تاباندن اشعه لیزر در فضا فرازمینی‌ها را از وجود ما باخبر می‌کند!

تاباندن اشعه لیزر در فضا فرازمینی‌ها را از وجود ما باخبر می‌کند!

تاباندن اشعه لیزر در فضا می‌تواند همانند یک فانوس دریایی توجه فرازمینی‌ها را به سیاره ما جلب کند؛‌ این ایده که به تازگی از طرف دانشمندی در دانشگاه ام آی تی مطرح شده، می‌تواند روشی قابل‌اجرا برای برقراری ارتباط با موجودات فضایی باشد.

تاباندن اشعه لیزر در فضا ایده‌ای است که بر اساس ادعای محققی از دانشگاه ام آی تی می‌تواند به عنوان نوعی سیگنال، ارتباط بین ما و فرازمینی‌ها را برقرار کند. این دانشمند به تازگی اعلام کرده که تاباندن پرتو لیزر به صورتی که تا فاصله ۲۰ هزار سال نوری از زمین قابل‌تشخیص باشد، درست همانند یک فانوس دریایی توجه حیات بیگانه را به ساکنان زمین جلب می‌کند.

تاباندن اشعه لیزر در فضا و دوستی با بیگانگان

جیمز کلارک (James Clark) از دانشگاه ام آی تی گفته است که متمرکز کردن یک لیزر ۱ تا ۲ مگاواتی در تلسکوپی به طول ۳۰ تا ۴۵ پنج متر، می‌تواند سیگنالی قدرتمند را در فضا ایجاد کند که به راحتی از انرژی مادون قرمز ساطع شده از خورشید، قابل‌تشخیص باشد.

کلارک می‌گوید که اگر ستاره شناسان فرازمینی در منظومه‌های نزدیکی مانند منظومه تراپیست که حدودا ۴۰ سال نوری با ما فاصله دارد، در حال تماشای آسمان شب باشند،‌ مشاهده سیگنال ما برای آن‌ها راحت خواهد بود؛ بررسی اخیر نشان داده که حتی می‌توان از این طریق کدهای مورس را هم در فضا منتشر کرد و پیام‌های مختلف را به رصدکننگان احتمالی رساند.

از طرف دیگر پروژه ساخت یک تلسکوپ ۳۹ متری در شیلی و همچنین آزمایش‌های انجام‌شده بر روی لیزر YAL-1 نیروی هوایی ارتش آمریکا که انرژی لازم برای ایده کلارک را دارد، نشان می‌دهند که تاباندن اشعه لیزر در فضا با چنین مشخصانی به هیچ وجه دور از ذهن نیست.

با این حال تولید چنین سیگنال قدرتمندی باعث بروز مشکلاتی هم خواهد شد؛ به عنوان مثال با اینکه لیزر مورد نظر با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شود، نگاه کردن به آن برای چشمان ضرر خواهد داشت و از طرف دیگر، اگر فضاپیما یا ماهواره‌ای در مسیر تابش این پرتو لیزر قرار بگیرد، دوربین‌ها و سایر تجهیزات آن در معرض آسیب‌های جدی قرار خواهند گرفت.

به همین دلیل کلارک پیشنهاد داده که می‌توان تجهیزات مورد نظر را بر روی نیمه تاریک ماه که از دید ساکنان زمین پنهان است، سوار کرد؛ البته این صحبت‌ها به میزان قابل‌توجهی جنبه عملی قضیه را زیر سوال می‌برند.

از طرف دیگر این سوال هم پیش می‌آید که اگر فرازمینی‌ها در حال ارسال چنین سیگنال‌هایی از محل زندگی خود باشند، آیا ما با فناوری کنونی قادر به دریافت پیام آن‌ها خواهیم بود؟ طبق ادعای دانشمندان جواب این سوال مثبت است؛ اگر بیگانگان در حال تاباندن اشعه لیزر در فضا باشند با استفاده از یک تلسکوپی یک متری و یا بزرگ‌تر می‌توان پرتو مورد نظر را دید، اما نکته اینجاست که تلسکوپ باید دقیقا به طرف منبع سیگنال قرار گرفته باشد.

البته شانس کشف چنین سیگنالی با توجه به وسعت باورنکردنی فضای اطراف بسیار پایین است، اما گفته شده که می‌توان از دستگاه‌های مورد استفاده برای بررسی گازهای سطح سیاره‌های فراخورشیدی هم برای چنین منظوری استفاده کرد.

ابرنواختری که یک سامانه نوترونی دوتایی ایجاد کرد

بیگ بنگ: گروهی از اخترشناسان به سرپرستی کیشالای دی از مؤسسه فناوری کالیفرنیا– کلتک اولین ابرنواخترِ «فوق‌العاده تهی» را کشف کردند نوع کم‌نوری از ابرنواختر که به نظر در تشکیل سامانه‌های ستارۀ نوترونی دوتایی ِ فشرده نقش دارد.

image e iPTF gqr

این سه عکس لحظاتِ قبل، حین و بعد از ظهور ابرنواختر کم‌نورِ iPTF14gqr (که در عکس وسطی دیده می شود) در اطراف IV Zw 155 (یک کهکشان مارپیچی واقع در فاصلۀ ۹۲۰ میلیون سال نوری با ما) را نشان می‌دهند.

به گزارش بیگ بنگ، یک ابرنواختر زمانی تشکیل می‌دهد که یک ستاره پرجرم سوخت هسته‌ای‌اش تمام شود و هسته‌اش فروپاشی کند و سپس با یک انفجار قدرتمند به جای اولش بازگردد. پس از انفجار لایه‌های خارجی این ستاره، تمام چیزی که باقی می‌ماند یک ستاره‌ی نوترونی متراکم است. معمولأ ماده‌ی زیادی – چندین برابر جرم خورشید – در یک ابرنواختر منفجر می‌شود.

