بایگانی ماهیانه: فوریه 2020

احتمال پیدایش حیات از دریاچه‌های غنی از فسفر


بیگ بنگ: پیدایش حیات مستلزم عنصری به نام فسفر است؛ بطوری که فسفر یکی از شش عنصر شیمیایی اصلی برای حیات برشمرده می‌شود و در ساختار اصلیِ مولکول‌های DNA و RNA نیز نقش دارد. این عنصر برای تامین انرژی سلول ها ضرورت دارد. اما محیط بی‌جان در اوایلِ پیدایش زمین چگونه این عنصر اصلی حیات را تامین می‌کرد؟

Lake Mono scaled
دریاچه مونو در شرق کالیفرنیا جریان خروجی ندارد؛ لذا نمک با گذشت زمان انباشت می‌شود. غلظت بالای نمک در این دریاچۀ غنی از کربنات می‌تواند زمینه را برای ایجاد ستون فراهم نماید. اعتبار عکس: متیو دیلون

به گزارش بیگ بنگ، «جاناتان تونر» استادیار علوم زمین و فضا و محقق از دانشگاه واشنگتن بیان کرد: «مسئله فسفات برای ۵۰ سال است که مطالعه منشاء حیات را به امری چالش‌برانگیز تبدیل کرده است.» مشکل این است که واکنش‌های شیمیاییِ دخیل در تشکیل عناصر اصلی حیات به فسفر ِ زیادی نیاز دارند، اما فسفر نادر است. یک مطالعۀ جدید، در انواع مشخصی از دریاچه‌ها به دنبال پاسخی برای پرسش فوق بوده است.

مطالعۀ حاضر بر روی آن دسته از دریاچه‌های غنی از کربنات تمرکز دارد که در محیط‌های خشک به وجود می‌آید. به دلیل میزان بالای تبخیر، آب دریاچه به شکل محلول‌های دارای pH زیاد، شور و قلیایی یافت می‌شود. چنین دریاچه‌هایی که با عنوان دریاچه‌های قلیایی نیز شناخته می‌شوند، در همۀ قاره‌های زمین وجود دارند. محققان در ابتدا میزان فسفر در دریاچه‌های غنی از کربنات را مورد بررسی و اندازه‌گیری قرار دادند؛ از جمله این دریاچه‌ها می‌توان به دریاچه مونو واقع در کالیفرنیا، دریاچه ماگادی در کنیا و دریاچه لونار در هندوستان اشاره کرد.

Lake Magadi scaled
این عکس که در سال ۲۰۰۷ گرفته شده، دریاچه ماگادی در کنیا را نشان می‌دهد؛ دریاچه غنی از کربنات که بستر آن از جنس سنگ‌های آتشفشانی است. آب شور این دریاچه غنی از میکروب است و سایر موجودات زنده از قبیل فلامینگوها و گورخرها را به سوی خود جذب می‌کند. اعتبار عکس: استیگ نیگارد

اگرچه غلظت دقیق فسفر به محل جمع‌آوری نمونه‌ها و بازه‌های مختلف در طول فصول بستگی دارد، اما محققان دریافتند که دریاچه‌های غنی از کربنات، بیش از ۵۰ هزار برابر فسفر بیشتری در مقایسه با آب دریاها، رودخانه‌ها و انواع دیگری از دریاچه‌ها دارند. چنین غلظت بالایی از وجود نوعی سازوکارِ طبیعیِ مشترک حکایت دارد که فسفر را در این دریاچه‌ها جمع می‌کند. امروزه، این دریاچه‌های غنی از کربنات، غِنای زیستی زیادی دارند و میزبان موجودات زنده متعددی هستند؛ از میکروب‌ها گرفته تا دسته‌های مشهوری از فلامینگوهای دریاچه ماگادی. این موجودات زنده بر وضعیت شیمیایی دریاچه تاثیر می‌گذارند.

بنابراین، محققان آزمایش‌هایی را به کمک بطری‌های آبِ غنی از کربنات در آزمایشگاه ترتیب دادند؛ این بطری‌ها با ترکیبات شیمیایی مختلفی به آزمایشگاه آورده شده بودند. هدف محققان از این کار، درک چگونگی انباشتِ فسفر توسط دریاچه‌ها و چگونگی ورود غلظت‌های بالای فسفر به درون محیط‌های بی‌جان می‌باشد.

دلیل وجود غلظت بالای فسفر در این آب‌ها، محتوای کربنات آنهاست. در اکثر دریاچه‌ها، کلسیم به فسفر می‌چسبد تا مواد معدنی فسفات کلسیم جامد ساخته شود؛ حیات نمی‌تواند به این مواد معدنی دسترسی داشته باشد. لازم بذکر می‌باشد که کلسیم از عنصرهای فراوان در کره زمین به شمار می‌آید. اما کربنات در آب‌های غنی از کربنات، در رقابت با فسفات برای چسبیدن به کلسیم پیروز می‌شود، لذا مقداری از فسفات فرصت اتصال پیدا نمی‌کند. آزمایش‌های مربوط به ترکیبات ادغام شده با غلظت‌های مختلف نشان داد که کلسیم به کربنات وصل شده و فسفات را بطور آزاد در آب رها می‌کند.

Phosphorous Levels Lakes
نقاط رنگی، میزان فسفرِ اندازه‌گیری شده در دریاچه‌هایِ مختلف غنی از کربنات سرتاسر جهان است. دریاچه‌هایِ غنی از کربناتِ موجود می‌توانند تا ۵۰۰۰۰ برابر سطح فسفات بیشتری در مقایسه با آب دریاها داشته باشند؛ بالاترین میزان فسفات اندازه‌گیری شده به دریاچه «گود ایناف» بریتیش کلمبیا و سامانه دریاچه‌ای «لَست چَنس» تعلق دارد (رنگ زرد)

تونر گفت: «این ایده پیچیده است؛ اما مرا مجذوب خود می‌سازد. این ایده مسئلۀ فسفات به صورت زیبا و توجیه‌پذیر حل می‌کند. میزان فسفات می‌تواند به یک میلیون برابر بیشتر از در آب دریا هم افزایش پیدا کند؛ به ویژه زمانیکه آب دریاچه‌ها در طول فصول خشک تبخیر می‌شود. غلظت بسیار بالای فسفات در این دریاچه‌ها و برکه‌ها احتمالا در بروز واکنش‌هایی نقش دارد که فسفر را در اختیار اجزای اصلی مولکولیِ RNA، پروتئین‌ها و چربی‌ها قرار می‌دهد؛ همه این مواد یاد شده برای حیات و تداوم آن ضروری هستند.»

