلطنتی لندن به عنوان استاد

• عضو عالی مؤسسه علوم تلسکوپ فضایی وابسته به سازمان ناسا (تلسکوپ هابل)

• نماینده سازمان فضایی اروپا (ESA) در سازمان تلسکوپ فضایی

• مسؤول آشکارساز nikmouse تلسکوپ فضایی هابل

• عضو اصلی تیمی که توسط تلسکوپ فضایی هابل توانست تصویر فراژرف کهکشان را برای نخستین بار به تصویر بکشد

• عضویت در تیمی که موفق به تصویر کشیدن موقعیت تغییر کهکشان‌های کوچک شده است.

• توسعه تحقیقات اطلاعات وسیع (Big Data) و آموزش موسوم به FIELS. در قالب این همکاری گسترده، آژانس فضانوردی آمریکا کمک قابل توجه ۴.۵ میلیون دلاری به تیم تحت امر پروفسور مبشر اعطا کرد.

• سال ۲۰۰۲: جایزه ناسا برای دستاوردهای برجسته فنی در سومین ماموریت تعمیر تلسکوپ فضایی هابل – سال ۰۵/۲۰۰۴: قرار گرفتن در بین ۵ درصد از دانشمندان موسسه علوم تلسکوپ فضایی (STScl) با بالاترین موفقیت علمی- سال ۰۵/۲۰۰۴: قرار گرفتن در بین سه عضور برتر دانشمندان STScl -سال ۲۰۰۴: جایزه دستاورد علمی از آژانس فضایی اروپا- سال ۲۰۰۷: دریافت جایزه جشنواره بین المللی خوارزمی – سال ۲۰۰۸ تاکنون: دانشیار موسسه فناوری کالیفرنیا- سال ۲۰۰۸ تاکنون: استاد کمک در پژوهشکده دانش های بنیادی (IPM) تهران.

در زیر مصابحه دکتر مبشر را بخوانید:

در چه سالی به ناسا رفتید؟

در سال ۲۰۰۰ به آمریکا رفتم و در ناسا روی تلسکوپ فضایی هابل شروع به کار کردم. نماینده‏ ی سازمان فضایی اروپا در سازمان تلسکوپ ‏های فضایی هابل بودم. مدت هفت سال در ناسا بودم و در این مدت شمار زیادی کارهای تحقیقی در مورد پیدایش کهکشان‏ها و کل جهان انجام دادم. بعد از آن، چندین سال است که به دانشگاه کالیفرنیا آمدم و در حال حاضر در دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید استاد هستم.

یعنی شما از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ در ناسا مشغول کار و تحقیق بودید؟

بله؛ یک سال هم معاون پروژه “پلانک”، در سازمان فضایی اروپا بودم. بعد از آن به دانشگاه کالیفرنیا آمدم و الان در دانشگاه ریورساید کیهان شناسی و اخترشناسی تدریس و تحقیق می‏ کنم.

در چه زمینه‏ ای تحقیق می‏ کنید؟

تحقیق من در مورد فورماسیون و تحولات کهکشان‏ها است. این‏که کهکشان‏ها چگونه به ‏وجود می‏ آیند و در طول عمر جهان چگونه تغییر می ‏کنند و به جایی می ‏رسند که امروز رسیده ‏اند. به اضافه‏ این‏که راجع به اولین نسل کهکشان‏هایی که در جهان به ‏وجود آمدند کار می‏کنم و سعی می‏کنم اولین و دورترین کهکشان‏ها را پیدا کنم. چون هرچقدر شما کهکشان‏ های دورتر و دورتر را نگاه می‏ کنید، در حقیقت در زمان به عقب برمی‌گردید. اگر دورترین کهکشان‏ها را نگاه کنید، آن‏قدر در زمان به عقب نگاه می‏ کنید که تقریبا به ابتدای جهان نگاه می‏کنید. آن‏جاست که شما مسئله ‏ی پیدایش را می‏ توانید ببینید. می‌بینید که کهکشان‏ها چگونه به ‏وجود آمده‏ اند و در همان لحظه‏ ی ابتدایی چه شرایطی وجود داشته و چه خواصی داشته‏اند.