هرچند، این ابرنواختر که دی و همکارانش مشاهده کردند و iPTF 14gqr نامیده می‌شود فقط به اندازه‌ یک پنجم جرم خورشید ماده از خود خارج کرد. دکتر مانسی کاسلیوال از کالتک گفت: «فروپاشی هسته‌ی این ستارۀ پرجرم را رصد کردیم، اما مادۀ خیلی کمی خارج شد. این را یک ابرنواختر پوششی فوق‌العاده تهی می‌نامیم و برای مدت‌های طولانی پیش‌بینی شده بود که این ابرنواختر وجود دارد. این اولین‌باری است که به طور متقاعدکننده‌ای فروپاشیِ هسته‌ یک ستارۀ پرجرم که خالی از ماده است را مشاهده کرده‌ایم.» iPTF 14gqr که SN 2014ft نیز نامیده می‌شود در روز ۱۴ اکتبر سال ۲۰۱۴ توسط کارخانه‌ی iPTF کشف شد.

این انفجار در اطراف ِ کهکشان IV Zw 155 – با فاصله‌ پیش‌بینی شدۀ ۹۵۰۰۰ سال نوری تا مرکز – رخ داد. IV Zw 155 یک کهکشان مارپیچی کشندی است که حدود ۹۲۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد.

image e iPTF gqr

توالی تکامل ستاره‌ای از یک سامانۀ دوتاییِ ستارگان پرچرم – از سمت چپ پایین شروع می‌شود – تا یک سامانه‌ ستارۀ نوترونی دوتایی.

دی گفت: «برای بررسی مرحلۀ اول تشکیل یک ابرنواختر، به نقشه‌برداری‌های گذرای سریع و یک شبکه‌ هماهنگ شده از اخترشناسان در سراسر جهان نیاز دارید. بدون داده‌هایی در مورد مراحل اولیۀ رشد، نمی‌توانستیم نتیجه‌گیری کنیم که این انفجار باید از هستۀ در حال فروپاشی یک ستاره‌ پرجرم با یک پوشش ِ نزدیک به ۵۰۰ برابر شعاع خورشید ناشی شده باشد.»

این حقیقت که ستاره کاملأ منفجر شده حاکی از آن است که قبلأ باید حاوی مواد زیادی بوده باشد یا هسته‌اش هرگز به اندازه‌ای رشد نکرده که فروپاشی کند. اما این جرمِ گمشده در کجا پنهان شده است؟ ستاره‌شناسان استنتاج کردند که این جرم باید توسط یک ستاره‌ی فشرده‌ی همسایه دزدیده شده باشد. این ستارۀ نوترونی که از ابرنواختر بیرون شد باید بعدأ همراه با این همسایه وارد مدار شده باشد. از آنجاییکه این ستارۀ نوترونی جدید و همسایه‌اش خیلی به هم نزدیک هستند، در نهایت با یک برخورد با هم ادغام می‌شوند.

نویسنده دکتر تاکاشی موریا، ستاره‌شناس در رصدخانه ملی ژاپن گفت: «این اولین کشف واضح یک ابرنواختر است که باعث تشکیل یک سامانه‌ ستارگان نوترونی دوتایی می‌شود. علاوه بر این مشاهدات، ستارگان نوترونی دوتایی توسط امواج گرانشی و الکترومغناطیسی، قابل شناسایی هستند. کشف ابرنواخترِ فوق‌العاده تهی نقش ِ مهمی در درک زادگاه عناصر ایفا می‌کند.» جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Science منتشر شده است.

ترجمه: سحر  الله‌وردی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sci-news.com

چشم انداز سیارۀ کوچک

بیگ بنگ: نترسید! این نما از سیارۀ کوچک، به نظر گیج کننده است اما در واقع فقط یک عکس موزاییکی است که به طور دیجیتالی ترکیب شده و پیچ خورده و تقریبأ ۳۶۰×۱۸۰ درجه را پوشش می دهد.

prisonplanet smallعکس‌های رد ستاره‌ای در شب ۳۱ اکتبر ۲۰۱۸ از یک برج بلند ۳۰ متری در بالای تپه در نزدیکی تاتابانیا، مجارستان، بر روی سیارۀ زمین گرفته شده‌اند. این نما از برج مراقبت در واقع یک بالابر معدن محلی را نشان می دهد که با رد ستاره‌ها تزیین شده است. از آنجاییکه سیاره زمین در حال چرخش است، ۱۲۶ فریم به مدت ۷۵ ثانیه توانست رد ستارگان متحدالمرکزِ بهم پیچ و تاب خورده را همراه با قطب سماوی شمال در سمت چپ نشان دهد. البته در این محل، قطب سماوی شمال درست در سمت راست اما پایین افق سیارۀ کوچک دیده می شود.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

آیا هوش مصنوعی از کنترل خارج می‌شود؟

بیگ بنگ: «متاسفم، دِیو؛ نمی تونم این کار رو انجام بدم.» مخاطبان دیالوگ بالا را نخستین‌بار در سال ۱۹۶۸ از زبان رایانۀ هوشمند ِ یک فضاپیما در شاهکار علمی – تخیلی«۲۰۰۱: اودیسه فضایی» شنیدند. با این دیالوگ، رایانه «هال ۹۰۰۰» تایید کرد که قابلیت تفکر دارد و می تواند فضانوردانی را در صدد غیر فعال‌سازی آن هستند، از پای در بیاورد. 

computer named HAL

رایانه قاتل به نام «هال» در فیلم «۲۰۰۱: اودیسه فضایی»

به گزارش بیگ بنگ، حالا پنجاه سال بعد از شاهکار علمی- تخیلی استنلی کوبریک در رابطه با سکونت در فضا، باید این سوال را از خود بپرسیم: «انسان‌ها تا چه اندازه به آینده مورد نظر کوبریک نزدیک هستند؟» آینده‌ای که در آن، انسان‌ها با “هوش مصنوعی” عهد ِ شراکت می بندند و این احتمال وجود دارد که روزی قابلیت کنترل آن را نداشته باشیم!