هوایِ غنی از کربن دی اکسید در نخستین سال‌هایِ پیدایش زمین (یعنی تقریباً چهار میلیارد سال گذشته) احتمالا برای ایجاد چنین دریاچه‌هایی ایده‌آل بوده است و این فرصت را به آنها داده تا بیشترین میزانِ فسفر را در اختیار داشته باشند. دریاچه‌های غنی از کربنات معمولا در اتمسفرهایی با کربن دی اکسید بالا شکل می‌گیرند. افزون بر این، کربن دی اکسید در آب حل می‌شود تا شرایط اسیدی به وجود بیاورد که فسفر را از سنگ‌ها آزاد می‌سازد. محققان گفتند: «زمینِ اولیه با فعالیت‌های آتشفشانی گسترده‌ای همراه بود؛ بنابراین مقادیر زیادی سنگ آتشفشانی تازه وجود داشت که با کربن دی اکسید واکنش کرده و کربنات و فسفر را در اختیار دریاچه‌ها میگذاشت. زمین اولیه به احتمال زیاد، میزبانِ تعداد زیادی دریاچه غنی از کربنات بوده است. این دریاچه‌ها برای پشتیبانی از حیات و موجودات زنده، غلظت بالایی از فسفر داشتند.»

دو محقق دیگر در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که این نوع دریاچه‌ها می‌توانند سیانید فراوانی را برای پشتیبانی از شکل‌گیریِ آمینواسیدها و نوکلئوتیدها فراهم کنند؛ این دو از اجزای اصلی پروتئین‌ها، DNA و RNA هستند. قبل از آن، محققان با دشواری زیادی برای یافتن یک محیط طبیعی با سیانید کافی مواجه بودند که توان پشتیبانی از منشاء حیات را داشته باشد. سیانید برای انسان‌ها مضر و سمی است؛ اما میکروب‌های اولیه در برابر آن مصون بودند. جزئیات بیشتر این پژوهش در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی‌لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: scitechdaily.com

بازی نسبیتی دو ستاره همدم با نور یک ستاره دوردست


بیگ بنگ: در تابستان سال ۲۰۱۶، اخترشناسان درخشان شدنِ ستاره‌ای را در فاصلۀ ۲۵۰۰ سال نوری زمین در صورت فلکی ماکیان دیدند که گویی دارد آمادۀ انفجاری ایرنواختری می‌شود. اما روز بعد ستاره دوباره کم‌نور شد و به حالت طبیعی‌اش بازگشت- نه هیاهویی و نه انفجاری. موضوع چیست؟

frvPijxRNURxQtyaNVZBa
دو کوتولۀ سرخ در یک سامانه‌ دوتایی فضا-زمان را خمیده کردند و دید ما از یک ستارۀ بسیار بسیار دورتر را اعوجاج داده‌اند.

این چرخۀ شگفت‌انگیز در مدت چند هفته تکرار شد: ستاره ناگهان درخشان می‌شد و سپس در کمتر از یک روز دوباره کم‌نور می‌شد. این چرخه در یک سال بعد دوباره و دوباره رخ داد و در مدت ۵۰۰ روز پنج بار تکرار شد. لوکاژ وژکوفسکی، اخترشناسی که این ستارۀ شگفت‌انگیز را در رصدخانه‌ اخترشناسی دانشگاه ورشوی لهستان بررسی کرده می‌گوید: «این رفتاری بسیار نامعمول بود. به سختی هرگونه ابرنواختر یا ستارۀ دیگری را می‌بینیم که این عملکرد را داشته باشد.»

اکنون بر پایۀ یک پژوهش جدید، دانشمندان پی بردند که این ستارۀ عجیب با نام Gaia16aye هرگز هیچ کار ناهنجار و خلاف معمولی انجام نمی‌داده، بلکه به نظر می‌رسد دو ستاره در یک سامانۀ دوتایی که میان ما و این ستاره هستند و با هم به گرد یک مرکز جرم مشترک می‌چرخند دارند فضا-زمان جلوی Gaia16aye را تاب داده و به گونه‌ای چشمگیر، میدانی از ذره‌بین‌های کیهانی را می‌سازند. این عدسی‌ها هر بار که ستاره از پشتشان می‌گذرد نور آن را تقویت می‌کنند. خود این دو ستاره از روی زمین دیده نمی‌شوند.

این اثر بزرگنماییِ ستاره‌ای که در آن، اجسامِ پرجرم بافت فضا-زمان را اطراف ِ خودشان خم می‌کنند به “همگرایی گرانشی” معروف است و در نظریه‌ نسبیت عام آلبرت اینشتین پیش‌بینی شده‌اند. دانشمندان تاکنون با بهره از این پدیده توانسته‌اند نگاهی نزدیک‌تر به برخی از پیرترین و دورترین ستارگان، کهکشان‌ها و اجرام کیهانی بیندازند، ولی این اثر می‌تواند ویژگی‌های اجرام بسیار نزدیک‌تر و کم‌نورتر را هم آشکار کند.

پشِمِک مروس، یکی از نویسنگان پژوهش از بنیاد فناوری کالیفرنیا گفت: برای نمونه، همین جفت ستاره نور Gaia16aye را برای ما دچار تغییر می کنند. این دو با اینکه خودشان به کلی برای ما ناپیدا هستند، شدت و بسامد همگرایی گرانشی‌شان به پژوهشگران امکان داده تا رو به عقب رفته و “اساسا همه چیز” را دربارۀ آنها بسنجند و تعیین کنند.

دانشمندان نتیجه گرفتند، این دو ستارۀ پیش‌زمینه اگر بخواهند این درخشندگیِ پی در پی با مدت حدود یک روز را برای Gaia16aye پدید بیاورند باید نه یکی، بلکه دسته‌ای از بزرگ‌نمایی‌ها (به بیان دیگر، ریزهمگرایی گرانشی) جلوی نور آن را انجام دهند. این بدین معناست که دو ستاره به احتمال زیاد یک جفت ستارۀ کوتوله‌ سرخ کوچک با جرم حدود ۰.۵۷ و ۰.۳۶ برابر خورشید هستند و در فاصله‌‌ای دو برابر فاصلۀ زمین-خورشید از یکدیگر قرار دارند.