این پروژه ‏ای است که من روی آن کار می‏کنم. به اضافه‏ کار روی شکل گیری ستاره ‏ها در درون کهکشان‏ها و هم‏چنین انرژی تاریک. این‏که ماهیت انرژی تاریک چیست و چه اثری روی جهان دارد. تحقیق من در این زمینه است که مثلا کهکشان‏ها چطور شکل و فرم امروزه را گرفته‌اند. یک سری پرسش‌های اساسی وجود دارد که فکر بشر را برای سال‏ها و حتی قرن‏ها به خود مشغول کرده است. این پرسش‌‏ها امروز قابل بررسی و مطالعه هستند. من روی اینها کار می‏کنم.

چه شد که به کیهان‏ شناسی علاقمند شدید؟

کلا هرکسی در زندگی به دنبال واقعیات و حقیقت است و از طرق مختلف سعی می‏ کند در جست‏وجوی آن باشد، از طریق مذهب، فلسفه و علم. من هم از طریق علم به‏ دنبال واقعیات هستم و علمی که می‏تواند من را به آن‏جا برساند، کیهان‏شناسی است. علتش فقط همین بود که بتوانم از نظر علمی ببینم انسان از کجا آمده، چرا این‏جاست و در نهایت چه می‏شود؟ این کیهان عظیم از کجا آمد؟ چرا این شکلی است؟ و چطور همه‏ این‏ها شروع شدند؟

این‏ها پرسش‌‏هایی است که علم کیهان‏شناسی به آن‏ها پاسخ می‏دهد و درست است که کسانی که دنبال علم کیهان‌شناسی رفته ‏اند، زیاد نیستند و ما ایرانی کیهان‏ شناس زیاد نداریم، ولی در ایران علاقه‏ ی فوق‏ العاده زیادی به علم کیهان‏ شناسی وجود دارد و من در سفرهایی که به ایران دارم و در صحبت‏ هایی که با دوستان، دانشجویان، استادان و مردم دارم، می ‏بینم که چه علاقه ‏ای به این علم وجود دارد، به این‏که انسان از این طریق بتواند به واقعیات جهان پی ببرد.

برمی‏گردیم به تحقیقات‏ و دست‏آوردهای‏تان. ممکن است راجع به دست‏اوردهای‏تان بیشتر توضیح بدهید؟

زمانی که در سازمان فضایی هابل بودم، کار روی مقدار زیادی از پروژه ‏ها را شروع کردم و این پروژه ‏ها الان به ‏صورت قوی‏ترین پروژه‏ های دنیا مطرح هستند. اکثر کیهان‏ شناسان مشاهداتی روی این پروژه ‏ها و روی داده‏ هایی که ما به‏ دست آورده ‏ایم، مشغول کار کردن هستند. این‏ کارها از طریق تلسکوپ هابل به‏ دست آمده ‏اند؛ هم‏چنین از طریق دیگر تلسکوپ ‏های فضایی مانند اسپیتزر و چندرا که در طول موج ‏های مختلف مشاهده می‏کنند و تلسکوپ‏ های روی زمین هستند و همین‏طور از طریق تلسکوپ کک که بزرگ‏ترین تلسکوپ روی زمین است و در هاوایی قرار دارد. این تلسکوپ‏ها همه استفاده می‏ شوند و تمام این داده ‏ها را به‏ دست می‏ آورند و اکثر کیهان‏شناسان مشاهداتی روی این داده ها که ما پیدا کرده‏ ایم، کار می‏ کنند.

از دست‏اوردها اگر بخواهم بگویم، من در پیدا کردن یکی از دورترین کهکشان‏ها نقش داشتم که فاصلۀ آن از ما خیلی دور است. یعنی شما آن‏قدر در زمان به عقب می ‏روید که به ابتدای جهان نزدیک می‏ شوید. ولی مسئله‏ ی مهم آن است که این کهکشان‏ها جرم خیلی زیادی دارند و سئوال این‏جاست که چطور این جرم زیاد را در طول مدت بسیار کمی، از ابتدای جهان، توانسته ‏اند پیدا کنند. چه واقعیاتی در درون این کهکشان‏ها صورت گرفته تا توانسته ‏اند این جرم زیاد را پیدا کنند؟ کار اساسی که ما امروز انجام می‏دهیم، این است که ببینیم جرم کهکشان‏ها از کجا به ‏وجود آمده است. یعنی این کهکشان‏ها که جرم دارند، و مثلاً ۱۰۰ هزار میلیون برابر خورشید ما هستند، از کجا این جرم را به ‏دست آورده ‏اند.