با توجه به مقاله‌ای که چند روز پیش در مجله «Science Robotics» منتشر شد، پیشرفت‌های مکانیکی حاصل آمده این پیام را می دهد که شاید ما به آینده مورد نظر کوبریک خیلی نزدیک باشیم. «رابین مورفی» نویسنده مقاله و استاد مهندسی و علوم کامپیوتر در دانشگاه تگزاس به خوبی از جزئیات هوش مصنوعی آگاهی دارد؛ او یکی از رهبران پیشگام در توسعه ربات های پاسخگو به فاجعه بود و هم اکنون به عنوان مدیر بخش «آزمایشگاه هوش مصنوعی و رباتیک» دانشگاه تگزاس مشغول به فعالیت می باشد.

تصور کوبریک از رایانه «هال» نشان دهنده نمایی از یک رشته دانشگاهی خیلی جوان بود به نام هوش مصنوعی و رباتیک. مورفی در مقاله خود می نویسد: «لذا سه اصل برای توسعه هوش مصنوعی از اهمیت خاصی برخوردار است: درک زبان طبیعی، تصویرنگری رایانه‌ای و استدلال.» رایانه هال با مشاهده محیط پیرامون، نگاه کردن و تجزیه و تحلیل گفته‌ها، حالات چهره و حرکات فضانوردان در فضاپیما به امر یادگیری پرداخت. این رایانه مسئولیت‌هایِ از قبل تعیین شده‌ای مثل حفظ و نگهداری از فضاپیما را بر عهده داشت، اما بعنوان رایانه‌ای با قابلیت تفکر، توانایی پاسخ به فضانوردان را از طریق برقراری مکالمه نیز داشت.

با این حال، وقتی ماموریت با مشکل روبرو می شود و فضانوردان تصمیم به غیرفعال‌سازی رایانه هال می گیرند، هوش مصنوعی از طریق لبخوانی به نقشه آنان پی می برد. هال به نتیجه‌گیری تازه‌ای رسید که بخشی از برنامه‌نویسی اصلی آن نبود؛ رایانه هال تصمیم گرفت با کشتن سیستماتیک ساکنان فضاپیما جان خودش را نجات بدهد. این تصور که می گوید هوش مصنوعی می تواند صدمات بیشتری را به انسانها وارد آورد، به جای اینکه منافعی به ارمغان بیاورد، چندان دور از دسترس نیست. کارشناسان اعلام داشته‌اند که هوش مصنوعی مجهز به سلاح می تواند نقش چشمگیری در کشمکش‌ها و جنگ‌های جهانی آینده داشته باشد. همچنین، استیون هاوکینگ فقید اعلام کرده بود که بزودی هوش مصنوعی به بزرگترین تهدید برای بقای انسان تبدیل خواهد شد.

هاوکینگ در سال ۲۰۱۴ در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی گفت: «توسعه هوش مصنوعی می تواند به معنای پایان نژاد انسان باشد.» در یکی از سکانس‌های فیلم اودیسه فضایی، هال «دیوید بومن» را از فضاپیما به بیرون از فضاپیما پرت می کند و در دیالوگی می گوید: «این مکالمه دیگه هیچ معنا و مفهومی نداره.» وابستگی زیاد انسان به رایانه برای انجام طیف گسترده‌ای از کارها نشان می دهد که هوش مصنوعی در خانه‌ها و زندگی‌های ما نفوذ کرده است.

پایان عصر انسان‌ها؛ یک خدای هوش مصنوعی ظهور خواهد کرد تا بر انسان‌ها حکمرانی کند

«الیزر یودکوفسکی» محقق در موسسه تحقیقات هوش ماشینی می گوید: «هوش مصنوعی نه از انسان‌ها متنفر است، نه آنها را دوست دارد؛ انسان‌ها از اتم ساخته شده‌اند و هوش مصنوعی می تواند از اتم برای اهداف دیگری استفاده کند.» کارشناسان در بحث پیرامون آینده هوش مصنوعی به تازگی اعلام کرده اند که در ۵۰ یا ۱۰۰ سال آینده، هوش مصنوعی بیشتر از کل جمعیت جهان در مغزش اطلاعات خواهد داشت. در آن شرایط، هر وسیله‌ای در این سیاره را کنترل خواهد کرد؛ به جایگاه حکومت بر نژاد انسان‌ها نائل آمده و قدرتش را به رخ می کشد. در صورتی که ماشین‌ها به هوشی فراتر از هوش انسان دست پیدا کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا این عوامل مصنوعی سعی در نابودی ما خواهند داشت یا انسان را نجات خواهند داد؟

«نیک بوستروم» زمینه را برای درک آینده بشر و موجودات هوشمند فراهم می کند. مغز انسان از یک سری قابلیت‌ها بهره می برد که سایر حیوانات از آن محروم اند. به پاسِ همین قابلیت‌های متمایز است که گونه‌های ما به چنین جایگاه رفیعی در میان سایر موجودات دسترسی دارد. اگر مغزهای ماشینی به لحاظ هوش از انسانها جلو بزنند، باید انتظار داشت که آنها به موجودات اَبَر هوشمند قدرتمندی تبدیل شوند؛ به طوری که کنترل قدرت آنها برای انسان‌ها مقدور نباشد. همچنانکه در حال حاضر سرنوشت گوریل‌ها بیشتر به انسان‌ها بستگی دارد تا به خود آن گونه‌ها، سرنوشت انسان‌ها نیز به کارهای اَبَرهوش‌های ماشینی بستگی دارد.