اگر پدیده‌های ریزهمگرایی‌ای از این دست بتوانند ستارگان ناپیدا را آشکار کنند، پس شاید توانایی این را هم داشته باشند که از پدیده‌های کیهانی رازآلودتر نیز پرده بردارند. پژوهشگران می‌گویند خوشبختانه سیاهچاله‌ها هم جزو این پدیده‌های رازآلود خواهند بود، زیرا بطور معمول تنها زمانی می‌توان به وجودشان پی‌برد که مواد اطرافشان را ببلعند و فواره‌هایی از گاز درخشان منتشر کنند.

کهکشان راه شیری نیز می‌تواند دارای میلیون‌ها سیاهچالۀ خاموش باشد که از هر ستاره‌ای بسیار دور هستند و نمی‌توانند چنین نمایش نوری به راه بیندازند، و به گفتۀ پژوهشگران، همگرایی گرانشی می‌تواند کلیدِ یافتن آنها باشد. اگر یک سیاهچاله‌ نادیدنی اثر همگرایی‌ای پدید بیاورد که نور پشتش را اعوجاج دهد، اخترشناسان خواهند توانست رو به عقب رفته و سرشت واقعی آن را آشکار کنند. جزئیات بیشتر این پژوهش در Astronomy and Astrophysics منتشر شده است.

شواهدی از جمعیت “انسان ناشناخته” که منقرض‌شده است!


بیگ بنگ: خزانۀ ژنی افراد ساکن غرب آفریقای امروزی دارای یک گونه انسان رازآلود بنام «جمعیت شبح» است. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که مشابهِ آمیزش انسان‌ها و نئاندرتال‌ها، این گونه منقرض‌شده به احتمال زیاد با اجداد ما در قارۀ آفریقا آمیزش جنسی داشته است. دانشمندان با استفاده از داده‎های ژنومی افراد ساکن غرب آفریقای امروزی موفق به یافتن بخش کوچکی از ماده ژنتیکی شده‌اند که ظاهراً از این تبار رازآلود نشات می‌گیرد. گفتنی است این گونه حتی قبل از نئاندرتال‌ها از شجره خانوادگی انسان جدا شده است.

ghostextincthomininبه گزارش بیگ بنگ، تصور بر این است که انسان‌های امروزی از لحاظ آناتومی از آفریقا سرچشمه می‌گیرند، اگرچه این ادعا بحث‌های بسیار زیادی را به همراه دارد. این جمعیت از انسان‌ها از اروپا به آفریقا مهاجرت نموده و با گونه‌هایی نظیر نئاندرتال‌ها و دنیسوان‌ها به آمیزش جنسی پرداختند. به همین صورت، افراد ساکن غرب آفریقای امروزی مثل جمعیت‌های ساکنِ یوروبا و منده( قوم‌های بزرگ آفریقایی) فاقد ژن‌هایی از این گونه‌های باستانی هستند، اما نباید چنین برداشت کرد که هیچ نوع آمیزش جنسی صورت نگرفته است. در حقیقت، شواهد ِ اخیر گویای آن است که گذشتۀ ژنتیکی افراد ساکن غرب آفریقا، شاید چنین ژن مشابهی داشته باشند.

تایید و اثبات این ایده کار دشواری است زیرا بقایا و DNA انسان‌های باستانی در قاره آفریقا به ندرت یافت می‌شود؛ یافتن DNA در غرب آفریقا سخت‌تر هم می‌باشد. خوشبختانه، فقط با یک روش می‌توان دریافت که انسان‌های باستانی چگونه ترکیب شدند و این روش مستلزم مطالعه بقایای انسان‌ها نیست و آن هم ژنوم مدرن نام دارد. محققان تصمیم گرفتند ۴۰۵ ژنوم مدرنِ متعلق به جمعیت یوروبا و منده را با ژنوم نئاندرتال‌ها و دنیسوان‌ها مورد مقایسه قرار دهند.

برخلاف انتظار آنان، آثاری از یک گونه انسانیان باستانی در ژنوم آنها کشف گردید که تاکنون بصورت ناشناخته باقی مانده بود. بسیار شبیه به اینکه انسان‎های امروزیِ خارج از قاره آفریقا چطور هنوز آثاری از ژن‌های نئاندرتالی در بدن‌شان دارند، محققان جمعیت‌هایی را در غرب آفریقا پیدا کردند که بین ۲ تا ۱۹ درصد از تبار ژنتیکی‌شان از این انسانیان ناشناخته نشات می‌گیرد.

African Introgression Extinct Humans xنکته جالب این است که این اولین‌بار نیست که گونه‌های شبح‌وار اجداد منقرض‌شده و ناشناخته ما در DNA مدرن یافت می‌شود. محققان با بررسی DNA اوراسیایی قبلاً موفق به یافتن آثاری از دستکم سه گونه انسانیان باستانی و ناشناخته در ژنوم انسان‌های مدرن شده بودند. مطالعات بسیارِ دیگری هم از این یافته‌ها پشتیبانی به عمل آورده‌اند؛ یعنی میان انسان‌های امروزی و باستانی آمیزش جنسی رخ داده است. با توجه به شواهد و بقایای فسیلی، انسان‌های امروزی تقریباً ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار سال پیش پای به عرصه ظهور گذاشتند.

تجزیه و تحلیل‌ها نشان می‌دهد که یک جمعیت شبح باستانی ناشناخته در شکل‌گیری تبار ژنتیکی جوامع امروزی غرب آفریقا نقش داشته است. دانشمندان معتقدند که این گونه باستانی ناشناخته، احتمالا حدود ۶۵۰ هزار سال پیش از اجداد نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن، منشعب گشته و اجداد مردمان کنونی غرب آفریقا، هزاران سال پیش از آن‌ها زاده شده‌اند. دانشمندان بر این نکته تاکید کردند که برای درک بهتر ترکیب ژنی و بدنی اجدادمان باید تجزیه‌ و تحلیل‌های بیشتری در مورد ژنوم آفریقایی‌ها انجام دهیم. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Science Advances منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی‌لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منابع: uk.reuters.com , sciencealert.com

اگر اقیانوس‌ها خشک شوند، زمین چه شکل‌و‌شمایلی پیدا می‌کند؟


بیگ بنگ: اقیانو‌س‌ها بخش اعظمی از کره زمین را می‌پوشانند؛ از جمله طولانی‌ترین رشته‌کوه‌ها و پل‌های باستانی که انسان‌ها از آنها برای رسیدن به قاره‌های دیگر عبور کردند. اخترشناسی به نام «جیمز اودونوگو» که اخیراً یکی از ویدئوهای ناسا را بازسازی کرده، نشان می‌دهد که در صورت خشک شدن منابع آبیِ زمین، سیاره ما چه شکلی پیدا می‌کند. لذا با این کار، از سه پنجمِ پنهانِ سطح زمین پرده برداشته است. فیلم اصلی در سال ۲۰۰۸ توسط ناسا تهیه شده است.