عامل اصلی بدست آوردن این جرم، از طریق شکل‌گیری ستاره ‏ها بوده است که ستاره ‏ها فرم پیدا می‏کنند و باعث به ‏وجود آمدن این جرم در کهکشان‏ها و همین‏طور نور در کهکشان می‏ شوند که شده ‏اند. بنابراین در آن کهکشان‏ها باید مقدار زیادی ستاره در طول مدت خیلی کمی فرم پیدا کرده و به ‏وجود آمده باشند. چرا و چطور این‏کار را کرده ‏اند؟ این سئوالی است که هنوز مبهم است، هنوز معلوم نیست. ولی چنین کهکشان‏ هایی پیدا شده ‏اند و اگر تعداد آن‏ها همین‏طور که ما پیدا می‏ کنیم، بیشتر و بیشتر معلوم بشوند، تئوری‏ های موجود در علم کیهان‏ شناسی، در مورد شکل گیری کهکشان‏ها را مورد سئوال قرار می‏ دهد.

این تصویر، فرا ژرف هابل نمونه‌ ای از قدیمی‌ترین کهکشان‌هایی است که بشر تاکنون دیده است

من همچنین جزو گروهی بودم که در سال ۲۰۰۴ عمیق ‏ترین تصویری را که تاکنون بشر از جهان گرفته، به ‏دست آورده ‏ام. “تصویر فراژرف هابل” که شاید شنیده باشید. این یکی از عمیق‏ترین تصویرهایی است که تا به ‏حال بشر از جهان دیده و توسط تلسکوپ هابل گرفته‏ ایم. این تصویر نمایانگر وضعیتی از این کهکشان‌ها در ۴۰۰ تا ۸۰۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ است. از روی این تصویر می ‏توانیم دوباره کهکشان‏ها را در پروسه ‏شکل گیری ببینیم و مطالعه کنیم. هم‏چنین راجع به “انرژی تاریک” کار کرد ه‏ام و عضو گروهی بوده ‏ام که راجع به آن کار کرده‏اند و این‏که پیدا کرده‏ اند که چه موقع انرژی تاریک در جهان به حدی رسیده که امروز ما می‏ بینیم و می‏ توانیم حس کنیم.

انرژی تاریک چیست؟

انرژی تاریک، انرژی است که باعث ازدیاد سرعت انبساط جهان می‏ شود. جهان در حال انبساط است، تمام کهکشان‏ها از هم در حال دور شدن هستند و چیزی که اخیرا پیدا شده، این است که سرعت انبساط جهان در حال افزایش است، یعنی سرعت دور شدن کهکشان‏ها از هم‏دیگر در حال زیاد شدن است و علت آن همان وجود انرژی تاریک است که به ماده خاصیت دافعه می‏دهد. ماده خاصیت جذب‏‌کننده دارد، انرژی تاریک به آن خاصیت دافعه می‏ دهد. یعنی کهکشان‏ ها از هم دور می‏ شوند و دور شدن آن‏ها باعث ازدیاد سرعت انبساط جهان می‏شود. من مقداری راجع به این مسئله کار کرده‏ ام و به یک سری نتایج خیلی مهمی در این مورد رسیده ‏ایم.