اما ما از یک مزیت برخورداریم: حرکت اول با ماست. آیا این امر ممکن خواهد بود یک هوش مصنوعی برای مهندسی شرایط اولیه بسازیم تا امکان بقا در برابر توسعه عظیم هوش به وجود آید؟ بوستروم گفت: «هوش مصنوعی به طور فزاینده‌ای در حال هوشمندتر شدن است. تحقیقات نشان می دهد که در طول قرن حاضر، هوش مصنوعی رایانه می تواند هوشی برابر با هوش انسان داشته باشد. و سپس گوی سبقت را از انسان خواهد ربود. هوش ماشینی باید آخرین اختراعی باشد که انسان‌ها ساختن آن را در دستور کارشان قرار می دهند. من بعنوان فیلسوف و متخصص فناوری از شما می خواهم تا در خصوص جهانی که الان می سازیم، قدری بیشتر تامل کنید. باید جانب احتیاط را در توسعه ماشین‌های هوشمند و متفکر رعایت کرد.» آیا ماشین‌های هوشمند در حفظ بشر و ارزش‌های ما نقش مثبتی ایفا خواهند کرد یا ارزش‌های خود را در اولویت قرار خواهند داد؟

bdd«مکس تگمارک» کیهان شناس و فیزیکدان MIT نیز تاکید می کند که مسئله واقعی مربوط به پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی توسعه هوش مصنوعی توانمند است. هوش مصنوعی برای وارد کردن آسیب‌های جبران ناپذیر نیازی ندارد شرور باشد و در قالب یک ربات ظاهر شود. آقای تگمارک خاطر نشان کرد: «خطر جدی که هوش مصنوعی در پی دارد، به کارهای شرورانه آنها نَه، بلکه به توانمندی بالای آنها مربوط می شود. هوش مصنوعی اَبَرهوشمند عملکرد بسیار خوبی در حصول اهداف خویش خواهد داشت؛ اگر اهداف آنها همراستا با اهداف ما نباشد، ما انسان‌ها با مشکل جدی روبرو خواهیم شد.»

«ایلان ماسک» بنیانگذار اسپیس ایکس و تسلا، بر این باور است که ما با سازه‌های ابرهوشمند هوش مصنوعی روبرو خواهیم شد که می توانند پایان گونه‌های انسان را رقم بزنند. «سوزان اشنایدر» از موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون و دانشگاه کانتیکات یکی از معدود اندیشمندانی است که نوع برتری از هوش مصنوعی در جایی از جهان وجود دارد و قدمت آن به قرون متمادی می رسد. خانم اشنایدر بیان می کند: «فکر نمی کنم اکثر تمدن‌های بیگانه پیشرفته از ماهیت زیستی برخوردار باشند. پیشرفته‌ترین تمدن‌ها اَشکال پسازیستی هوش مصنوعی یا اَبرهوش بیگانه خواهند بود.»

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منابع: dailygalaxy.com , livescience.com

می‌توانیم داده‌ها را از طریق امواج گرانشی انتقال دهیم

بیگ بنگ: امواج گرانشی اساساً موج‌هایی در فضا-زمان هستند که توسط رویدادهای مهم نجومی- نظیر ادغام دو سیاه‌چاله، یا برخورد دو ستاره نوترونی- شکل بگیرند. بر اساس مطالعۀ جدید ِ تیمی از دانشمندان روسی، می‌توان از امواج گرانشی برای انتقال اطلاعات استفاده کرد.

black hole planar frontGravitAtionalWaveS webبه گزارش بیگ بنگ، در روز یازدهم فوریه ۲۰۱۶، دانشمندان رصدخانه موج گرانشی با تداخل‌سنج لیزری(LIGO)، با اعلام اولین تشخیص امواج گرانشی، تاریخ‌ساز شدند. امواج گرانشی، که در اصل یک قرن پیش توسط نظریه نسبیت عام اینشتین پیش‌بینی شده بود توسط اجرام خشن کیهانی نظیر ادغام سیاهچاله‌ای شکل می گیرند و در تار و پود کیهان جریان پیدا می کنند.  این کشف نه تنها زمینه تحقیقاتی جدیدی، بلکه راهی برای بسیاری از امکانات جذاب را گشوده است.

به همان طریقی که امواج الکترومغناطیسی برای برقراری ارتباط از طریق آنتن‌ها و ماهواره‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، آیندۀ ارتباطات می‌تواند مبتنی بر امواج گرانشی باشد. این مطالعه، توسط اولگا بابورووا، استاد دانشگاه دولتی آموزشی مسکو(MPSU) انجام شده و شامل اعضایی از دانشگاه فنی و مهندسی اتومبیل و جاده‌سازی مسکو (MADI) و دانشگاه دوستی ملل روسیه (RUDN) می‌باشد.