NASAearthSurfaceWhatLiesBeneathبه گزارش بیگ بنگ، اودونوگو در آژانس کاوش‌های هوافضای ژاپن(JAXA) فعالیت می‌کند و سابقه کار در ناسا را نیز دارد. او برای ساخت این ویدئوی جدید، به فیلمی دسترسی پیدا کرد که فیزیکدان و انیماتور ناسا «هوراس میچل» در سال ۲۰۰۸ ساخته بود. اودانیو چیزهای جدیدی را به فیلم او اضافه کرد. او زمان‌بندی را ویرایش کرده و یک ردیاب اضافه کرد تا ببیند در طول انیمیشن چه میزان از آب خشک می‌شود. وقتی اقیانوس‌ها به تدریج آب‌شان را از دست می‌دهند، اولین بخش‌های زمین پنهانی که ظاهر می‌شوند، پوسته‌های قاره‌ای هستند.

اودونوگو در قالب یک ایمیل به «Business Insider» این چنین نوشته است: «قدری تعجب‌برانگیز بود، اما من نقطه شروع را نشان دادم؛ بخش‌های زیردریایی بسیار زیادی وجود دارد که بلافاصله در ده متر نخست افشا شد.» پوسته‎های قاره‌ای دربردارنده چندین پل زمینی هستند که انسان‎های اولیه از آنها برای مهاجرت از قاره‌ای به قاره دیگر عبور می‌کردند. ده‌ها هزار سال پیش، اجداد ما از اروپای قاره‎ای به انگلیس، از سیبری به آلاسکا و از استرالیا به جزایر اطراف آن مهاجرت نمودند. اودانیو در ادامه افزود: «وقتی آخرین عصر یخبندان به وقوع پیوست، مقدار عظیمی از آب اقیانوس‌ها به صورت یخ در قطب‌های سیاره ذخیره شد. دلیل وجود پل‌های زمینی همین بوده است. هر کدام از این پیوست‌ها فرصتِ مهاجرت را به انسان‌ها دادند. وقتی عصر یخبندان به پایان رسید، آب به نوعی در آن پل‌ها باقی ماند.» ویدئوی شبیه‌سازی باورنکردنی ناسا نشان می‌دهد که اگر اقیانوس‌ها خشک شوند، زمین چه شکل‌و‌شمایلی پیدا می‌کند.

در این انیمیشن، حذف آب باعث می‌شود دید تازه‌ای نسبت به جهانِ اجداد باستانی‌مان داشته باشیم. طولانی‌ترین رنجیره کوه‌های زمین نیز در این انیمیشن به نمایش در آمده است. وقتی سطح دریا به ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ متر کاهش یافته باشد، این کوه‌ها نمایان می‌شوند. قله میان‌اقیانوسی هم بیش از ۶۰۰۰۰ کیلومتر گستردگی دارد. بیش از ۹۰ درصد آن در زیر آب قرار دارد. کوه‌های آتش‌فشانی از میان درزها و شکاف‌ها به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند؛ جایی که صفحات تکتونیکی زمین فاصله چندانی با یکدیگر ندارند.

با خشک شدن اقیانوس‌ها تا ۶۰۰۰ متر در این ویدئو، آنها بخش اعظم محتوای آب‌شان را از دست می‌دهند. اما در ۵۰۰۰ متری دیگر است که عمیق‌ترین نقاط گودال ماریانا خالی از آب می‌شوند. اودونوگو گفت: «این برای من بسیار هیجان‎انگیز است که در انیمیشن، کف اقیانوس به مانند قاره‌ها از لحاظ ویژگی‌های زمین‌شناسی، متغیر و جالب است. خالی شدن آب دریاها و اقیانوس‌ها نه تنها زیر اقیانوس‌ها را نشان می‌دهد، بلکه از داستان باستانی بشر هم پرده برمی‌دارد.»

ترجمه: منصور نقی‌لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: businessinsider.com

هوش مصنوعی ساختار کیهان را پیش‌بینی کرد


بیگ بنگ: چگونگی ایجاد خلاء و رشته‌ها توسط جهان را می‌توان اکنون به لطف توسعه یک ابزار هوش مصنوعی موسوم به شبیه‌ساز تاریک(Dark Emulator) مورد مطالعه قرار داد. 

Galaxies Cluster Together Universeعکس ۱: شیوه جمع‌شدنِ کهکشان‌ها در کیهان در این عکس به وضوح نشان داده شده است. محققان برای تهیه این عکس از پروژه عکس‌برداری «SDSS» استفاده کردند. نقاط زرد نشان‌دهنده موقعیت تک‌تک کهکشان‌ها است، اما حلقه نارنجی‌رنگ آن منطقه از کیهان را به تصویر می‌کِشد که یک میلیارد سال نوری گستردگی دارد. زمین در مرکز عکس قرار دارد و یک نقشه سه‌بعدی اطراف آن وجود دارد که محل حضور کهکشان‌های مختلف است. در این عکس می‌توان مشاهده کرد که کهکشان‌ها به طور یکنواخت در سرتاسر جهان پراکنده نشده‌اند و اینکه کهکشان‌ها چگونه با یکدیگر خوشه‌ها را به وجود می‌آورند. اعتبار عکس: سونیکو کاتو

به گزارش بیگ بنگ، پیشرفت تلسکوپ‌ها این فرصت را در اختیار محققان قرار دادند تا کیهان را با جزئیات بیشتری مطالعه نموده و یک مدل کیهان‌شناسی استاندارد ارائه کنند که بطور همزمان حقایقِ مبتنی بر مشاهدات را تبیین می‌کند. بخش اعظم کیهان از ماده تاریک و انرژی تاریک ساخته شده و تاکنون هیچ‌کس قادر به شناسایی هویت دقیق آنها نشده است. یکی از روش‌های نویدبخش برای حل این قبیل از رازها، استناد به ساختار کیهان است.