دانشمندان چطور مطمئن شده‌اند جهان بر اثر رویداد بیگ بنگ که حدود ۱۴ میلیارد سال پیش اتفاق افتاده به‌وجود آمده است. شما چطور مطمئن هستید قبل از بیگ بنگ جهانی امروزی وجود نداشته یا به شکل دیگری وجود داشته است؟

یکی از دلایل مطرح در توضیح بیگ بنگ انبساط جهان است. بر این اساس کهکشان‌ها از هم دور می‌شوند و دور شدن کهکشان‌ها متناسب با فاصله آنها نسبت به کهکشان‌ ماست. بنابراین وقتی کهکشان‌ها از هم دور می‌شوند به این معنی است که زمانی نزدیک هم بوده‌ است. به عبارتی این یافته‌ها نشان‌دهنده این است که این تغییرات باید از یک نقطه آغاز شده باشد. یکی از دیگر دلایلی که وجود بیگ بنگ را تائید می‌کند وجود تابش پس زمینه‌ کیهانی است. این نشان می‌دهد دمای جهان صفر مطلق نیست. اگر به گذشته برویم دمای جهان به چند میلیارد کلوین می‌رسد. علاوه بر این، توزیع کهکشان‌ها در دنیا به‌طور یکنواخت و همگن است و این نشان می‌دهد همه تغییرات از یک نقطه واحد شروع شده است.[شواهد بیگ بنگ چیست]

عمر کیهان چطور محاسبه شده است؟

اینکه عمر کیهان را چگونه محاسبه می‌کنیم موضوع دیگری است. به روش‌های مختلفی می‌توان عمر کیهان را محاسبه کرد. یکی از این روش‌ها محاسبه طول عمر ستاره‌هاست. عمر ستاره‌ها براساس روش اندازه‌گیری اسپکتروسکوپی و مقایسه با مدل‌ها برآورد می‌شود. عمر کیهان باید بیشتر از عمر ستاره‌ها باشد. با استفاده از این روش کمترین سن مورد انتظار برای کیهان را می‌توان تخمین زد. در روش دوم با در نظر گرفتن انبساط کیهان می‌توان عمر کیهان را تخمین زد. اگر سرعت انبساط کهکشان‌ها را در نظر بگیرید و این سرعت را بر فاصله کهکشان‌ها از کهکشان ما تقسیم کنید، یک ثابتی به نام ثابت هابل به‌دست می‌آید. ثابت هابل متناسب با عمر جهان است. روش سوم مبتنی بر تابش زمینه‌ای است. این عدد ۱۳٫۸ میلیارد سال نیز بر همین اساس محاسبه شده است و به مدل‌ها و توزیع تابش زمینه‌ای در لحظات ابتدایی ـ که حدود ۳۰۰ هزار سال بعد از بیگ بنگ دیده شده است ـ بستگی دارد.

تلسکوپ فضایی «جیمز وب» چه دستاوردهایی دارد؟

تلسکوپ «جیمز وب»  که قرار است تا سال آینده در فضا مستقر شده و با قدرت بسیار بیشتر کاوش‌های هابل را دنبال کند با هدف نگاه به جهان قبل از دوران تاریک، در حال پیشرفت و تکمیل است. قطر آینه این تلسکوپ فضایی حدود ۵/۶ متر (بیش از سه برابر تلسکوپ هابل) و قدرت آن ۹ تا ۱۰ برابر هابل است. این تلسکوپ در مداری در فاصله یک و نیم میلیون کیلومتری زمین (ورای ماه) قرار می‌گیرد تا تشعشعات و حرارت تولید شده از زمین، روی آن تاثیر نگذاشته و اختلالی روی دستگاه‌های آن ایجاد نشود. تلسکوپ جیمز وب که قابلیت تفکیک بسیار بالایی دارد می‌تواند سیارات در حال تشکیل را مشاهده و سیارات دیگری همانند زمین را پیدا کند، همچنین می تواند درون کهکشان‌های بسیار دور را آشکار کند و برد دید بشر را تا قبل از دوران تاریک گسترش دهد.

با توجه به سال‏ هایی که در این تحقیقات سپری کرده ‏اید، فکر می‏ کنید چقدر از حقیقت را کشف کرده ‏اید؟

فکر نمی‏ کنم هیچ‏وقت به حقیقت برسم، اما این روش، راهی است که انسان دارد. یعنی هدف زندگی، زندگی باهدف است. اگر انسان، هدفی در زندگی نداشته باشد، آن زندگی نیست و این هدفی است که ما داریم. بعضی وقت‏ها به نتیجه می ‏رسد، بعضی‏ وقت‏ها هم به نتیجه نمی‏ رسد، ولی این چیزی است که نسل بشر از زمان ابتدای تمدن، چهار هزار سال پیش، به دنبال آن بوده است و هرکسی کاری کرده و همه روی شانه ‏های هم‏دیگر ایستاده‏ ایم و توانسته ‏ایم دنیا را عمیق ‏تر و عیمق ‏تر ببینیم. امیدوارم نسل‏ های آینده بتوانند این کار را بکنند.