این تیم تحقیقاتی به منظور مطالعۀ خود، تحقیقی سه مرحله‌ای انجام دادند تا پی ببرند که آیا امواج گرانشی می‌توانند کدگذاری شوند و برای انتقال اطلاعات به کار روند یا خیر. آنها در مرحله اول، خواص امواج گرانشی در فضای عمومی متریک (ساختار جبری سه بعدی که مستقل از بردارها یا نقاط مبدأ است) را تجزیه و تحلیل کردند. این کار مانند نحوۀ ارزیابی ِ خواص امواج الکترومغناطیسی (و نسبیت عام) با استفاده از مانیفولد چهار بُعدی، معروف به فضا-زمان مینکوفسکی می‌باشد.

این امر موجب شد که محققان از تفسیر ریاضیاتی امواج گرانشی به توصیف در فضای واقعی برسند. محققان در مرحله دوم می‌خواستند تعیین کنند که آیا توابع مختلف زمان، فرآیند توزیع امواج را تغییر می‌دهد یا خیر. چیزی که آنها متوجه شدند این بود که ویژگی‌های موج گرانشی می‌تواند در منبع تعیین شود و سپس در منبع دوم، بدون تغییر باقی بماند. پژوهشگران در مرحلۀ سوم آزمایش کردند که آیا ساختار غیرمتریک امواج گرانشی می‌تواند برای کدگذاری سیگنال اطلاعات به کار رود یا خیر.

rudnmathematآنها بدین طریق چهار بُعد موج (سه بعد فضایی و یک بعد زمانی) را مشخص کردند، که سه عدد از این ابعاد می‌تواند برای کدگذاری سیگنال اطلاعات با استفاده از تنها یک تابع به کار رود در حالی که بعد چهارم می‌تواند با استفاده از دو تابع کدگذاری شود. نینا ان مارکووا- استادیار مؤسسه ریاضیاتی سی. ام. نیکولسکی گفت: «ما دریافتیم که امواج غیرمتریک می‌توانند داده‌ها را انتقال دهند، مانند امواج خمیدۀ کشف‌ شدۀ اخیر؛ زیرا توصیف آنها شامل تابع‌های دلخواه از زمان تأخیر است که می‌تواند در منبع چنین امواجی (در مقایسۀ کامل با امواج الکترومغناطیسی) کدگذاری شود.»

به طور کلی، این تیم نشان دادند که بر اساس نمایش ریاضیاتی آنها، توابعی با امواج گرانشی وجود دارد که در فرآیند توزیع موج، بدون تغییر باقی می‌ماند. این بدان معناست که امکان کدگذاری اطلاعات در این امواج، همانند طریقی که با استفاده از امواج الکترومغناطیسی برای انتقال اطلاعات کدگذاری‌شده از طریق سیگنال‌های رادیویی، به مدت بیش از یک قرن، انجام می‌شود، وجود دارد. بنابراین اگر دانشمندان بتوانند روشی برای ادغام اطلاعات در منبع موج گرانشی ایجاد کنند، می‌توانند آن را به هر نقطه‌ای در فضا بدون تغییر مرتبط سازند.

این امر پیامدهای فراوانی برای ارتباطات در فضا دارد، یعنی جایی که ماهواره‌ها و ایستگاه‌های فضایی آینده می‌توانند با استفاده از سیگنال‌های امواج گرانشی و یا رادیویی نوری، اطلاعات را منتقل کنند. این یکی دیگر از فرصت‌های هیجان‌انگیز بری آیندۀ اکتشاف فضایی است. و همه این‌ها به لطف یک رشته تحقیقات علمی است که در همین چند سال اخیر به طور نمائی رشد و ترقی کرد. جزئیات بیشتر این پژوهش در مجلۀ علمی Classical and Quantum Gravity منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

چرا باید ساختار هوش مصنوعی در سطح هوش انسانی باشد؟

بیگ بنگ: کار بر روی هوش مصنوعی می تواند شامل یک چرخۀ حیرت‌انگیز باشد. هنگامی که شما کل حرفۀ خود را به توسعه یک برنامۀ فوق‌العاده خاص از هوش مصنوعی تخصیص دهید، بدون شک مسیرهای بزرگتر را از دست خواهید داد.

why build tellurian turn ai expertsبه گزارش بیگ بنگ، یک مهندس هوش مصنوعی ممکن است سرانجام پا پس بکشد و متوجه شود که مردم هرگز به چنین سیستم قدرتمندی نیاز نخواهند داشت؛ در واقع  هر یک از پیشرفت‌هایی که هم اکنون به حاشیه رانده شده‌اند زمان زیادی را به خود اختصاص داده و در نهایت نتوانستند توجه مردم را جلب کنند. با این حال، ما به این مهندسان برای دستیابی به اهداف عالی و در عین حال غیر قابل دستیابی خود نیاز داریم. و یکی از اهداف خاصی که هنوز هم در افق تفکری دانشمندان کامپیوتر وجود دارد: ایجاد یک سیستم هوش مصنوعی در سطح انسان است که بتواند جهان را تغییر دهد.

تعریف هوش مصنوعی در سطح انسانی(HLAI) دشوار است، زیرا بسیاری از افراد آن را همانند هوش مصنوعی عمومی(AGI) تعبیر می کنند که یک نوع هوش مصنوعی تفکری، احساسی و خلاقانه است و تنها در شخصیت‌های فیلم‌های علمی تخیلی همانند C-3PO به چشم می خورد. گرچه هوش مصنوعی در سطح انسانی مشابه هوش مصنوعی عمومی است، اما به اندازه کافی قدرتمند نیست. به همین دلیل است که بسیاری از دانشمندان انتظار دارند هوش مصنوعی عمومی از چیزی که ما می توانیم انجام دهیم، پیشی می گیرد. گرچه بعضی از دانشمندان، آن را بعنوان مانعی در برابر ساخت “هوش مصنوعی در سطح انسانی” می بینند، لکن بعضی دیگر معتقدند که تنها HLAI می تواند به اندازۀ کافی هوشمندانه باشد که بتواند  برای طراحی AGI واقعی به کار گرفته شود.