کیهان امروز از رشته‎هایی تشکیل یافته که طی آن، کهکشان‌ها به طور خوشه کنار همدیگر گِرد آمده و از دور به ریسمان شباهت دارند. البته نقاط تهی یا خلاء هم وجود دارند که گویی هیچ چیزی در آنها نیست (به عکس شماره ۱ مراجعه شود). کشف پس‌زمینه ریزموج کیهانی این فرصت را به محققان داده تا ببینند کیهان در آغاز چگونه بوده و از چه ویژگی‌هایی برخوردار بود. درک ویژگی‌ها و فیزیک کیهان می‌تواند به محققان کمک نماید تا سرنخ‌های ارزشمندی را دربارۀ ماهیت ماده تاریک و انرژی تاریک به دست بیاورند.

تیمی از محققان از موسسه فیزیک نظری دانشگاه یوکاوا در کیوتو (استادیار تاکاهیرو نیشمیچی) و موسسه فیزیک و ریاضی کاولی (ماساهیرو تاکادا) از سریع‎ترین ابررایانه‌های شبیه‌سازی اخترفیزیکی موسوم به «ATERUI» و «ATERUI II» استفاده کردند تا ابزار «Dark Emulator» را بسازند. استفاده از این ابزار به همراه داده‌های جمع‌آوری شده توسط بزرگ‌ترین پروژه‌های مشاهداتی جهان این امکان را در اختیار محققان می‌گذارد تا احتمالاتِ مربوط به منشاء ساختارهای کیهانی و چگونگی تغییر توزیع ماده تاریک در طی زمان را مطالعه کنند.

Dark Emulator Designعکس ۲: طرح مفهومی ابزار «Dark Emulator». سمت چپ: مثالی از کیهان مجازی که با ابررایانه «ATERUI» ساخته شده است. در این مثال، توزیعِ تقریباً ۱۰ میلیارد ذره را در حجمی مشمول بر ۴.۹ میلیارد سال نوری مشاهده می‌کنید که تا به امروز تکامل یافته است. تهیه این نمونه با استفاده از ۸۰۰ هسته پردازنده در «ATERUI» به دو روز زمان نیاز دارد. مرکزی: معماری «Dark Emulator». این ابزار تطابق میان پارامترهای اساسی کیهان‌شناسی را که در آغاز شبیه‎سازی به کار گرفته شد و پیامد آن را بر اساس معماری یادگیری ماشینی فرامی‌گیرد. در همین راستا، روش‌های آماری متعددی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این ماشین می‌تواند پس از آموزش به طور دقیق سیگنال‌های مشاهده‌ای مورد انتظار را در مجموعه تازه‌ای از پارامترهای کیهان‌شناسی پیش‌بینی کند؛ بدون اینکه شبیه‌سازی تازه‌ای انجام دهد.

محقق و نویسنده اصلی «تاکاهیرو نیشمیچی» بیان کرد: «ما یک پایگاه داده فوق‌العاده بزرگ با استفاده از یک ابررایانه ساختیم. ما برای اتمام آن به سه سال زمان نیاز داشتیم، اما حالا می‌توانیم این پایگاه داده را روی لپ‌تاپ و در عرض چند ثانیه بسازیم. من احساس می‌کنم علم داده‌پردازی می‌تواند قابلیت‌های ارزشمندی را برای بشر عرضه کند. من امیدوارم با نتایج امیدبخشی که به دست آمد، بتوانیم گام‌های موثرتری در حل برخی از پیچیده‌ترین معماهای کیهانی برداریم. حل معمای انرژی تاریک یکی از این مسائل پیچیده است که سالیانِ سال محققان را درگیر کرده است. از دید من، روشی که ما ساختیم می‌تواند در سایر حوزه‌ها نیز به کار برده شود که از جمله آنها می‌توان به علوم طبیعی یا علوم اجتماعی اشاره کرد.»

این ابزار جدید از یکی از جنبه‎های هوش مصنوعی به نام یادگیری ماشینی استفاده می‌کند. سریع‎ترین ابررایانه‌های شبیه‌سازی اخترفیزیکی موسوم به «ATERUI» و «ATERUI II» با تغییر خصوصیات مهم کیهان از قبیل ماده تاریک و انرژی تاریک موفق به ساخت صدها جهان موازی شده‌اند. ابزار «Dark Emulator» از داده‌ها یاد گرفته و پیامدهای یک مجموعه جدید از خصوصیات را حدس می‌زند؛ بدون اینکه مجبور باشد هر بار شبیه‌سازی‌های جدیدی انجام دهد. محققان امیدوارند در آینده از این گونه ابزارها برای مطالعه دقیق‌تر منشاء کیهان استفاده کنند. این مقاله روز ۸ اکتبر ۲۰۱۹ در مجله Astrophysical منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی‌لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: scitechdaily.com

گامی بزرگ برای دستیابی به “اینترنت کوانتومی”


بیگ بنگ: دانشمندان موفق شدند دو حافظه کوانتومی را به طول ۵۰ کیلومتر در کابل‌های فیبر نوری درهم‌تنیده کنند. این امر می‌تواند گام بزرگی در رسیدن به اینترنت کوانتومی فوق‌العاده امن و سریع باشد.

quantum distanceبه گزارش بیگ بنگ، ارتباطات کوانتومی برپایه درهم‌تنیدگی کوانتومی استوار است؛ جایی که دو ذره به طرز جالبی به یکدیگر پیوند خورده و به هم وابسته می‌شوند، حتی اگر هزاران کیلومتر از هم فاصله داشته باشند. حافظه کوانتومی، معادلِ کوانتومیِ حافظه رایانش کلاسیک است؛ یعنی قابلیت ذخیره‌سازی اطلاعات کوانتومی و حفظ آنها برای زمانی دیگر. و اگر قرار باشد به مرحله‌ای برسیم که طی آن، رایانه‌های کوانتومی مفید و عمَلی باشند، باید تلاش خود را برای راه‎اندازی این حافظه انجام دهیم.

محقق و رهبر تیم «جیان وی پن» از دانشگاه علم و فناوری چین در گفتگو با Australian Broadcasting Corporation گفت: «اهمیت این مقاله در این است که فاصله درهم‌تنیدگی را میان حافظه‌های کوانتومی گسترش دهد. در رابطه با درهم‌تنیدگی ذرات نور باید به این نکته اشاره کرد که ما موفق به انجام آن در فضای خالی و فیبرهای نوری شده‌ایم، اما افزودن حافظه کوانتومی بر پیچیدگیِ هر چه بیشترِ فرایند می‌افزاید. ما دریافتیم که روشی متفاوت می‌تواند کارآیی بهتری در این خصوص داشته باشد: درهم‌تنیدگی فوتون – اتم در گره‌های متوالی؛ جایی که اتم‌ها نقش گره را ایفا کرده و فوتون‌ها به مخابره پیام می‌پردازند.»