اما مسئله‏ ی مهم این است که ما خیلی خوشبخت هستیم که در زمانی در تاریخ بشریت توانستیم زندگی کنیم که چنین مسائلی قابل بررسی و مطالعه‏ ی علمی هستند. یعنی ما در زمانی داریم زندگی می‏ کنیم که تلسکوپ‏ هایی که ساخته شده ‏اند آن‏قدر قوی هستند، تکنولوژی آن‏قدر پیشرفت کرده که می‏تواند به این مسائل جواب بدهد، سئوال کند و این مسائل را مشاهده کند.

زمان افلاطون راجع به این مسائل فکر می‏کردند و الان ما تا حدی می‏توانیم به این مسائل پاسخ بدهیم. الان ما می‏توانیم ببینیم که جهان باز است یا بسته. ما پیدا کرده ‏ایم که جهان باز است یا بسته. یعنی به این سئوال پاسخ داده شده است و وقتی فکر کنید که یک انسان کوچک می‏ تواند به چه سئوال‏ های عظیمی فکر کند و چه مسائلی را حل کند، خود آن باعث شگفتی بسیار و غرور است. به همین دلیل، از این‏که ما در این برهه‏ی زمانی داریم زندگی می‏کنیم، باید متشکر باشیم و حداکثر استفاده را از آن بکنیم؛ و بهتر بتوانیم بفهمیم که واقعا جهان چیست و ما از کجا آمده ‏‏ایم. و این مهم‌ترین میراثی است که ما می‏توانیم برای آیندگان و فرزندانمان بگذاریم.

در بالا نیز می توانید گفتگوی پروفسور مبشر با برنامه آسمان شب را مشاهده کنید، ایشان صحبت های جالب و تأمّل برانگیزی در مورد کیهان عنوان کردند که دیدن و شنیدن این برنامه خالی از لطف نیست.

نویسنده و گرداوردی: سمیر  الله وردی/ سایت علمی بیگ بنگ

منابع بیشتر:

ویکی پدیا , Bahram Mobasher

مصاحبه دکتر مبشر با روزنامه جام جم

مصاحبه دکتر مبشر با دویچه‏ وله

image_pdfimage_print

مریم میرزاخانی: عمیق، بلندپرواز، بی‌باک و فروتن

بیگ بنگ: مریم میرزاخانی پروفسور برجسته دانشگاه “استنفورد” که در رابطه با اشکال بدون محدودیت در دنیای واقعی کار می‌کرد، در ۴۰ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت.

به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، مریم میرزاخانی اولین زن و اولین ایرانی که توانست مدال «فیلدز» را که معادل نوبل ریاضیات در نظر گرفته می‌شود، به دست بیاورد، در اثر ابتلا به سرطان سینه در ۴۰ سالگی درگذشت. وی از سال ۲۰۰۸ به عنوان استاد دانشگاه “استنفورد” آمریکا به تدریس مشغول بود. به نوشته این سایت که به «نیچر آمریکا» نیز شهره است، فقدان مریم میرزاخانی موجب تاثر بسیاری از زنان ریاضیدان در سراسر دنیا شده است.

“اینگرید دبوشیس”، استاد ریاضیات دانشگاه “دوک” می‌گوید: صندوق رایانامه من پر از پیام‌های دیگر زنان ریاضیدان از سراسر دنیاست. زنان ریاضیدان از همه جای دنیا با فرستادن پیام‌های تسلی‌بخش به هم سعی در آرام کردن یکدیگر دارند. از دست رفتن یک ریاضیدان با استعداد و یک الگوی شگفت‌انگیز آن هم به این زودی واقعا قلب ما را به درد آورده است. مریم میرزاخانی متولد تهران بود و در دانشگاه شریف ریاضی خواند و سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا مهاجرت کرد و مدرک دکتری خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه “هاروارد” دریافت کرد.