در کنفرانسی که در ماه اوت ۲۰۱۸ توسط استارت اپ هوش مصنوعی واقع در پراگ به نام GoodAI در زمینه هوش مصنوعی انسانی برگزار شد، تعدادی از متخصصان فکری سوال کلیدی را مطرح نمودند: «چرا ما باید تلاش کنیم تا هوش مصنوعی را بسازیم که در سطح تفکر انسانی باشد.» برای آن دسته از محققان هوش مصنوعی که از دنیای بیرون جدا شده و در حلقه‌های کوچک خود گیر افتاده‌اند؛ پاسخ‌ها ممکن است به این امر باز گردد که چرا باید از اول بر روی این حیطه کار می کردند. اما برای باقی دانشمندان، کار بر روی این زمینه می تواند عاملی برای رسیدن به دستاوردهای بزرگتر باشد.

ترجمه: سهیلا دوست پژوه / سایت علمی بیگ بنگ

منبع: futurism.com

نمایی از سحابی کالیفرنیا

بیگ بنگ: حتی در فضا نیز یک کالیفرنیا وجود دارد! با گشت و گذار در بازوی جبار در کهکشان راه شیری، این ابر کیهانی به طور اتفاقی جلوه‌ای از نقشۀ کالیفرنیا در ساحل غربی ایالات متحده را نشان می دهد.

CaliforniaNebula Fallsخورشید ما نیز در بازوی جبارِ کهکشان راه شیری واقع شده و فقط حدود ۱۵۰۰ سال نوری با سحابی کالیفرنیا فاصله دارد. این سحابی نشری کلاسیک که NGC 1499 نیز نامیده می شود حدود ۱۰۰ سال نوری طول دارد. در این عکس برجسته، درخشان‌ترین پرتو سحابی کالیفرنیا همان نور قرمز اتم‌های هیدروژن است که در حال ترکیب با الکترون‌های گم شده می باشد. این اتم‌ها با نور ستارۀ پرانرژی یونیزه شده‌اند. ستاره‌ای که با نور پر انرژی خود، بیشتر گاز سحابی را یونیزه می کند همان ستارۀ Xi Peresi آبی، درخشان و داغ است که در سمت راست سحابی قرار دارد. سحابی کالیفرنیا که هدف عکاسان نجومی است با یک تلسکوپ میدان گسترده تحت آسمان تیره به سمت صورت فلکی برساووش دیده می شود، از خوشه پروین فاصله زیادی ندارد.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

محققان گسل‌های قمر گانیمد را بررسی کردند

بیگ بنگ: یک مطالعه‌ جدید نشان می دهد که گانیمد بزرگترین و پرجرم‌ترین قمر مشتری و بزرگترین قمر در منظومه شمسی به نظر تحت دوره‌های پیچیده‌ای از فعالیت زمین‌شناختی قرار گرفته، به ویژه تکتونیک راستالغز، همانطور که در گسل سان آندریاس بر روی زمین مشاهده می‌شود.

image e Ganymedeبه گزارش بیگ بنگ، گانیمد که حتی از عطارد و پلوتو نیز بزرگتر است یک سطح یخی دارد که با دهانه‌های برخوردی جوان و درخشان پوشیده شده و دارای ترکیبی از دشت‌های دهانه‌ای، قدیمی‌ و تاریک است. ویژگی دایره‌ای بزرگتر در سمت راست بالا «گالیله ریگیو» نامیده می‌شود و یک منطقۀ باستانی مملو از ناشناخته‌ها است. گانیمد به نظر دارای یک لایه اقیانوس است که بیشتر از زمین آب دارد و ممکن است شامل حیات باشد؛ گانیمد نیز همانند قمر زمین در قفل گرانشی سیاره‌ مشتری قرار دارد. این عکس حدود ۲۰ سال پیش توسط کاوشگر گالیله‌ ناسا گرفته شده که مأموریت خود را با شیرجه زدن در جو مشتری در سال ۲۰۰۳ به پایان رساند. در حال حاضر، فضاپیمای جونو ناسا در مدار مشتری می‌چرخد و در حال مطالعه ساختار داخلی این سیارۀ غول‌پیکر و خصوصیات دیگر آن است.

گانیمد و اروپا (قمر دیگر مشتری) هر دو جهان‌های اقیانوسی هستند؛ یعنی در زیر پوستۀ یخی‌شان یک اقیانوس آب مایع دارند. به نظر می‌رسد اروپا محتمل‌ترین مکان در منظومه شمسی برای یافتن حیات باشد. احتمالأ در اقیانوس آن حیات یافت می‌شود؛ اقیانوسی که پوسته‌ی یخی‌اش از آن در برابر تابش‌های شدید محافظت می‌کند.