به عبارت دیگر، درهم‌تنیدگی فوتون می‌تواند باعث شود ماده اتمی به ترکیب افزوده شده و همین عامل افزایشِ کارآیی، اطمینان و پایداری را در پی دارد. اگر شبکه‌های گره مناسبی به کار برده شود، زمینه برای اینترنت کوانتومی هم می‌تواند فراهم شود. در این آزمایش، دو واحد ذخیره‌سازی برای حافظه کوانتومی عبارت بودند از اتم‌های روبیدیوم که به حالت انرژی پایینی آورده شده بودند. وقتی اتم‌ها با فوتون‎های درهم‌تنیده جفت شوند، به بخشی از یک سیستم درهم‌تنیده تبدیل می‌شوند.

شوربختانه، هر چقدر طول مورد نیاز برای یک فوتون برای حرکت میان اتم‌ها بیشتر باشد، احتمال اختلال در آن سیستم نیز رو به افزایش می‌گذارد. به همین دلیل است که یافته‌های فعلی اهمیت دوچندان دارند. محققان از روشی موسوم به ارتقای روزنه استفاده کردند که از هدر رفت جفت فوتونی در طول درهم‌تنیدگی جلوگیری کرده یا آن را کاهش می‌دهد.

اگر بخواهیم این مسائل را به زبان ساده‌تری بازگو کنیم، باید بدانید که این روش با قرار دادنِ اتم‌های حافظه کوانتومی در حلقه‌های خاصی عمل می‌کند؛ این عامل باعث کاهش نویزهای تصادفی می‌شود که می‌توانند تداخل ایجاد کرده و حافظه را از بین ببرند. روش مذکور در احیای اطلاعات کوانتومی موثر خواهد بود. اتم‌ها و فوتون‌های جفت‌شده‌ای که به واسطه این روش ایجاد می‌شوند، گره را تشکیل می‌دهند. دانشمندان سپس این فوتون‌ها را تبدیل به فرکانس مناسب می‌سازند تا میان شبکه‌های مخابرات انتقال‌شان بدهند.

محققان یک دستگاه ثبت درهم‌تنیدگی کوانتومی دارند که فوتون‌های درهم‌تنیده را میان ماهواره و زمین و در فاصله ۱۲۰۰ کیلومتر مخابره می‌کند؛ کاری که در سال ۲۰۱۷ به انجام رسید. این سیستم ماهواره‌ای به خوبی در فضا کار می‌کند، اما در اتمسفر زمین با توجه به تداخل‌هایی که وجود دارد، کابل‌های فیبر نوری می‌توانند این هدررفت سیگنال را کاهش دهند. در این آزمایش، گره‌های اتم‌ها در آزمایشگاه یکسانی بود، اما می‌بایست فوتون‌ها در امتداد کابل‌هایی به درازای بیش از ۵۰ کیلومتر حرکت می‌کردند. البته چالش‌های بزرگی برای جداسازیِ بیشتر اتم‌ها وجود دارد. محققان گفتند: «علی‌رغن پیشرفت‌های عظیمی که حاصل آمده است، بیشترین تفکیک فیزیکی میان دو گره برابر است با ۰.۸ مایل یا ۱.۳ کیلومتر. ما با چالش‌های بزرگی برای فواصل دورتر نیاز داریم.»

نکتۀ پایانی این است که فن‌آوری کوانتومی می‌تواند سرعت انتقال اطلاعات را  افزایش داده و انتقال امن آنها را با استفاده از قوانین فیزیک بهبود ببخشد. اینترنت کوانتومی که پردازشگرهای کوانتومی دور را به یکدیگر وصل می‌کند، باید انقلابی در بسیاری از زمینه‌ها ایجاد کند که از جمله این زمینه‌ها می‌توان به رایانش کوانتومی اشاره کرد. این مقاله در مجله معتبر Nature منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی‌لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

ویروس کرونا تا چه مدت روی سطح زنده می‌ماند؟


بیگ بنگ: بر اساس تحقیقات جدید، اگر ویروس کرونای جدید «۲۰۱۹-nCoV» که هم‌اکنون با نام رسمی «COVID-19» شناخته می‌شود، به اعضای خانواده‌اش شباهت داشته باشد، می‌تواند بیش از یک هفته روی اشیای بی‌جان به بقای خود ادامه دهد.

coronavirusesبه گزارش بیگ بنگ، بر اساس پژوهش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا(CDC)، در حال حاضر مشخص نیست که آیا امکان ابتلا به ویروس کرونا با لمس یک سطح یا شیء‌ای که این ویروس را دارد و سپس لمس دهان، بینی یا چشم، وجود دارد یا خیر. در حقیقت، محققان کماکان اطلاعات زیادی دربارۀ «COVID-19» ندارند و نتیجه‌گیری‌هایشان بر اساس ویروس‌‌های کرونای مشابه از قبیل سارس یا مِرس است.

محققان با بررسی ویروس‌های انسانی و حیوانی متعلق به این خانواده‌ از ویروس‌ها که در مجموع ۲۲ مقاله معتبر علمی را شامل می‌شود، دریافته‌اند که عوامل بیماری‌زای انسانی می‎توانند روی سطح دوام آورده و در دمای اتاق به مدت ۹ روز زنده مانده و توان آلوده‌سازی داشته باشند. با این اوصاف، ویروس سرخک می‌تواند تا دو ساعت در سطوح آلوده زنده بماند.

محققان می‌گویند که این خانواده از ویروس‌ها می‌توانند بین ۴ اِلی ۵ روز در مواد گوناگونی مثل آلومینیوم، چوب، کاغذ، پلاستیک و شیشه زنده بمانند. برخی از ویروس‌های کرونای حیوانی (آن دسته از ویروس‌های کرونا که می‌توانند حیوانات را آلوده سازند) می‌توانند بیشتر از ۲۸ روز نیز بقا داشته باشند.