میرزاخانی در مصاحبه‌ای با مجله “Quanta” در سال ۲۰۱۴ عنوان کرده بود که در کودکی قصد ریاضی‌دان شدن نداشته و به عنوان یک کودک علاقه وافری به خواندن کتاب و نوشتن داستان داشته و تصور می‌کرده روزی نویسنده خواهد شد اما پس از مواجهه با مسائلی دلسرد کننده در زمینه ادبیات در مقطع راهنمایی، سرانجام اشتیاق به ریاضیات را در خود کشف کرد و خود را به بهترین شکل در این زمینه اثبات کرد.

میرزاخانی روی انواع مسائل مربوط به هندسه هذلولی کار می‌کرد که در واقع سطوحی شبیه به یک “چیپس” یا انحناهای یک “کلم بروکلی” را مورد مطالعه قرار داده است اما این اشکال بر خلاف چیپس یا سبزیجات دارای سوراخ‌هایی در انتها هستند. اگر تجسم چنین اشکالی سخت است دلیل خوبی برای آن وجود دارد؛ سطوحی که میرزاخانی آنها را بررسی می‌کرد، محدود به دنیای واقعی نبودند.

ریاضی‌دانان اغلب این سطوح را با مطالعه منحنی‌هایی که روی آنها قرار می‌گیرند، درک می‌کنند. حلقه‌های ساده دسته مهمی از این سطوح هستند(در این دسته منظور از کلمه “ساده” حلقه‌هایی است که خود را قطع نمی‌کنند.) میرزاخانی در تز دکتری خود مسئله‌ای را حل کرد که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد اما در واقع پاسخ به آن بسیار دشوار است؛ در یک سطح هذلولی مشخص چند حلقه ساده که کمتر از یک طول مشخص هستند، وجود دارد؟

“کورتیس مک‌مولن”، استاد راهنمای تز دکتری میرزاخانی که استاد ریاضیات دانشگاه “هاروارد” نیز بود، عنوان کرد که میرزاخانی پس از چند هفته از رسیدن به جواب این سوال با یک خبر غافلگیرکننده نزد وی رفته است. میرزاخانی از راه‌حل و کارهای خود برای اثبات فرضیه “Witten” استفاده کرده و با روش جدیدی آن را اثبات کرده بود که یک نتیجه مهم در نظریه رشته بود. طی سالیان اخیر وی همراه با “الکس اسکین”، ریاضیدان دانشگاه “شیکاگو” و امیر محمدی، ریاضیدان دانشگاه “سن‌دیگوی” کالیفرنیا مقالات موثری در تکمیل قضیه موسوم به “چوب جادویی”(magic wand) نوشت. این مقالات تنها در مورد سطوح هذلولی نبود، بلکه راجع به کل فضای آنها بحث می‌کرد. در واقع این مطالعات به بررسی یکی از مسائل لاینحل فیزیک کلاسیک در مورد حرکت یک توپ بیلیارد در برخورد با کناره‌های یک میز چندضلعی پرداخت.

شاگردان و همکارانش وی را فردی بلندپرواز و در عین حال فروتن، بی‌باک و سر به زیر توصیف می‌کنند. میرزاخانی گاهی لقب “کُند” را به خود اطلاق می‌کرد که قطعا حاکی از مزاح وی با خویش بوده است؛ چرا که او یک شرکت‌کننده برجسته در المپیاد جهانی بود و در هر دو سالی که از تیم کشورش در المپیاد شرکت کرد و با به دست آوردن نمره کامل در سال دوم، موفق به دریافت نشان طلا شد.

شاید “عمیق” کلمه خوبی برای جایگزینی با لغت “کُند” باشد. او با درک یک مسئله استدلالی راضی نمی‌شد. وی می‌خواست همه جزئیات مربوط به یک مسئله را در سطحی عمیق بفهمد تا بتواند هر مسئله‌ای را در دنیای شگفت‌انگیز ریاضیات مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. پروفسور “مک‌مولن” می‌گوید: مریم یکی از ریاضی‌دانان نادر بود که مهارت‌های حل مسئله را با بینش و کنجکاوی یک دانشمند بالغ و باتجربه ترکیب می‌کرد. او خودش را در جهان شگفت‌انگیز ریاضیات غوطه‌ور می‌کرد و هنگامی خود را غرق در این فضا می‌دید، می‌توانست شروع به حل مسائل کند. من فکر می‌کنم منظور مریم از “کُند” بودن همین بود.