محققان سیاره‌ای می‌دانند که اروپا دارای فرآیندهای تکتونیکی مشابه با زمین است. هرچند، در حالیکه گانیمد زمانی از لحاظ تکنوتیکی فعال برخوردار بوده، دیگر اینگونه نیست – این امر این شانس را به محققان می‌دهد تا آیندۀ اروپا را در گانیمد مشاهده کنند. نویسنده ارشد این مطالعه دکتر ماریسا کمرون، محقق در گروه زمین‌شناسی و ژئوفیزیک دانشگاه هاوایی در مانوآ گفت: «سطحِ به شدت برجسته‌ گانیمد مناطق زیادی از “گسل‌های امتداد لغز” را نشان می‌دهد که برای طراحی ساختاری سطح آن اهمیت دارند.»

image e Ganymedeبرای درک بهتر نقش تکنوتیک گسل امتداد لغز در شکل‌گیری سطح یخی پیچیدۀ گانیمد، دکتر کمرون و نویسندگان دیگر یک نقشه‌برداری دقیق از ۹ مکان را با استفاده از تصاویرِ بدست آمده از کاوشگرهای گالیله و ویجر ناسا انجام دادند. این تیم ۹ مکان از دشتِ شیاردارِ روشن و دشت‌هایی که از تاریک به روشن تغییر پیدا کردند را نقشه‌برداری کرد.

دکتر کمرون گفت: «یافته‌ غیرمنتظره در واقع معمولی و پیش پا افتاده بودنِ گسل امتداد لغز بود. شاخص‌های این نوع گسل در هر ۹ مکان مشاهده شدند که مکان‌های جغرافیایی گوناگونی را در گانیمد نشان می‌دهند. بعلاوه، شباهت‌های بین این مکان‌ها می‌تواند نشانه‌ای از یک روند ِ بزرگ‌مقیاس در گذشتۀ این قمر باشد. ادغام مشاهداتمان با مطالعات قبلی یک نمایشِ ارتقا یافته از تاریخچه‌ تکتونیکی گانیمد ارائه می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد تا چیزهای بیشتری در مورد همسایۀ آن یعنی اروپا یاد بگیریم.» جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Icarus منتشر شده است.

ترجمه: سحر  الله‌وردی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sci-news.com

آیا سیاره سرخ حاوی آب مایع و حیات بخش است؟

بیگ بنگ: مدل‌ها نشان می دهند که شرایط اکسیژن رسانی به آب می تواند در مریخ وجود داشته باشد. این ایده عقاید سنتی را دربارۀ قابلیت سکونت این سیاره به چالش می کشد. در صورت مساعد بودن شرایط، آب می تواند اکسیژنی بیشتر از آنچه تصور میشد، در خود نگه دارد. بر اساس تحقیقات جدید، به لحاظ نظری امکان پشتیبانی از تنفس غیرهوازی پدید می آید.

xبه گزارش بیگ بنگ، تیمی به سرپرستی دانشمندان در کلتک و آزمایشگاه پیشرانش جت در محاسبات خود به این نتیجه رسیدند که اگر آب در مریخ وجود داشته باشد، می تواند تحت شرایط خاص حاوی اکسیژن بسیار زیادی باشد؛ چیزی که با تصورات قبلی سازگار نیست. بر طبق مدل پیشنهادی، میزان آب حتی می تواند از آستانه لازم برای پشتیبانی از حیات غیرهوازی نیز تخطی کند. یافته‌های بدست آمده با دیدگاه مرسوم دربارۀ مریخ و پتانسیل آن برای میزبانی از محیط‌های قابل سکونت سنخیت ندارد. وجود آب مایع در مریخ هنوز با قطعیت تایید نشده است. حتی اگر آب در آن وجود داشته باشد، این ایده از مدت‌ها پیش توسط محققان رد شده است که شاید اکسیژن‌دار باشد؛ لازم بذکر است که اتمسفر مریخ ۱۶۰ برابر نازکتر از اتمسفر زمین است و عمدتا حاوی دی اکسید کربن می باشد.

«وودی فیشر» استاد ژئوبیولوژی در کلتک و یکی از نویسندگان این پژوهش گفت: «وقتی بحث از تعیین قابلیت سکونت یک محیط به میان می آید، اکسیژن را می توان به عنوان یکی از اجزای حیاتی و کلیدی به شمار آورد؛ اما این ماده در مریخ به ندرت یافت می شود.» «ولادا استامنکوویچ» نویسنده ارشد مقاله چاپ شده بیان کرد: «هیچکس فکر نمی کرد که غلظت اکسیژن محلولِ لازم برای تنفس غیرهوازی بتواند به لحاظ نظری در مریخ وجود داشته باشد.»

یافتن آب مایع یکی از اهداف اصلی برنامه «مریخ» سازمان فضایی ناسا محسوب می شود. در ماه‌های اخیر، داده‌های حاصل فضاپیماهای اروپا نشان داده است که شاید آب مایع در زیر لایه‌ای از یخ در قطب جنوب مریخ وجود داشته باشد. همچنین این فرضیه مطرح شده که آب می تواند در چشمه‌های زیرسطحی شور نیز موجود باشد زیرا نمک‌های پرکلرات (ترکیبات کلرین و اکسیژن) در جاهای مختلف مریخ شناسایی شده‌اند. نمک باعث کاهش نقطه انجماد آب می شود؛ یعنی آبِ حاوی پرکلرات می تواند به طرز بالقوه‌ای به صورت مایع باقی بماند، علی‌رغم دمای انجماد در مریخ. گفتنی است که شب‌های تابستان در استوا می تواند تا منهای ۱۰۰ درجه فارنهایت نیز تقلیل پیدا کند.

mars

به گفته دانشمندان، این رگه‌های تیره روی سیاره مریخ می‌توانند دستاورد آب مایع روان باشند. هرچند محققان معتقدند،اگر آب نمک نیز باشند می‌توانند برای پشتیبانی از حیات اکسیژن داشته باشند