«گونتر کمپ» محقق در بیمارستان دانشگاه گریسوالد گفت: «دمای پایین و رطوبت هوای بالا می‌تواند عمر این دسته از ویروس‌ها را افزایش دهد. برای پیشگیری یا کاهش گسترش ویروس کرونا، محققان پیشنهاد دادند که بیمارستان‌ها به طور دقیق سطوح را با محلول‌های گوناگونی از جنس سدیم هیپوکلریت، هیدروژن پراکسید یا اتانول ضدعفونی کنند. ما در مطالعات‌مان دریافتیم که این توصیه‌های سازمان بهداشت جهانی در برابر ویروس سارس و مِرس بسیار موثر بوده است.»

نتایج این پژوهش‌ها به احتمال زیاد در کتاب‌های درسی آینده چاپ خواهد شد؛ اما با توجه به شرایط فعلی، محققان فکر می‌کنند بهترین راه این است که این نتایج در مجلات معتبر منتشر شود. آنها بر این باورند که شاید نتایج کارشان قابل تعمیم به ویروس «COVID-19» نیز باشد. یکی دیگر از محققان به نام «ایک استاین من» که استاد ویروس‌شناسی در دانشگاه لیبنیز هانوفر است، گفت: «ویروس‌های کرونای مختلفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و نتایج بدست آمده همگی شبیه به هم بودند.»

با این حال، هیچ کدام از ویروس‌های مورد مطالعه، «COVID-19» نبود. محققان اعلام کردند که داده‌های کافی در اختیار ندارند تا نشان دهند آیا پس از تماس بیمار یا سطوح آلوده به ویروس، امکان ابتلا به آن از طریق دست وجود دارد یا خیر. ویروس مِرس (MERS) مثل سایر ویروس‌های کرونا به سادگی از شخصی به شخص دیگر انتقال داده نمی‌شود، اما ویروس سارس با عطسه و سرفه افراد هم می‌تواند به طور چشمگیری پخش شود.

شستن دست‌ها و اطمینان حاصل کردن از اینکه مکان‌های عمومی ضدعفونی شوند، کار موثری است که می‌توانیم برای پیشیگیری اولیه، انجام دهیم. لذا توصیه می‌شود پس از تماس با دستگیره‎های در بیمارستان‎ها یا دکمه‌ها، میزها، تابلوها یا سایر اجسامی که در نزدیکی بیماران مبتلا به ویروس قرار دارند، افراد دست‌های خود را شسته و ضدعفونی کنند. این مقاله در Journal of Hospital Infection منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی‌لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com

زیبایی صورت فلکی شکارچی


بیگ بنگ: آیا این صورت فلکی را تشخیص می‌دهید؟ با عبور از ارتفاعات بوهمیان مرکزی در جمهوری چک، می‌توانید شکارچی را مشاهده کنید. شکارچی یکی از قابل تشخیص‌ترین گروه‌های ستاره‌ای در آسمان و شمایلی آشنا برای انسان به مدت بیش از ۳۰ هزار سال است.

OrionOverCzech Bauerاین صورت فلکی در طی این ۳۰ هزار سال تقریبا به یک شکل بوده و باید طی هزاران سال آینده نیز همچنان یکسان به نظر برسد. شکارچی برجستۀ امسال هنگام غروب در اعماق آسمان دیده می‌شود و یک نشانه از زمستان در نیمکره شمالی زمین و تابستان در نمیکرۀ جنوبی می‌باشد. این عکس زیبا یک کامپوزیت شامل بیش از ۳۰ تصویر است که از یک مکان مشخص و در یک شب در ماه گذشته گرفته شده است.

OrionOverCzech Bauer annotated در پایین و سمت چپِ کمربند سه ستاره‌ای شکارچی، در این سحابی دیده‌ می‌شود، در حالیکه چهار عدد از درخشان‌ترین ستارگان در اطراف ِ کمربند در جهت حرکت عقربه‌های ساعت عبارتند از: شباهنگ (در سمت چپ به رنگ آبی)، ابط الجوزا یا آلفای شکارچی در بالا به رنگ نارنجی، که به طرز عجیبی کم نور شده، دبران (سمت راست) و بتا شکارچی (در پایین). در هفته‌های آتی، این صورت فلکی زودتر غروب می‌کند.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: apod

مدارگرد Solar Orbiter خورشیدی به فضا پرتاب شد!

 

Solar Orbiterمدارگرد خورشیدی Solar Orbiter توسط ناسا و آژانس فضایی اروپا (ESA) با هدف ارتقا دانش در زمینه ی قطب های خورشیدی به فضا پرتاب شد.

صبح دیروز ساعت ۷:۳۳ به وقت تهران مدارگرد خورشیدی سوار بر راکت اتلس ۵ (Atlas V) به فضا پرتاب شد و حدوداً یک ساعت و نیم پس از پرتاب پیام برافراشته شدن پنل های خورشیدی مدارگرد خورشیدی دریافت و سفر طولانی مدت آن آغاز شد.

مدارگرد مذکور دو سال دیگر از نزدیک ستاره ی نورانی خورشید عبور می کند و از آن داده هایی ارسال می شود که علم بشر در خصوص خورشید را ارتقا می دهد و مأموریت های سرنشین دار به ماه را آسان‌تر خواهد کرد.

«توماس زوربوچن» (Thomas Zurbuchen) از مدیران ناسا در مورد مدارگرد خورشیدی بیان می کند:

«ما به کمک شرکای اروپایی خود وارد عصر جدید از فیزیک خورشید (هلیوفیزیک) می شویم که مطالعات خورشید را تغییر داده و امنیت فضانوردانی که با مأموریت آرتمیس به ماه سفر می کنند را افزایش دهیم.»

مدارگرد خورشیدی برای مطالعه قطب های خورشید از نزدیکی سیاره زهره عبور کرده و به کمک نیروی گرانشی آن به خورشید نزدیک تر می شود.

مدارگرد خورشیدی که اندازه ای در حدود یک خودروی ون دارد، به کمک ده وسیله به جمع آوری داده های مختلف از جمله میدان مغناطیسی، جو و شراره های خورشیدی خواهد پرداخت. این مدارگرد توسط یک سپر تیتانیومی که با ماده مخصوصی به نام SolarBlack پوشانده شده، در برابر دمای بیش از ۶۰۰ درجه سانتی گراد محافظت می شود.

مدارگرد خورشیدی از دماغه کیپ کاناورال در ایالت فلوریدا به فضا پرتاب شده است.