در جایی که اغلب ریاضی‌دانان مسیری مستقیم را برای حل مسائل انتخاب می‌کنند، میرزاخانی با مواجه شدن با مسائل از وجوه مختلف، روش‌های متفاوتی را برای از بین بردن موانع ابداع می‌کرد. این رویکرد همراه با شجاعت فکری او به این معنا بود که او چشم‌اندازی روشن برای کار آینده در ریاضیات خود داشته است.

“الکس رایت”، ریاضی‌دان دانشگاه استنفورد تا زمان درگذشت میرزاخانی چند سال با وی همکاری داشته است. همکاری آنان زمانی آغاز شده که الکس به تازگی فارغ‌التحصیل شده بوده و خانم میرزاخانی وی را به سخنرانی در یک سمینار دعوت کرد. “الکس” می‌گوید: قابل توجه بود که خانم میرزاخانی چقدر برای کار با من وقت می‌گذاشت و دسترسی به وی برای سوال در مورد مسائل تحقیقاتی بسیار آسان بود و ایشان همیشه پاسخگو بودند.

وی افزود: از این که او تا چه اندازه در دنیای ریاضیات عمیق است، شگفت‌زده شده بودم. متوجه شدم که خانم میرزاخانی هیچ مشکلی با چندین سال دست به گریبان بودن با یک مسئله ریاضی و فکر در مورد آن ندارد؛ در صورتی که هیچ اطمینانی از دستیابی به جواب نداشت. اساسا من از همان موقع تحت تاثیر دیدگاه و فلسفه کاری وی قرار گرفتم. میرزاخانی در رشته خود تاثیرگذار بوده است و مطمئنا تاثیرش بیشتر هم خواهد شد؛ چرا که محققان بیشتری به درک کاملی از مطالعات و نتایج وی رسیده‌اند.

“مک‌مولن” می‌گوید: کارهای میرزاخانی موجب گشوده شدن دروازه‌های جدیدی برای تحقیقات جدید شده است. وی با جاه‌طلبی بی‌باک خود به عرصه جدیدی در ریاضیات رسید. میرزاخانی اولین زن ریاضی‌دان برجسته نبود اما وی اولین و تا کنون تنها بانوی برنده جایزه فیلدز است که بر خلاف مراسم سالیانه نوبل، هر چهار سال یک بار به حداکثر چهار ریاضیدان زیر ۴۰ سال اهدا می‌شود.

دبوشیس” می‌گوید: تاکنون زنان ریاضیدانی وجود داشته‌اند که تا آخرین نفرات منتخب برای اهدای مدال فیلدز پیش رفته بودند اما تا سال ۲۰۱۴ هیچ زنی موفق به کسب این افتخار نشده بود. من بسیار بسیار خوشحالم که با تصاحب این مدال توسط مریم میرزاخانی شاهد وقوع این اتفاق در طول عمر خود بودم. وی افزود: رسیدن به کنگره بین‌المللی ریاضی‌دانان در سئول، جایی که این جایزه اهدا شد، برای میرزاخانی مشکل بود. با وجود این که در آن زمان آن را خصوصی نگه داشت اما وی در اوج ابتلا به سرطان بود. ما بسیار خوشحال بودیم که توانستیم او را به مراسم برسانیم.

سرطان میرزاخانی سرانجام دوباره عود کرد و به رغم درمان‌های بسیار، متاسفانه به کبد و استخوان‌ها سرایت کرد و سرانجام وی را از پا درآورد. به گفته همکارانش وی تا کمی قبل از درگذشتش به کار و مطالعاتش ادامه می‌داد و نسبت به بیماری‌اش واقع‌بین اما امیدوار بود. یاد و خاطره میرزاخانی توسط همسرش “یان وندراک” و دخترشان “آناهیتا” زنده نگه داشته می‌شود.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: scientificamerican.com

image_pdfimage_print

یک سایت برای دوست داران نجوم و سیارات