آب شور فرضی، توجه فیشر و استامنکوویچ را به خود جلب کرده است. اکسیژن از اتمسفر وارد آب می شود؛ سپس در مایع پراکنده شده و تعادلی میان آب و هوا برقرار می کند. اگر آب شور به سطح خاک مریخ نزدیک بود، در این صورت می تواند به شکل موثری اکسیژن را از اتمسفر نازک جذب کند. فیشر، استامنکوویچ و همکارانشان در هاروارد برای اینکه دریابند چه میزان اکسیژن می تواند جذب شود، دست به دو کار زدند: آنان در ابتدا یک مدل شیمی طراحی کردند که چگونگی حل اکسیژن در آب شور در دمای زیر نقطه انجماد را توصیف می کند. در ثانی، آنان آب و هوای کلی مریخ و چگونگی تغییر آن را در طول ۲۰ میلیون سال گذشته مورد بررسی قرار دادند. در این بازه زمانی، آب و هوای منطقه‌ای سیاره سرخ دچار تغییر شد. مدل‌های انحلال و آب و هوایی به محققان این اجازه را دادند تا استنباط کنند کدام مناطق در مریخ بیشترین احتمال را در برخورداری از انحلال بالای اکسیژن دارند؛ هم امروز و هم در گذشتۀ سیاره مریخ.

محققان همچنین یافتند که در دماهای پایین و مناسب، احتمال وجود مقادیر بالایی از اکسیژن در آب وجود دارد. افزون بر این، موقعیت آن مناطق در طول ۲۰ میلیون سال گذشته دچار تغییر گردیده است. بالاترین انحلال‌پذیری اکسیژن در طول پنج میلیون سال گذشته اتفاق افتاده است. این یافته‌ها می توانند با فراهم کردن اهداف بهتر برای کاوشگرهایی که نشانه‌هایی از محیط‌های قابل سکونت گذشته و حال حاضر را جستجو می کنند، نقش مهمی در هدایت عملیات آتی مریخ ایفا کنند. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Nature Geoscience منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencedaily.com

کشف قدیمی‌ترین ستارۀ کیهان

oldest starsبه گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، انسان‌ها به طور طبیعی در زندگی خود روند تکاملی طی می‌کنند. این حقیقت راجع به ستارگان نیز صادق است و ستاره‌ها نیز روند مشابهی را سپری می‌کنند. اولین ستاره‌هایی که پس از پدیده “بیگ بنگ” به وجود آمدند، اغلب از عناصر سبک ساخته شده‌اند. این در حالی است که با تکامل ستاره‌ها، نسل بعدی آن‌ها بیشتر از فلزات سنگین‌تر تشکیل شدند.

حال اخترشناسان یکی از قدیمی‌ترین ستاره‌ها را شناسایی کردند که تاکنون کشف نشده بود. به نظر می‌رسد این ستاره پس از پیدایش جهان تشکیل شده باشد و به زمین نزدیک باشد. این به این معنا است که همسایه‌های کهکشانی ما قدیمی‌تر از چیزی هستند که ما تاکنون تصور می‌کردیم. اولین ستاره‌های کیهان در حدود ۱۳.۶ میلیارد سال پیش تشکیل شده‌اند. این زمان یعنی ۱۸۰ میلیون سال پس از رویداد بیگ بنگ.

این میزان در مقیاس کیهانی مانند یک چشم بر هم زدن است. نظریه “بیگ بنگ” مدل کیهان‌شناسی پذیرفته‌ شده جهان، از کهن‌ترین دوران شناخته‌شده و تکامل آن در مقیاس بزرگ است. این نظریه بیان می‌کند که کیهان از یک وضعیت بسیار چگال نخستین آغاز شده و در گذر زمان انبساط یافته‌ است. اولین نسل ستاره‌ها ممکن است بیشتر از عناصر سبک مانند “هیدروژن”، “هلیوم” و “لیتیوم” تشکیل شده باشند.

فرآیند “همجوشی” نیز موجب تشکیل اولین فلزات سنگین شده است. هنگامی که این ستاره‌ها منفجر شده‌اند، ابرنواخترهای حاصل از این انفجار موجب گسترش فلزات سنگین در سراسر کیهان شده‌اند.  نسل بعدی ستاره‌ها نیز از ترکیب ابرهای این مواد تشکیل شدند. با این وجود، پس از آن ستاره‌ها با فلزات سنگین به وجود آمدند و این چرخه ادامه پیدا کرد. وجود این فلزات سنگین شاخص خوبی برای تشخیص سن ستارگان است.

تاکنون تصور شده است که ستاره‌های اولیه از بین رفته‌ و منفجر شده‌اند. اما در سال‌های اخیر محققان ۲۵ ستاره با فلزات کم کشف کرده‌اند که قدیمی‌ترین ستاره‌های کیهان به حساب می‌آیند و جرمی مشابه با جرم خورشید داشته‌اند. این ستاره قدیمی که شناسایی شده است،”۲MASS J۱۸۰۸۲۰۰۲–۵۱۰۴۳۷۸ B” نام گرفته و جرم آن ۱۴ درصد جرم خورشید است.

این ستاره همچنین کمترین میزان فلز در میان ستارگان شناخته شده را دارد و برآورد شده که میزان فلزات آن به اندازه سیاره عطارد باشد. محققان اظهار کردند، این به این معنا است که ستاره ،”۲MASS J۱۸۰۸۲۰۰۲–۵۱۰۴۳۷۸ B” به دومین نسل ستاره‌ها بازمی‌گردد. محققان معتقدند این اکتشاف نشان می‌دهد که شاید در آینده ستاره‌های قدیمی‌تر نیز شناخته شدند. نتایج این پژوهش در مجله Astrophysical انتشار یافت.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: newatlas.com

یک سایت برای دوست داران نجوم و سیارات