برای مطالعه قطب های خورشید نزدیک شدن به قطب های آن ضروری است. قطب های خورشید هر ۱۱ سال یکبار جا به جا شده و میدان مغناطیسی آن را تغییر می دهند. در این فرآیند که به حداکثر خورشیدی (Solar Maximum) مرسوم است، لکه ها و شراره های خورشیدی ذرات باردار را به سمت زمین پرتاب می کنند.

سیاره ی ما مقداری از ذرات باردار را جذب می کند، ولی در مواقعی که طوفان‌های خورشیدی رخ می دهند، این ذرات باردار برای فضانوردان خطرناک بوده و می توانند در عملکرد ماهواره ها و نیروگاه‌ها نیز حوادثی را رقم بزنند.

آیا “خواب” عمیق‌ترین رازهای ما را افشا می‌کند؟


بیگ بنگ: «نیمه‌های شب از خواب می‌پرید؛ قلب‌تان به شدت می‌تپد. چند لحظه‌ای طول می‌کشد که بفهمید با حوله حمام در مصاحبه شغلی شرکت نکرده‌اید.» شاید به این نتیجه برسید که خوابی که دیدید نشان از استرس و اضطراب شغلی، حس شرم یا خجالت یا حتی حس خودنماییِ سرکوب شده دارد. با توجه به همه این احتمالات، آیا این واقعیت دارد که خواب می‌تواند از عمیق‌ترین رازهای ما پرده بردارد؟

CRZCghnXsjFDPkbymRtXبه گزارش بیگ بنگ، خواب میتواند بینش مفیدی دربارۀ زندگی‌مان به ما بدهد، اما برخلاف آنچه در فیلم‌های هالیوودی یا رمان مورد علاقه‌تان به تصویر می‌کِشد، هنوز هیچ مطالعه‌ای نشان نداده که خواب می‌تواند از ساز و کارهای درونی ما انسان‌ها حکایت داشته باشد. «دیراید برت» روانشناس و محقق خواب در دانشکده پزشکی هاروارد گفت: «هیچ تحقیقی تاکنون از ادعای فوق پشتیبانی نکرده است. خواب حاوی هیچ نمادی نیست. هیچ فرهنگ لغت، تعبیر خواب یا مفسر خوابی نمی‌تواند به شما بگوید که خواب چه معنا و مفهومی دارد.»

انسان‌ها از قدیم‌ به دنبال تعبیر خواب و استخراج معنای آن بوده‌اند. مردمان باستانی بین‌النهرین و مصر خواب را بعنوان پیام‌هایی از جانب خدایان قلمداد می‌کردند. یونانیان و رومی‌ها از خواب برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌کردند. اما باور به این مسئله که نمادهای به کار رفته در خواب، واقعیت‎های پنهانی را دربارۀ ما ارائه می‌کنند، به روانشناس قرن نوزدهم «زیگموند فروید» باز می‌گردد. او اظهار داشت که خواب مثل تحقق آرزو است و خواسته‌ها یا امیال سرکوب‌شده ما را افشا می‌کند. از زمان فروید، علوم مربوط به خواب روند رو به جلو داشته است. حالا گفته می‌شود که خواب از واقعیتی حکایت دارد که قدری پیش‌پا‌افتاده‌تر از موردِ پیشنهادیِ فروید است. خواب هیچ چیز رازگونه یا عجیبی ندارد. در واقع، خواب دیدن شبیه به این است که در طول روز فکر کنید.

اما نباید این طور برداشت کنید که خواب بی‌معنی است. بر اساس تحقیقات انجام شده، ما در هنگام خواب دیدن، همان علایق، خاطره‌ها و نگرانی‌هایی را پردازش می‌کنیم که در طول روز ذهن ما را مشغول فکر کرده‌اند. آقای برت در گفتگو با «Live Science» بیان کرد: «ما فانتزی‌های آرزومندانه‎ای داریم. ما به تهدیدات، بیم‌ها و ترس‌ها می‌اندیشیم. ما به زندگی اجتماعی و عزیزان‌مان فکر می‌کنیم.»

«ویلیام دامهاف» محقق خواب و استاد دانشگاه کالیفرنیا در مقاله‌ای که چندی پیش در مجله The Scientific Review of Mental Health Practice منتشر شد، گفت: «خواب، ادامۀ افکار و نگرانی‌هایی هستند که ما در طول روز با آنها درگیر هستیم. بنابراین، خواب معنا و مفهوم روانشناسی دارد. مطالعات ما نشان می‌دهد که خواب روایت محتمل از زندگی ماست؛ نَه فیلم‌های اکشن عجیب‌و‌غریب.»

اگرچه خواب شباهت بسیار زیادی به افکار ما در طول روز دارد، اما وقتی خوابیده‌ایم، مغزمان بطور کاملاً متفاوتی عمل می‌کند. برت در ادامه گفت: «مغز انسان در حالت شیمی و بیوشیمی کاملاً متفاوتی عمل می‌کند. یعنی ترکیبات شیمیایی مغز ما در طول خواب دچار تغییر می‌شود. بخش‌هایی از مغز از شدت فعالیت خود تا میزان قابل توجهی کم می‌کنند، بخش‌های دیگری از مغز هم فعالیت ِ خود را افزایش می‌دهند. برای مثال، قشر بینایی ثانویه در مغز که مسئولیت تصویرسازی را بر عهده دارد، به شدت فعالیت خود را در هنگام خواب افزایش می‌دهد.  این بخش از مغز به ایجاد تصاویر شفافی کمک می‌کند که در طول خواب می‌بینیم. اما قشر پیش‌سری افکار ما را فیلتر می‌کند.»

برخی روانشناسان از آن بعنوان یک ابزار ارزشمند یاد می‌کنند. اما روانشناس و روانکاو «کارل اشتوکنبرگ» از دانشگاه خاویر در سینسیناتی با ابراز تردید، اعلام کرده که خواب حاوی نمادهای معنادار یا خواسته‌های سرکوب شده انسانی است. وی در مصاحبه‌ای با «Live Science» خاطرنشان کرد: «دیالوگی میان آن دسته از بخش‌های مغز که به صورت نمادین کار می‌کنند و آن دسته از بخش‌هایی که به صورت منطقی کار می‌کنند، پدید می‌آید.» هیچ فرمولی برای تعبیر خواب وجود ندارد. برخی محققان می‌گویند که خواب معنی‌دار است و می‌توانند اطلاعاتی راجع به خودمان به همراه داشته باشند.

ترجمه: منصور نقی‌لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: livescience.com